« April 2011 | صفحه اول | June 2011 »

May 7, 2011

روزجهانی آزادی مطبوعات

روز 13 اردیبهشت ( سوم ماه می ) بنام « روز جهانی آزادی مطبوعات » نامگذاری شده است تا دراین روز در سراسر جهان از مقام روزنامه نگاران و همه آنانی که در عرصه فعالیتهای رسانه ای سهم و نقش دارند تجلیل و قدردانی شود اما در عمل اینروز به روز بیان سوگنامه روزنامه نگاران و مطبوعات و بازگویی مسائل و مشکلات و موانعی که اینها در انجام کار و وظیفه حرفه ای خود با آنها مواجه اند و گردش آزاد اخبار و اطلاعات را مختل می سازند ، تبدیل گشته است . در اینروز آمار بالابلندی از روزنامه نگارانی که در راه انجام وظیفه طی سال گذشته کشته شده یا به قتل رسیده اند ، به زندان افتاده اند یا ناچار به ترک شغل شده اند و مطبوعاتی که از ادامه فعالیت بدلیل توقیف یا سانسور و فشار بازمانده اند ، ارائه می شود و با این حال برادامه کار آزادانه و مستقل روزنامه نگاران و مطبوعات تاکید و تصریح می شود و از همه روزنامه نگارانی که در این فضای سخت به کار خود ادامه داده اند و همه خطرات این حرفه را بجان خریده اند ، و به ویژه آنانی که در اینراه آسیب فراوان دیده اند ، تجلیل و قدردانی می شود.

مطبوعات را رکن چهارم دمکراسی و مردمسالاری لقب داده اند یعنی اینکه اگر درکشوری حاکمیت قانون بطور کامل برقرار بوده و اصل تفکیک و استقلال قوای مجریه ، مقننه و قضائیه (دولت ، مجلس و دستگاه قضایی ) ساری و جاری باشد و اینها نقش و کارشان را به درستی انجام دهند با اینهمه بدون وجود مطبوعات آزاد و مستقل این مردمسالاری ناقص و ناتمام است . حال تصور کنید در کشوری و نظامی که کمیت اینها لنگ می زند مطبوعات و روزنامه نگاران چه پایگاه و جایگاهی می توانند داشته باشند؟ درایران استبدادی دوره قاجار، مطبوعات از دل حاکمیت برآمد و به آن به عنوان ابزاری تبلیغی برای حکومت نگاه می شد اما روند تحولات زمانه مطبوعات را بتدریج از یوغ حکومت استبدادی رها ساخت و به ابزاری در دست مردم برای دستیابی به عدالت و آزادی در نهضت مشروطیت تبدیل ساخت و از آنزمان تا امروز روزنامه نگاران و مطبوعات در میانه بند حکومت و آزادی راه پیموده اند و در کانون اصلی تحولات سیاسی و اجتماعی ایران قرار داشته و نقشی تعیین کننده و سرنوشت ساز را در این میدان بازی کرده اند ، والبته در این عرصه هزینه های بس سنگین پرداخته و روزنامه نگارانی هم جان بر سر عهد و پیمان و وظیفه خویش نهاده اند .
