« قضاوت فصلي | بازگشت به صفحه اول | حكم ننگين »

March 30, 2005

رفتار خرد، رفتار كلان

اين بحث را بسيار شنيده يا خوانده‌ايم كه ما ايرانيان بيش از صد سال است كه براي دستيابي به حاكميت قانون، آزادي، دموكراسي، ... تلاش كرده‌ايم، و در اين مسير چند جنبش اجتماعي و سياسي براه انداخته‌ايم و ... اما هنوز به اهداف مورد نظر خود نرسيده ايم، و اين در حالي است كه بسياري از كشورها كه مثل ما يا عقب‌تر از ما بودند حالا به كشورهايي صاحب قانون و مردم‌سالار و ... تبديل شده‌اند.
براي من دستيابي به چرايي اين موضوع دغدغه خاطر بسيار بوده است و به تدريج به اين جواب رسيده‌ام كه «رفتار خرد» ما ايرانيان در سطح «رفتار كلان» جز آنچه اتفاق افتاده است نمي‌تواند باشد.

وقتي من خودم را به عنوان يك ايراني زير ذره‌بين مي‌گذارم و «رفتار خرد» روزمره‌ام را در منزل و خيابان وارسي مي‌كنم مي‌بينم كه خيلي انطباقي با حقوق مدني و شهروندي ندارد. در اين‌باره كافي است كه مثلا" شيوه رانندگي ما ايرانيان را تحت نظر قرار گيرد يا ... بد نيست مثال عيني‌تري بزنم.
در دوره مجلس ششم يكي از مسائلي كه همواره با آن مواجه بودم دير آمدن برخي دوستان همكار بود كه اين امر باعث دير تشكيل شدن جلسه رسمي و كار مجلس مي‌شد. جدا از اينكه اين ديرآمدن باعث بوجود آمدن سوژه تبليغي عليه مجلس ششم توسط رسانه‌هاي محافظه‌كار شده بود، اما همواره اين سئوال برايم مطرح بود كه چرا اين نمايندگان اينقدر بي نظم‌اند و بي مسئوليت، آخر مگر اينها حقوق نمي‌گيرند كه سر ساعت در مجلس حضور يابند و ... خوب تصور بفرمائيد وقتي نمايندگان مردم اينگونه رفتار كنند، رفتار ديگران چه مي‌شود و .... جالب اينكه در مجلس هفتم راه‌يافتگان اصولگرا و ارزشي در روزهاي اول اعلام كردند كه بگونه‌اي ديگر رفتار خواهند كرد اما با گذشت زمان شاهد همان بي‌نظمي‌ها و دير آمدنها و ... هستيم و البته اين‌بار رسانه‌هاي محافظه‌كار هيچ نمي‌گويند و ....
به نظرم تا روزگاري كه ما ايرانيان «رفتار خرد»مان را اصلاح نكنيم دستيابي به آنچه بيش از صد سال است براي آن مبارزه مي‌كنيم ممتنع است هرچند در اين‌راه خونها داده شود، و تجربه‌هاي بدست آمده در اين دوران به قدر كفايت است. اينكه ما ها نبود حاكميت قانون،‌ آزادي و مردم‌سالاري، ... را به حاكمان نسبت دهيم و همه عمل سياسي و اجتماعي معطوف به آنها و تغييرشان باشد، در نهايت مشكل ما را حل نمي‌كند براي اينكه در هر صورت و شرايط حاكمان از ميان ما بر مي‌خيزند با همين «رفتار خرد» كه در «رفتار كلان» امكان ظهور و بروز مي‌يابند.
اگر من ايراني در «رفتار خرد» به حقوق ديگر ايرانيان دست اندازي و تجاوز نمايم (در هر سطحي) در روزگاري كه قدرت بيابم در «رفتار كلان» جان ديگران را خواهم گرفت و عرصه زندگي را بر آنها تنگ و تار خواهم كرد!
در كشور آلمان يك پليس بدليل اعتراض به دستور فرمانده‌اش براي شكنجه يك متهم به منظور اعتراف گيري استعفا مي‌دهد، اما در ايران چه؟ آيا جز اين است كه مي‌گويد المامور معذور و ....
تا روزي كه چنين نشود، يعني پليس ما، قاضي ما، كارمند ما، ... خود را مامور قانون و معذور مافوق نداند مسلم ما به دموكراسي نخواهيم رسيد. شعارهاي «دموكراسي خواهي» ، «حقوق بشر» ، ... سردادنش بسيار آسان است و ايضا" متهم كردن ديگران به عدم باور و عمل به اين شعارها، و در مركزش نيز حكومت و مسئولان حكومتي، اما به نظر من نقطه پرگار اين شعارها خود ما هستيم و اگر استبداد در اين كشور ديرپاست و جان سخت، چون ريشه در وجود ما دارد. بگونه ديگر مي‌گويم فرض كنيم همين فردا در كشور ما حاكميت قانون، آزادي، دموكراسي، ... جاري شد چه افرادي مي‌خواهند قدرت اداره كشور را بدست بگيرند؟
آيا ما افرادي را داريم كه از بن دندان و عمق وجود به اينها باور داشته باشند و عمل كنند؟ شكي نيست كه ما بايد به حركتمان بسوي آزادي و دموكراسي و .... ادامه دهيم، اما نبايد فراموش كنيم كه در كشورهاي ديگر، آنجاهائيكه آزادي و مردمسالاري نهادينه شده است، اينها ريشه در «رفتار خرد» تك تك شهروندان دارد، و ما تا «رفتار خرد»مان را بر پايه حقوق انساني و مدني سامان ندهيم به خواسته‌مان نخواهيم رسيد همچنانكه تاكنون نرسيده‌ايم. ما نمي‌توانيم در حاليكه از مسئوليت‌هاي خود فرار مي‌كنيم ديگران را به مسئوليت بخوانيم و در اين باب سخن‌هاي بسيار مي‌توان گفت و نوشت.

