« کاهش ارزش پول ملی در سال های پس از انقلاب | صفحه اول | انتقاد ناپذیری و عادت به مونولوگ »

21 اردیبهشت 93

اردوکشی خیابانی

مقام رهبری در بخشی از خطبه نماز جمعه ٢٩ خردادماه سال ٨٨ و در واکنش به رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم در ٢٢ خرداد اینگونه بیان داشتند:

" قانون را فصل‏الخطاب بدانيد. انتخابات اصلاً براى چيست؟ انتخابات براى اين است كه همه‏ى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آورده‏اند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمى كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اينها چه گناهى كردند؟ كه ما ميخواهيم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بكشيم؛ آن طرف يك جور، اين طرف يك جور. براى نفوذىِ تروريست - آن كسى كه ميخواهد ضربه‏ى تروريستى بزند - مسئله‏ى او مسئله‏ى سياسى نيست؛ براى او چه چيزى بهتر از پنهان شدن در ميان اين مردم؛ مردمى كه ميخواهند راهپيمائى كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششى براى او درست كند، آنوقت مسئوليتش با كيست؟ الان همين چند نفرى كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادى، از بسيج، جواب اينها را كى‏ بناست بدهد؟ واكنشهائى كه به اينها نشان داده خواهد شد - تو خيابان از شلوغى استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروى انتظامى را ترور كنند - كه بالاخره واكنشى به وجود خواهد آورد، واكنش احساسى خواهد بود. محاسبه‏ى اين واكنشها با كيست؟ انسان دلش خون ميشود از بعضى از اين قضايا؛ بروند توى كوى دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهاى مؤمن و حزب‏اللهى را، نه آن شلوغ‏كن‏ها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبرى هم بدهند! دل انسان خون ميشود از اين حوادث. زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردم‏سالارى است. من از همه ميخواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستى نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‏ى آنهاست. اين تصور هم غلط است كه بعضى خيال كنند با حركات خيابانى، يك اهرم فشارى عليه نظام درست ميكنند و مسئولين نظام را مجبور ميكنند، وادار ميكنند تا به عنوان مصلحت، زير بار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غير قانونى، زير فشار، خود اين، شروع ديكتاتورى است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبه‏ى غلطى است. عواقبى هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت. "
قطعا این گزاره درستی است که :" انتخابات اصلاً براى چيست؟ انتخابات براى اين است كه همه‏ اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها." و اینهم درست است که :" زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردم‏سالارى است." حال بدون آنکه بخواهم به رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم تا یازدهم بپردازم سئوال این است که آیا این سخنان پس از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم هم برای افراد و گروه هائی که خود را ولائی و پیرو رهبری می دانند، هنوز اعتبار دارد یا نه؟
باز بدون آنکه بخواهم به اشکالات ساز و کار انتخابات و نظارت استصوابی بپردازم و با اشاره به اینکه در کشورهایی که از نظام های مردمسالار برخوردار هستند راه قانونی برای تجمع و تظاهرات اعتراضی بازهست؛ اما در این کشورها بجای آنکه نیروهای سیاسی به «اردوکشی خیابانی» و رویارویی فیزیکی با یکدیگر در عرصه عمومی بپردازند به انتخابات و صندوقهای رای پناه می برند و سرانجام نمایندگان این نیروها هستند که با حضورشان در مجلس و دولت صدای آنان را بازتاب می دهند و درگیریها را به صحن مجلس و دولت می کشانند و از راه بحث و مذاکره و گفتگو راه های قانونی برای حل اختلافات می یابند، یادآور می شوم در آخرین انتخاباتی که برای ریاست جمهوری در خرداد ماه سال ٩٢ و در سایه یک رقابت نسبی برگزار شد رای اکثریت مردم به نامزدی تعلق گرفت که از دائره اقتدارگرایان حاکم خارج بود، و از اینرو انتظار می رفت که پس از استقرار دولت برآمده از رای مردم سایر قوا و نهادهای حاکم، و ایضاً افراد و گروه هایی که خود را حامی و پیرو رهبری می دانند، با توجه به سخنانی که بدان اشاره شد، انتخابات و نتیجه آنرا فصل الخطاب بدانند و از رویاروئی و « اردوکشی خیابانی » با دولت مستقر خودداری کنند اما رخدادهای اخیر حاکی از آن است که این حامیان و پیروان رهبری بطور خودجوش اما سازماندهی شده! دست به انجام تجمع و « اردوکشی خیابانی » برای مقابله با سیاست های دولت زده و خود را بی نیاز از هرگونه اخذ مجوز قانونی برای بیان اعتراضشان می دانند، در حالیکه اگر حامیان دولت بخواهند دست به تجمع و تظاهرات حتی با اخذ مجوز قانونی بزنند هم اینان با عنوان ممنوعیت « اردوکشی خیابانی » به مقابله آنها در می آیند! ظاهرا در کشورما در مورد « اردوکشی خیابانی » هم تقسیم بندی خودی و غیرخودی وجود دارد، و در این میان قانون معنای مُحَصَل و چندانی ندارد.
کلام آخر اینکه هنوز هم می توان انتظار داشت در کشورمان امور بر مدار قانون بچرخد و براین ظرفیت تکیه شود و راه اصلاح برای حفظ نظام درپیش گرفته شود و قطعا «اردوکشی خیابانی» از هرسوی هر گروه و جناحی باشد نمی تواند مشکل اختلافات فکری و سیاسی را در کف خیابانها حل کند. در یک جامعه متمدن و اسلامی راه حل اختلافات فکری و سیاسی از طریق مذاکره و گفتگو و رقابت های شناسنامه دار در عرصه عمومی و انتخابات می گذرد و مسیر رشد و تعالی جامعه جز طی این طریق نیست.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007