« خروج سپرده های بانکی به مقصدی نامعلوم! | صفحه اول | امنیت اقتصادی و امنیت روانی »

26 اردیبهشت 93

بنشین برلب جوی گذر عمر ببین

امروز با دیدن این عکس بیاد دوران دبستانم در مارچین افتادم. سال 1344 کلاس سوم یا چهارم دبستان! دو معلمی که درعکس دیده می شوند در زمره اولین سپاهیان دانشی بودند که به روستاها اعزام شده بودند. تا جائیکه بیادم مانده نفر سمت راست با لباس شخصی آقای شیرزاد نام داشت و ترک و تبریزی بود و بسیار اجتماعی و گرم، و نفر سمت چپ که لباس نظامی دارد آقای فرامرزی و اهل سیستان و بلوچستان بود. متاسفانه پس از اتمام دوران سربازی شان و رفتن به دیار خود دیگر هیچ خبر و اطلاعی از آنها ندارم، و امیدوارم هرکجا هستند به سلامت باشند که با آموختن به من، مرا مدیون و بنده خود ساخته اند!

01_3%5B1%5D.jpg

اما در مورد افرادی که در عکس هستند، و من امیدوارم اسامی آنها را در پس سال ها فراموش نکرده باشم، ایستاده از سمت راست :
صفرعلی مزروعی، شکرالله مزروعی، محمد رجبی، هاشم ابراهیمی از روستای بابوکان، رجبعلی مزروعی(خودم)، مصطفی مزروعی، ابراهیمی از روستای بابوکان که برحمت خدا رفته است.
نشسته از سمت راست : اصغر قانعیان، جواد مزروعی، اصغر صلاتی، محمدعلی مزروعی، مهدی عسگری، و رجبعلی مزروعی.
از میان اینها تنها کسی که توانست به تحصیلاتش در دبیرستان و دانشگاه ادامه دهد، با اینکه به لحاظ زندگی مادی و اجتماعی تقریباً شرایط یکسانی در مارچین داشتیم، من بودم. و البته تنها کسی هم که درگیر مسائل سیاسی و انقلاب و مسائل پس از انقلاب در محل و بیرون محل و گرفتاری ها و دردسرها و حالا آواره درغربت شد، من بودم . واقعیت اینکه بدلیل دور افتادن از زادگاهم از حال و روز این همولایتی ها همکلاسی خبر درست و درمانی ندارم و فقط می دانم که وضع زندگی و مالی برخی شان الحمدلله بهتر از من است، و برخی دیگر هم در حد زندگی معمولی با شغل هایی همچون آشپزی، مکانیکی، کارگری در کارخانه ها که حالا بازنشسته شده اند، و البته یکی شان هم بهترین استفاده را از انقلاب برد و با پیوستن به سپاه خود را بهره مند کرد، گذاران عمر کرده و می کنند.
خلاصه اینکه زندگی آدمیان مصداق بارز این اصطلاح رایج است که « بنشین بر لب جوی گذر عمر ببین ». آری عمر همچون آب در رودخانه زندگی و زمان جاری است، و ما بدلیل شناور بودن دراین رودخانه متوجه گذران عمر نیستیم و از آن غفلت داریم. فقط وقتی می توانیم متوجه این موضوع شویم که از آب زندگی بیرون آئیم و لحظاتی بر لب زندگی بنشینیم تا گذران عمر را ببینیم! و من تاسف می خورم که در گذشته بدلیل غرق شدن در زندگی این فرصت را نداشته ام، و حالا که فرصت اندکی در این باره یافته و به گذران عمر فکر می کنم، درمی یابم که چه عمر گرانبهایی را از دست داده ام و نعمت جوانی را ندانسته به مرز پیری رسانده ام!




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007