« بازرگان؛ شصت سال خدمت و مقاومت | صفحه اول | راهبرد اصلاحات؛ راهی میان انقلاب و اقتدارگرایی »

13 بهمن 93

خاطره احمد بورقانی

در مجلس ششم احمد همیشه دفتری با خود همراه داشت و هر وقت فرصتی پیدا می کرد مطالبی را در آن قلمی می کرد. یک روز در اواخر کار مجلس ششم به احمد گفتم ای کاش هریک از ما حالش را داشت که خاطرات روزانه اش را از این مجلس می نوشت و اظهار شرمندگی از تنبلی خودم کرد، در پاسخ احمد دفترش را نشانم داد و اینکه به اندازه میسور خاطرات روزانه اش را از مجلس یادداشت کرده است و من از این خبر بسیار خوشحال شدم. پس از اتمام مجلس ششم و حوادثی که برما در اواخر کار مجلس ششم و پس از آن بر ماگذشت، و از جمله پرونده سازی هایی که شد و قاضی مرتضوی هر از گاه بورقانی را به دادگاه و استنطاق می کشید، روزی از احمد پرسیدم آن دفتر خاطرات را که می دهی بخوانیم یا منتشر می کنی؟ با حالتی افسرده و ناراحت گفت با این وضعیتی که داریم و هر روز باید به دادگاه و استنطاق بروم آن دفتر را نابود کردم! من اعتراض کردم که چرا اینکار را کردی؟ گفت اگر به آن دفتر دست می یافتند می توانست اسباب دردسر بسیاری از دوستان شود و من نمی خواستم باعث دردسر و گرفتاری برای دوستان شوم.


بله در کشوری که امنیت ندارد و از حقوق شهروندی خبری نیست البته نماینده مجلسش هم نمی تواند خاطرات روزانه اش را نگه داری کند و انتشار بدهد! درعین حال من امیدورام که بالاخره گوشه ای از این خاطرات در لابلای کتابخانه بورقانی محفوظ مانده باشد و از خانواده اش تقاضا دارم که جستجویی بکنند و اگر اثری از آن یافتند ما را از آن مطلع و با انتشار عمومی اش علاقمندان را از قلم شیرین بورقانی بهره مند سازند و قطعا بازگویی خاطرات مجلس ششم دراین فضای تاریک و مه آلود سیاسی امروز کشورمان می تواند نشاندهنده تلاش صادقانه و فداکارانه نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم و امثال بورقانی برای خدمت به مردم و کشور در رهایی از استبداد و دستیابی به عدالت، آزادی و توسعه باشد.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007