تاریخ مطبوعات و روزنامه نگاران در ایران از بدو کار تا به امروز فراز و فرودهای فراوانی را پیموده است که بازگویی آن جز چشم پرآب و دل پرخون را طاقت نیست . فقط در دو سال گذشته بیش از 150 روزنامه نگار به بند و زندان کشیده شده اند با آن وضعی که همه می دانیم که 32 نفر آنها هنوز در زندان به سر می برند و برخی شان با محکومیت های سنگین عجیب و غریب چند سال محرومیت از فعالیت مطبوعاتی و زندان روبرو و با مجرمان زندانی خطرناک هم بند شده اند . بیش از چهل مطبوعه توسط هیات نظارت برمطبوعات توقیف و تعطیل شده و دهها روزنامه نگار بیکار شده اند و بدلیل نبود امنیت شغلی و استقلال حرفه ای بناچار یا این حرفه را ترک کرده اند و یا ترک یار و دیار کرده و آواره دنیا گشته اند تا شاید از تخصص و دانش خود در جایی دیگر بهره گیرند و گذران عمر و زندگی کنند . ازهمه بدتر و رنج آورتر اینکه « انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران » که می توانست و می باید در روزگار سختی و تعب یار و یاور روزنامه نگاران و خانه امید آنها باشد بدون ارائه حکمی قضایی دربش پلمب شده و هیچ مرجعی پاسخگوی این اقدام بلاوجه و غیرقانونی نیست و همه تلاشها برای پیگیری این موضوع و فک پلمپ و بازگشایی انجمن بروی نزدیک به چهار هزارعضوش ابتر مانده است ، والبته در این گیرودار چهارعضو هیات مدیره انجمن نیز از بازداشت و بند مصون نمانده اند .
سرکار خانم بدرالسادات مفیدی عضو هیات مدیره و دبیر انجمن ، که پیگیر کار فک پلمپ انجمن بود ، در دیماه سال 88 بدلیل انجام مصاحبه بازداشت و پس از شش ماه زندانی آزاد شد اما در دادگاهی غیرعلنی به شش سال زندان محکوم شده و در انتظار اجرای حکم بسر می برد . شمس الواعظین عضو هیات مدیره و نایب ریئس انجمن و سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات بدلیل انجام مصاحبه در دیماه سال 88 بازداشت و پس از دوماه زندانی آزاد شد، وی نیز در دادگاهی غیرعلنی به یکسال زندان محکوم شده و درانتظار اجرای حکم بسر می برد. محمد رضا مقیسه عضو علی البدل هیات مدیره انجمن از مهرماه سال 88 بازداشت و زندانی شده است که هنوز در زندان به سر می برد . و علیرضا رجایی عضو هیات مدیره انجمن در روز یکشنبه هفته گذشته و در آستانه روز جهانی آزادی مطبوعات بازداشت و زندانی شد . دراینجا همچنین جا دارد از روزنامه نگارانی همچون احمد زیدآبادی ، مسعود باستانی ، عیسی سحر خیز ، بهمن احمدی عمویی ، کیوان صمیمی ، مهدی محمودیان ، عمادالدین باقی ، سید مسعود لواسانی و محمد نوری زاد که ماههاست در زندان به سر می برند نام بریم و مقاومت آنها را در پاسداری از آزادی و شرافت انسانی و قلم ارج نهیم . قطعا نام این روزنامه نگاران در صحیفه آزادیخواهی مردم ایران ثبت خواهد شد . و البته این کارنامه سیاه حاکمیت ، ایران را به بزرگترین دشمن مطبوعات و زندان روزنامه نگاران در گزارشات جهانی تبدیل کرده است .
یاد آور می شود انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران از بدو تاسیس درمهرماه سال 76 همواره مورد حمله و هجوم افراد و گروه هایی بوده که هنری جز تخریب و ضدیت با نهادهای مدنی و آویزان شدن به قدرت نداشته اند و اینها از اینکه نهادی صنفی مستقل از قدرت و حاکمیت توانسته بود شکل بگیرد و اعتماد بیش از دو سوم روزنامه نگاران ایران را جلب و بطور مستقل به کار ادامه دهد حرص می خوردند و مترصد فرصت بودند که یا آنرا از طرق شبه قانونی تسخیر کنند و اگر این نشد به هرگونه می توانند آنرا منحل وتعطیل کنند و ظاهرا کودتای انتخاباتی خرداد سال 88 این فرصت را به آنها داد که دفتر انجمن را پلمپ و روزنامه نگاران را از خدمات این نهاد صنفی محروم کنند تا محرومیتی دیگر برانبوه محرومیت های این قشر بیفزایند و اثبات کنند که روزنامه نگار آزاد و مستقل بودن دراین ملک چه بهای گرانی دارد ؟ در همین جا به عنوان فردی که ار ابتدای تاسیس« انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران » تاکنون مسئولیت ریاست هیات مدیره این نهاد را به عهده داشته ام شهادت می دهم و تصریح و تاکید می نمایم که همه فعالیت های این نهاد در چارچوب قوانین جاری در جمهوری اسلامی بوده و هیچگونه جرم یا خطایی که توجیه گر پلمپ دفتر انجمن یا به بند و زندان کشیدن اعضای هیات مدیره انجمن از سوی حاکمیت باشد ، انجام نشده است و جای بسی تاسف است که در سالروز جهانی آزادی مطبوعات ما با چنین وضعیت و کارنامه ای درایران در رابطه با مطبوعات و روزنامه نگاران مواجهیم .
