« نظام بانكي، پس‌انداز و سرمايه‌گذاري | صفحه اول | پاسخ به دو نظر »

14 خرداد 85

آیا انتخابات آزاد حق مسلم مردم نیست؟

ظاهرا برگزاری انتخابات فرمایشی مجلس هفتم وریاست جمهوری نهم با تکنولوژی نظارت کامل استصوابی شورای نگهبان واستمداد از نیروهای غیبی وامکانات حکومتی خیلی به دهن جناح اقتدارگرای حاکم شیرین درآمده است بگونه ای که در صدد برآمده اند تا این فن آوری صلح آمیز هسته ای را به انتخابات شوراها تسری داده ومردم را از حق مسلم خودشان همچون انرژی هسته ای بهره مند سازند! والبته هر فرد وگروهی هم نسبت به این امر اعتراض داشت حتما از نفوذی های دشمن است که باید خفه اش کرد وصدایش را برید وبه گونه ای فضا را ساخت که هیچ کس جرئت نکند بپرسد :"آیا انتخابات آزاد حق مسلم مردم نیست؟"

بنده از کسانی هستم که در همه پرسی تعیین نظام در روز 12 فروردین 1358 شرکت کرده وبه "جمهوری اسلامی ایران " رای داده ام وایضا به "قانون اساسی"، وهنوز هم از رای خودم در آن روزها دفاع می کنم وپشیمان نیستم چرا که فکر می کنم با آگاهی وعلم رای دادم وقطعا اگر آنچه بنده تصور می کردم وبعدا در قانون اساسی برشته تحریر وتصویب اکثریت ملت در آمد اجرا می شد اوضاع به اینجا نمی رسید ! متاسفانه با گذشت زمان وفاصله گیری از صدر انقلاب بجای آنکه اداره امور کشور به سمت اجرای هرچه بیشتر حاکمیت قانون در انطباق با قانون اساسی پیش رود پسرفت داشته است واین مصیبتی کمی نیست. وبدتر ازاین وسوگمندانه در صدمین سالگرد جنبش مشروطیت باید گفت علیرغم بیش از صد سال تلاش ومبارزه ومجاهدت برای حاکمیت قانون در این سرزمین ومهار استبداد وخودسری هاو...وتاسیس عدالتخانه وتحقق عدالت و...ما هنوز اندر خم یک گوچه مانده ایم وبا پرداخت هزینه های گزاف وسنگین همچنان گرفتار بی قانونی واستبداد ورزی وخودسری و...هستیم واصحاب زر وزور وتزویر یکه تاز میدانند!آن روزی که بنده رای می دادم در مخیله ام نمی گنجید که نظام جمهوری اسلامی ایران بجایی برسد که انتخاب آزاد را از مردم دریغ دارد، بگذریم از کارهای دیگری که هر یک سندی ازنقض عهد حکومت وحاکمان با مردم در اجرای قانون اساسی وتامین حقوق شهروندی وزندگی آبرومندانه برای آنان است.

خیلی جالب است که زعمای قوم از حاکمیت یکدست ویکپارچه در برابر حاکمیت دوگانه، که اشاره صریح به دوران هشت ساله اصلاحات( دولت خاتمی ومجلس شششم) دارد، دفاع می کنند وآنرا دلیل ونشانه کارآمدی نظام تبلیغ ومعرفی می کنند( محورتبلیغاتی که اقتدارگرایان در همه سالهای پس از دوم خرداد 76 روی آن علیه اصلاح طلبان تمرکز ووحدت داشتند). قطعا اگر این حاکمیت یکدست ویکپارچه از راه انتخابات آزاد ،سالم ورقابتی عادلانه وقانونی حاصل می شد حتی اگر ناکارآمد از کار درآید محل بحث ومجادله واعتراض نمی تواند باشد ( مثل بسیاری از کشورها که با شیوه دموکراتیک این امر اتفاق می افتد) چرا که با انتخاباتی دیگر مردم با ارزیابی عملکرد جناح حاکم اشتباه خود را تصحیح کرده وبه جریانی دیگر که تصور می کنند پاسخگوی مطالبات آنها وکار آمد خواهند بود رای خواهند داد. اما جالب اینکه حاکمیت یکدست ویکپارچه کنونی در ایران نه تنها حاصل یک انتخابات آزاد وکاربردشیوه موکراتیک نیست بلکه از شدت کارآمدی در صدد بستن آخرین منفذی است که احتمال می رود کارآمدی انها را به محک افکارعمومی ورای شهروندان زند وآنهم انتخابات شوراهای شهر وروستا در اواخر سال جاری است ! معلوم نیست اگر زعمای قوم این شیوه حکومتداری را کارآمد می دانند ومدعی اند که پاسخ می دهد چرا حاضر نیستند آنرا به رای مردم بگذارند؟

