« May 2005 | بازگشت به صفحه اول | July 2005 »
June 27, 2005
دو جنبش موازي - تحليل نتايج انتخابات (2)
زلزله انتخابات، كه برخي از چهرههاي شاخص محافظهكار از آن به «سونامي» تعبير كردند، سرانجام با انتخاب آقاي احمدينژاد در دور دوم و در رقابت با آقاي هاشمي آرام گرفت اما پس لرزههاي آن همچنان جامعه ما، و به ويژه اهل سياست و نظر را در خود فرو برده است و يقينا" پيامدهاي اين زلزله به تدريج و در گذر زمان آثار خود را در عرصه داخلي و خارجي ظاهر خواهد كرد، و اينكه همه سياست ورزان، روشنفكران و اهل نظر و ... ايراني بايد در مواجه با اين وضعيت ضمن بررسي سهم و نقش خود در رخداد چنين وضعيتي به تحليل و پاسخگويي مناسب در مسير «چه بايد كرد؟» بپردازند و هدف راقم اين سطور جز اين نيست.
به نظرم عليرغم نتيجه دور دوم انتخابات رياست جمهوري در 3 تيرماه، همچنان نتايج دور اول بهترين راهنماي ما در شناخت و تحليل جامعه ايران است چرا كه به دليل حضور هفت نامزد حق انتخاب بيشتري براي شهروندان و ترجيحات آنها وجود داشت، و از اينرو با تكيه بر آن موضوع را پي ميگيرم. در تحليل نخست به سهم هر يك از سه جريان اصلاحطلب، محافظهكار و تحريميان و پيامهاي جداگانه و تركيبي آنها پرداختم. در اين تحليل با گذر از اين سطح ملاحظه ميكنيم كه در رفتار راي دهندگان ايراني نوعي ترجيح در انتخاب نمايان است كه به نوعي معنا بخشي در تحليل آراء و حتي در هم ريزي تقسيمبندي دوگانه سياسي اصلاحطلب – محافظهكار منجر ميشود به گونهاي كه در نهايت ميتوان به استخراج «دو جنبش موازي» در بطن جامعه كنوني ايراني دست يافت.
براي دريافت چنين موضوعي ناچار از توصيف ترجيحي هستيم كه از سوي راي دهندهها نسبت به هر نامزدي دريافت و بر مبناي آن اقدام به راي دادن كردهاند. بر اين پايه ميتوان چنين تصويري را ارائه كرد:
1- هاشمي ------- اصلاح طلب ----- توسعهگراي اقتصادي (رشد اقتصادي) 15/6 ميليون راي
2- معين -------- اصلاح طلب ------ سياسي (دمكراسي و حقوق بشر) 05/4 ميليون راي
3- مهرعليزاده ---- اصلاح طلب ------ اقتصادي (دولت رفاه) 28/1 ميليون راي
4- كروبي ------- اصلاح طلب ------ توزيع درآمد نفت (50 هزار تومان به هر ايراني) 06/5 ميليون راي
5- احمدي نژاد --- محافظهكار ------- توزيع عادلانه درآمد (عدالت اقتصادي) 71/5 ميليون راي
6- لاريجاني ----- محافظهكار ------- دولت مدرن (نوانديشي ديني و كارآمدي حكومت) 74/1 ميليون راي
7- قاليباف ------ محافظهكار ------- زندگي خوب (دولت حداقلي و كارآمد) 07/4 ميليون راي
ملاحظه ميشود كه نوعي ترجيح سياسي يا اقتصادي در راي شهروندان ايراني قابل تشخيص است. شهرونداني كه به آقاي هاشمي، معين، مهرعليزاده، لاريجاني و قاليباف راي دادهاند غالبا نگاهي سياسي داشته و بر امر توسعه، دولت مدرن و زندگي خوب نظر داشتهاند و ميتوان گفت (با توجه به پايگاه آراء اينان) عمدتا" متعلق به قشر متوسط به بالاي جامعه شهرياند، در حاليكه شهرونداني كه به آقايان كروبي و احمدينژاد راي دادهاند غالبا" نگاهي اقتصادي داشته و به توزيع عادلانه درآمد و رفع فقر نظر داشتهاند و عمدتا" متعلق درآمدي پائين جامعه شهري(حاشيه نشينان) و روستايي هستند. به عبارت ديگر در مرحله اول انتخابات 29/17 ميليون نفر راي دهندگان خواستار تحول در وضعيت سياسي كشور بودهاند، در حاليكه 77/10 ميليون نفر خواستار تحول در وضعيت اقتصادي هستند. البته در مرحله دوم انتخابات كه گزينهها به دو نفر كاهش يافت اين وضعيت به نفع خواستاران تحول اقتصادي تغيير مسير داد و اين گزاره برعكس شد! بر پايه چنين برداشتي بايد اذعان كرد كه امروزه در جامعه ايران «دو جنبش موازي» در حال پويش و فعاليت است: جنبش توسعهگرا، دمكراسي خواه و مدافع حقوق بشر و جنبش فرودستان و محرومان.
