« اعتدال و پیروزی | صفحه اول | حساب ذخیره ارزی و صندوق توسعه ملی »

2 مرداد 93

ریشه یابی جریان تکفیر

با سیری در وضعیت کنونی جغرافیای سیاسی کشورهای اسلامی سوگمندانه باید گفت غالب این کشورها چندین سال است که گرفتار یک جریان خطرناک فکری شده اند که پیامدش ظهور گروه هایی همانند طالبان، القاعده، بوکوحرام، ...و اخیراً داعش در عراق بوده است. این گروه ها صحنه هایی بس دهشتبار و جنگ خانگی براه انداخته اند که جز کشت و کشتار و هلاکت حرث و نسل مسلمانان نتیجه ای در پی نداشته، و درواقع سرجمع عملکردشان تصویر ناخوشایندی از اسلام و مسلمانان را در جهان به نمایش گذاشته است. در بررسی و تحلیل این جریان خطرناک فکری صدها مطلب و مقاله نوشته شده است اما فکر می کنم در « ریشه یابی جریان تکفیر » این تحلیل پروفسور " توشهیکوایزوتسو " در لابلای کتاب ارزشمند " خدا و انسان در قرآن " ( ترجمه آحمد آرام ) می تواند قابل توجه و تامل باشد.

وی در شرح تقابل دو واژه کلیدی اسلام – کفر به اینجا می رسد که: " تقابل مسلم ( مؤمن ) – کافر یکی از مسائل هیجان انگیزی بود که در برابر دین اسلام تازه تولد یافته قرار داشت... این تقابل تصّوری درست به همان صورت که بود وارد دستگاه کلامی به وجود آمده در دوره پس از قرآنی شد...بنابراین ظاهراً از لحاظ این جفت اساسی، مسلم – کافر، هیچ چیز تغییر نکرده است. باوجود این، اگر این موضوع را با دقّت بیشتر در معرض بحث قرار دهیم، مشاهده خواهیم کرد که درآنجا انتقال توجّه و تاکیدی ظریف ولی آشکارا قابل ملاحظه صورت گرفته، و تغییری در نگرش اساسی نسبت به همین مسئله پیدا شده است. به عبارت دیگر، تقابل میان میان مسلم و کافر، هرچند از جنبه خارجی همان است، درست به همان معنی نیست. و این را می توان نتیجه تغییر وضع فرهنگی دانست که جامعه اسلامی خود را در آن یافته بود.

درآن هنگام، اسلام به عنوان یک دین مدت درازی استقرار پیدا کرده بود. عربستان به صورت یک کل آن دین را پذیرفت، سپس، بلافاصله به دنبال آن، اسلامی شدن بخش عمده جهان قدیم تمدّن سبب تغییر یافتن نقشه فرهنگی جهان شد. در درون این دستگاه و نظامِ اسلامِ استقرار یافته، طبیعی است که دیگر ضرورت نداشت که برای تقابل مسلمانان به عنوان یگانه پرستان و کافران به عنوان مشرکان به اندازه سابق اهمیت و تاکید قائل شوند. به جای این تقابل قدیمی، تقابل تصّورهای تازه ای پیدا شد که توجّه متفکّران را به خود جلب کرد. پیدا شدن فرقه خوارج، تقابل اساسی میان مسلم و کافر را وارد حوزه تصّورهای اسلامی کرد. در آنچه به شکل خارجی مربوط می شود، این تقابل همان که بود باقی ماند، ولی ساخت درونی آن دیگر همان نیست که پیش از آن بوده است. زیرا که دیگر مسئله به صورت اساسی به اختلاف میان مسلمانان یگانه پرست و مشرک بت پرست مربوط نمی شود. اکنون به تمایزی وابسته است که در داخل مرزهای خود اسلام و میان خود مسلمانان به وجود آمده است. چه، بنا بر نظر و اعتقاد خوارج، مسلمانی که مرتکب گناه کبیره شود دیگر مسلمان نیست؛ اورا باید کافر و مستحقّ دوزخ دانست و بنابراین حتّی کشتن او جایز شمرده می شود. و این خود عنصر خطرناکی را وارد اسلام کرد، چه خود تصّور و مفهوم « گناه کبیره » بسیار انعطاف پذیر است، و بدین معنی که آن را می توان درجهات مختلف گسترش داد تا چنان شود که هرچه را شخصی دوست ندارد شامل شود. مثلاً حدیث مشهور نقل شده به وسیله ترمذی در صحیح وی در خصوص تفسیر کردن قرآن چنین است: " آن کس که قرآن را به رأی و نظر خود، یعنی بدون علم تفسیر کند، کافر شده است. "
اگر به خاطر بیاوریم که این تهمت های گزنده و نظایر آنها به آسانی زده می شد و حتّی به نام پیغمبر رواج پیدا می کرد، می توانیم وخامت وضع را در آن زمان پیش خود مجسّم کنیم. " ( صص٦٣- ٦٥ )

هر چند زمانی که ایزوتسو این گزاره ها را می نوشته است تصّور آنچه را در دو دهه اخیر به عنوان جریان فکری تکفیری در کشورهای اسلامی ظاهر شده، و تیغ به روی مسلمانانی که آنها کافر می نامد، کشیده و کشتن آنها را واجب می داند، نمی کرده است اما به خوبی « ریشه یابی جریان تکفیر » را نشان داده است، با این تفاوت که ظهور جریان فکری تکفیری در آن دوران پس از فتح سرزمین های غیرمسلمان و سرریزکردن تقابل مسلم – کافر به درون جامعه اسلامی بوده است اما دراین دوران که جوامع اسلامی به گونه ای در چنبره استعمار و عقب ماندگی گرفتار مانده اند، سرکشیدن این تقابل چه توجیهی جز سرخوردگی بخشی از مسلمانان از وضعیت موجود می تواند داشته باشد؟ سوگمندانه باید گفت که جریان فکری تکفیر قدمتی به درازی تاریخ اسلام دارد اما زاد و ولد این فکر در ایندوره و زمانه آنهم در قالب گروه های تکفیری- تروریستی ناشی از تحقیر بیرونی و وضعیت حکمرانی استبدادی و اسف انگیز در غالب کشورهای اسلامی است که بهانه های لازم را به دست این گروه ها برای قیام و درگیری داده است. دیگر اینکه این جریان فکری تکفیری ارتباطی با مذهب شیعه و سنی ندارد و در میان هر دو مذهب گروه های تکفیری وجود دارد. اینرا بروشنی از نحوه عمل این گروه ها می توان دریافت. طالبان در افغانستان، القاعده در هر کجا که حضور یافته، و امروز داعش در عراق هر مسلمان، اعم از شیعه یا سنی، را که خلاف قرائت خودشان از اسلام تصّور نمایند ریختن خونش را مباح می دانند، و در کشورمان نیز با یک چنین جریان فکری تکفیری مواجه هستیم. راه دفع این بلیه از دامن جوامع اسلامی جز با جهاد فکری و اصلاح حکمرانی ها بر پایه اسلام رحمانی ممکن نیست، و این وظیفه سنگین عالمان مسلمانی است که همچون امام متقین علی بن ابیطالب، که در برابر خوارج ایستاد و الگوی رفتاری اسلام رحمانی را از خود در تاریخ برجای گذاشت و حجت بارزی بر باطل بودن قرائت تکفیری از اسلام شد، در برای این جریان فکری بایستند و با آگاهی بخشی نسبت به خطرات ناشی از این جریان در درون و برون جوامع اسلامی، مسلمانان را به هوشیاری و وحدت و مقابله با این جریان خطرناک فکری ترغیب و بسیج نمایند.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007