« October 2008 | صفحه اول | December 2008 »

November 25, 2008

ارزیابی سفرهای استانی

در همه ادوار تاریخ و نظام های سیاسی امر حکومت داری برپایه انباشت و پالایش تجربه های بشری و آموختن از آزمون ها و خطاهای گذشته انجام گرفته و بهبود یافته است. اگر امروزه مردمسالاری به عنوان یک گزینه برتر و کم هزینه تر در اداره امور کشورها و نظام های سیاسی مقبولیت عام یافته و تقریباً جهانگیر شده ، ناشی از تجربه انواع دیگر اشکال حکومت داری در طول تاریخ توسط جوامع بشری بوده و اینکه جامعه بشری در یک جمع بندی از این تجربه ها به این نتیجه رسیده است که تکیه بر خرد جمعی و رای و نظر آحاد ملت در اداره امورشان از طریق نظام نمایندگی در سطوح مختلف تصمیم گیری بیشترین بازده را به همراه داشته و از اعمال هرگونه تصمیم های فردی هزینه زا و مخرب و رواج روحیه استبدادی در جامعه و فروبردن نظام سیاسی در دیکتاتوری جلوگیری می کند.

تمرین مردمسالاری در ایران با پیروزی انقلاب اسلامی شروع شد واین کلام طلایی امام خمینی (ره) که " میزان رای ملت است " در اداره امور کشور سرلوحه قرار گرفت و روح و محتوای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز بر این پایه تدوین و با رای مردم تایید شده است هرچند در اجرا و در انطباق با شرایط زمانه دچار بسط و قبض بوده و جای بحث و مناقشه در این باره فراوان است. به هر حال می توان گفت به رغم همه مسائل و مشکلات ، دولت های پس از انقلاب برآمده از یک انتخابات بوده اند و هر یک از آنها تجربه های متفاوتی را در اداره امور کشور در عرصه داخلی و خارجی به نمایش گذاشته اند که در انبان تجربه های جمهوری اسلامی ایران ذخیره شده و در هر مقطعی با تحلیل و پالایش آنها می توان گذشته را چراغ راه آینده ساخت و از سر جمع این تجربه ها برای اداره بهتر حکومت و حکومت داری بهره گرفت و فراموش نکرد که چه هزینه ها و فرصت های گرانبهایی برای این تجربه ها پرداخته شده و چه آزمون و خطاهایی که در این مسیر انجام شده است.
دولت احمدی نژاد با نگاهی منتقدانه و حتی نفی ای نسبت به عملکرد و تجربه دولت های پس از انقلاب ، تجربه جدیدی را در امر حکومت داری در پیش گرفت و سیاست های تازه ای را در عرصه داخلی و خارجی به اجرا درآورد که اگر بخواهیم آنها در قالبی بریزیم هسته سخت آن «مردمگرایی» است. بدون آنکه بخواهم به کالبدشکافی بیشتر این مدعا بپردازم به نظرم یکی از اجزای ناگزیر این تجربه «سفرهای استانی» و به تعبیری «تئوری جدید در مدیریت کشور» است که آقای احمدی نژاد و دولتش در حال انجام دور دوم این سفرها هستند و قصد دارند تا پایان عمر دولت در سال آینده آن را به پایان رسانند تا در کارنامه دولت نهم به عنوان یک رکورد ثبت شود که دو دور به همه استان ها و شهرهای کشور سفر کرده است . یادآور می شوم در دولت های پس از انقلاب انجام «سفرهای استانی» مرسوم بوده اما قطعاً آنچه دولت نهم پیش گرفته و انجام داده است به لحاظ شکل و محتوا و تعداد متفاوت از گذشته است و برند (ثبت امتیاز) اینگونه سفرهای استانی تعلق به دولت احمدی نژاد دارد.
اما سوال مهمی که در این باره قابل طرح است و از منظر حکومت داری باید به آن به عنوان تحلیل یک تجربه و امر پژوهشی نگاه کرد: اینکه انجام این سفرهای استانی به چه میزان به پیشبرد برنامه توسعه کشور و حتی محرومیت زدایی از استان های محروم و اداره بهینه امور استان ها کمک کرده است؟ و آیا به لحاظ هزینه - فایده و دستاوردها کارنامه موفق تری نسبت به عملکرد دولت های گذشته در اداره امور کشور برجای نهاده است؟ و آیا...
از آنجا طرح این سوال و پاسخگویی کارشناسی به آن ضرورت می یابد که تجربه حکومت داری دیگر کشورها به ویژه کشورهایی که راه توسعه را پیموده اند، نشان می دهد در آن کشورها بدون انجام سفرهای استانی توسط دولت هایشان اداره امور بهتر انجام می شود و جریان توسعه به خوبی به پیش می رود. تقریباً نویسنده به یاد ندارد که رئیس و اعضای دیگر دولت ها هر ماه به استانی سفر کنند و با دریافت انبوه نامه ها از مردم بخواهند به رفع مشکل آنها بپردازند. واقعاً آماری که از مصوبات دولت در سفرهای استانی دور اول داده شد (6200 مصوبه) یا تعداد نامه هایی که در این سفرها به دولت داده شد (بالغ بر 14 میلیون نامه) یا اخیراً تعداد 100 هزار پروژه ای که قرار است از حاصل این سفرها به ثمر رسد، ارقام حیرت انگیزی است که در هیچ کجای دنیا نظیرش را نمی توان پیدا کرد. هر چند از این آمارها می توان به عنوان شاهدی برای پیوند محکم مردم و دولت استفاده تبلیغاتی کرد اما در نهایت باید معلوم شود این ارقام و بالاتر از این ارقام و سفرها چه تاثیری در پیشبرد جریان توسعه ملی و افزایش تولید ناخالص داخلی و رفاه همگانی و بهبود دیگر شاخص های کلان اقتصادی داشته است؟
متاسفانه ارقام شاخص های کلان اقتصادی کشور منتشره توسط بانک مرکزی هیچگونه تفاوت معنادار و مثبتی را در نرخ رشد تولید ملی نسبت به گذشته در این باره به نمایش نمی گذارد ضمن آنکه ارقام دیگر شاخص ها تفاوت معنادار و منفی ای را نشان می دهد و به عبارتی روشن می توان دریافت که جا پای محکمی از تاثیرگذاری «سفرهای استانی» در پیشبرد جریان توسعه ملی و پایدار و محرومیت زدایی از استان های محروم و اداره بهتر امور استان ها وجود ندارد.
اخیراً که بحث تحقیق و تفحص از سفرهای استانی دولت نهم در مجلس هشتم مطرح شده است ملاحظه کردم که حامیان دولت نسبت به آن واکنش منفی نشان داده و پیشاپیش از عدم تصویب آن در صحن علنی مجلس خبر دادند. ظاهراً این دوستان اصولگرا گزارش چندی پیش مرکز پژوهش های مجلس که توسط همفکرانشان تهیه وارائه شده است ، نخوانده اند وگرنه اینگونه عجله دربرخورد و پیشداوری نمی کردند و این درخواست تحقیق و تفحص را سیاسی و به منظور بهره برداری انتخاباتی قلمداد نمی کردند. اگر به راستی این حامیان بر این نظرند که انجام «سفرهای استانی» نقطه قوت دولت نهم به شمار می رود و تاثیری مثبت در اداره امور کشور و پیشبرد جریان توسعه ملی و محرومیت زدایی و حل مشکلات مردم داشته است پس چه جای نگرانی از انجام تحقیق و تفحص توسط مجلس هشتم اصولگرا دارند؟ فراتر از این موضوع آیا نباید تجربه «سفرهای استانی» در دولت نهم
به عنوان یک امر پژوهشی مورد مطالعه و تحقیق نیز قرار گیرد تا معلوم شود که به چه میزان در امر حکومت داری می تواند آثار مثبت و منفی در پی داشته باشد؟ و به واقع در انبان تجربه های حکومتی جمهوری اسلامی ایران کارایی آن محاسبه و محک زده شود ؟ «ارزیابی سفرهای استانی» دولت نهم یک ضرورت است و طرح تحقیق و تفحص ارائه شده به مجلس هشتم در این باره امری مثبت است و چه مجلسی بهتر از مجلس هشتم اصولگرا که درباره عملکرد و نتایج «سفرهای استانی» دولت اصولگرا تحقیق و تفحص کرده و دراین باره اعلام نظر و ارزیابی کند؟

November 22, 2008

پاسخ به سئوالات کاربران نوروز (2)

پاسخ‌هاي عضو دفتر سياسي جبهه مشاركت به سئوالات كاربران نوروز:
مزروعي: هیچ گزینه ای جز خاتمی نمی تواند توافق مجموعه اصلاح طلبان را همراه داشته باشد


نوروز: علي مزروعي عضو دفتر سياسي جبهه مشاركت ايران اسلامي و نماينده مردم اصفهان در مجلس ششم در هفته‌هاي گذشته مهمان سايت نوروز و دريافت كننده سئوالات مخاطبان سايت بوده‌ است. از امروز به مرور پاسخ‌هاي ايشان به سئوالات كاربران سايت منتشر خواهد شد.