محافظهكاران كه همه امكانات قدرت و حكومت را در ايران بدست دارند براحتي توانستند از طريق پايگاههاي سازماندهي شده در سراسر كشور و در تقابل با اصلاحطلبان و به چالش كشيدن شعارها و عملكرد آنان، «جنبش فرودستان» را براه انداخته و از آن به نفع خود در اين انتخابات بهرهبرداري نمايند، و اين درحالي است كه اصلاحطلبان بهردليل نتوانستهاند در اقناع تودههاي فقير و محروم شهري و روستايي و جلب اعتماد آنان قدم بردارند.
آنچه سرنوشت جامعه ايران را بسوي آينده رقم خواهد زد نوع تعامل اين «دو جنبش موازي» و شيوه عمل بازيگران صحنه سياست ايران، به ويژه اصلاحطلبان و محافظهكاران،در گذر زمان است، و البته بدليل يكپارچگي كامل حاكميت بدست محافظهكاران، عملكرد اين جناح نقشي تعيين كننده در جهت گيري جامعه ما خواهد داشت. بديهي است كه بدليل پايگاه تقريبا" برابر هر يك از اين دو جنبش در جامعه امروز ايران، حذف يا ناديده گرفتن هر يك توسط حاكميت ممكن نيست اما عملكرد دولت آينده در پاسخگويي به نيازهاي فرودستان و محرومان(بر پايه آنچه وعده داده شده) ميتواند توازن نيروها را بنفع محافظهكاران بر هم زند در غير اينصورت بخش قابل توجهي از اينها به جريان اصلاحطلبي خواهند پيوست. در سايه چنين تحليلي آنچه رخداده ميتواند گامي مثبت در پويش سياسي اجتماعي امروز ايران تفسير شود، و اينكه اصلاحطلبان و تحول خواهان با استفاده از اين شرايط و برخورد فعال با آن ميتوانند جنبش توسعهگرا، دمكراسيخواه و مدافع حقوق بشر را با نيروي بيشتري به پيش برند.
نوشته شده در 11:10 PM | نظرات(1) | دنبالك
June 22, 2005
تحليل نتايج انتخابات (1)
در نظامهاي مردمسالار «انتخابات» همچون «آيينه» يا «ميزان الحراره» جامعه عمل كرده و برخي مواقع «زلزله» بپا ميكند. در ايران نظامي شبه مردمسالار وجود دارد و فرصت «انتخابات» تا حدودي ميتواند بازتاب دهنده واقعيتهاي دروني جامعه و خواستها و مطالبا
در اولين گام تحليل ميخواهيم سهم راي سه جناح محافظهكار(اصولگرايان طرفدار وضع موجود و نظام)، اصلاحطلبان (طرفداران گذر از وضع موجود و اصلاح نظام) و تحريميان (طرفداران گذر از وضع موجود و نظام) را اندازه بگيريم چرا كه هر سه جريان در عرصه انتخاباتي (اگر چه نابرابر) فعال بودهاند و نتايج حاصله تا حدودي ميتواند سهم هر جريان را مشخص كند.
