« اقتصاد؛ توسعه يا روزمرگي؟ | صفحه اول | نظام بانكي، پس‌انداز و سرمايه‌گذاري »

6 خرداد 85

پاسخ به یک نظر

به نام خدا
دوست عزیز جناب آقای مزورعی مقاله اقتصادی دستوری را در وبلاگ امروز خوانندم که به نظرم حتی نه به عنوان یک همکار بلکه از دید یک شهروند دوست دارم مطالبی به آن اضافه و یا انتقاد کنم.
با بخش ظهور طبقه جدید زیاد موافق نیستم به اعتقادم در بین طیف راست سنتی در مجموع کسانی از قدیم به بازار و بازار سیاه علاقه مند بوده و در آن فعالیت می کردند دیگر کسی حتی از دورترین افراد فامیل و دوستان هم نمانده که از این کلاه برای خود نمدی نساخته باشد . از طرف دیگر کسانی که به راست مدرن شهرت دارند نیز در بین سالهای سازندگی و دور اول ریاست جمهوری آقای خاتمی به اندازه کافی برای خود کت و کلاه دوخته اند که با اتکاء به آن توانسته و بتوانند از گرداب پرونده های مفاسد اقتصادی عبور کنند. در این بین تنها بخش اعظم مردم یا طبقه متوسط مردم در همان گرداب همیشگی امرار معاش دست و پا می زنند.
به اعتقادم این وظیفه دوستان شاغل و نزدیک به دو خرداد است که کارهای انجام شده در زمان دو دولت خاتمی و تفاوت آن با امروز و آینده بحث کنند. بالاخره یک نفر می بایست برای مردم توضیح دهد که اگر در دو دوره 4 ساله قیمت دلار کمترین نوسان را داشته و یا این که در 27 سال بعد از انقلاب ثابت ترین دوران خود را طی کرده نیازمند یک سری عوامل اقتصادی – اجتماعی – سیاست داخلی و سیاست خارجی بوده . درست در زمانی که پیروزی دو خرداد اتفاق افتاد مردم در بین خود توهماتی داشتند که باعث می شد فکر کنند همه چیز قرار است درست شود اجناس ارزان – وضع اجتماعی مطلوب و حتی روابط دختر و پسر آزاد گردد. در همین زمان آقای نبوی مصاحبه ای انجام دادند که در آن سعی کردند سطح توقعات مردم را پایین بیاورند ولی بعد از اتمام دو دولت و یک مجلس که معتقدم کارهای فراوانی کرده نباید این کارهای برای مردم توضیح داده شود. به نظرم شیوه برخورد و رفتار گروه های موسوم به دوم خردادی مانند کل ایران است یک وقتی در کشور ترکیه یک روزنامه نگار که به ایران بارها سفر کرده بود به من گفت مشکل اصلی شما این است که تبلیغات خوبی ندارد و قادر به معرفی خود نیستید . تصوری که دنیا از شما دارد و با آن چیزی که شما هستید زمین تا آسمان تفاوت دارد مشکل اساسی گروه های چپ هم همین است. دیگر این که درست که هیچ رسانه ای در اختیار نداریم و یا نمی توانیم از راه هایی که معمول و رسانه ای است با مردم در ارتباط باشیم ولی فکر می کنم طیف دوم خرداد رابط اصلی خود با مردم که همان دانشجویان باشند را هم از دست داد از یاد نبریم که در قبل از سال 76 هم گروه های چپ هیچ رسانه ای جز روزنامه سلام در اختیار نداشتند که با این دید امروز لااقل در چند روزنامه به صورت آشکار و نهان در اختیار چپ است در آن موقع این دانشجوها بودند که با ارتباط مستقیم با مردم به همه فهمانند که اگر مردم بخواهند حتی می توانند کسی را که از پیش باند فرود هلکوپترش ساخته شده برای رفت و امد به ریاست جمهوری می شود به زیر کشید . می شود 20 میلیون و حتی در مقطع بعد 22 میلیون نفر را واقعا به پای صندوق رای آورد.
