« روزگار سیاه روزنامه نگاران | صفحه اول | «بهینه سازی» هدفمندی یارانه ها »

8 اردیبهشت 93

رضایت از زندگی

هدف و غایت یک نظام سیاسی چیست؟ به عبارت دیگر مشروعیت و کارآمدی یک نظام سیاسی را به غیر از شاخص انتخابات آزاد و رقابتی با چه شاخص دیگری می توان سنجید؟ اگر شاخص« رضایت از زندگی » را هم به عنوان مهمترین هدف و شاخص سنجش نظامهای سیاسی بدانیم این شاخص باید بگونه ای تعریف و قابل اندازه گیری باشد که بشود میزان تحقق آنرا در هر واحد ملی اندازه گیری کرد.
شاخص « رضایت از زندگی » یک تحلیل روانشناسی اجتماعی از آدرین ج. وایت از دانشگاه لستر است، که تلاش می کند درجه رضایت مندی در کشورهای مختلف را نشان دهد. در این محاسبه، میزانسلامتی، ثروت، و دسترسی به آموزش پایه ای ملاک قرار داده شده است. این شاخصی است از اندازه گیری شادی با پرسش مستقیم از مردم در مورد رضایتشان از زندگی، همانند شاخص های دیگر مثل تولید ناخالص ملی و ...، است.برخی مطالعات نشان می دهد که شادی را می توان به طور موثر اندازه گیری کرد.

