« October 2009 | صفحه اول | December 2009 »

November 14, 2009

زندگی غریزی ، زندگی حقوقی

استاد شهید مطهری در کتاب " مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی 1 انسان و ایمان " بحثش را ذیل عنوان " انسان و حیوان " این چنین شروع می کند :" انسان ، خود نوعی حیوان است ، از اینرو با جانداران دیگر مشترکات بسیار دارد ؛ اما یک سلسله تفاوتها با هم جنسان خود دارد که اورا از جانداران دیگر متمایز ساخته و به او مزیت و تعالی بخشیده و اورا بی رقیب ساخته است . تفاوت عمده و اساسی انسان با دیگر جانداران که ملاک « انسانیت » او است و منشاءچیزی به نام تمدن و فرهنگ انسانی گردیده است در دو ناحیه است : بینشها و گرایشها ." درادامه استاد به توضیح مشترکات و امتیازهایی که انسان را از حیوان متمایز می کند ، پرداخته و می نویسد :" وجوه مشترک انسان با حیوان و وجوه امتیاز او از حیوان سبب شده که انسان دارای دو زندگی باشد ، زندگی حیوانی و زندگی انسانی ، و به تعبیر دیگر زندگی مادی و زندگی فر هنگی ."با همین نگاه استاد در ادامه بحث ذیل عنوان " مکتب ، ایدئولوژی " فعالیت های انسان را به دو گونه تقسیم بندی می کند : التذاذی و تدبیری ، و در شرحش می نویسد :" فعالیت های التذاذی همان فعالیت های ساده ای است که انسان تحت تاثیر مستقیم غریزه و طبیعت و یا عادت - که طبیعت ثانوی است – برای رسیدن به یک لذت و یا فرار از یک رنج انجام می دهد . مثلا تشنه می شود و به سوی ظرف آب دست می برد ، گزنده ای را می بیند و پا به فرار می گذارد ، میل شدید به سیگار پیدا می کند و سیگار آتش می زند . اینگونه کارها ، کارهایی است موافق و ملایم با میل و مستقیما با لذت و رنج سروکار دارد ، کار لذت آور با نوعی جاذبه ، انسانرا به سوی خود می کشد و کار رنج آور با نوعی دافعه انسان را از خود دور می سازد .


