« دو جنبش موازي - تحليل نتايج انتخابات (2) | بازگشت به صفحه اول | فراخواني براي نجات گنجي ! »
July 03, 2005
حقوق اقليتها - تحليل نتايج انتخابات (3)
يكي از موضوعاتي كه در انتخابات اخير مطرح و برجستگي خاص يافت موضوع «حقوق اقليتها» بود. در بحثهاي تبليغاتي، به ويژه از سوي نامزدهاي اصلاحطلب، به كرات توجه به تامين حقوق اقليتهاي قومي و مذهبي و جبران عقب ماندگيهاي آنان مطرح شد و بازتابهاي بسيار يافت. نتايج انتخابات مرحله اول(27 خرداد) به خوبي ترجيحات قومي و مذهبي را در رايي كه به نامزدها داده شده است، بازگو ميكند.
در مورد رايي كه به نامزدهاي محافظهكار داده شده است(به جز آقايان قاليباف كه در دو استان خراسان رضوي و شمالي و لاريجاني كه در استان مازندران اول شدهاند و دليل آنرا بايد در گرايش هم ولايتيگري راي دهندگان معنا كرد) نميتوان هيچگونه گرايش قومي و مذهبي را برداشت كرد و البته اينها هم چنين مدعايي نداشتند، اما در مورد نامزدهاي اصلاحطلب به طور روشني ميتوان اين گرايش را ملاحظه كرد.
راي آقاي دكتر معين در استان سيستان و بلوچستان بالا و اول است. همچنين راي آقاي مهرعليزاده در سه استان آذربايجان شرقي، غربي و اردبيل به دليل ترك زبان بودن بالا و اول است. در ديگر استانهاي مرزي و قومي(ايلام، بوشهر، خوزستان، كردستان، كرمانشاه، گلستان، هرمزگان، چهارمحال و بختياري، كيگيلويه و بويراحمد) نيز راي آقاي كروبي بالا و اول است و رتبه دوم نيز به يكي از نامزدهاي اصلاحطلب تعلق دارد.
سرجمع اينكه با تكيه بر نتايج انتخابات ميتوان نوعي ترجيح سه سطحي سياسي (دوگانه اصلاح طلب – محافظهكار)، اقتصادي (دوگانه توسعهگرا – حمايتگرا) و حقوقي (برابرگرا – تبعيضگرا) را در انتخاب شهروندان ايراني رديابي كرد كه سطح سوم در استانهاي مرزي و در برگيرنده جمعيتهاي قومي و مذهبي به خوبي خود را نشان داده است.
بايد اميدوار بود كه حاكميت پيام اين رايها را به خوبي دريابد و در مورد پاسخگويي به مطالبات قومي و مذهبي موجود در جامعه ايران و تامين حقوق اقليتها با تدبير كامل قدم برداشته و عمل نمايد. بديهي است عدم توجه به خواستهها و مطالبات اين بخش از جامعه ما ميتواند عواقب زيانبار و غيرقابل پيشبينياي در پي داشته باشد، همچنانكه گوشهاي از آن را پيش از انتخابات در استان خوزستان شاهد بوديم.
در همينجا اشاره كنم كه گرايش راي استانهاي مرزي و قومي در دور دوم (بجز استان سيستان و بلوچستان كه آقاي هاشمي راي اول را داشت) به سوي آقاي احمدينژاد بيشتر بازتاب دهنده سطح دوم رجحان آنها يعني مطالبه اقتصادي است و اينكه ايشان ميتواند به رفع محروميت و فقر آنها بپردازد و واقع در دور دوم اكثريت جمعيت قومي و مذهبي خود را با «جنبش فرودستان» همراه كردند به اين اميد كه اگر به اصلاحات سياسي و حقوق شهروندي خود دست نمييابند لااقل وعده نقد رفع محروميت و فقر را از دست ندهند و سهم خود را از كيسه نفت دريابند!
در مورد تحليل نتايج انتخابات از زواياي مختلف و متفاوت بازهم ميتوان نوشت (و خوشبختانه اينكار هر روزه در حال انجام است) اما مهم آن است كه همه بازيگران عرصه سياست ايران از آنچه رخداده، درسهاي لازم را براي آينده بگيرند. با رجوع به تحليلهاي پيش از انتخابات براحتي ميتوان دريافت كه هيچ فرد يا گروهي قادر به پيشبيني آنچه رخ داد، نبوده است.
نتايج برآمده و انتخابت «احمدي نژاد» پديدهاي است كه همه ما را غافلگير و مات و مبهوب كرده است. بنابراين هيچ فرد و گروهي نميتواند با استناد به نتيجه حاصله به محكوم كردن ديگران بپردازد و سهم و نقش خود را در اين رخ داد فراموش كند.
