« قدرداني از ابطحي | بازگشت به صفحه اول | داد بي داد »
March 17, 2005
گام زدن در ميدان مين
روزي نيست كه در اخبار نشنويم يا نخوانيم خبرنگاري گرفتار شده است؛ از ضرب و شتم، بازداشت، گروگان گرفته ... تا قتل.
ظاهرا" فرقي هم نميكند در كجا عالم باشند هر چند هر چه به كشورهاي در حال توسعه و عقب مانده نزديكتر ميشويم درجه غلظت گرفتاري بيشتر ميشود.
حتما" خبر قتل يك روزنامهنگار در آذربايجان را در روزهاي اخير شنيدهايد. آناني كه او را مزاحم قدرت و دنيا طلبيشان ميديدند و لابد نتوانسته بودند به تطميع يا تهديد ساكتش كنند به ضرب گلوله در درب منزلش شاكتش كردند!
جالب اينكه در همين ايام خبر ديگري بود در مورد اينكه دولت جديد اوكراين پيگير ماجراي ترور روزنامهنگاري بود كه چهار سال پيش در اين كشور ترور و كشته شد. در جريان اين پيگيري قرار بود كه وزير كشور سابق اوكراين در دادگاه حاضر شود، اما وقتي به سراغ او رفتند با جنازهاش در خانه مواجه شدند و لابد هماناني كه فرمان قتل آن خبرنگار را قبلا" داده بودند حالا كه اوضاع را دگرگونه يافتند، براي حفظ خود عامل واسطه را از ميان بردند تا هيچ ردپايي براي پيگيري موضوع نماند!
البته قتل روزنامهنگار اوكرايني در تحولات داخلي اين كشور بسيار تاثير گذار بود و دولت جديد قول داده است كه اين موضوع را تا نهايت پيگيري نمايد، و لابد در آذربايجان نيز چنين خواهد شد و ... .
اما در مورد وضعيت روزنامهنگاري و روزنامهنگاران در كشور خودمان نيز اوضاع بسيار اسفبار است. در چند سال گذشته به لحاظ توقيف و تعطيلي مطبوعات و برخورد با روزنامهنگاران قوه قضائيه ركورد دار بوده و مقام اولي جهان را به خود اختصاص داده است. قتل زهرا كاظمي خبرنگار ايرانيالاصل كانادايي به آن كيفيتي كه همه ميدانند و تا امروز نيز رسيدگي به آن به سرانجام نرسيده و قاتل يا قاتلان معرفي و مجازات نشدهاند ركورد بيسابقه و يگانهاي را براي دادستاني تهران به ثبت رسانده است. زنداني بودن 8 روزنامهنگار در حال حاضر اين فرصت را براي نهادهاي حقوق بشري و روزنامهنگاري فراهم آورده است كه ايران را بزرگترين زندان روزنامهنگاران لقب دهند و ...
در چنين شرايطي هفته گذشته شاهد بوديم كه در مجلس شوراي اسلامي چگونه خبرنگاري مورد هجمه قرار گرفت و او را تهديد به برخورد كردند، آنهم براي خبر ميزان عيدي راه يافتگان!
در همه جاي دنيا مجالس آزادترين مكانهاست و پناهگاه روزنامهنگاران، اما ظاهرا" در دوره هفتم مجلس ايران با اكثريت اصولگرا و محافظهكار اوضاع برعكس شده است و خبرنگاران در مجلس نيز نبايد غير از آنچه اينان ميخواهند خبر تهيه كنند و اگر غير از اين كنند كارشان با كرام الكاتبين است! و شكي وجود ندارد كه كارش تخريب مجلس اصولگرا و ارزشي است و اصلا هم مهم نيست كه خبرش درست باشد و ...
به جرئت ميتوان گفت كه «روزنامه نگاري» در ايران «گام زدن در ميدان مين» است. هر آن انتظار ميرود كه ميني در پاي خبرنگاري منفجر شود و او را به گرفتارياي عديده دچار سازد. بيچاره روزنامهنگارهاي ما كه چندان عايدي مادي از اين شغل ندارند و غالبشان هشتشان گرو نهشان است اما تا بخواهيد اين شغل دردسر دارد و البته بستگي به ميزان شجاعت و پيگيري و .... مانند اكبر گنجي، عباس عبدي و ...
خدا نكند كه برخي افراد محافظهكار يا دست اندركاران قضا و سياست بطور تصادفي (يا هدفمند) روي برخي روزنامهنگاران كليد كنند، بيچارهها كارشان تمام است از آب خنك بگير تا .... از اين رو برخي عقلا ميگويند كه اشكال به افرادي بر ميگردد كه شغل روزنامهنگاري را انتخاب و به گام زدن در ميدان مين روي ميآورند و گرنه هيچكس با آنان كار نداشت.
نوشته شده در March 17, 2005 05:14 PM
دنبالكهاي اين مطلب
دنبالكهاي صفحات لينك شده به اين مطلب:
http://mazrooei.ir/mt/mt-tb.cgi/9
نظرات
آزاده آن كسي است كه در عصر اختناق / در وادي سخن، سخن آزاد مي زند / هر كس سكوت در بر بيداد گر كند / فردا هزار نعره چو بيداد مي زند.
ارسال شده توسط: م.خندان درMarch 18, 2005 02:55 AM
چه عجب بالاخره آقای مزروعی در مورد ماجرای خبرنگار پارلمانی چیزی گفتند، انتظار بود که انجمن صنفی پر و پیمان تر در زمان مقتضی وارد عمل میشد. چون از نمونه های آشکار محدود کردن خبرنگاران و تضییع حقوق آنان توسط قدرت بود. حالا عیبی نداره چون از این موارد در آینده هم به وفور پیدا خواهد شد و امکان برای جبران وجود داره.
پ.ن. فعل "گام زدن" در ادبیات فارسی البته وجود نداره. صحیح آن قدم زدن یا گام برداشتن است. احتمالا آقای مزروعی این دو فعل مرکب رو با هم قاطی کرده:(قدم زدن + گام برداشتن = گام زدن)
ضمنا "خنک بگیر" هم مفهوم نیست. احتمالا منظور ایشان "آب خنک" هست.
توصیه ام به دوستان این است که برای لذت بردن از نوشته های پر مغز آقای مزروعی آنرا با لهجه شیرین اصفهانی بخوانند!
ارسال شده توسط: کریم ارغنده پور درMarch 17, 2005 06:17 PM

