« بمناسبت روزجهانی آزادی مطبوعات | صفحه اول | علت مهاجرت نخبگان چیست؟ »

16 اردیبهشت 93

حق خطا

در میان ما ایرانیان این اصطلاح بسیار رایج است که " انسان جایزالخطاست "، اما در عرصه عمل اجتماعی و به ویژه در میان دولتمردان و حتی نخبگان و روشنفکران ما کمتر آدمی را می توان یافت که اعلام واعتراف کند در دوران مسئولیت و فعالیت های اجتماعی و سیاسی اش یا امورات زندگی شخصی اش دچار " خطا " و اشتباه شده است! این تناقض فرهنگی و روحی و روانی را چگونه می شود توجیه و تحلیل کرد البته جای بحث و مناقشه دارد اما به نظر می رسد برخلاف اصطلاح مزبور که " حق خطا " را برای همه آدمیان برسمیت می شناسد، هریک از ما ایرانیان فکر و تصور می کنیم که اقرار و اعتراف به " خطا " می تواند به مقام و جایگاهمان در ذهن مخاطبان و دیگران آسیب زند، و از اینرو ترجیح می دهیم هیچگاه و در هر مقامی که هستیم به " خطا "کاری خود اعتراف نکنیم، و این اخلاق در مقامات حکومتی و دولتمردان ما بیش از دیگران است.

جالب اینکه آموزه ای اسلامی نه تنها " حق خطا "، بلکه در سایه " آزادی " و اراده ای که خداوند به انسان عطا کرده است، " حق ناحق بودن " را هم برسمیت شناخته است. داستان خلقت آدم در قرآن با این گزاره شروع می شود که خداوند می خواهد " خلیفه " و جانشینی برای خود در زمین تعیین کند اما وقتی آنها در محیط زندگی قرار می گیرند آدم و حوا از خوردن میوه گیاهی منع و در واقع خداوند نعمت وجود " آزادی " را بدانها یادآور می شود، و سرانجام این " آزادی " راه به " خطا " و نافرمانی از فرمان خدا می برد، و آدم و حوا چشم به دنیایی دیگر باز می کنند که محل زیست کنونی ما آدمیان است. در اینجا آدم و حوا متوجه " خطا "ی خود شده و راه " توبه " در پیش می گیرند، و بنابراین " توبه " راه اصلاح آدمیان از خطاهاست و نه ابزاری برای سیاست کردن آدمیان!

از نظر غالب ما ایرانیان که به اسلام و تشیّع باور داریم امام علی اسوه و الگوی یک رجل دینی و زمامدار حکومتی است. امام علی در مصدر رهبری حکومت اینگونه می فرماید : " آنگونه كه با زمامداران ستمگر سخن مى گوئيد با من سخن مگوئيد، و آنچنانكه درپيشگاه حكام خشمگين و جبّار خود را جمع و جور مى كنيد، در حضور من نباشيد و به طور تصنعى (و منافقانه ) با من رفتار منمائيد، و هرگز گمان مبريد در مورد حقى كه به من پيشنهاد كرده ايد كندى ورزم (يا ناراحت شوم) و نه اينكه خيال كنيد من در پى بزرك ساختن خويشتنم، زيراكسى كه شنيدن حق و يا عرضه داشتن عدالت به او برايش مشكل باشد عمل به آن براى وى مشكلتر است! با توجه به اين، از گفتن سخن حق و يا مشورت عدالت آميز خوددارى مكنيد زيرا من (شخصا به عنوان يك انسان) خويشتن را مافوق آنكه " خطا " كنم نمى دانم و از آن در كارهايم ايمن نيستم، مگر اينكه خداوند مرا حفظ كند. من و شما بندگان و مملوك خداوندى هستيم كه جز او خدائى نيست، او آنچنان در وجود ما تصرف دارد كه ما بدانگونه قدرت تصرف در خويش را نداريم، خداوند ما را از آنچه بوديم خارج ساخت و به صلاح و رستگارى آورد، به جاى ضلالت هدايت بخشيد و پس از نابينائى و كوردلى بصيرت و بينائى عطا كرد. " ( نهج البلاغه؛ فرازی از خطبه ٢١۶)