در عين حال بايد متوجه باشيم كه آنچه با حمايت كامل يك «حزب پادگاني» با فرماندهي واحد رخ داده، اتفاقي عجيب و غريب در كشور ما نيست. تجربه انتخابات دور دوم شوراها و مجلس هفتم را فراموش نكردهايم و تنها تفاوت واقعه جديد با آن دو در پخته و با تدبير عمل كردن محافظهكاران و اقتدارگرايان در اين انتخابات است، و در واقع تنها هنر اينان در اين دوره استفاده بالنسبه موفق آنها از شيوهاي مردمسالارانه براي حذف رقيب در يك شرايط نابرابر بود. مجموعه راي محافظهكاران در دور اول انتخابات اخير سهم و پايگاه سنتي آنانرا به نمايش ميگذارد كه نسبت به گذشته افزايشي ندارد. راي آقاي احمدينژاد در دور دوم نيز 36 درصد واجدين شرايط را در بر ميگيرد(17 ميليون نفر به ايشان راي دادهاند در حاليكه 30 ميليون نفر به ايشان راي ندادهاند)، بنابراين سهم و پايگاه اجتماعي محافظهكاران در جامعه چندان تكان نخورده است اما حاكميت بطور كامل يكپارچه شده و ديگر هيچ بهانه و وجهي براي عدم پاسخگويي و كارآيي محافظهكاران باقي نمانده است.
شرايط منحصر بفرد و استثنايي در تاريخ جمهوري اسلامي ايران، شرايطي كه محافظهكاران را در برابر سختترين آزمون تاريخي خود قرار داده است!
نوشته شده در July 3, 2005 01:56 PM
دنبالكهاي اين مطلب
دنبالكهاي صفحات لينك شده به اين مطلب:
http://mazrooei.ir/mtblog/mt/mt-tb.cgi/40
نظرات
آقاي مزروعي
در مورد راي اقوام تحليل بجا و ارزشمندي كرده ايد. از اينكه افتخار راي دادن به شما را در سال 78 و در شهر اصفهان داشته ام خوشحالم!
ارسال شده توسط: JK درJuly 16, 2005 09:00 AM
سلام . اقاي مزروعي خسته نباشي . من از اين که هنوز شما نا اميد نيستي به اصلاحات اميدواري خوشحالم و مثل شما فکر مي کنم واز اين که ما مردم اهل سنت به معين رأي داده ايم هم ناراحت نيستم اگرچه آقاي معين رأي نياورد ولي همانطور که گفته بودي او حرف دل ما مردم اهل سنت را زد و در استان ما سيستان وبلوچستان هم بيشترين رأي را آورد ولي چرا مردم ديگر استانها به حرفهاي او توجه نکردند و نشنيدند تعجب کردم ولي ما تا آخر با اصلاح طلبان هستيم و آزادي خواهان را دوست خواهيم داشت ومن خودم که در دور اول مسوول ستاد آقاي معين درمنطقه خودم بوده ام اميدوارم بتوانيم راهمان را ادامه بدهيم .
ارسال شده توسط: فيض درJuly 9, 2005 10:46 PM
اولین بار است وارد اینجا می شوم. راستش برایم خنده دار است که هنوزهم میخواهید از این شکست انتخاباتی دست به تحلیل بزنید . آیا فیلم دیگران با بازی نیکول کیدمن را دیده اید؟ آدمهای فیلم از ارواح می ترسیدند ولی نمیدانستند که خودشان مرده اند! ما همیشه انتخابات مضحک را تحریم میکردیم و دور از شان میدانستیم که وارد چنین مضحکه ای شویم . منخب شما ( معین) ابتدا عنوان نمود حکم حکومتی را نمی پذیردولی با دل و جان و البته با کمی ناز و کرشمه پذیرفت. بعدهم که از آخر دوم یا سوم شد! بعد هم که فرمود در دور دوم رای نمیندازن که انداخت و آنهم به چه کسی ؟! به به ؟! آقای مزروعی مردم از روی شما رد شدند . قبول کنید بیخود دل مردم را به اصلاحات خوش نکنید . ما تکلیف مان را در کنفرانس برلین با اصلاح طلبان روشن کردیم و الآن حقانیت ما برای همه به اثبات رسیده. منصور حکمت روزی گفته بود این دوم خردادیها اگر یک روزی حس کنند بن لادن اصلاح طلب شده به او رای میدهند . زمان این را ثابت کرد چراکه به رفسنجانی رای دادید.
ارسال شده توسط: آزاد وب درJuly 4, 2005 11:00 PM
من هنوز دو چیز را نفهمیدم. یک: اصلاح طلبان هم برنامه اقتصادی داشتند و بخصوص آن چه آقای معین از عدالت مراد می کردند تنها محدود به عدالت اقتصادی نبود و بسیار فراگیر بود. تازه دولت خاتمی در زمینه اقتصادی کارنامه مثبتی داشت. کروبی هم که با برنامه پنجاه هزار تومانی خود حرف خود را در زمینه اقتصادی زده بود. پس چرا رقیب رای آورد؟
دو دولت اصلاح طلب عملا در مصاف با هر نه روز یک بحران به نظر ناکارآمد می نمود و تلقی می شد یا ناکامی آن را به حساب مشخصی می نوشتند که درست هم است. اما چرا کاندیدای رقیب رای آورد و نه مظلوم واقعی معین؟
ارسال شده توسط: کوروش درJuly 4, 2005 03:50 AM