البته این حکومت یکدست ویکپارچه الحق والا نصاف در بی اعتبار کردن ایران در خارج وسروسامان بخشیدن به اوضاع داخلی خیلی کار آمد بوده است ! از سیاست خارجی وپرونده هسته ای می گذرم وفقط به اوضاع داخلی اشاره می کنم. در این هشت ماهی که از عمر دولت نهم می گذرد ماشاهد رخدادهای تاسف باری در کردستان ،خوزستان، سیستان وبلوچستان،کرمان واخیرا درمناطق وافراد ترک زبان بوده ایم که در عمر دولت هشت ساله دولت خاتمی ودوران اصلاحات سابقه ومشابه ندارد، خوب باید پرسید چه اتفاقی در این هشت ماهه اتفاق افتاده است که جامعه ما وبه ویژه اقوام ایرانی دچار این گونه حوادث وواکنش های اعتراضی شده است؟ آیا وضعیت معیشتی واقتصادی آنها در سایه حکومت یکدست ویکپارچه حاکم کارآمد دچار آنچنان تغییر وبهبودی شده است که حالا به سراغ مطالبات دیگر رفته اند؟ یا فضای زندگی آنها دچار تغییروبهبود گشته است؟ به جرئت می توان گفت که وضعیت معیشتی واقتصادی عامه مردم چندان تغییری نسبت به دوران خاتمی نکرده است اما فضای زندگی آنان قطعا دچار تغییر شده است . به نظر من از مجموعه عملکرد حکومت یکدست وجناح حاکم اقتدارگرا
شامه عامه اینرا استشمام می کند که روز بروز راههای تنفسی اش بسته می شود وطبیعی است وقتی آدم احساس خفگی می کند فریاد زند! وهمراهی دولت نهم ومجلس هفتم در بسط نظارت استصوابی به انتخابات شوراها علامتی روشن وشاهدی محکم براین استشمام است.

نکته ای که در همه سالهای اصلاحات اقندارگرایان ومحافظه کاران نیاموختند همین نکته باز گذاردن راههای تنفسی جامعه بروی مردم است( نهادهای مدنی ،احزاب سیاسی،مطبوعات آزاد، انتخابات رقابتی،...) وانچه اکثریت مردم را علیرغم کارشکنی های مخالفان اصلاحات وکم کاری اصلاح طلبان در کنار دولت خاتمی قرار می داد این احساس بود که می توانند حرف دلشان را بزنند ودر دولت ومجلس اصلاحات حرفشان شنیده می شود.
راه بقای جمهوری اسلامی ایران و حتی اقتدارگرایان از مردمسالاری وتمسک به شیوه های دموکراتیک می گذرد وهر راهی جزاین جواب نداده ونخواهد دادو به نظرم شیوه برگزاری انتخابات شوراها آزمونی فیصله بخش برای نظام وحاکمیت خواهدبود وامیدوارم که جناح حاکم ومقامات عالی این نکته را دریابند وپاسداری از جمهوری اسلامی ایران را بر حاکمیت چندروزه وساله خود ترجیح دهند وبدانند که در دنیای امروز اگر شک وشبهه ای در مورد مسلم بودن حق برخوداری از انرژی هسته ای برای شهروندان وجود داشته باشد اما هیچ شک وشبهه ای در مورد برخوردای شهروندان از انتخابات آزاد وجودندارد واز اینرو شهروندان ایرانی حق دارند بپرسند "آیا انتخابات آزاد حق مسلم ما نیست؟".



   نظرات

فاران :

چرا شما فکر میکنید بقای جمهوری اسلامی اینقدر مهم است؟ مگر چه دستاوردی در این 27 سال داشته است که در خور تقدیر باشد؟
در زمینه اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی که جامعه در قهقراست. در این موارد آمار معتبر موجود است.(نگاهی به آمار گسترش فحشا، اعتیاد ، فقر و جرم و جنایت گویای همه چیز است)
از آزادی اجتماعی و سیاسی هم هیچی نگوییم سنگین تر است.
آیا تا وقتی در قانون اساسی (که سنگ آن را به سینه میزنید) رهبری و اقتدار بی حد و حصرش تصریح شده است چطور دیکتاتور پروری به نظرتان عجیب میرسد.

مزروعی : اصولا دنیا را نباید سیاه وسفید دید ! دربین این دورنگ طیفی از رنگها وجود دارد.از نظر من چمهوری اسلامی ایران مثل دیگر کشورهاست ونقاط قوت وضعف خود را دارد .دستاورد مهم آن استقلال است ودر مورد زمینه های اقتصادی ، سیاسی وفرهنگی هم جای بحث ونظر وجود دارد و اینگونه سیاه نیست که شما دیده اید. درمورد آزادی و دیکتاتوری و... هم اینگونه نیست که مسئله فقط به ساختار حقوقی (قانون اساسی ) بر گردد بلکه هم به ساختار حقوقی وهم حقیقی (افراد وجامعه ) برمی گردد وموضوع تغییر در این ساختارها برای دستیابی به آنچه شما مطلوب می پندارید به این آسانی ها که شما تصور می کنید نیست! دلیل روشن اینکه ایرانیان بیش از صد سال برای دستیابی به حاکمیت قانون ، دموکراسی ، آزادی و...در این سرزمین تلاش و مبارزه وجهادو...کرده اند وما به اینجا رسیده ایم وهنوز راه دشوار وطولانی در پیش داریم و من با تکیه بر تجربیات گذشته تاکید بر اصلاح تدریجی همین نظام ونه انقلابی دیگر دارم وفکر می کنم دیگر کشور هایی که از ما پیشی گرفته اند همین مسیر را پیموده اند وکافی سرگذشت کشورهای اروپایی را بخوانیم والبته هیچ کشوری را نمی توان یافت که در آن مسائل ومشکلات نباشد وحتی در مورد مواردی که شما مثال زده اید آنها نیز کم وبیش مشکل دارند وقطعا اگر در کشور ما موازین حقوق بشر ودموکراسی ارج نهاده شود با همت ومشارکت همگان می توان بر این مسائل ومشکلات غلبه کرد.