نوشته شده در March 30, 2005 04:55 PM

دنبالك‌هاي اين مطلب

دنبالك‌هاي صفحات لينك شده به اين مطلب:
http://mazrooei.ir/mt/mt-tb.cgi/13

نظرات

جناب..حرف قشنگی زدیجناب..حرف قشنگی زدی.. چند درصد از پدران ما به حرفهای بچه هاشون گوش میدند..ویا با الفاضی مثل ..خفه شو..هیچ نفهم..برو گم شو..بچهاشون رو صدا نمی کنند..دمکراسی باید از خانواده شروع بشه..اگه طرف در خانه احترام زن و بچش نگذاره و یا عقیدهشون رو هیچ حساب نکنه..چطور می خواهد در مجلس به عقیده دیگرون احترام بگذاره.. پدر سالاری در خانواده هاست..که دیکتاتری در جامعه بوجود میاره.. پس هر کس باید از خانه خویش شروع کند

ارسال شده توسط: مهدی درApril 1, 2005 08:04 PM

آغاز پیدایش آنچه شما بیان کرده‌اید به زمانی برمی‌گردد که کسانی دریافتند انسان‌ها به خودی خود برای سامان دادن به زندگی خویش توانا هستند اگر دولت‌ها بگذارند. دانستن آن آغاز بسیار مهم است و بسیاری چیزها را آشکار می‌کند. یکی اینکه کسانی دریافتند، دیگر اینکه آنها توانایی انسان‌ها را در زندگی اجتماعی بیرون دولت به نمایش گذاشتند و از آن ارزش‌های اجتماعی شایسته احترام برای جامعه پدید آوردند، و سه دیگر اینکه به هنگام راهیابی به دولت آن ارزش‌های اجتماعی را به حقوق تضمین شده از سوی دولت تبدیل کردند و دولت را موظف به اجرای آن ساختند.
ارزش‌ها در رابطه فرد با فرد معنی می‌شوند و می‌توان فرد فرد انسان‌ها را به اجرای آنها دعوت کرد و دعوت با گونه‌ای از آموزش هم همراه است و اتهام و اجبار را برنمی‌تابد و دعوت کننده اگر خود پایبند به آن ارزش‌ها نباشد، دعوتش بی‌اثر می‌ماند و حتی تاثیر منفی می‌گذارد. مهمتر اینکه این ارزش‌ها بایستی شناخته شده و از احترام اجتماعی برخوردار باشند. بایستی به هنگام دفاع از ارزش‌ها آنها را روشن و آشکار بیان کرد تا مبادا برای فرد ناشناخته بماند و سخن از اتهام و اجبار ارزش را هم بی‌اعتبار می‌کند.
حقوق برآمده از آن ارزش‌ها اما در رابطه فرد با دولت و نهادهای مدنی و اجتماعی گروهی معنی پیدا می‌‌کند که سامانبخش نظم اجتماعی هستند. اینجا پای باید و اجبار به میان می‌آید تا سامانبخش نظم اجتماعی باشد. اینجا سخن از تضمین حقوق است. نهادهای دولتی و اجتماعی حق ندارند آن حقوق را پایمال کنند و خود بایستی ضامن اجرای آن حقوق در میان خود و در جامعه باشند.

ارسال شده توسط: هوشنگ درMarch 31, 2005 02:34 AM

آقا المعمورو معذول پس از اعتراض.

ارسال شده توسط: nasrema درMarch 30, 2005 04:52 PM

با حرف شما كاملا موافقم.. بي نظمي‏، بي انضباطي‏، مسؤوليت گريزي‏، دروغگويي و ... در بين ما خيلي زياد است‏، يادم مي آيد يك زماني در دفتر تحكيم وحدت و انجمن ها وقتي كسي دير مي آمد .. مي گفتند رفتارش خط امامي است!... نيروهايي كه به خط امام معروف شده بودند همه بي نظم بودند!... در حالي كه خود آقاي خميني فرد منظمي بود.. اگر نبود كه نمي توانست دراهدافش موفق باشد!... من بارها گفته ام همه ما نياز به تغيير خود داريم.. از مباني تربيتي در خانواده ها بايد شروع كنيم.. از طرفي داشتن پول نفت هم به اين بي نظمي و گريز از مسؤوليت دامن زده است!...

ارسال شده توسط: محمد جواد طواف درMarch 30, 2005 12:42 PM

جناب آقای مزروعی مقاله زیبایی نوشته بودید ریشه مشکلات کشورمان را به درستی تشخیص داده ایداز آنجا که شما یک روزنامه نگار هم هستید من پیشنهاد می کنم رسانه های اصلاح طلب در کنار مسائل سیاسی تا حدودی رفتارهای خرد روزمره را نیز به شهروندان آموزش دهند چنانچه این کار بزرگ انجام بگیرد گام مهمی در جهت گذار دموکراسی از سطح به عمق برداشته شده است.

ارسال شده توسط: سهند درMarch 30, 2005 12:42 PM

ارسال نظر






بخاطر بسپار?

(مي‌توانيد نظراتتان را با فرمت HTML ارائه دهيد)