همانگونه که آمد این شاخص « رضایت از زندگی »را می توان از طریق نظرسنجی متکی بر روشهای علمی از شهروندان هر کشور اندازه گرفت. بدیهی است انعکاس این شاخص در ذهن هر شهروند ناشی از مجموعه داده هایی است که از محیط اطراف و زندگی اش می گیرد و بواقع نوعی برداشت و داوری ذهنی هر شهروند نسبت به شرایط محیطی و محاطی است که در آن به سر می برد و به عبارت اقتصادی به ترجیحات ذهنی و مطلوبیتهای هر فرد بستگی دارد. با اتکای به نظرسنجی و تبدیل این شاخص ذهنی به شاخص کمّی می توان دریافت که چه درصدی از شهروندان یک کشور از زندگی در این واحد ملی و ذیل نظام سیاسی حاکم رضایت دارند و چه درصدی ندارند، و در نتیجه می توان بر میزان مشروعیت وکارآمدی نظام سیاسی حکم راند و این اقدامی رایج در کشورهای مردمسالار و توسعه یافته است.
خوب حالا تصور کنید یک موسسه نظرسنجی مستقل بخواهد اینکار را در ایران انجام دهد آیا به چه پاسخی دست خواهد یافت؟ با تاسف چون در ایران هیچ نهاد مستقلی از سوی حاکمیت برای اینکار(وایضاً کارهای مشابه) برسمیت شناخته نمی شود و از طرفی دستیابی به اندازه این شاخص برای حکومت و حکومتگران بسیار حائز اهمیت است (البته اگر برای رای و نظر مردم نسبت به زندگی شان اهمیت و ارزس قائل باشند! واگر نباشند برای بقای حکومت خودشان!) توصیه می شود که دولت و حاکمیت حتما اینکار را هر ساله انجام دهد تا دریابد که میزان « رضایت از زندگی » در جمهوری اسلامی ایران چقدر است؟ وبا دیگر کشورها چقدر فاصله دارد؟ قابل ذکر اینکه در برخی کشورهای ینگه دنیا ذیل نظامهای سیاسی لیبرال دموکراسی و سوسیال دمکراسی (که البته از نظر جناح ارزشی و اصولگرا و اقتدارگرای ما در حال بحران و فروپاشی و زوالند!) میزان این شاخص یعنی « رضایت از زندگی » بالای ۸٠ در صد است.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7_%D8%A8%D8%B1_%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5_%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D8%B2_%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C )">برپایه پژوهشی که در این باره انجام گرفته است رتبه ایران در میان ١۷۸ کشور ٩۶ با امتیاز ٢٠٠ است، درحالیکه رتبه اول، دوم و سوم شاخص « رضایت از زندگی » به کشورهای دانمارک، سوئیس و اتریش با امتیاز ٢۷۳٫۵، ٢۷۳٫۳، و ٢۶٠ تعلق دارد.
ملاحظه می شود که جایگاه ایران در این رتبه بندی جهانی چندان مطلوب نیست، و البته بدون اتکای به هرگونه نظرسنجی علمی و این چنین پژوهشی نیز می توان دریافت که در ایران نا رضایتی از زندگی در حد بالایی است و برای اثبات این مدعا فقط کافی است به مندرجات منتشره هر روزه رسانه ها مراجعه و سخنان مسئولان و مقامات نظام را مرور نمود (و حتی احتیاجی به مراجعه به مردم عادی و عامی نیست) تا دریابیم چگونه اینان که خود باید کشور را اداره کنند و اسباب « رضایت از زندگی » را برای دیگر شهروندان فراهم آورند بیش از دیگران از وضعیت موجود اعلام نارضایتی می کنند و آنچنان سخن می گویند که گویا هیچ مسئولیت و نقشی در این باره نداشته اند! جالب آنکه آنان که در کشور ما بیشتر از قدرت و ثروت برخوردارند در اعلام نظر نسبت به شاخص « رضایت از زندگی » هم بیشتر ناراضی اند و اینهم یکی از عجائب کشور ماست! خوب در یک چنین وضعیتی واکنش اکثریت مردم در مقابل حوادث غیرمترقبه سیاسی و اجتماعی چه خواهد بود؟ ظاهرا از نظر جریان اقتدارگرای حاکم یک اقلیت راضی و مومن و ایثارگر و ... وجود دارد که همان هم برای مقابله با هر حادثه کفایت می کند! و لابد به اتکای همین نگاه و تحلیل است که برخی سرداران نظامی دیگر کشورها را تهدید می کنند که در صورت هر گونه سوء نظری نسبت به ایران آماده جنگ اند و منافعشان را در منطقه و جهان به آتش می کشند! هرچند آزمون یک چنین تحلیل و نگاهی می تواند هزینه ای به اندازه نابودی یک نظام سیاسی و مصائب پس از آن داشته باشد( نمونه عراق)،ولی اگر فرض کنیم این تحلیل و نگاه درست باشد آیا عقل و احتیاط و تدبیر حکم نمی کند که برای افزایش میزان « رضایت از زندگی »شهروندان برای افزایش قدرت بازدارندگی نظام در برابر حوادث غیرمترقبه و هرگونه سوء نظر دیگران باید بیش از اینها بذل توجه و عمل داشت؟ و آیا غنی سازی « رضایت از زندگی » شهروندان بیش از غنی سازی اورانیوم برای کشور مهم و کار ساز نخواهد بود؟ و آیا گیر دادن به سیاست خارجی دولت روحانی و مذاکرات هسته ای در تناقض با این موضوع نیست؟ و آیا بهتر نیست به جای تهدید دیگران و شعار نابودی این وآن و نوید فروپاشی لیبرال دموکراسی و سوسیال دمکراسی کمی به جلوی پا و حیاط خانه خودمان نگاه کرد؟ به قول خواجه عبدالله انصاری ای کسانی که خار را در چشم دیگران می بینید چرا درخت را در وجود خود نمی بینید؟
راستی افراد و گروه هایی که درهمه سالهای گذشته و به ویژه در دوران اصلاحات بر طبل مسائل اقتصادی و نیازهای معیشتی مردم می کوبیدند و انتقاد می کردند چرا افزایش قیمت نفت در سفره های مردم محروم و متوسط بازتاب و اثرندارد؟ و با شعارهای آباد گری و بردن نفت به سر سفره های مردم و عدالت محوری و...(وصد البته با کمک همه جانبه نیروهای غیبی) بر سرکار آمدند، با تشکیل حاکمیت یکدست و برخورداری از در آمد هنگفت و افسانه ای نفت در هشت سال گذشته چه کارنامه ای از خود برجای گذاشتند؟و به چه میزان بر « رضایت از زندگی » مردم در این دوره افزودند؟
انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به روشنی نارضایتی اکثریت مردم را از حاکمیت یکدست اقتدارگرایان در هشت سال گذشته نشان داد، و اینکه این نارضایتی هم حدی دارد! دولت روحانی پس از روی کار آمدن در این مدت کوتاه تلاش کرده است در جهت تامین « رضایت از زندگی » شهروندان گام های سیاستی موثری در عرصه خارجی و داخلی بردارد و به ویژه به حل مسائل و مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم همت گماشته، اما با سنگ اندازی سخت اقتدارگرایان روبرو شده است. البته می دانیم در عالم ماده و اقتصاد منابع آنقدر نیست که بتوان در کوتاه مدت مسائل و مشکلات اقتصادی مردم را، به ویژه وضعیتی فلاکت باری که دولت احمدی نژاد به ارث گذاشته است، حل کرد ( اصل کمیابی منابع و تخصیص بهینه) ولی این سنگ اندازی ها هم قوز بالا قوز شده است!
به ضرس قاطع می توان گفت در دنیای کنونی هر نظام سیاسی با هر محتوایی اعم از دینی و غیر دینی اگر نتواند « رضایت از زندگی » را برای شهروندانش فراهم آورد رو به فروپاشی و سقوط خواهد رفت. اقتدارگرایان حاکم که اینروزها در قوای مقننه و قضائیه و دیگر نهادها شمشیر علیه دولت روحانی بدست گرفته اند و بر مواضع و عملکرد دولتمردان می تازند براستی اگر به فکر خود و بقای حکومتند باید بدانند « رضایت از زندگی »شهروندان را دریابند و گول برخی تظاهرات ظاهری را نخورند! ارتش که بزرگترین پشتوانه و حامی رژیم پهلوی بود به دلیل نارضایتی درونی از وضعیت حاکم درست در روز واقعه و هنگامه دفاع از رژیم بگونه ای دیگر عمل کرد و البته این ناشی از عدم فهم درست حاکمیت از وضعیت درونی جامعه و ایضاً رفتار خاص مردم ما در رابطه با اینگونه حکومتگری هاست.
آخر در شرایط و وضعیتی که همه مراجع و مسئولان و حکومتگران از بی تدبیری ها و آشفتگی ها و بیکاری و فقر و فساد و تبعیض و ... در اداره کشور می نالند و برخی سعی دارند با فراموشی مسئولیتشان در مورد عملکرد دولت احمدی نژاد پرچم نارضایتی از وضعیت موجود را به بهانه های واهی در مورد مذاکرات پرونده هسته ای و ... به دوش کشند، چگونه می توان انتظار داشت تلاش های دولت روحانی برای تامین « رضایت از زندگی »شهروندان به ثمر نشیند؟ و میزان این شاخص رو به بهبود رود؟ با این حال باید امیدوار بود که با حمایت اکثریت مردم از دولت، اقتدارگرایان افراطی براه آیند یا منزوی شوند، و راه برای آشتی ملی و بهره گیری از همه توان و نیروی مادی و انسانی کشور برای حل مسائل و مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم گشوده شود و در گذر زمان شاهد افزایش « رضایت از زندگی » شهروندان و ارتقای جایگاه ایران در رتبه بندی جهانی این شاخص باشیم.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007