حال با این مقدمه ای که آمد به این فراز نامه اخیری که آقای حائری شیرازی به آقایان کروبی و موسوی نوشت، توجه فرمائید : " تسلیم نظام در برابر زور و عقب نشینی، نظام را به راشیتیسم سیاسی یا نرمی استخوان سیاسی می کشاند. رفع حصر خانگی در شرایط اصرار بر مواضع قبلی عیناً مانند قبول ابطال انتخابات بدون مجوز قانونی است و معنی آن این است که نظام حکم به نفی خود نموده است و از هیچ نظامی نمی‌توان چنین انتظاری را طلب کرد. "

هرچند ایشان منظور از " نظام " را مشخص و معلوم نکرده اند که کدام شخصیت حقوقی و حقیقی منظورشان است که نباید در برابر زور تسلیم و عقب نشینی می کرد؟ و بگذریم از اینکه ایشان اعتراض مدنی و مسالمت آمیز میلیونها نفر به نتیجه اعلامی انتخابات را زور لقب داده تا گزاره های بعدی اش را بنویسد و مدعایش را توجیه کند، و با اینکه هم اکنون و پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته دیگر مسئله ابطال انتخابات اصلاً موضوعیت ندارد که از مخاطبان نامه خواسته شود از اصرار بر مواضع قبلی شان دست بردارند و به " خطا " اعتراف کنند، اما لّب ضمنی کلام ایشان این است که حتی اگر " نظام " در این جریان " خطا " و اشتباه کرده باشد، نمی تواند قبول و اعتراف کند چون : " معنی آن این است که نظام حکم به نفی خود نموده است و از هیچ نظامی نمی‌توان چنین انتظاری را طلب کرد. "، و همه مشکل با عالمان دینی طرفدار " نظام " همین نوع نگاه و باور است. در واقع اینها برای " نظام " نوعی عصمت و خطا ناپذیری رسم می کنند و براین پایه همه امور و اتفاقات را تبیین و تفسیر می نمایند، و از اینرو در حوادت پس از انتحابات خرداد سال ۸٨ تنها این معترضان و آقایان کروبی و موسوی هستند که مرتکب " خطا " شده اند و باید مجازات شوند، و رفع حبس و حصر آنان نیز در گرو اعتراف به "خطا " و " توبه " است، اما " نظام " دچار هیچگونه " خطا "یی نشده چون نمی خواسته تسلیم زور شود و عقب نشینی کند! ظاهرا از نظر آقای حائری شیرازی " نظام " امری انتزاعی است و نه ساختاری متشکل از افراد حقیقی و حقوقی که همه از " انسان های جایزالخطا " هستند! جالب اینکه این عدم " خطا " کاری " نظام " اینروزها به رئیس سازمان زندانها هم تسری پیدا کرد و چون " نظام " نباید تسلیم زور زندانیان سیاسی مظلوم شود چون " معنی آن این است که نظام حکم به نفی خود نموده است و از هیچ نظامی نمی‌توان چنین انتظاری را طلب کرد. " به وی برای آزاد و اذیت و ضرب و شتم زندانیان سیاسی ارتقاء مقام دادند! حال این نوع نگرش را مقایسه کنید با آنچه از زبان امام علی نقل شد که خود را در مقام زمامدار بری از " خطا " نمی داند و خواستار مشاوره و تذکر دیگران می شود.

در پایان مناسب می دانم فرازی دیگر از کلام امام علی را در همین خطبه یادآور شوم : " و (بدانيد) از بدترين حالات زمامداران در پيشگاه صالحان اين است كه گمان برده شود آنها فريفته تفاخر گشته و كارشان شكل برترى جوئى به خود گرفته، من از اين ناراحتم كه حتى در ذهن شما جولان كند كه مدح و ستايش را دوست دارم، و از شنيدن آن لذت مى برم. من - به حمد الله - چنين نيستم و اگر (فرضا) دوست هم مى داشتم، بخاطر خضوع در برابر ذات پرعظمت و كبريائى خدا - كه از همه كس به ثنا و ستايش سزاوارتر است - آن را ترك گفتم. " براستی این کلام امام چقدر با رفتار " نظام "ی که آقای حائری شیرازی دیگران را به " توبه " در برابر آن دعوت می نماید، همخوانی دارد؟




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007