30 آبان 87
31- يك روزنامه نگار :
بعد از برگزاري انتخابات هيات مديره انجمن شاهد هستيم كه وزارت كار عملا هيچ اقدامي را عليه انجمن نه به صورت رسانه‌اي و نه عملي انجام نداد، آيا آنها به نتيجه انتخابات تمكين كرده اند؟ و آيا انجمن موفق شده است موضع خودش را به وزارت كار تحميل كند و حقانيت خود را ثابت كند؟

علي مزروعی :
همکار عزیز ! انجمن بدنبال تحمیل موضع خویش به وزارت کار یا هر مرجع دیگری نیست بلکه در پی آنست که با تکیه بر موازین قانونی فعالیت های خویش را به پیش برد و براین اساس تلاش کرده است از راه های حقوقی و مذاکره به حل مسائل بپردازد و دراین مسیر مسئولان وزارت کار پذیرفته اند از راه های حقوقی موضوع حل و فصل شود و با برگزاری مجمع عمومی در نوبت دوم و انجام انتخابات هیات مدیره و بازرسین دیگر بهانه ای برای ایراد گیری وجود ندارد و گزارش مجمع به وزارت کار ارسال شده و امیدواریم با تایید آن فعالیت های انجمن همچون گذشته ادامه یابد و چالش بوجود آمده ختم به خیر شود .

32- سعيد از آمريكا :
آقاي مزروعي من از طرفداران هميشگي آقاي خاتمي هستم، چه موقعي كه در ايران بودم و چه امروز كه براي ادامه تحصيل در خارج بسر مي‌برم، اما برايم يك نكته مجهول در حال حاضر پيش آمده و آن اينست كه آيا بازگشت به خاتمي و اينكه بخواهيم دوباره او را به به عرصه انتخابات و دولت و رياست جمهوري بكشانيم نشان از شخص محوري در جنبش اصلاحات نيست؟ آيا اين يك نقيصه محسوب نمي‌شود كه اصلاحات نتوانسته از يك فرد عبور كند و سعي كند از پتانسيل خاتمي بعنوان رهبر معنوي اصلاحات در محل‌هاي ديگري استفاده كند و باز مي‌‌خواهد او را قرباني حضور در عرصه قدرت كند، اين سئوال مجهول مرا بسيار به فكر برده است، شايد شما بتوانيد مرا روشن كنيد

علي مزروعی :
جناب سعید عزیز ، امیدوارم در دیار غریب در کار و زندگی موفق باشید و حساسیت و دغدغه خود را نسبت به ایران و ایرانی حفظ کنید . واقع اینکه من کمی نسبت به طرح اینگونه بحث های روشنفکری و ذهنی بدبین هستم چرا که در همه جوامع و حتی نوع پیشترفته و سازمان یافته اش در نهایت این افراد و اشخاص هستند که مطرح و تاریخ ساز می شوند و به نظرم شخص محوری در همه جا وجود دارد فقط شدت و ضعف دارد ! اما ما در شرایط ایران بسر می بریم که مشخصه ها و و یژگی های خاص خود را دارد ( استبداد زدگی تاریخی ، فقدان فضای آزاد برای رشد نیروها ، غیبت جامعه و نهادهای مدنی ، اقتصاد رانتی و نفتی و دولتی ، ...) و در یک چنین شرایطی ما می خواهیم عمل سیاسی کنیم و در یک انتخاباتی که مهندسی می شود شرکت کنیم و...ومجموعه فضا راهی جر سرمایه گذاری روی آقای خاتمی باقی نمی گذارد حالا هرچه می خواهید اسمش را بگذارید و به نظرمن رهبری معنوی برای اصلاحات و...هم تعارف است و ما نیاز به یک جمع کننده اجرایی برای پیشبرد اصلاحات داریم و اگر آقای خاتمی در اینراه قربانی بشود اما اصلاحات به پیش رود اشکالی ندارد و اتفاقا اصلاح طلبان باید بپذیرند که در راه پیشبرد اصلاحات باید قربانی داد وگرنه نتیجه ای حاصل نمی شود .

33- سعادت :
با توجه به اعلام كانديداتوري آقاي كروبي، آيا فكر نمي‌كنيد ايشان با اين اقدام خود اولين ضربه به ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات آتي زده‌اند؟ آيا اين عملكرد ايشان مانع حضور آقاي خاتمي نخواهد شد؟

علي مزروعی :
جناب سعادت ! اگر اخبار را دقیق پیگیری کرده باشید در می یابید که این حزب اعتماد ملی بود که پیشنهاد نامزدی ایشان را مطرح کردو ايشان هم پذيرفته اند بنابراین شما نباید در این باره عجله و نتیجه گیری کنید . طبعا باید منتظر ماند تا احزاب و گروه های دیگر هم اعلام نظر کنند و در نهایت افراد معلوم شوند و خود آنها هم اعلام نظر کنند تا آنگاه جبهه اصلاحات بتواند تصمیم گیری کند و فکر نمی کنم طرح این مباحث مانعی برای نامزدی آقای خاتمی باشد .

34- علي از همدان :
دليل حمايت هاي بي شائبه صاحبان قدرت و بويژه رهبري از احمدي نژاد را در چه مي‌بينيد، آيا اينگونه حمايت ها از دولت در طول تاريخ جمهوري اسلامي مسبوق به سابقه بوده است؟

علي مزروعی :
علی عزیز ! تا جائیکه بنده یادم هست همواره امام و رهبری از دولت وقت حمایت کرده اند و تقریبا این یک روال جاری و معمول است اما طبعا این شدت و ضعف داشته است و به نظر می رسد بدلیل ضعف های مفرط دولت احمدی نژاد رهبری لازم می داند حمایت بیشتری از این دولت در مقایسه با دو دولت گذشته به عمل آورد تا دولت بتواند با این پشتوانه یکسال باقی مانده از عمرش را پشت سرگذارد .

35- سارا اصفهاني :
به نظر شما در صورت حضور نيافتن آقاي خاتمي در عرصه انتخابات آيا بهترين راه حل اصلاح طلبان قبول كردن راه حل آقاي دكتر نجفي مبني بر ائتلاف سراسري و حضور با يك كانديدا و در صورت رد شدن وي كناره گرفتن از انتخابات نيست؟ و به نظر شما بعد از خاتمي چه گزينه‌هاي را مي‌توان از سوي احزابي مانند مشاركت و مجاهدين انقلاب و كارگزاران و ساير گروههاي ائتلاف مطرح كرد كه توان گرد هم اوردن كليت مجموعه ائتلاف را داشته باشد؟

علي مزروعی :
سارای گرامی ، اشکال طرح آقای نجفی این است که معلوم نمی کند اگر همه اصلاح طلبان روی فردی غیر از آقای خاتمی توافق کردند و به فرض این نامزد تایید صلاحیت شد آیا امکان رای آوری او وجود دارد یا نه ؟ چرا که ما رسانه نداریم و به لحاظ شناسایی و تبلیغات هر گز نمی توانیم با رقیب مقابله کنیم و...ضمن اینکه طرفداران اصلاح طلبان اینگونه نیستند که پیروی بی چون و چرا از ائتلاف اصلاح طلبان کنند و هریک از آنها خود مجتهد است و صاحب نظر! وتا وقتی نامزدی مطلوبشان نباشد پای برای رای دادن پیش نمی گذارند و تجربه انتخابات مجلس هشتم به ویژه در تهران خود بزرگترین شاهد براین مدعاست ! وجه دیگر که اگر این نامزد ردصلاحیت شد در انتخابات شرکت نکنیم به نظرم این رویکرد نادرست است برای اینکه ما باید اصل را بر شرکت و پیروزی در انتخابات بگذاریم و همه اقدامات و تمهیدات ما منطبق بر این رویکرد باشد و به همین دلیل ما بر نامزدی خاتمی تاکید داریم و البته اگر به فرض بخواهند ایشان را هم ردصلاحیت کنند ضمن اینکه این هزینه بالایی برای حاکمیت دارد دیگر هیچ توجیهی برای شرکت اصلاح طلبان و طرفداران آنها برای شرکت در انتخابات باقی نمی گذارد و شرکت نگردن کاملا توجیه می یابد و با این رخداد می توان نتیجه گرفت که نظام سیاسی وارد یک فاز جدید شده است که باید نسبت بدان راهبرد دیگری را در پیش گرفت . به نظر من هیچ گزینه ای نمی تواند جایگزین خاتمی شود که توافق مجموعه اصلاح طلبان را داشته باشد .