 

طرفدار آزادی مطبوعات :

با سلام
جناب مزروعی ملت از این حق مسلمها زیاد دارند که فراموش شده اند و ویا در حال تعطیل شدن هستند.
به نظر حقیر در 12 فروردین 1358 مردم به قانون اساسی موجودرای دادند. در خرداد76 یک نه بزرگ قانونی به عدم اجرای صحیح قانون اساسی و در پیش گرفتن روشهای مخالف با آن ابراز کردند شاید حاکمان به خود آیند اگرچه در ظاهر نشان میدادند که به خودآمده اند اما فقط ظاهر سازی بود تاقدرت را بیشتر از دست نداده و دوباره آنرا دراختیار بگیرند و حالا که حاکمیت یکپارچه مورد نظر خود رابا روشهای غیر دموکراتیک(نظارت استصوابی) در اختیار گرفته اند صحبت از حاکمیت دوگانه در آن دوران میکنند.
همینکه واژه "حاکمیت دوگانه" را بکار میبرند خود جواب خود را داده اند:
اگر حاکمیت دومی بوده است خود بخود بوجود که نیامده است؟ بلکه نشات گرفته از رای ملت بوده است(دولت خاتمی ومجلس ششم) که اتفاقا بالاترین رای بوده است.بنابراین این حاکمیت به اصطلاح دوم حاکمیت اصلی و واقعی و قانونی مردم بوده است و همه باید به آن تن دهند در حالیکه آنها(زعمای قوم) خودرا حاکمیت اصلی میدانندو امروزه با تغییر شرایط به انتقاد و نفی آن میپردازند.
اما باید بدانند که ایندفعه دیگر مردم اعتراض خودرابا نه قانونی اعلام نمیکنند بلکه با روشهایی دیگر که شما نمونه های آنرابیان فرمودید( حوادث وواکنش های اعتراضی )
اما در مورد ماهیت واقعی اصولگرایی :
براستی اگر نمایندگان اصولگرا برایند نظر واقعی مردمند پس چرا قوانینی را تصویب میکنند که با خواسته مردم در تضاد است؟
نمونه آن هم بحث ماهواره
در شهری مانند تهران میتوان استفاده مردم از ماهواره را روی پشت بامها و روی پنجره آپارتمانها به وضوح دید و اکثریت مردم هم خواهان استفاده هستند.پس چرا آقایان قانون جریمه استفاده از ماهواره را تصویب میکنند؟این است پرداختن به خواست واقعی مردم؟این است اصولگرایی؟ اینست قانون واقعی و کارشناسی شده که نظر مردم در آن لحاظ نشده است؟

 

reza :

I agree with but I must add one important point. ... must get lost for ever

 

فاران :

باید قربون صدقتون برن تا کامنت ها رو سانسور نکنی.
خوب کامنت رو کلا جعمش کنی سنگین تره والا!

مزروعی : نمی دانم دراین باره چه بنویسم ! جنابعالی می توانی نوع قربان وصدقه را هم امتحان کنی ولی بدلیل تعطیلات وسفر بنده دسترسی به کامپیوتر نداشتم تا سانسور بکنم یا نکنم . اما یک نکته را یاد اور می شوم وآن اینکه بنده طرفدار آزادی بیان هستم واین به معنای آنستکه هر شهروندی حق دارد نظرات خود را آزادانه وبدون هرگونه لکنت زبان بیان کند اما این بدان معنا نیست که فردی بخواهد نظرش را از طریق بنده (سایت) منعکس کند و این حق برای من محفوط است که در مورد آنچه در سایتم منتشر می شود تصمیم بگیرم و مسئولیت آنرا بپذیرم و فکر نمی کنم امثال شما در انتشار نظراتشان در اینترنت مشکلی داشته باشند که اینگونه بنده را تهدید کرده اید وتوصیه می کنم شما هم با اسم ورسم وشناسنامه به انتشار دیدگاهها ونظراتتان بپردازید ومسئولیت آنها را هم بپذیرید. درمورد گذاشتن کامنت نیز شما اختیار دارید بگذارید یا نگذارید ودرست به همین میزان بنده اختیار دارم پاسخ بدهم یا ندهم هر چند تا کنون به احترام افرادی که زحمت کشیده ونظرات خود را ارائه کرده اند پاسخ داده ام .

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007