" روز جهانی آزادی مطبوعات " هرساله توسط « انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران » پاس داشته و تلاش می شد با تکیه بر معیارهای حرفه ای از پنج روزنامه نگار برتر قدردانی و تجلیل شود و این سنت حسنه برای رونق بخشی به کار روزنامه نگاری در کشورمان جاافتاده بود ولی دوسال است با پلمپ دفتر انجمن و تحمیل شرایط امنیتی امکان چنین پاسداشت و اقدامی از انجمن گرفته شده است و اینهم نشانه دیگری از وضعیت سخت و دشوار روزنامه نگاری در کشورمان است و اینکه در روزی که بنام « روزجهانی آزادی مطبوعات » نامگذاری شده است سوته دلان مطبوعات حتی نمی توانند گردهم آیند و در عزای کارشان گریه کنند! با همه این احوال تجربه اینکار و تاریخ معاصر روزنامه نگاری در ایران نشان داده است که روزنامه نگاران جان سخت تر از آنند که تصور می شود و چو در بندند سر از روزن درآرند! امروزه روزگاری است که گردش آزاد اطلاعات و اخبار و جان آگاهی از اجزای لاینفک زندگی جاری همه شهروندان شده است و اخبارو اطلاعات همچون آب از مجاری فن آوری های نوین ارتباطات راه خود را بسوی مخاطبان می یابد و به عمق خانه ها نفوذ می کند و دولتهایی که هنوز درپی اعمال مهندسی اخبار و اطلاعات و سانسور و توقیف مطبوعات و آزادی اند جز هزینه دادن و آب درهاون کوبیدن کاری نمی کنند . راه رشد ملت ها و کشورها در آزادی است و مطبوعات آزاد و مستقل اصلی ترین نماد آزادی در هرکشورند و همانگونه که در ابتدا آمد دموکراسی و مردمسالاری با هرعنوانی بدون وجود مطبوعات آزاد و مستقل و منتقد معنا و مفهوم ندارد . و روزنامه نگاران متعهدترین افراد ملتند چراکه از سر دغدغه و مسئولیت اجتماعی وارد این حرفه شده اند و همه خطرات را بجان می خرند تا راه رشد و پویایی را بروی مردم و کشورشان هموار نمایند . روزنامه نگاران و مطبوعات بزرگترین خدمت را به حکومت ها و حاکمان ، حتی به آنانی که تحملشان نمی کنند ، می کنند چرا که آنها با نقد وضعیت موجود و برشماری آسیب ها و ضعف ها حکومتگران را برای اصلاح امور به هوش می آورند و مبارزه با فساد و تباهی در درون نهادهای حکومتی بدون وجود مطبوعات آزاد و مستقل و روزنامه نگاران شجاع و پیگیر ممتنع است . از اینرو و همانگونه که در بیانیه های متعدد « انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران » آمده است روزنامه نگاران و مطبوعات آزاد و مستقل به واقع یار و یاور حاکمان هستند اگر خواستار اصلاح امور و حکومتی پاک و کارآمد باشند و نامهربانی با روزنامه نگاران و توقیف مطبوعات در حکومتی که این ادعا را دارد توجیه ناپذیر است . و چقدر خوب بود که در « روزجهانی آزادی مطبوعات » همه روزنامه نگاران در بند آزاد می شدند ، مطبوعات توقیف و تعطیل شده به عرصه فعالیت باز می گشتند ، امنیت شغلی و استقلال حرفه ای روزنامه نگاران تامین و تضمین می شد ، دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران بروی صاحبانش باز می شد ، مسئولان مرتبط با مطبوعات از افراد این حرفه انتخاب می شدند و یا لااقل با این حرفه آشنایی می داشتند ، ...