راست سنتی بعد از وقوع دوم خرداد به دنبال چنین نیرویی بود که بتواند جای دانشجویان را بگیرد و دید که با اتکا به حرکت های قانونی و غیر قانونی بسیج 3 انتخابات را از چپ گرفت.
اما برگردیم سر موضوع اقتصاد دستوری تعجبم می کنم که این همه سال پول نفتی در رژیم گذشته خرج عیاشی ها و خرید سلاح و غیره می شد در این سال ها که ده ها برابر شده در کجا جمع شده. اساسا راه دست یابی به آن چیست چرا من نمی توانم بخشی از آن را در اختیار داشته باشم. مگر در این کشور فقط انرژی هسته ای حق مسلم ماست. یعنی نفتی که زیر پایمان است حق مسلم مان نیست. چرا من در کشوری سرشار از منابع طبیعی زندگی می کنم ولی به اندازه یک شهروند ترک که هیچ چیز جز توریست هایی که با التماس به کشور خود می آورند و هرکاری برای رضایت او انجام می دهند تا امرار معاش کنند خوشبخت نیستم. چرا هیچ اقتصاد دانی در ایران شرایط درآمد و هزینه های دولت و ملت ایران – ترکیه – عربستان و آمریکا را برایمان شرح نمی دهد حتما همه می باید از ایران بیرون بروند تا ببینند و همانجا بمانند. در این 27 ساله و یا لا اقل بعد از جنگ پول نفت این ملت در کجاها جمع شده. امثال سلطان شکرها که با میلیاردها تومان سرمایه توسط یک گروه امنیتی حفاظت و از ایران خارج می شوند این پول را در اختیار دارند. شاید بخشی از آن را ولی نه همه بالاخره یک روزی در این مملکت هم همه چیز روشن خواهد شد و دولت ها نه فقط برای مالیات دهنده گان که برای کسانی هم که پول نفتشان را خرج می کنند هم توضیح دهند و بازخواست شوند آن کسی که این ملک و ملت را حق مسلم خود می دانست و از پدر به ارث برده بود با خرج کردن های خود تقاص پس داد وای به حال کسانی که از بیت المال ذره ای خورده و به اولاد خود داده اند که نسل دوم آنها هرگز پای در بازار نخواهد گذاشت و از همان منطق الهیه و اقدسیه تمام ثروت پدر را دلار کرده و با آن برای خود گرین کارت خواهد گرفت باز به این امیدوارم که روزی خواهد رسید که جیب عده ای پر شود.
سئوال دیگری که همیشه در ذهنم بوده این که شهرام جزایری ها را گرفتند و یا خیلی های دیگر پولی که از این ها گرفتند که بالغ بر میلیاردها دلار می شود چه شد . مگر این پول ملت نبوده مگر آنها پول بیت المال را نخورده اند اموالی که مصادره شده در چه وضعیتی قرار دارد آیا خبرنگاران ما فقط به دنبال اخبار کیک زرد و سفرهای استانی رئیس جمهور باید باشند. این وظیفه خبرنگاران نیست که سئوالاتی که به ذهن مردم می رسد یا نمی رسد را موشکافی کند.
در آخر این که دوست دارم به عنوان یک اقتصاد دان از شما سئوال کنم اگر قرار بود مبالغ مصادره شده و اعلام شده در مطبوعات را به 100 هزار خانواده 4 نفری ایرانی داد به هر کدام چه قدر می رسید.
موفق باشید
دوست شما داوود حشمتی