36- سلمان:
سلام
به نظر شما حضور آقای خاتمی در انتخابات با توجه به هر نتیجه ای که ممکن است در پیش داشته باشد آیا تصمیم درستی است با تو جه به اینکه درست همان مسائل دوران دولت ایشان یعنی همان هر 9 روز یک بحران تکرار شود
2-شما نظرتان در مورد ماکیاولیسم اسلامی که چندین سال است توسط جناح مخالفتان جهت سرکوبی شما استفاده میشود چیست. چون اینان اعتقادی ندارند که دارند کار خلاف شرع انجام میدهند. زیرا هدفشان حفظ اسلام و حفظ یک نظام اسلامی است حال کارشان هر چه باشد یک کار اسلامی است.قتل ترور و دزدی و دست بردن در نتیجه انتخابات همه و همه وسیله هایی است که هدف ( حفظ نظام و اسلام) ان را توجیه میکند
با این شرایط ایا حضور مجدد آقای خاتمی میتواند مشکل گشا باشد

علي مزروعی :
جناب سلمان در پاسخ به سئوالات قبلی به سئوال اول شما پاسخ داده ام اما در پاسخ به سئوال دوم من فکر نمی کنم که همه جناح حاکم یا اصولگرا به قول خودشان را بشود متهم به ماکیاولیسم اسلامی و...کرد اما بخشی از افراد این جناح متاسفانه چنین طرز تفکر و عملی دارند و برپایه قاعده ماکیاولیستی و مارکسیستی هدف ، وسیله را توجیه می کنند رفتار می کنند که چهره ای مشوه و تاریک و...از اسلام و جمهوری اسلامی ایران برجای می نهد و البته این امر تازه ای در تاریخ و تاریخ اسلام نیست و...در این شرایط وظیفه ما به عنوان یک مسلمان و شهروند ایرانی مقابله با این وضعیت و اصلاح این رویه ها و افراد است و حضور ما و خاتمی در عرصه سیاست و انتخابات با همین هدف انجام می گیرد و می تواند مشکل گشا باشد !


37- م. محمدی :
ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت اقای مزروعی
1)نظرشمادرباره سفرهای استانی احمدی نژاد چیست؟ایا جبهه مشارکت درباره این سفرها تحلیل اقتصادی کارشناسی شده ارائه نموده است؟درگفتگوی اقایان عبدی و حجاریان تحلیل سیاسی از این سفرها شده بودایاحزب از نقاط ضعف و قوت این سفرها ودستاوردهای اقتصادی ان تحلیل مشخصی دارد ؟

2)با توجه به استقبال خوب مردم از سفرهای استانی مخصوصا در زمینه بیان و حل وفصل مشکلات شخصی خود(بعنوان نمونه نگارش بیش از یک میلیون نامه در دور اول سفردولت به استان خوزستان) و تاکیدوحمایت بی چون و چرای مقام سیاسی عالیرتبه کشوراز این سفرها(که این سفرها را از خصوصیات منحصر بفرداین دولت دانسته اند)ایا حزب برنامه ای برای ادامه این سفرها دارد؟ایا این مدل ارتباط نزدیک با مردم تا هنگامی که اصناف ،احزاب سندیکاها، انجمنها ونهادهای دولتی درجامعه شکل بگیرند و وظیفه انتقال خواسته های مردم به حکومت رابرعهده بگیرندمورد تاکید حزب میباشد و ان را ادامه خواهندداد؟
3)درصورت امکان تحلیلی جامع از وضعیت صندوق ذخیره ارزی کشورمیزان واریزها وبرداشتها ونحوه استفاده ونوع استفاده کنندگان این صندوق ارائه دهید؟
4)از زمان بسته شدن هفته نامه عصر ما گویا تحلیلهای اقتصادی ناب انهم از نوع سازمان مجاهینیش در میان اصلاح طلبان یتیم شده و صاحبی ندارد ایا تحلیل اقتصادی جامعی از 3سال فعالیت احمدی نژاد میتوانید ارائه دهید؟ایا جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین در این زمینه بیانیه یا تحلیلی ارائه نموده
اند؟با تشکر

علي مزروعی :
جناب محمدی
1- نظر بنده راجع به سفرهای استانی احمدی نژاد (وایضا روسای دولت های قبل ) منفی است و این شیوه را مفید فائده به حال اداره کشور در شرایط امروز جهان نمی دانم وآنرا شیوه عهد قجری و حجری در اداره کشور می دانم و متاسفم از اینکه چرا بخشی از مردم ما به شیوه ای که از حضرت علی (ع) استقبال کردند و مورد عتاب و خطاب ایشان قرار گرفته و از انجام اینکار نهی شدند هنوز در استقبال از مسئولین عمل می کنند! در جبهه مشارکت بحثی در این باره نشده است و اگر دوستان اعلام نظری می کنند برپایه اطلاعات و مباحث شخصی است . البته جمعی از دوستان یک کار آماری و تحلیلی دقیق بر روی وعده ها و مصوبه های استانی دولت نهم در دور اول سفرهای استانی کرده بودند که محشر است مثلا اینکه دولت در این دور حدود 6200 مصوبه استانی داشته است بعلاوه حدود 3000 وعده ملی که جمع این مصوبات و وعده ها می شود 9200 و اگر تقسیم بر تعداد روزهای دوره شمارش وعده شود می شود هر روز 17 وعده !و به این اعتبار می توان دولت نهم را دولت وعده ها لقب داد ! به هر حال یک گزارش تحلیلی دقیق در این باره وجود دارد .
2- همانگونه که آوردم حزب در این باره جمع بندی ندارد اما برداشت من این است که این شیوه رامناسب اداره کشور نمی داند و برای دستیابی به مسائل و مشکلات مردم از نزدیک باید نقش بیشتری به دستگاه های اداری محلی داد و تا حد امکان اداره امور استانها را به آنها واگذار کرد و با جلب مشارکت مردم در اداره امور ( شوراها ) به حل مسادل و مشکلات پرداخت .
3- اگر به وب سایت من مراجعه کنید در این باره می توانید اطلاعات لازم را بدست آورید و تحلیلی آماده کرده ام ذیل عنوان " ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد در سال 1386 " که بزودی منتشر می شود و خواسته شما را برآورده می کند .
4- بزودی تحلیلی در این زمینه توسط جبهه مشارکت ارائه خواهد شد و اگر شما وب سایت بنده را بطور مرتب مطالعه کنید فکر می کنم نیازهای تحلیلی شما را برآورده کند .


38- امیر :
چرا تیم اقتصادی آقای خاتمی هماهنگ نبود؟؟
آیااختلافات آقایان نجفی با نمازی و ستاری فر با مظاهری از ابتدا قابل پیش بینی نبود؟؟
آیا از ابتدا نمی شد تیم اقتصادی هماهنگتری داشت ؟؟

علي مزروعی :
امیر عزیز ! تا زمانی که ما نظام حزبی تعریف شده و جافتاده و دولت حزبی نداشته باشیم این مشکل وجود دارد و شما می توانید ببیند که در دولت نهم این مشکل به رغم یکدستس فکری و سیاسی این دولت بیشتر هم شده است ! متاسفانه بدلیل عدم کار جمعی و حزبی در ایران پیش بینی این اختلافات ناممکن است و غالبا در زمان مسئولیت و اجرا بروز پیدا می کند و بنابراین نمی شود از ابتدا به گونه ای دیگر عمل کرد هرچند طی زمان می شود با استفاده از تجربه ها در مسیر دستیابی به تیمی هماهنگتر عمل کرد و تغییراتی که در کابینه آقای خاتمی بوجود آمد در پی تحقق چنین هدفی بود و به همین دلیل عملکرد اجرایی و اقتصادی دور دوم دولت خاتمی بسیار موفق و خوب شد.


39- یک عضو جبهه مشارکت از شهرستان کاشمر :
سلام جناب آقای مزروعی با محبوبیتی که حزب مشارکت در بین مردم و به خصوص جوانان دارد آیا نباید همانند جبهه های نبرد با دشمنان انقلاب که اکنون در لباس احمدی نژاد و حامیانش ظاهر شده اند به مبارزه برخاست ؟ آخر سکوت تا کی ؟ پس غیرت انقلابی را چه کنیم ؟ مگر امام ( ره ) نفرموده اند > ؟ چرا نخبگان انقلاب سکوت کرده اند ؟ چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟

علي مزروعی :
هم جبهه ای عزیز! ما چنین ادبیاتی در جبهه مشارکت نداریم و اصولا انقلاب و انقلابیگری را متعلق به گذشته و شرایط خاص تاریخی اش می دانیم و پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران باید همه توش و توان خود را برای تحقق اهداف انقلاب یعنی " استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی " و قانون اساسی بکار گیریم وبه همین دلیل ما اصلاح طلبیم ! اما در ایران نیروهای دیگری هم وجود دارند که قرائت خود را ازانقلاب و جمهوری اسلامی و پیگیری اهداف انقلاب و...دارند و خود را اصولگرا می دانند و از این منظر هر گز نمی شود تعبیر دشمن انقلاب را برای آنها بکار برد به ویژه آنکه اینها از طرق تعریف شده هرچند با ابهام و سئوال دولت و مجلس را بدست گرفته اند . ما با آنها رقیب سیاسی می شویم و در عرصه رقابت باید آگاهی بخشی کرد وخیلی هم نباید مته به خشخاش گذاشت و در این مسیر از تعابیری چون غیرت انقلابی استفاده کرد .ما سکوت نکرده ایم و تا آنجا که امکان و توان داریم به این رقابت و مبارزه آگاه بخش ادامه می دهیم و بیش از این تکلیفی نداریم چرا که خداوند فرموده :" شما تکلیفی بیش از آنچه در توان دارید ندارید" و مهم این است که ما در میدان سیاست با تدبیرو تامل اما شجاعانه و پیگیر عمل نمائیم و بدانیم که فقط با آگاهی بخشی و همراه کردن اکثریت مردم با خود می توانیم راهبرد خود را به پیش بریم .