نتيجه انتخابات حاكي از مشاركت 7/62 درصدي مردم در انتخابات است. بالاترين درصد مشاركت مردم در انتخابات رياست جمهوري حدود 80 درصد در دوم خرداد 76 بوده است. به عبارتي نزديك به 20 درصد شهروندان ايراني بهردليلي در انتخاباتها شركت نميكنند و عدم حضور ثابت و پايدار آنها را نميشود به حساب تحريميان گذاشت، اما عدم شركت 3/17 درصدي شهروندان در انتخابات اخير نسبت به دوم خرداد 76 را ميتوان به عنوان سهم تحريميان در نظر گرفت و اگر سهم 1/5 درصدي آراي باطله را نيز به آن اضافه كنيم آنگاه ميتوان گفت اين ميزان از مردم (4/22 درصد) خواهان دگرگوني نظاماند. در برابر اگر مجموع راي داده شده به نامزدهاي اصلاحطلب (آقايان معين، كروبي و مهرعليزاده) را محاسبه كنيم 2/22 درصد ميشود و نامزدهاي محافظهكار(آقايان احمدينژاد و لاريجاني) نيز 9/15 درصد را به خود اختصاص دادهاند، در اين ميان اگر با نوعي تسامح و غمض عين آراي آقايان هاشمي و قاليباف را به سبد اين دو اضافه كنيم سهم اصلاحطلبان 4/35 درصد و محافظهكاران 6/24 درصد ميشود. با اين حساب ميتوان نتايج زير را گرفت:
1- هنوز هم سهم جناح خواستاران اصلاحات در درون نظام (4/35 درصد) از دو جناح محافظهكار (2/22 درصد) و تحريميان (4/22 درصد) بيشتر است و اين نشان از پايداري اكثريت مردم در خواست اصلاحيشان دارد.
2- سهم جمعيت خواهان تحول (اصلاح طلبان و تحريميان) به 7/52 درصد(اكثريت مطلق جامعه) ميرسد و اين به معناي آن است كه نظام بايد به اصلاحات تن در دهد تا بر ثقل جمعيت اصلاحطلبان درون نظام بيفزايد وگرنه روند تحولات به نفع تحريميان و گذر از نظام جريان مييابد.
3- افرادي كه خواهان تثبيت وضع موجودند در بهترين شرايط سهمي 2/22 درصدي از جمعيت راي دهنده را بخود اختصاص دادهاند و اين در حالي است كه بيشترين سهم را در نهادهاي حاكميتي و انتصابي نظام بعهده دارند و به واقع حاكميت اقليت بر اكثريت را شكل دادهاند و يقينا" چنين وضعيتي قابل دوام نيست و بقاي جمهوري اسلامي ايران را به نفع تحريميان رقم خواهد زد. جالبت آنكه سهم محافظهكاران با تحريميان برابري ميكند و اين حكايت از خطر قطبي شدن جامعه ميدهند.
4- خلاصه آنكه در انتخابات اخير از مجموع راي دهندگان، 2/22 درصد به نظام، 4/35 درصد به اصلاح نظام و 4/22 درصد به گذر از نظام گرايش نشان دادهاند كه البته ميتوان براي همه افراد و فعالان سياسي، گروهها و احزاب، به ويژه مسئولان اداره كشور عبرت آموز و راهگشا باشد بشرطي كه چشمها، گوشها و فضاي ذهني و فكري خود را بسوي جامعه و مردم باز كنند.