در پایان « روزجهانی آزادی مطبوعات » را به همه همکاران رسانه ای خود در سراسر جهان تبریک می گوئیم . و آرزو می کنیم سال در پیش رو برای همه روزنامه نگاران جهان عاری از هرگونه سختی و دشواری باشد و به ویژه درکشورمان وضعیت روزنامه نگاران آنگونه نباشد که گزارش شد و تغییر اساسی یابد .
.

May 3, 2011

مصاحبه مطبوعاتی

مزروعی، عضو دفتر سیاسی جبهه مشارکت و سخنگوی شاخه برون مرزی سازمان مجاهدین انقلاب، روز شنبه کنفرانسی مطبوعاتی در شهر پاریس برگزار کرد و پاسخ‌گوی سوالات خبرنگاران شد.
مزروعی در این کنفرانس، که با حضور نمایندگان رسانه‌ها و همچنین برخی از فعالان سیاسی، برگزار شده بود، در پاسخ به سوالی درباره راهکارهای عملی که از سوی جنبش سبزبرای پیوند خوردن با جنبش کارگری در نظر گرفته شده، چنین پاسخ داد: "در ابتدا باید به این سوال پاسخ داد که آیا در ایران جنبش کارگری به مفهوم جامعه‌شناختی آن وجود دارد یا خیر؟ به نظر می‌رسد که پاسخ این سوال منفی است. چون با توجه به نبود تشکل‌های کارگری مستقل و سرکوبی که وجود دارد این جنبش نتوانسته است شکل بگیرد. اما باید دقت کنیم که کارگران در جنبش سبز حضور دارند و نمود این مساله نیز در میان شهدای جنبش سبز است. در این میان چند تشکل نصفه و نیمه مثل سندیکای اتوبوس‌رانی یا سندیکای نیشکر هفت‌تپه که در حال حاضر سران هر دو در زندان هستند، وجود دارند. از طرف دیگر ما مشکل دیگری هم داریم و آن هم مشکل بزرگی است به نام عدم وجود ارتباط بین تشکل‌های صنفی و سیاسی. یعنی هیچ‌رابطه‌ی سازمان یافته‌ای میان اینها وجود ندارد".

وی همچنین با اشاره به ویژگی‌های جنبش سبز، اضافه کرد: "کاری که ما در حال حاضر می‌توانیم انجام بدهیم آگاهی‌بخشی است که از این طریق کارگران را به جنبش سبز پیوند دهیم .
مزروعی در پاسخ به سوال دیگری درباره مطالبات اقوام مختلف ساکن ایران و مطرح شدن آن‌ها از سوی جنبش سبز، چنین گفت: "درشرایط امروز ایران فکر می‌کنم مهم‌ترین خواسته ای که وجود دارد این است که مردم بتوانند رای و نظر بدهند و در تعیین سرنوشت خود نقش داشته باشند. اگر این مساله تحقق پیدا کند، بخشی ازخواسته ها و مسایل قومیتها خود به خود حل میشود. به طور مثال در دوره اقای خاتمی اصلاح‌طلبان مساله شوراها را که در قانون اساسی وجود داشت و سال‌ها مغفول مانده بود، دوباره مطرح و اجرا کردند. این مساله باعث شد که در شهرهایی که اقلیت‌های قومی و مذهبی وجود داشتند، اکثریت شوراها به دست آنها بیفتد و کارهای خودشان را بدست بگیرند و انجام دهند".