مزروعی : باتشکر از لطف وتوجه شما، به اختصار در پاسخ به مطالب شما نکات ذیل را متذکر می شوم:
1 - اگر درآمد نفت را به نرخ جاری در نظر بگیریم این درآمد در نقطه اوج حداکثر دوبرابر نسبت به اوج درآمد در رژیم گذشته شده است ( 46 میلیلرد دلار در سال 84 در مقایسه با 23 میلیلرد دلار در سال 55) ،واگر به نرخ ثابت محاسبه کنیم به لحاظ قدرت خرید کمتر از آن در بازار جهانی می شود، واین در حالی است که جمعیت ایران طی سالهای 55 الی 84 بیش از دو برابر شده است. اگر در رژیم گذشته بخشی از درآمد نفت صرف عیاشی و...می شده است در جمهوری اسلامی این امکان به لحاظ ساختار حقوقی،سیاسی و اجنماعی وجود نداشته وکافی است در این باره به قوانین بودجه سنواتی و عملکرد اقتصادی دولت مراجعه فرمایید تا سهم درآمد نفت و چگونگی هزینه آنرا دریابید.با مروری سریع درخواهید یافت که هر ساله بخش عمده ای از در آمد نفت به صورت یارانه های مستقیم وغیر مستقیم وهمچنین تامین هزینه های جاری دولت به جامعه تزریق می شود تا جامعه سرپا بماند واتفاقا مشکل وایراد در همین جاست ونه آنچه شما آورده اید، و در واقع ما بجای استفاده از درآمد نفت برای سرمایه گذاری وپیشبرد توسعه کشور آنرا صرف هزینه های جاری وگذران امور روز مره کرده ایم تا به اینجا رسیده ایم! در دوره دولت خاتمی وعصر اصلاحات تلاش شد باتمهید "حساب ذخیره ارزی" این چرخه باطل شکسته شود واز در آمد نفت برای سرمایه کذاری ورشد تولید در اقتصاد ملی استفاده گردد وتا حدی اینکار انجام شد اما با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد ظاهرا چرخ به عقب برگشته وبرای بردن نفت به سر سفره های مردم بر حجم استفاده از در آمد نفت برای هزینه های جاری دولت وپرداخت یارانه ها بشدت افزوده شده ودر حال جارو کردن مانده حساب ذخیره ارزی اند! خلاصه آنکه پول نفت جایی جمع نشده وهمه آن از طریق بودجه هزینه می شود والبته در مسیر هزینه وشیوه توزیع بدلایلی که بحث جداگانه می طلبد سهم اقلیتی بیشتر شده و طبقه جدید یا هراسم دیگری در جامعه بوجود آمده است.
2 - در باره موضوع شهرام جزائری ومبارزه با مفاسد اقتصادی زیاد مسئله را جدی نگیرید ! آن پروژه ای بود که یرای بدنام کردن اصلاح طلبان برنامه ریزی شده بودومتاسفانه برخی از دوستان ما هم در دام آن افتادند والبته در اوج این بحث صحبت از دو سه میلیارد تومان بود ونه از میلیارد ها دلار! وبا رسیدگی به موضوع رقم آنقدر پائین آمد که دیگر ارزش تقسیم کردن ندارد! واگر این روزها اخبار مربوطه را دنبال کرده باشید جزائری دارد تبرئه می شود واین نشانی از قربانی شدن او در این ماجراست.
3 - درمورد اموال مصادره ای آنها طبق قواعد وضوابطی به نهادهای اقتصادی عمومی وعام المنفعه وخیریه مثل بنیاد مستضعفان ،بنیاد شهید، بنیاد پانزده خرداد،کمیته امداد امام، ستاد اجرائی فرمان امام،...واگذار شده واین نهاد موظفند در خدماتی دهی به گروههای هدف از آنها استفاده کنند وعملکرد خود را هم به صورت عمومی گزارش دهند ووظیفه روز نامه نگاران است که در این باره پیگیر باشند وآنها را مورد سئوال وبازخواست قراردهند. درمورد تقسیم وسهم هر خانوار هم نیز چون اطلاعات دقیقی در این باره وجود ندارد طبعا نظری نمی توان داد.
4 - در مورد آنچه درباره طیف راست سنتی و مدرن وسلطلن شکر آورده اید بنده چون اطلاعات دقیق ومستند ندارم اثباتا یا نفیا نمی توانم اطهار نطر کنم.
5 - توصیه شما در مورد بحث و گزارش دهی پیرامون عملکرد اقتصادی دولت خاتمی واصلاح طلبان کاملا بجاست وخوشبختانه با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد واقتدار گرایان فضای بسیار مساعدی برای پیگیری این موضوع بوجود آمده است وامیدوارم بنده ودیگر دوستان صاحبنظر به آن بپردازند.
5 - در مورد سر خوردگی دانشجویان و...ووضعیت جاری هم جای بحث وجود دارد که ار آن می گذرم.
امیدوارم موفق وموید باشید.



 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007