نوشته شده در 10:15 AM | نظرات(9)
June 20, 2005
پس لرزه هاي انتخابات
در آخرين مطلب آورده بودم که در نظام هاي مردمسالار برخي مواقع انتخابات مثل زلزله عمل مي کند. در کشور ما نيز که شبه مردمسالار است انتخابات اخير رياست جمهوري مثل زلزله عمل کرد و ميشود گفت «پس لرزه هاي انتخابات» خيلي ها (به ويژه احزاب و گروههاي اصلاح طلب) را تکان داده است. تجزيه و تحليل نتيجه انتخابات نکات عبرت آموزي هاي فراوان دارد که آنرا به فرصت ديگري وا مي گذارم.
يکي از «پس لرزه هاي انتخابات» راهيافتن آقاي احمدي نژاد به دور دوم انتخابات است. واقع اينکه اصلاح طلبان هرگز آقاي احمدي نژاد را بدليل مشخصه ها و ويژگي هايش جدي نگرفته بودند اما به نظر ميرسد که محافظه کاران تندرو(اصولگرايان) در دامن سناريويي که چيده بودند با فرمان از بالا و بکارگيري کامل حزب سياسي – نظامي و ناظران صندوقها به گونه اي متحد و منسجم عمل کردند و راي آقاي احمدي نژاد را اين چنين بالا بردند که حالا در مقام رقابت با آقاي هاشمي قرار گرفته است.
به عبارت ديگر تجربه انتخابات دور دوم شوراها و مجلس هفتم اين بار در شرايطي به ظاهر رقابتي تکرار گرديد و ضمن تامين راي مورد نياز نظام راه اقتدارگرايان را براي تسخير کامل قدرت و حکومت هموار نمود.
کودتاي پارلماني با کودتايي ديگر، اما در ترجماني نسبتا مردمسالارانه در حال تکميل شدن است، اگر طرفداران آزادي و دمکراسي بي تفاوت از کنار اين موضوع بگذرند، خطر حاکميت کامل اقتدارگرايان و روشهاي طالباني کشور را تهديد مي کند و براي جلوگيري از اين خطر بايد به ميدان آمد و به هاشمي راي داد اگر چه مطلوب ما نباشد.
ما سقف انتظارات و مطالبات خود را از دست داديم، بايد مواظب باشيم که کف را از دست ندهيم تا فردا بتوانيم در اين کشور زندگي کنيم.
نوشته شده در 09:36 AM | نظرات(7) | دنبالك
June 13, 2005
زلزله انتخابات
درنظامهای مردمسالار "انتخابات" برخی مواقع همچون "زلزله" عمل مي کند.
حتما اینروزها نتیجه رای گیری درفرانسه وهلند راجع به قانون اساسی اتحادیه اروپاوپیامدهای آن را شنیده وپیگیری کرده اید .درایران نیز انتخابات دوم خرداد76مثل زلزله عمل کرد وحالا پس از8سال ازآن تاریخ انتخاباتی دیگر برای ریاست جمهوری درپیش است. البته شرایط امروز جامعه ما بدلیل روند تحولاتی که دراین هشت سال درعرصه داخلی وخارجی طی شده است وتجربیاتی که بدست آمده است وهمچنین آرایش نامزدهای انتخاباتی ونیروهای حامی آنها با دوم خرداد76 تفاوتهای چشمگیر دارد. فضای دوقطبی آن انتخابات به فضای چند قطبی تبدیل شده و صف بندی نیروها درهردوجناح سیاسی اصلاح طلب و محافظه کار برهم خورده است ودر نتیجه صحنه انتخابات را به رقابتی نفس گیر وغیرقابل پیش بینی تبدیل کرده است. واین در حالی است که بخش قابل توجهی ازشهروندان حامی اصلاح طلبان درگذشته هنوز واکنش مثبت وفعالی درباره انتخابات ازخود نشان نداده اند و رفتار آنها درروز انتخابات قطعا نقشی تعیین کننده در سرنوشت انتخابات و آینده کشور خواهد داشت.