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ویراست دوم منشور جنبش سبز، گفت: "در ویراست دوم منشور جنبش سبز نیز به این نکته اشاره شده و بحث تنوع قومی ایران به عنوان یک سرمایه بزرگ پذیرفته شده است. از طرف دیگر توجه کنید که اگر در ایران میزان رای ملت باشد، و انتخابات آزاد برگزار شود به طور مثال در مجلس نمایندگان همین قومیت ها انتخاب می‌شوند و مطالبات آنها را نمایندگی می کنند".
وی با اشاره به عدم اعتماد میان فعالان جنبش سبز و فعالان قومی چنین گفت: "متاسفانه میان فعالان جنبش سبز و فعالان قومی نوعی عدم اعتماد وجود دارد. این عدم اعتماد ربطی هم به بحث‌های نظری ندارد. به نظر می‌رسد که جنبش سبز باید کمی بیشتر به مطالبات اقوام توجه کند تا این اعتماد کم کم به وجود بیاید".
این نماینده مجلس ششم در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مطالبات جزیی‌تر اقوام گفت در صورت انجام انتخابات آزاد، میتوان روی این بحثهامتمرکز شد و آنها را پیگیری کرد . وی همچنین درباره ارتباط با دیگر گروه‌های اپوزیسیون گفت: "حتما این آمادگی وجود دارد با گروه‌های اپوزیسیون بحث و گفت‌وگو شکل گیرد. اما مشکلی که وجود دارد این است که مشخص نیست باید با چه گروهی صحبت کرد و کدام گروه نماینده مطالبات مردم است. به هر حال گروهی که مدعی است مطالبات مردم را نمایندگی می‌کند، بایدنماد و نشانهای هم برای اثبات این حرف داشته باشد".
نماینده سابق مجلس در پاسخ به سوال دیگری درباره بروز برخی اختلافات قدیمی میان اصلاح طلبان و منتقدان آن‌ها و همچنین بحث خودی - غیرخودی نیز با اشاره به این‌که در جریان جنبش سبز میان گروه‌ها و احزاب ائتلافی بصورت تعریف شده در عرف رایج سیاسی وجود نداشته، بلکه بصورت توافقی بوده است که در شبکههای اجتماعی و در خلال بحثها در عرصه عمومی شکل گرفته است، چنین گفت: "بحث خودی و غیر خودی و یا بحث مرزبندی با دیگر گروه‌ها، بحث جدیدی نیست. در واقع در مورد خودی و غبرخودی بحث بر سر این است که حاکمیت نباید افراد ملت را خودی - غیرخودی کند. والا مرزبندی‌های سیاسی در میان همه گروه‌های سیاسی و در همه کشورها وجود دارد. میان احزاب در هر کشوری مرزبندی وجود دارد. اما این مساله نباید به حاکمیت کشیده شود. به بیان دیگر حزب پیروز در انتخابات وقتی قدرت را بدست گرفت نباید حقوق دیگران را سلب کند وامکان اکثریت شدن اقلیت را از آن بگیرد".
وی همچنین با اشاره به بحث‌هایی که درباره خودی و غیرخودی در جنبش سبز مطرح می شود ، چنین پاسخ داد: " از نظر بنده تنها کسانی که می‌توانند جنبش سبز را نمایندگی می‌کنند آقایان موسوی و کروبی هستند. این دو بودند که در زمان انتخابات با رای مردم مواجه شدند و مردم با فراخوان آن‌ها به خیابان آمدند. البته احزاب و گروه مختلفی در جنبش سبز حضور دارند، اما نقش اصلی را اقای موسوی و آقای کروبی دارند. راهپیمایی ۲۵ خرداد با دعوت اقای موسوی و کروبی بود. هیچ حزب و گروهی نمی‌تواند ادعا کند که این راه‌پیمایی با دعوت ما بوده است. هر گروه سیاسی هم مردم را به حضور در خیابان‌ها دعوت کند - حتی سازمان مجاهدین یا مشارکت - فایده‌ای ندارد".