40- فرزاد :
با سلام.به نظر شما ساختار حقیقی قدرت در ایجاد فضای بسته امروزی چقدر موثر بوده؟فکر نمی کنید که یکبار برای همیشه باید تکلیف اصلاح طلبان با این مساله روشن شود که خط قرمزشان در مقابل تممیت خواهی وانححصار طلبی راس هرم جریان قدرت طلب کجاست؟ چرا که به نظر می رسه امرزوه اکثر محدودیتها از ان ناحیه به اصلاح طلبی وارد شده و متاسفانه انها هیچ راهکاری برای مقباله با این وضع ندارند

علي مزروعی :
جناب فرزاد ! من نمی توانم به سئوال شما پاسخ دقیق دهم چون فکر می کنم پاسخگویی دقیق به سئوال شما نیاز به یک کار پژوهشی دارد اما همنیطور شهودی برداشتم این است مشکل اصلی جامعه ما همین است که اکثریت بالایی از جامعه ما قرابت چندانی با آزادی و دموکراسی و...ندارند با اینکه در حرف بسیار طالب آنند! و اتفاقا تا زمانیکه این ساختار حقیقی و درونی جامعه ما برهم نخورد و اصلاح نشود خیلی نمی توان به ساختار حقوقی و راس هرم قدرت گیر داد چون همواره ساختار حقوقی و هرم قدرت بر پایه این ساختار حقوقی و دورنی جامعه تعین می یابد و عمل می کند و بنابراین نگاه اصلی ما باید به اصلاح ساختار حقیقی و ساختن جامعه مدنی باشد و در پی آن ساختار حقوقی ، و بحث خط قرمز و اینها هم در این مسیر چندان معنا نمی دهد و هر عمل سیاسی باید متناسب

November 20, 2008

تنها را نجات کشور و اقتصاد را اجرای اصل ‌٤٤ و خصوصی‌سازی دانست.

به گزارش خبرنگار ايسنا، رجبعلی مزروعی، عضو دفتر سیاسی جبهه مشارکت ايران اسلامی در نشستی با عنوان «نقد عملکرد و برنامه‌های اقتصادی دولت نهم» که از سوی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی اصفهان در اين دانشگاه برگزار شد، گفت: در گذشته اختلافاتی ميان اصلاح‌طلبان و اصولگرايان وجود داشت و اصلاح‌طلبان به دنبال توسعه سياسی و فرهنگی کشور بودند و اصولگرايان معتقد بودند که بايستی توسعه اقتصادی مقدم بر توسعه سياسی و فرهنگی باشد و دولت و مجلس اصلاحات را ار این منظرمورد چالش و انتقاد قرار می‌دادند.

وی در مورد انتخابات رياست جمهوری دوره قبل و کانديداهای اصولگرايان با بيان اين که اين افراد در بحث‌های اقتصادی متمرکز شده و از حل مسائل و مشکلات معيشتی مردم صحبت می‌کردند، گفت: مهم‌تر از همه کانديداهای آن زمان احمدی‌نژاد بود که شعار بردن نفت بر سر سفره‌های مردم و بحث عدالت‌محوری را به خصوص در ميان طبقات محروم و متوسط جامعه مطرح نمود و با شعار "ما می‌توانيم" و "شدنی است" توانست در آن انتخابات رای بياورد و اين در شرايطی بود که قوه مقننه نيز با حاکميت، يکپارچه شده بود؛ اين در حالی است که در دوران خاتمی فقط چهار سال مجلس و قوه مجريه همسو بودند.

وی با بيان اينکه همچنان مساله اصلی کشور از ديدگاه اصلاح‌طلبان توسعه سياسی و فرهنگی است، اظهار داشت: دليل اين امر اصلاح ساختارهای سیاسی واجتماعی و فرهنگی است که در صورت اصلاح اين ساختارها مسائل اقتصادی خود به خود حل خواهد شد.

وی معتقد است که مهم‌ترين جايی که می‌توان عملکرد دولت و اصولگرايان را مورد نقد و بررسی قرار داد مسائل اقتصادی است، زيرا موضوع اقتصاد قابل اندازه‌گيری و مقايسه است.

مزروعی با اشاره به دو مرکزآمارگیری اقتصادی بانک مرکزی و آمار ايران که هر دو دولتی هستند و با انتقاد از نبود نهادهای آمارگيری مستقل در ايران گفت: هر سه ماه يک بار بانک مرکزی نماگرهای اقتصادی را منتشر می‌کند و در حال حاضر آمار عملکرد اقتصادی سه ماهه اول سال 87 را منتشر کرده است.

وی افزود: به منظور بررسی عملکرد اقتصادی دولت و کشور، از سه منظر جهانی، منطقه‌ای و برنامه چهارم توسعه می توان وارد بحث و ارزیابی شد .

وی با اشاره با گزارش نهادهای بین المللی همچون برنامه عمران سازمان ملل متحد ، صندوق بين‌المللی پول و بانک جهانی بطور مثال به رتبه ايران که از ‌١١٥ به ‌١٤٢ افزايش پيدا کرده است، فضای کسب کار در کشورمان را بر اساس اين رقم بدتر از قبل دانست.

مزروعی با اشاره به تصويب و ابلاغ سند چشم‌انداز ‌٢٠ ساله کشور و با بيان اين که هرساله دولت بايد براساس ماده ‌١٥٨ قانون برنامه چهارم توسعه، گزارشی از وضعيت اقتصادی و جايگاه ايران نسبت به سند چشم‌انداز ارائه دهد، گفت که طی دو سال گذشته گزارشی از طرف دولت ارايه نشده و به يکی از الزامات قانونی عمل نشده است.

وی تصريح کرد: مجمع تشخيص مصلحت نظام گزارشاتی مبنی بر وضعيت اقتصادی، اجتماعی جمهوری اسلامی ايران در مقايسه با کشورهای آسيای جنوب شرقی ارايه کرد که مشخص می کند جايگاه کشورمان در طول اين سه سال نه تنها ارتقا‌ پيدا نکرده بلکه در بسياری از شاخص‌ها از لحاظ جايگاه اقتصادی و اجتماعی تنزل پيدا کرده است.

وی ادامه داد: طبق سند برنامه چهارم توسعه بايد نرخ رشد توليد ناخالص داخلی متوسط سالانه به ‌٨ درصد و نرخ رشد سرمايه‌گذاری به ‌١١ درصد و نرخ بيکاری به ‌٦/٩ و نرخ تورم ‌٥/٨ درصد کاهش پيدا کند، اما در طول اين سه سال گذشته نسبت به اهداف برنامه چهارم توسعه ناموفق بوده‌ايم.

وی افزود: در زمان سه سال آخر دولت خاتمی درآمد ارزی حاصل از نفت و گاز به طور متوسط سالانه ‌٥/٨٦ ميليارد دلار بوده در صورتی که در سه سال گذشته اين رقم به ‌١٩٨ ميليارد دلار رسيده است؛ در حالی که در ‌٣٠ سال پس از انقلاب کل درآمد ارزی حاصل از نفت و گاز ‌٦٤٥ ميليارد دلار بوده است که تقريبا يک سوم اين ميزان در اين سه سال گذشته بوده است.

مزروعی گفت: درآمد صادرات غيرنفتی در زمان سه سال آخر خاتمی ‌٥/١٩ ميليارد دلار بوده و در اين سه سال به طور متوسط سالانه ‌٣٧/٣٩ ميليارد دلار بوده است.

اين کارشناس مسائل اقتصادی اظهار عقيده کرد: در زمان دولت خاتمی کالاهای وارداتی بيشتر سرمايه‌ای و واسطه‌ای بوده اما در زمان فعلی به سمت کالاهای مصرفی رفته‌ايم که اين امر برای کشور آثار منفی بر جای می‌گذارد و باعث رکود می‌شود.