دراین بازار رقابتی و نفس گیر اصلاح طلبان پیشرو ونامزدشان آقای دکتر معین درتلاشند که بااستفاده ازتجربیات گذشته رای ونظر حامیان اصلاحات راجلب نمایند وخوشبختانه به نظر می رسد که با گذشت زمان تلاش اینان در حال به ثمرنشستن است و جامعه ما درحال تکان خوردن .قطعا پیش بینی آنچه در روز 27خرداد خواهد گذشت بسیار دشوار است اما با آنچه در این ماهها و روزها دیده ام از خود می پرسم آیا بار دیگر "زلزله انتخابات"در راه است؟ واکثریت ایرانیان با انتخاب دکتر معین همه را شگفت زده خواهند کرد؟ و....
نوشته شده در 12:48 PM | نظرات(11) | دنبالك
June 08, 2005
سفرهاي انتخاباتي و درسهاي جديد
دوستان ما بر پايه تحليلي كه از شرايط محيطي و محاطي كشور داشتند وارد انتخابات رياست جمهوري شدند، و البته با آن كيفيتي كه همه ميدانند سرانجام با تاييد و حضور آقاي دكتر معين به عرصه رقابتها پاي نهادند. بنده كه از ابتداي ورود به بحثهاي انتخاباتي در روزهاي پايان هفته به شهرهاي مختلف براي سخنراني و ارتباط مستقيم با مخاطبان ميرفتم در روزهاي اخير ناچار از وقت گذاري بيشتر شدهام و چهار روز 12 الي 15 خرداد را بطور كامل در استان هرمزگان بودم.
اين سفرها و حضور در شهرهاي مختلف تجربيات بسيار گرانقدري را برايم بهمراه داشته است، و به ويژه سفر به شهرهاي استان هرمزگان خاطرات فراموش ناشدني در ذهن و دلم بر جاي گذاشته است، بگونهاي كه نميتوانم احساس خود را بيان كنم.
در هر كجا پا نهادم ياران همدلي را يافتم كه بدون هيچگونه چشمداشتي سر در گرو اصلاحات داشتند و تداوم آنرا در ياريگري و راي به دكتر معين ميدانستند، و عليرغم همه گلايهها و دلخوري كه نسبت به گذشته و دولت خاتمي داشتند چشم به آينده دوختهاند.
براي من خيلي جالب بود كه در حاجيآباد، بستك، بندرلنگه، گاوبندي، قشم، رودان و بندرعباس با افرادي برخورد كردم كه گويا سالهاست با هم همدل و همراهيم و در حرف و سخنانش گرمي بازار اصلاحات بيشتر از ما ميشد احساس كرد.
نميدانم آناني كه دم از تحريم انتخابات ميزنند چقدر از نزديك با اين مردم ارتباط دارند و دمخورند. بنده ضمن احترام به موضع ايشان در اين سفرها اينرا به خوبي دريافتهام كه هر چه ما از مركز و نخبگان و روشنفكران دور ميشويم تمايل اكثريت مردم به اصلاحات و پيگيري آن از طريق صندوقهاي راي و حضور در حاكميت است، چرا كه آنها بهبود امور خود را در گرو اصلاح نهادهاي حكومتي ميبينند.
آنها به خوبي دريافتهاند كه از فرصت پيش آمده بايد براي «اصلاحات، گامي به پيش» استفاده كنند.
نوشته شده در 08:38 AM | نظرات(5) | دنبالك
June 02, 2005
راهيافتهگان و روزنامهنگاران
واقع اينكه من خيلي ابا داشتم و دارم كه در مورد مجلس فرمايشي هفتم حرفي بزنم يا مطلبي بنويسم به خاطر اينكه آنرا از پايه خراب ميدانم، اما در اين روزها كه همكاران روزنامهنگارم از دست برخي «راهيافتگان به مجلس هفتم» كلافه شدهاند حداقل در همدردي آنان نكاتي را يادآور ميشوم.