وی با اشاره به این‌که موسوی و کروبی رهبران این جنبش هستند، افزود: "موسوی و کروبی به عنوان دو نماد جنبش بحث اجرای بدون تنازل قانون اساسی را مطرح کرده‌اند. و در بیانیه شماره ۱۷ اقای موسوی و همچنین منشور جنبش سبز هم به این مساله اشاره شده است. البته جنبش سبز به تکثر و تنوع باور دارد. کسانی هم که این مساله را قبول ندارند و خواست‌های دیگری دارند می‌توانند در عرصه عمومی فعالیت کنند و نظرات و دیدگاههای خود را مطرح کنند و به پیش ببرند".
مزروعی همچنین با اشاره به زندان خانگی رهبران جنبش سبز و نوع واکنش‌هایی که اکنون باید انجام شود، گفت: "یکی از ویژگیهای جنبش سبز این است که ارتباط رهبران با بدنه در آن‌ها عمودی نبوده است. بلکه این ارتباط بصورت افقی بوده است. پدیده ای که ما در جنبش های براه افتاده در تونس ، مصر ، یمن و سوریه هم شاهدش هستیم . همه افراد حاضر در جنبش سبز در ساختن آن نقش دارند. به قول مهندس موسوی از پیرزنی که در یک روستا برای پیروزی جنبش دعا می‌کندتا فردی که در خیابان جان خود را از دست می‌دهد. این ارتباط افقی باعث این می‌شود که بحث و جد‌ل های زیادی درباره موضوعات مختلف در دل جامعه و جنبش شکل بگیرد. هنر موسوی و کروبی این بود که این بحث‌ها را جمع‌بندی می‌کردند و در بیانیه‌ها ارایه می‌دادند. اکنون هم در غیبت ایندو افراد حاضر در جنبش هستند و باید بحث‌های خود را ادامه دهند. برای جمع‌بندی هم رهبران جنبش سبز فکر کردند که شورای هماهنگی راه سبز امید می‌تواند این کار را انجام دهد. اما این مساله به هیچوجه نافی حضور دیگر افراد و گروه‌ها نیست و هر فرد و گروهی که تصور می‌کند می‌تواند کار را به پیش ببرد باید واردعرصه شود".
رییس انجمن صنفی روزنامه‌نگاران همچنین با اشاره به وجود تکثر در جنبش سبز و حضور عقاید و آرای مختلف در این جنبش گفت:«تمام گروه‌هایی که تصور می‌کنند منشور جنبش نمی‌تواندپاسخ‌گوی نیاز آن‌ها باشد، باید فعالیت کنند و تلاش کنند که درعرصه عمومی افراد را با خود همراه کرده و جنبشی اجتماعی را شکل دهند.»
مزروعی در پاسخ به این نکته که خود اصلاح طلبان تاکنون چه تلاشی انجام داده اند که با دیگر گروه‌ها وارد مذاکره شوند و جبهه متحد ضددیکتاتوری را تشکیل دهند، اشاره کرد که باتوجه به جو امنیتی موجود در داخل کشور، امکان تشکیل چنین بحث ها و نشستهایی وجود ندارد.