فعالیت های تدبیری کارهایی است که خود آن کارها جاذبه یا دافعه ای ندارند و غریزه و طبیعت انسان را به سوی آن کارها نمی کشاند و یا از آنها دور نمی سازد ، انسان به حکم عقل و اراده به خاطر مصلحتی که در آنها نهفته است و یا به خاطر مصلحتی که در ترک آنها می بیند آنها را انجام می دهد یا ترک می کند . یعنی علت غائی و نیروی محرک و برانگیزاننده انسان مصلحت است نه لذت .انسان از کارهای التذاذی در حین انجام کار لذت می برد ولی از کارهای مصلحتی لذت نمی برد اما از تصور اینکه گامی به سوی مصلحت نهایی – که خیر و کمال و یا لذتی در آینده است – نزدیک می شود ، خرسند می گردد ...انسان در فعالیت های تدبیری خود ، همواره یک طرح و نقشه و یک تئوری را در مرحله عمل پیاده می کند . انسان هراندازه از ناحیه عقل و اراده تکامل یافته تر باشد ، فعالیتهایش بیشتر تدبیری است تا التذاذی ، و هراندازه به افق حیوانیت نزدیکتر باشد فعالیتهایش بیشتر التذاذی است تا تدبیری ، زیرا فعالیت حیوان همه التذاذی است ...فعالیت تدبیری ، فرضا به اوج کمال خود برسد ، برای انسانی شدن فعالیتهای انسان کافی نیست ، فعالیت تدبیری انسان شرط لازم است ؛ زیرا نیمی از انسانیت انسانرا عقل و علم و آگاهی و تدبیر تشکیل می دهد ، اما شرط کافی نیست . فعالیت انسانی آنگاه انسانی است که علاوه بر عقلانی بودن و ارادی بودن ، در جهت گرایشهای عالی انسانیت باشد و لااقل با گرایشهای عالی در تضاد نباشد ، و الاجنایت آمیزترین فعالیتهای بشری احیانا با تدبیرها و تیزهوشیها و مآل اندیشیها و طرح ریزی ها و تئوری سازیها صورت می گیرد . در اصطلاحات دینی اسلامی ، نیروی تدبیر ، آنجا که از گرایشهای انسانی و ایمانی جدا می شود و در خدمت اهداف مادی و حیوانی قرار می گیرد « نکرا » و « شیطنت » نامیده شده است . بگذریم از این جهت که فعالیت تدبیری ، لزوما انسانی نیست ، بلکه اگر بر محور هدفهای حیوانی باشد ، از فعالیتهای التذاذی حیوانی خطرناکتر است . مثلا حیوانی به خاطر پرکردن شکم خود حیوانی یا انسانی را می درد ، ولی انسان تدبیرگر حسابگر برای مقصودی در همین حد ، شهرهایی را ویران و صدها هزار نفوس بیگناه را به آتش می کشد . "
مرحوم آیت الله شهید مطهری در کتاب " نظری به نظام اقتصادی اسلام " ذیل عنوان " تعریف اقتصاد و مفاهیم اقتصادی " به دو نوع رابطه اشاره دارند :" روابط اقتصادی دو نوع است : روابط تکوینی و طبیعی ، و روابط اعتباری و قانونی ،( وبه عبارت دیگر دونوع اقتصاد داریم : اقتصاد طبیعی و اقتصاد برنامه ای ). روابط طبیعی عبارت است از یک سلسله روابط علی و معلولی که خواه ناخواه در امور اقتصادی پیش می آید ، مثل روابط مربوط به عرضه و تقاضا و بهاء در اقتصاد آزاد و مبادله ای ...اما روابط اعتباری و قراردادی عبارت است از قوانین مربوط به حقوق و مالکیتهای شخصی یا اشتراکی ."
با بهره گرفتن از این فرازها بخوبی می توان دریافت که جوامع بشری می توانند دو نوع زندگی داشته باشند : « زندگی غریزی » و « زندگی حقوقی » ، و البته همانطور که استاد شهید شرح می دهد تاریخ بشری حکایت گذر انسانها و جوامع از « زندگی غریزی » بسوی « زندگی حقوقی » است بگونه ای که می توان وضعیت جوامع کنونی جهان را در طیفی از ایندو نوع زندگی جای داد و طبعا جوامعی که به « زندگی حقوقی » نزذیکتر هستند در مرحله تکاملی و انسانی بالاتری بسر می برند . حال می خواهم در سایه آنچه تاکنون آمد این سئوال را مطرح کنم که جامعه ما در کجای این طیف قرار دارد؟
به نطرم فضای غالب در جامعه ما تعلق به « زندگی غریزی » دارد تا « زندگی حقوقی » ، و از این نطر جامعه ما بسیار عقب مانده است . تاریخ ما نشان می دهد که اولین تلاشها برای دستیابی به « زندگی حقوقی » در ایران در نهضت مشروطه برداشته شد اما می دانیم که این تلاشها به رغم گذشت بیش از صد سال هنوز به نتیجه نرسیده و ما اندر خم یک کوچه قانونگرایی و حقوق شهروندی مانده ایم و آنچه جامعه ما را به پیش می برد فضای غالب « زندگی غریزی » است . درذات این زندگی انسان گرگ انسان است و فقط به بقا می اندیشد و بنابراین از رحم و مروت و انصاف خبری نیست و هرکسی در پی بیرون کشیدن گلیم خویش از آب است و دیگران تا آنجایی تحمل می شوند که بدرد اینها بخورندو...و برعکس در«زندگی حقوقی» همه انسانها صاحب حقند و به رشد و تعالی می اندیشند و برپایه حق و عدل راه می روند و همه در یک روابط حقوقی تعریف شده تحمل می شوند و یار و همکار یکدیگرند . متاسفانه صحنه های فراوانی که ما هرروز در جامعه و در رفتارها می بینیم ، به ویژه رفتارهایی که از سوی نهادها و ماموران حکومتی با شهروندان ، که باید معیار قانونگرایی و حقوقی باشند ، نمایشگر« زندگی غریزی » است و اگر جامعه ما بقا دارد و رشد ندارد به این دلیل است . و تاسف بسیار باید خورد که جامعه ای که قرار بود برمدار دینداری بچرخد و حکومتی دینی را به مثابه یک الگوی نمونه و راهگشای سعادت و کمال بشری در قالب « زندگی حقوقی » برگرفته از اموزه های اسلامی به جهان عرضه دارد خود در قالب « زندگی غریزی » گرفتار مانده و اوضاع بگونه ای گشته است که حاکمیت برای بقای خود با پشت سرنهادن قالب حقوقی مورد توافق یعنی قانون اساسی به نادیده گرفتن حقوق ملت پرداخته و می خواهد از طریق زور و ارعاب ( غریزی ترین شیوه ) حکومت کند ! و قطعا اینگونه نگاه و عمل راه بجایی نخواهد برد جز ادامه راه گذشته و گذشتگانی که اهل نظر بر بطلان و عقب ماندگی اش گواهی می دهند . حاق همه آموزه های اسلامی بر رشد و کمال انسان استوار است و استادشهید مطهری براین موضوع تاکید دارد که جامعه بشری جز برپایه « زندگی حقوقی » راه بسوی رشد و کمال نمی برد اما و صد اما که در جامعه ما چه در عرصه زندگی اجتماعی و سیاسی و چه در عرصه زندگی فردی آنچه راهبر ماست « زندگی غریزی » و نه « زندگی حقوقی » است ، و تا زمانی که ما نخواهیم از این وضعیت عبور کنیم در دام این وضعیت گرفتار می مانیم و این نیاز به آگاهی و خودسازی و از خود گذشتگی و ایثار بسیار دارد . صحنه های عریانی از خشونت که در ایام اخیر دیدیم باید بیش از پیش همه ما را به تفکر و تامل وادارد و اینکه راه نجات ایران در عبور از « زندگی غریزی » به « زندگی حقوقی » می گذرد و مطالبه اجرای تام و تمام « قانون اساسی » جنبش سبز مبتنی براین نگاه بنیادی است اما طبعا پدیرش این مطالبه توسط آنانی که در « زندگی غریزی » غرق اند بسیار سخت و دشوار است و ازاینرو وظیفه ماست که با کالبد شکافی هرچه بیشتر این موضوع فضایی را بسازیم تا همگان و از جمله اینان دریابند که زندگی کردن بر پایه « زندگی حقوقی » به نفع همه است و در سایه اینگونه زندگی است که می توان راه رشد و پویایی و سعادت دنیوی و اخروی را بدست آورد وگرنه آنگونه می شود که خداوند توصیف کرده است و آن اینکه کسانی فکر می کنند جز عمل نیک انجام نمی دهند اما کار وعمل آنها جز زیانکاری در دنیا و آخرت نیست و این خسرانی روشن است .

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007