در مجلس ششم و در ايامي كه دادگاه روزنامه نوروز برگزار ميشد، روزي پس از جلسه علني در راهروي مجلس به آقاي حداد عادل(راهيافته آن دوره!) گفتم آيا فكر نميكنيد كه با توقيف و تعطيلي پي در پي مطبوعات جز اينكه فضا براي رسانههاي خارجي باز شود و مردم براي دستيابي به اخبار به سوي رسانههاي فارسي زبان بيگانه بروند حاصلي ديگر نخواهد داشت؟ و فكر نميكنيد كه در نهايت اعتماد به رسانههاي داخلي سلب شود و در شرايط ضروري نيز شهروندان ديگر به حرف اين رسانهها گوشي نكنند و ... آقاي حداد خيلي خلاصه گفت وقتي رسانههاي داخلي حرف همان خارجيها را ميزنند بهتر است كه توقيف و تعطيل شوند. خوب از اين آقا در رابطه با رسانهها، روزنامهنگاران و خبرنگاران در هر مسندي كه بنشيند چه انتظاري ميتوان داشت جز آنچه تاكنون ديدهايم!
پس از استقرار مجلس فرمايشي هفتم روزنامه «وقايع اتفاقيه» در پوشش اخبار مجلس از واژه «راه يافته» براي افراد عضو اين مجلس استفاده ميكرد، مستقيم و غيرمستقيم پيام فرستادند كه اگر روزنامه به استفاده از اين واژه ادامه دهد با توقيف و دادگاه مواجه خواهد شد، و سرانجام بواسطه همين بهانه و همچنين پيگيري مسائل مربوط به دادگاه زهرا كاظمي زير مجموعه دادستاني تهران با صدور حكمي، كه از شاهكارهاي حقوق قوه قضائيه محسوب ميشود به لحاظ استدلال، روزنامه «وقايع اتفاقيه» را توقيف موقت كرد، و پرونده اين روزنامه جوانمرگ هم به خيل پروندههاي ديگر نشريات توقيف موقت شده پيوست. به عبارتي اين روزنامه اولين قرباني استقرار «راهيافتگان به مجلس هفتم» شد تا آنان بدون هرگونه انتقاد و مخالفي هركاري ميخواهند بكنند و به زبان آقاي حداد جلوي تخريب برنامهريزي شده مجلس را بگيرند.
از قديم گفتهاند از كوزه همان تراود كه در اوست. براي بنده اخراج خانم «علي نژاد» از مجلس يا برخوردهاي آنچناني با روزنامهنگاران از سوي راهيافتگان محافظهكار هرگز دور از انتظار نبوده و نيست، و بايد اينها را از انتايج سحر انتخابات فرمايشي استصوابي دانست.
اين راهيافتگان با راي اقليتي به اين مجلس آمدهاند و خود را فقط پاسخگوي «خودي»ها ميدانند و كاري با اكثريت مردم ندارند چه برسد به اينكه بخواهند به آنها احترام گذاشته و پاسخگوي افكار عمومي از طريق مطبوعات و روزنامهنگاران باشند. اصولا اقتدارگرايان و استبدادخواهان بر هرگونه اطلاع رساني شفاف و گردش آزاد اخبار ناسازگاري دارند و حفظ قدرت را در پناه تاريكخانهها ميجويند، و از اينرو در نگاه آنان هر خبرنگاري كه نوري به تاريكخانهها بتاباند قلم به مزد، ستون پنجم، بي پدر و مادر، ... است و بايد او را اخراج، محاكمه، زنداني و ... كرد.
در همه جاي دنيا، و حتي در برخي نظامهاي شبه دمكراتيك، پارلمان خانه ملت و در آن به روي همه باز است و مجالس نماد آزادي، دمكراسي، حقوق شهروندي و ... به شمار ميروند، ظاهرا در كشور ما در خانه ملت فقط حداقلي باز است و .... جالب آنكه انتخابات مجلس هفتم و عملكرد راهيافتگان آن شباهت عجيبي به انتخابات مجلس هفتم پس از مشروطه و عملكرد آندوره دارد كه در فرصتي ديگر اگر عمري بود بايد به آن بپردازم.