وی با بيان اين که در زمان فعلی برای اولين بار واردکننده محصولات کشاورزی بوده‌ايم، اما تا سال ‌٨٤ تنها ميوه‌ای که وارد کشور می‌شد موز بود، گفت: در حالی که در عيد ‌٨٤ به علت واردات ميوه از جمله پرتقال و ... تراز کشاورزی ما به شدت منفی شد و در حال حاضر رقم واردات محصولات کشاورزی به کشور به ‌١٢ ميليارد دلار رسيده است.

به گفته وی تراز کشاورزی در سال ‌٨٣ منهای ‌٢٠ ميليون دلار بوده؛ در صورتی که در حال حاضر به منهای ‌٩ ميليارد دلار افزايش پيدا کرده است.

مزروعی با بيان اينکه بودجه عمومی دولت سه سال آخر دولت خاتمی ‌١٠٥ هزار ميليارد تومان بوده و طی سه سال اخير به ‌١٧٩هزار ميليارد تومان رسيده است، گفت: بودجه کل کشور در سه سال آخر دولت اصلاحات ‌٢٧٣ هزار ميليارد تومان بوده و در سه سال گذشته به ‌٥٨٠هزار ميليارد تومان رسيده است در مجموع در دولت فعلی در اين سه سال بيش از دو برابر منابع به اقتصاد کشور تزريق شده است.

وی در ادامه در پاسخ به سوال دانشجويان در خصوص اقتصاد اسلامی اظهار داشت: اقتصاد يک علم است و شرق و غرب و شمال و جنوب ندارد اما حکومت اسلامی يک اهدافی دارد که اخلاق و معنويت اين حکومت را متمايز از ديگر حکومت‌ها می‌کند.

مزروعی مهم‌ترين شاخصه‌های اخلاق و معنويت در يک جامعه دينی را رعايت انصاف، مروت و عدالت دانست و گفت: هدف حکومت‌های دينی برقراری عدل و قسط در همه ابعاد جامعه و ميان همه افراد بوده است.

وی در پاسخ به سوال يکی ديگر از دانشجويان مبنی بر اينکه دولت‌های پس از انقلاب نظام سرمايه‌داری را در کشور رواج دادند، اظهار داشت: مسئولان در زمان‌های مربوطه اجازه نمی‌دادند که کشور در مسير غلط قرار گيرد و اينکه اين دولت‌ها را مروج نظام سرمايه‌داری بدانيم اشتباه است.

مزروعی در خصوص آن‌چه اقتصاد صدقه‌ای عنوان شد، گفت: يک سوم بودجه دولت‌های پس از انقلاب مستقيم يا غيرمستقيم صرف کمک‌های اجتماعی می‌شد، اما در هيچ کجای دنيا کشوری پيدا نمی‌کنيم که بخواهد به طور مستقيم يا غيرمستقيم به فقرا و مستمندان پول دهد.

وی افزود: تنها راه نجات کشور و اقتصاد، اجرای اصل ‌٤٤ و خصوصی‌سازی است.

وی خاطر نشان کرد: يکی از ناموفق‌ترين برنامه‌های خاتمی که نتوانست آن را اجرا کند و اکثر اصولگرايان هم با اين سياست مخالفت کردند خصوصی سازی بود.

مزروعی در ادامه در خصوص انتخابات رياست جمهوری سال آينده گفت: کانديداها بايد حتما برنامه برای اداره کشور داشته باشند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مزروعی : متاسفانه عمده مطالب این سخنرانی که در نقد عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد بود در این خبر منعکس نشده است و امیدوارم که این بدلیل اعمال تیغ سانسور در خبرگذاری ایسنا نباشد چرا که اینگونه خبررسانی ناقص حداقل از منطر افرادی که در سالن سخنرانی بودند منجر به بی اعتمادی نسبت به اخبار رسانه ها و به ویژه ایسنا می شود ضمن آنکه ظلمی در حق جامعه است که از دریافت کامل اخبار و دیدگاهها مختلف نسبت به مسائل کشور محروم می شود و به هرحال پهنای دم دولت ظاهرا آنچنان گسترده شده است که دامن اخبار و رسانه ها را هم گرفته است .

November 16, 2008

علل فروپاشی اقتصادی شوروی

در اینروزها که زلزله بحران مالی دامنگیر اقتصاد آمریکا و دیگر کشورهای غربی شده و پس لرزه های آن همه کشورهای دیگر جهان را بیش و کم در برگرفته است شاید نوشتن راجع به « علل فروپاشی اقتصادی شوروی » بی وجه باشد چون در کشور ما عده ای را نظر براین است که سرنوشت محتوم اقتصاد کمونیستی شوروی فروپاشی بود همچنانکه سرنوشت اقتصاد سرمایه داری کشورهای غربی نیز فروپاشی است و رخداد این بحران مالی خود نشانه ای آشکار براین مدار است و زود یا دیر انجام می شود و جهان و کشورها نیاز به یک الگوی تازه برای اداره اقتصاد دارند ...

از منظر این نویسنده اقتصاد ایران بیشتر از آنکه شباهت و نزدیکی به کشورهای سرمایه داری داشته باشد و اینکه ما منتظر فروپاشی نظام های متکی بر سرمایه داری باشیم بیشتر شبیه اقتصاد کشورهای کمونیستی و سوسیالیستی است که بیش از یک دهه است فرو پاشیده اند ! اما اینکه چرا اقتصاد کشورما همچنان سرپا مانده است به برخوردای ایران از منابع غنی نفت و گاز و تزریق گشاده دستانه این منابع برمی گردد ضمن اینکه نظام سیاسی و اجتماعی ما قدرت انعطاف و مانور دارد و توتالیتر به مفهوم مصطلح و رایج در نظام های کمونیستی نیست و به گونه ای عمل می کند که رضایتمندی نسبی اکثریت مردم را در پی داشته باشد از اینرو من فکر می کنم در عین حال که باید توجه و نظرمان را متوجه بحران مالی فعلی در غرب کنیم واز اثرات و پیامدهای منفی آن نگران باشیم با توجه به مجموعه شرایط اقتصادی که با آن مواجه هستیم باید به بررسی و کالبد شکافی درباره « علل فرو پاشی اقتصادی شوروی » بپردازیم که بیشتر می تواند برای ما آموزنده باشد !
برپایه اسناد موجود حتی رهبری سیاسی اتحاد شوروی قبل از گورباچف دریافته بود که اقتصاد این کشور از این عوامل رنج می برد و قادر به ادامه حیات رشد یابنده نیست : 1) عدم کارآیی کار و سرمایه از طریق پیشترفت فن آوری و ایجاد انگیزه بیشتر ، 2) کاهش هزینه های نسبی تولید ، 3) صرفه جویی در مواد و انرژی ، و 4) بهبود بخشیدن به کیفیت تولیدات و ساختن زیربناهای لازم اقتصادی . گورباچف و اصلاح طلبان شوروی قبل از کسب قدرت ، ویژگی های نامطلوب اقتصاد کشور را دریافته بودند اما آنها پس از به دست گرفتن قدرت به زودی متوجه شدند که با یک بحران اقتصادی بنیادی مواجه هستند که البته به رغم اجرای برنامه اصلاحات اقتصادی گورباچف سرانجام به فروپاشی شوروی منجر شد و سرنوشت تازه ای راپیشاروی کشورهای برآمده از این رخداد نهاد که محل بحث ما نیست .
با نگاهی به ویژگی ها و شاخصه های کنونی اقتصاد ایران به جرئت می توان گفت که اقتصاد ما هم اکنون از همان عواملی رنج می برد که اقتصاد شوروی سابق رنج می برد با این تفاوت که درآمد نفت بگونه ای بر سر این ضعف ها سرپوش نهاده و ادامه حیات اقتصاد ایران را ممکن ساخته است . به عبارت روشن تزریق در آمد نفت و انرژی ارزان باعث شده است که روند حرکت اقتصاد ایران منجر به بحران و فروپاشی نشود وگرنه همه عواملی که منجر به فروپاشی اقتصادی شوروی سابق شد در این اقتصاد وجود دارد و شاید آنچه می تواند در شرایط کنونی برای اقتصاد ایران نگران کننده و خطر ساز باشد نقطه تلاقی این وضعیت با بحران مالی جهانی و به ویژه افت شدید قیمت نفت است چراکه کاهش درآمدنفت باعث می شود که همه بیماری های نهفته در اقتصاد ایران بروز و ظهور یابد و دامنگیر شود . اقتصاد ایران سالهاست که به نرخ رشد اندک اقتصادی ، تورم و بیکاری دو رقمی ، بهروری کاهشی ، فقر و فساد و تبعیض و... و اعتیاد به درآمد نفت و انرژی ارزان عادت کرده است ، و به زبان اقتصادی ساختاری بیمارگونه دارد و برای علاج نیاز به جراحی دارد اما این جراحی باید مبتنی بر یک برنامه اصلاحی و عملیاتی دقیق و تعریف شده باشد . برنامه ای که بتواند در عرصه ملی ارائه شود و رای و نظر اکثریت مردم را با خود همراه داشته باشد و به نظرم فرصت انتخابات ریاست جمهوری سال آینده بهترین فرصت برای انجام اینکار است . طرح تحول اقتصادی دولت احمدی نژاد یا برنامه های بدیل دیگر باید در میدان انتخابات و عرصه عمومی ارائه و به بحث نهاده شود و هر برنامه ای که رای اکثریت مردم را بدست آورد مبنای انجام اصلاحات اقتصادی در کشور شود چراکه چشم انداز اقتصاد ایران با توجه به کاهش در آمد نفت در ماه های آتی بسیار نگران کننده است و اگر برنامه ای برای اصلاح ساختار اقتصاد ایران و علاج بیماری های موجود تدوین و اجرا نگردد خطر فروپاشی محتمل است و اینکه ما باید از « علل فروپاشی اقتصادی شوروی » بیاموزیم در همین نکته نهفته است که برای اصلاحات باید به موقع اقدام کرد چرا که انجام اصلاحات دیرهنگام حاصلی جز فروپاشی به همراه نخواهد داشت ؟