وی درباره شروط مطرح شده از سوی خاتمی برای حضور در انتخابات نیز چنین پاسخ داد: "بحث‌هایی که اقای خاتمی مطرح کردند اولا بحث‌های جدیدی نبوده است. شکل کامل‌تر این بحث‌ها پیش از این از سوی آقای موسوی در بیانیه شماره ۱۷ مطرح شده بود. از طرف دیگر تا جایی که من اطلاع دارم بحث‌های اقای خاتمی با هماهنگی دیگر گروه‌های اصلاح طلب نبوده است اما از سوی اینگروها هم مخالفتی با آن‌ وجود ندارد. برداشت من این است که در صورت عدم تحقق چنین شرایطی، و اگر قرار باشد که اوضاع بر همین منوال باشد که هست ،اصلاحطلبان در انتخابات آینده شرکت نخواهند کرد".
مساله مربوط به شورای هماهنگی راه سبز امید از دیگر مسایلی بود که در این جلسه مطرح شد. مزروعی با اشاره به این نکته که اعضای این شورا از سوی موسوی و کروبی تعیین شده‌اند، گفت: "تنها کسانی که میتوانند درباره این شورا پاسخ بدهند خود‌ اقایان موسوی و کروبی هستند. فراموش نکنیم که اعضای این شورا در ایران هستند و عدم انتشار اسامی این افراد نیز از خواست‌های موسوی و کروبی بوده است."
وی همچنین درباره کارکرد این شورا و نحوه عمل آن‌ها چنین پاسخ داد: "فراموش نکنیم که جو امنیتی در ایران بسیار شدید است. عملا امکان تشکیل هیچ‌گونه جمعی را نمی دهد. عملکرد این شورا باید با توجه به شرایط ایران ارزیابی کرد. و فراموش نکنیم که با توجه به شرایط امروز ایران شاید شورا نتواند کاری بیش از این انجام دهد". وی افزود که وجود شورای هماهنگی راه سبز امید، به معنای مانع برای فعالیت‌های دیگر گروه‌های حاضر در جامعه نیست و هر گروهی که تصور می‌کند در شرایط فعلی می‌تواند باری از دوش جنبش بردارد، باید وارد میدان شود.

آخرین سوال از نماینده سابق مجلس درباره بحث امکان اصلاح‌پذیری نظام و همچنین اعتقاد اصلاح‌طلبان به نظام جمهوری‌اسلامی بود. وی با اشاره به سه راهبرد اصلاح طلبی ، انقلابی گری و محافظه کاری گفت:"ما معتقد به اصلاحات در روش و هدف هستیم ولی این اصلاحات به این معنا نیست که مثلا نباید اصلاحات ساختاری انجام شود اما فکر می‌کنیم این تغییرات باید بصورتی انجام شود که کمترین هزینه به مردم تحمیل شود. ما در عید سال ۸۹ و هنگامی که بسیاری از دوستان زندانی ما به مرخصی آمده بودند جلسات بحث در این زمینه داشتیم و در آن جا هم همه دوستان متفق‌القول بودند که باید روش اصلاح‌طلبی را پیگیری و به نظام تحمیل کرد. به هر حال امروز ما امیدواریم که برخلاف انقلاب‌ها و تجربه های پیشین در کشور ما که همواره به استبداد ختم شده است، این بار در سایه جنبس سبز به دموکراسی برسیم. این مساله نیز تنها با تغییر ساختارحقیقی جامعه و به ویژه ساختار معرفتی مردم ممکن است و زمان دار شدن جنبش نیز به این مساله کمک میکند. شما ببینید که همین بحث‌هایی که تا کنون در رسانه‌ها مطرح شده است چه قدر به پیشبرد جنبش کمک کرده و می‌کند. یا این نخستین بار است که در جنبشی ما شاهد هستیم که منشوری برای آن نوشته می‌شود.
وی در پاسخ به سئوالی در باره نظام آینده گفت : من هیچ پیشداوری ای راجع به چگونگی و عنوان نظام آینده ندارم و درباره نظام آینده بنده به هر نظامی که اکثریت مردم رای بدهند گردن می‌نهم گرچه شاید آن نوع ازنظام انتخاب حود من نباشد.

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007