November 10, 2008

پاسخ‌ها به سئوالات كابران نوروز

نوروز: علي مزروعي عضو دفتر سياسي جبهه مشاركت ايران اسلامي و نماينده مردم اصفهان در مجلس ششم در هفته‌هاي گذشته مهمان سايت نوروز و دريافت كننده سئوالات مخاطبان سايت بوده‌ است. پاسخ‌هاي ايشان به سئوالات كاربران سايت در ادامه آمده است .

مزروعی : باسلام به همه افراد وعزیزانی که محبت کرده و سئوالات خود را از من مطرح کرده اند و همچنین افرادی که این سئوال و جواب ها را می خوانند . امیدوارم این فضای گفتگو و تضارب آراء و افکار به همه ما در راه انتخاب بهتر برای زندگی فردی و اجتماعی کمک کند و همه دریابیم که این تنها روشی است که مارا به سرمنزل مقصود می رساند .


1- حائری مقدم :
آیا شماباآمدن خاتمی موافق هستيد و و اگر موافق هستيد خاتمی دوره 10 چه تفاوتهای با خاتمی 3 دوره قبل باید داشته باشد ؟

علي مزروعی :
جناب حائری مقدم ! من با آمدن آقای خاتمی کاملا موافقم و اورا تنها شانس و امکان موفقیت اضلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری می دانم .طبعا خاتمی کنونی با خاتمی قبل مثل همه آدمها تفاوت دارد چرا که تجربه و تحولات زیادی را پشت سر نهاده است و قطعا در صورت بدست گیری مسئولیت دولت متفاوت از گذشته عمل خواهد کرد اما من نمی توانم برای ایشان تعیین تکلیف کنم و از نظر من اگر همان عملکرد قبلی را هم داشته باشد کفایت می کند و به عبارتی اگر روند همان دوران هشت ساله ادامه می یافت مسیر رشد و توسعه کشوربیش از پبش هموار می شد و مردم در گذر زمان به آرامش و رفاه بیشتری دست می یافتند .


2- محسن از قم :
آيا شما و ساير دوستانتان با بزرگان كشور همچون هاشمي و خاتمي و ساير مراجع روشن ضمير در مورد نقص سيستم حكومتي به طور جدي وارد بحث شده ايد؟ چون تا اين سيستم برقرار است چيزي تغيير نمي يابد اساس كار بايد راي مردم - دوره اي كردن حكومت و پاسخگو نمودن ان باشد.

علي مزروعی :
دوست عزیز !ما در حد توان و فرصت و امکان ملاقاتی که فراهم می آید نظرات و دیدگاههای خود را در این باره ارائه کرده ایم و از سخنان این بزرگان بخوبی بر می آید که آنها هم دغدغه این موضوع را دارند و امیدواریم در سایه این مباحث بتوان به ضرورت و انجام اصلاحات لازم در میان اکثریت مردم رسید تا راه قانونی برای تحقق آن فراهم و پیموده شود .


3- سيد مهدي موسوي :
با سلام خدمت اقاي مزروعي
به نظر شما اين دولت قابليت راي اوردن در دوره بعد را دارد
اگر اقاي خاتمي بيايد به نظر شما راي مياورد؟
با تشكر

علي مزروعی :
جناب آقای موسوی ، به نظرمن این دولت تا اینجا نشان داده که قابلیت رای آوردن برای دور بعد را ندارد مگر امدادهای غیبی به کمکش بیاید! و به نظرمن اگر آقای خاتمی بیاید امکان رای آوری او بسیار بالاست اما در عالم سیاست آنهم در ایران هیچ عمل سیاسی قابل پیش بینی نیست و تا روز انتخابات گردوی سیاست هزار چرخ می خورد تا به زمین برسد !


4- مهديزاده اردكاني :
با سلام به شجاع ترين نماينده مجلس ششم
1-به نظر شما بازگشت اقاي خاتمي به صحنه انتخابات چه فوايد وضررهايي دارد؟جنابعالي موافق كانديداتوري اقاي خاتمي هستيد يا مخالف؟
2-ايامواضع اقتصادي جبهه مشاركت نسبت به مجلس ششم تغيير نموده؟به نظر شما نقاط ضعف اصلاح طلبان در مجلس ششم چه بود؟

علي مزروعی :
جناب مهدی زاده از لطف و محبت و حسن ظن شما تشکر می کنم و بنده جز انجام وظیفه نمایندگی کاری نکردم . به نظرم خلاصه ترین پاسخ این است که آمدن آقای خاتمی به صحنه انتخابات هیچ ضرری ندارد اما فوائد بسیار دارد و از جمله اینکه جلوی خسارت بیشتر به کشور را می گیرد !در پاسخ به سئوال دوم مواضع اقتصادی جبهه مشارکت نسبت به مجلس ششم تغییری نکرده است و در مورد ضعف اصلاح طلبان در مجلس ششم واقع اینکه من ضعف چندانی نمی بینم چرا که دوستان ما در این مجلس تمام توش و توان خود را برای پیشبرد اصلاحات بکار بستند اما اگر نتوانستند همه آنچه را می خواستند به نتیجه برساند برمی گردد به ساختار حقوقی و حقیقی موجود که بحث مفصلی را می طلبد .


5- علی آزاد :
سلام
جناب آقای مزروعی
1-آیاشماموافق تغییرقانون اساسی هستیدویااینکه معتقدیدقانون اساسی فعلی ظرفیت دست یابی به دموکراسی رادارد؟
2-آیاروحانیت جایگاه واقعی خودرادراداره ی امورکشوردارد؟
باتشکر

علي مزروعی :
عزیز گرامی ، قانون اساسی دست نوشته بشری است و طبیعی که در گذر زمان دانش و تجربه بشر افزایش می یابد و متناسب با آن نیز این قانون باید تغییر یابد بنابراین هیچ فرد عاقل واهل دانش و تجربه ای نمی تواند با تغییرقانون اساسی موافق نباشد اما آنچه محل بحث است شرایط زمانی و محتوای این تغییر است و طبعا تا زمانی که این خواسته به خواست اکثریت جامعه تبدیل نشود امکان اجرایی شدن نمی یابد . در مورد قانون اساسی فعلی نیزاز نظر من این قانون ظرفیت دست یابی به دموکراسی را دارد . در پاسخ به سئوال دوم پاسخگویی دشوار است چون نیاز به انجام یک پژوهش و تحقیق دارد ضمن اینکه باید منظور از جایگاه واقعی روحانیت در اداره کشور نیز تعریف و تدقیق شود چراکه اگر منظور داشتن مناصب رسمی حکومتی باشد که این جایگاه را دارند اما اگر منظور نقش داشتن در اداره حکومت باشد برداشت کلی وظنی من این است که متاسفانه روحانیت جایگاه واقعی خود را در اداره حکومت و اجتماع نسبت به گذشته از دست داده است .


6- بهرنگ :
سلام
آقای خاتمی انتخابات غیر قانونی مجلس هفتم که خود شما هم رد صلاحیت شدید برگزار کرد
انتخابات مجلس نهم در صورت شرکت و پیروزی در انتخابات در زمان ریاست جمهوری ایشان خواهد بود در صورت رد صلاحیت اصلاح طلبان در این انتخابات مانند مجلس هشتم آقای خاتمی چه واکنشی نشان خواهند داد؟
آیا در صورت پافشاری شورای نگهبان در رد صلاحیت ها آقای خاتمی این انتخابات را بر گزار می کنند؟
جه تفاوتی درآقای خاتمی در بین انتخابات مجلس هفتم و نهم رخ داده است؟

علي مزروعی :
بهرنگ عزیز، عرصه سیاست بازی های بسیار دارد و من نمی دانم که اگر آقای خاتمی رئیس جمهور شود در انتخابات مجلس نهم چگونه عمل می کند اما سرجمع رئیس جمهور شدن ایشان را به نفع کشور و ملت می دانم چون ایشان یک بصیرت نظری و منش عملی دارد که جامعه ما سخت بدان محتاج است و به نظرم خاتمی میانگین خواسته های جامعه ما را منعکس و عمل می کند و طبعا نمی تواند همه افراد را راضی کند . در مورد واکنش ایشان به پافشاری شورای نگهبان در رد صلاحیت ها و انجام انتخابات نیز من نمی توانم پاسخگو باشم اما اگر شما سخنان اخیر ایشان را مطالعه و دنبال کنید بخوبی در می یابید که تفاوت های مشهودی در مواضع ایشان بوجود آمده است .


7- امير :
با سلام
یکسان سازی نرخ ارز در چه دوره ای انجام شد ؟؟
(چه سالی )

علي مزروعی :
دوست گرامی یکسان سازی نرخ ارز در قانون بودجه سال 1381 آمد و از ابتدای این سال اجرایی شد .


8- شهرام :
جناب آقاي مزروعي سلام
با توجه به كارنامه مفتضحانه اقتدارگرايان بي منطق مقدس مآب دراين سه سال اخير و نابودي دستاوردهاي توسعه گرايانه و اصلاح طلبانه دلسوزان ميهن گراميمان، آيا بهتر نيست كه پيشروان اصلاحات و جبهه دموكراسي با دانايي محوري در رفتار نه گفتار بر حقوق فردي وآزاديهاي اجتماعي ايرانيان پافشاري بيشتر نموده و در برابر تماميت خواهان خانمانسوز( كه كشتي كه خود نيز سوارند را سوراخ مي كنند ...)ايستادگي جانانه كنند ( مثل تحصن در مجلس ششم كه بعد آن نيز نبايستي به مجلس برمي گشتند تا رسيدن به آزادي و آباداني كشور وايراني سرفراز )و كانديدايي دور انديش و مدبر و مدير چون خاتمي را راضي به كانديد شدن نمايند يا اگر آقاي خاتمي نيامدند محمدرضا خاتمي با حمايت قاطع اصلاح طلبان به صحنه انتخابات وارد شوند و در صورت رد صلاحيت بدون كوچكترين كوتاهي از حاكميت خارج شوند تا مردم فكر نكنند كه همه از يك قماشيد و مردم سركارند هيچ فرقي بين شما نيست (اقتدارگرا يا اصلاح طلب) و اندك اميدشان نيز به ياس نيانجامد.چون هنوز به شما و راستگوييتان اميد دارند و دل بسته اند تا فردايي بهتر براي فرزندان و خود شاهد باشند.درود بر شما پيروان آزادگي و آزادي ايرانيان

علي مزروعی :
جناب شهرام عزیز!
ابتدا یادآور شوم که من با نوع ادبیات شما موافقت ندارم و با لحن بهتر و آرامتر هم می توان طرح سئوال کرد . درپاسخ به سئوال شما ما باید در هر موقعیتی تحلیل خودمان از شرایطی را که در آن به سر می بریم روشن کنیم تا آنگاه بتوانیم راهبرد و تاکتیک های برون رفت از وضعیت موجود را بیابیم . هرگونه سیاست ورزی و اقدام که متناسب با ظرفیت های موجود جامعه نباشد و نتواند اکثریتی از مردم را با خود همراه کند شکست خورده است و بنابراین ما باید با شناخت درستی از ساختار حقیقی جامعه و ساختار حقوقی حاکم عمل کنیم و عرصه سیاست اینگونه نیست که امکان هر عملی را به ما بدهد براین پایه اصلاح طلبان در صورتی می توانند در انتخابات پیروز شوند و اهداف خود را پی گیرند که با وحدت کامل به این میدان آیند و نامزدی را معرفی کنند که امکان گذر از هفت خوان انتخابات و رای آوری بالا داشته باشد و به نظرم این نامزد فقط خاتمی می تواند باشد و لاغیر! طبعا در مورد نکات دیگری که پرسش کرده اید فقط در شرایط زمانی هر رخداد می توان در مورد عکس العمل به آن رخداد تصمیم گرفت و نمی شود در این باره حکم کلی و ثابت داد .

9- مسعود دهنوی :
چرامدیریت اقتصادی در نهادهای مدنی و صنفی که کمترین هزینه و بیشترین فائده را برای دولت و جامعه دارند و از اینرو در ادبیات اقتصادی از تعداد آنها در هر واحد ملی به عنوان شاخصی برای اندازه گیری میزان « سرمایه اجتماعی » استفاده می شود در کشور ما مورد کمترین توجه و حمایت از سوی حاکمیت است ؟

علي مزروعی :
جناب دهنوی گرامی به نظرم این ناشی از سوء ظنی است که حکومت و حکومتگران ما بطور کلی نسبت به شهروندان و هرنوع کار سازماندهی شده و تشکل مدنی و صنفی دارند و متاسفانه فکر می کنند که اینها ممکن است روزی مزاحم قدرتشان شوند یا ...


10- مسعود دهنوی :
چگونه اعتقاد به ولایت فقیه درایران با اداره ی جامعه از طریق دموکراسی قابل جمع است؟

علي مزروعی :
دوست گرامی اول اینکه ساختار حقوقی هر جامعه ای در تناسب با ساختار حقیقی اش تعین می یابد و به ویژه در بعد اجرایی در انطباق با ساختار حقیقی اش عمل می کند که بحث مفصلی را می طلبد .دوم اگر دموکراسی را پایبندی به رای و نظر مردم در اداره امور کشور براساس ساز و کارهای تعریف شده بدانیم این هیچگونه تناقضی با اینکه جایگاهی بنام ولایت فقیه در راس جامعه وهرم قدرت تعریف شود ، ندارد همانطور که در کشورهایی مثل انگلیس ، هلند ، ...تداوم نظام سلطنتی تناقضی با دموکراسی ندارد . اصولا دموکراسی یک روش برای اداره امور است که در هر جامعه ای متناسب با شرایطی که در آن بسر می برد و اکثریت بر سر آن تفاهم می کنند می تواند بکار گرفته و بدان عمل شود .


11- صهبا الستی :
جناب اقای مزروعی
لطفادرصورت امکان نظرخود رادرباره نقض شدید حقوق بهاییان ایران بیان بفرمایید. با سپاس فراوان

علي مزروعی :
واقع اینکه من اطلاعات دقیقی راجع به نقض حقوق بهائیان ندارم و اطلاعاتم در حد انتشار اخباری است که بعضا در رسانه ها منتشر می شود و در مقام مقایسه قطعا حقوق مسلمانان بیشتر نقض می شود ! اما بطور کلی براین نظرم که حقوق شهروندی هرایرانی باید از سوی حکومت و حکومتگران محترم شمرده شود و دراین باره باورهای عقیدتی و قومی و...نمی تواند محل اثر باشد .


12- پدرام :
با درود
شما یکی از تنها کسانی بودید که به حکم حکومتی رهبری در مجلس ششم اعتراض کردید. در آن قضیه شما تنها به نظر می آمدید چرا فراکسیون مشارکت که اکثریت بود در آن قائله با شما همرامی نکرد آیا اعتقادی به مقاومت نداشتند؟
آیا شما برای جلوگیری از شکنجه فرزندتان در بازداشت وبلاگ نویسان قدرتی نداشتید؟ اگر یک نماینده مجلس نتواند وای به حال من بینوا!؟!؟

علي مزروعی :
پدرام عزیز ! من در آن واقعه تنها نبودم اما در آنروز پرحادثه تصمیم جمعی فراکسیون دوم خرداد این شد که از کنار آن واقعه بگذرند . در مورد سئوال دوم مسلم است که اگر من نماینده هم بودم چنین قدرتی نداشتم ( چون در آن موقع دیگر نماینده نبودم ) اما در برابر این موضوع بقدری پیگیر شدم که سرانجام رئیس قوه قضائیه کمیته ای سه نفره را مامور رسیدگی و اعلام نظر در این باره کرد و سرانجام این کمیته به کار غیرقانونی دادستانی و منع تعقیب بازداشت شدگان نظر داد از اینرو به نظرم این نتیجه گیری کلی شما که اگر یک نماینده نتواند وای به حال دیگران ، درست است اما در عین حال این تجربه نشان داد که اگرهرشهروندی نسبت به اعمال غیرقانونی و ظالمانه عکس العمل نشان دهد و پیگیر باشد بالاخره جایی برای رسیدگی وجود دارد و به نظرم اشکال اصلی در این نوع موارد به خود ما برمی گردد و اینکه چقدر حاضریم برای پیگیری این امور مایه بگذاریم ؟


13- نادر رضوي :
سرور ارجمند جناب مزروعی
اولا لازم می دانم که از زحمات چند ساله شما در دوران ممتاز مدیریت انجمن صنفی مطبوعات تقدیر و تشکر نمایم ثانیا به نظر می رسد که بعضی از افراد عضو انجمن سو
برداشتی نسبت به لب تاپ های هدیه ریس جمهور محبوب (خاتمی) و همچنین وام های
۹۹ ساله دارند خواهش می کنم در حد مقدرات در این باره توضیح دهید.
ضمنا فرصت را مغتنم دانسته یاد و خاطره احمد بورقانی عزیز را گرامی بدارییم.

علي مزروعی :
جناب رضوی از لطف و حسن نظر شما متشکرم . در مورد هدیه لب تاپ متاسفانه بدلائلی انجمن نتوانست اینرا در دولت خاتمی عملیاتی نماید و پس از روی کارآمدن دولت احمدی نژاد بلافاصله معاونت مطبوعاتی ارشاد بودجه این هدیه را در اختیار گرفت و به هرخبرنگاری که دلشان خواست دادند ! و به رغم اینکه انجمن بارها درخواست کرد گزارشی از توزیع این هدیه داده شود هیچ گزارشی داده نشد. در مورد وام 99 ساله بنده هیچ اطلاعی ندارم و نمی دانم منظور شما چیست ؟

14- الهام س. :
با سلام آقاي مزروعي
آيا اين حقيقت دارد كه شما در زمان حضور اصلاح طلبان در قدرت برخي از فاميلهاي نزديك خود را در جاهاي مختلف مانند وزارت نفت ، سازمان مديريت و برنامه ريزي و... مشغول به كار كرده ايد؟

علي مزروعی :
نه ، این حقیقت ندارد . تنها فامیل بنده که در کل دوران اصلاحات به استخدام دولت ( وزارت نفت ) درآمد پسر خواهر بنده بود که اوهم از طریق کنکوروقبل از دولت اصلاحات (سال 76) در دانشکده نفت آبادان پذیرفته و بنحوی متعهد خدمت در وزارت نفت شده بود و هم اکنون هم مثل تمامی مستخدمین این وزارت خانه در حال گذارندن دوران آموزشی و آزمایشی اش در پالایشگاه اصفهان می باشد وبه احتمال قوی اگر خویشاوندی با من نداشت از وضعیت بهتری برخوردار بود ! چرا دراین دوران برادرم رااز سپاه بازنشسته کردند و برخی افراد را که فقط فامیلشان مشابه فامیل من بوداز استخدام در برخی نهادها محروم کردند!

15- امين :
پاسخ دهید که :
1 - در دوران مسئولیت خود و دوستانتان چه گلی بر سر این مردم زدید و چه کار مهم و کلیدی انجام دادید ؟ غیر از شانتاژ و بخور بخور و فامیل بازی و رانت خواری و ... که حالا برای ریشه کردن آنها این دولت باید بخش عمده ای از انرژی خودش را صرف کند ؟
2 - چرا امریکا و دشمنان ایران همواره شما را و اندیشه هایتان را حمایت می کنند ؟ آیا این اتفاقی است ؟ و اگر واقعا حامی تفکرات شما هستند ( که هستند ) چرا تجدید نظر نمی کنید .
3 - امثال شما در دوران خاتمی بطور ناگهانی گنده شده و مطرح شدید و قبل از آن هیچ سابقه روشن و مهمی در جامعه نداشتید . چرا اینقدر فکر می کنید همه چیز را می دانید در صورتی که اصول ابتدایی سیاست و اقتصاد و ... را هم نمی دانید و این را بارها ثابت کرده اید ؟
4 - در کجای دنیا تشکیلاتی با کاربرد مشابه شورای نگهبان وجود ندارد که شما و دوستانتان برای 4 تا جوان ساده لوح و البته خودباخته ( که هر چیز خودشان بد و هر چیز دیگران خوب است ) جا انداخته اید که این شورای نگهبان اصلی ترین مانع دموکراسی در ایران است ؟ اگر نمی دانید بپرسید و اگر می دانید ، خیانت می کنید که کتمان می کنید و در واقع شما این قشر اندک را تحمیق می کنید .
5 - برای آنها که سوالات بالا را پرسیده اند بگویید که در تمام کشورهای دنیا قانونی وجود دارد که حتی از راههای دموکراتیک اجازه تغییر آنها را نمی دهد مثل تغییر قانون لاییک در کشورهای بسیاری از جمله ترکیه و اروپایی ها و ... توجه داشته باشید حتی از راههای دموکراتیک . اما شما 4 تا احمق گیر آورده اید و اصرار دارید که وانمود کنید در ایران بن بست سیاسی است تا بلکه از این راه به خواسته هایتان که همان پست و رانت و ... برسید .
6 - چرا شما پاکترین ، شریفترین و باسوادترین مسئول اجرایی کشور را به بدترین شکل ممکن تحقیر و تخطئه می کنید ( دولت نهم ) . در حالیکه کثیفترین ارتباطات سیاسی و اداری و اقتصادی در دوران خاتمی و شما شکل گرفت . شما که قایل به گفتگو با دشمنان هم هستید آن هم با دادن باج و تحقیر ملت ایران ( که بارها توسط خاتمی اتفاق افتاد ) چرا با این دولت از دشمن بدتر برخورد می کنید ؟ واقعا چه کاری با شما کرده است ؟
7 - یادتان که نرفته است یک نفر در یک برنامه یا در یک روزنامه انتقاد تندی از خاتمی می کرد با تمام توان و قدرت او را تخطئه می کردید که دارد دولت برآمده از مردم را نابود می کنند و چه و چه . حالا آیا این دولت برآمده از مردم نیست و یا آن نظر درست نبوده است و یا توطئه ها و تخریبها کمتر از آن دوران است . اگر راست می گویید برای مخاطبینتان آماری از تخریبها علیه هر دو دولت در زمانی مشابه ارائه دهید و البته نوع تخریبها و شدت آنها را هم مشخص کنید .

علي مزروعی :
دوست عزیز !اگر شما امین و مسلمانید باید در برخورد با دیگران اصل را برصحت عمل و درستی آنان بگذارید مگراینکه شما دلائل مستند و قوی بر خلاف آن داشته باشید .
1- در این سئوال شما فقط اتهام زده اید و من هیچ دلیلی بر اثبات مدعایتان نمی بینم تا پاسخگو باشم . ازاینکه ما چه گلی بر سر این مردم زده ایم می گذرم چون آنرا باید مردم تشخیص دهند و اینرا فقط در یک انتخابات آزاد و رقابتی و سالم و عادلانه بین ما و دیگران می توان دریافت و لاغیر! و می بینید که اصولگرایان بصورت یکدست در حاکمیت با اینکه همین مدعای شما را دارند جرئت نمی کنند که اجازه حضور به ما در انتخابات بدهند چون نتیجه را می دانند ! با این حال شما چه دلیل یا شاهدی بر شانتاژ و بخور بخور و فامیل بازی و رانت خواری و ...بنده یا دوستان بنده دارید؟ و آیا همینطوری می شود دیگران را متهم کرد؟ شما حتی اگر یک دلیل و شاهد برای اثبات این مدعایتان ارائه کردید من همه مدعاهای دیگر شما را دربست می پذیرم . دوست عزیز ! فکر نکرده ای این دولتی که اینهمه مدعای مبارزه با فساد و...دارد در این سه سال گذشته همه پرونده های عمل ما زیر دستش بوده است و اگر کوچکترین سوژه ای در این باره بدست آورده بود بر بام می نهاد؟ لابد خیلی هم انرژی تلف کرده اند اما تاکنون می بینید که هیچ گیر نیاورده اند و امثال بنده چون پرونده زندگی شان پاک است اینطور راحت می نویسد و فعالیت می کند چراکه از قدیم گفته اند آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است ؟
2- امروز دنیا به یک دهکده واحد تبدیل شده است و همه دولت ها و مقامات کشورها نسبت به وقایع و حوادث جاری در دیگر کشورها اظهارنظر می کنند (مثل مقامات و دولت ما که از صبح تا شام راجع به مسائل ریز و درشت دنیا و ازجمله آمریکا اعلام موضع و نظر می کنند و اخیرا دولت ما به صراحت در پی برنامه ریزی برای اداره جهان است !) والبته نوع موضع گیری آنها برمی گردد به تحلیلی که از مسائل جهان و کشورها و منافع ملی شان دارند وطبعا نمی تواند ملاکی برای درستی یا نادرستی راه و روش و کار دیگران واز جمله ما باشد . بطور مثال اگر در کشورما حقوق شهروندی نقض شود و اصلاح طلبان بدان اعتراض کنند ، در عین حال مجامع جهانی ومقامات و نهادهای حقوق بشری و مقامات آمریکا و...نیز نسبت به این موضوع اعتراض کنند آیا این دلیل حمایت آنها از اصلاح طلبان می شود ؟ یا اینکه بدلیل این هم موضعی اصلاح طلبان باید از اعتراض نسبت به نقض حقوق شهروندی دست بردارند؟ به نظرمن طرح اینگونه مسائل بهانه ای بیش از سوی برخی حکومتگران و رقبای سیاسی برای مشوه کردن فضا وفرار از واقعیت و تداوم روشهای اقتدارگرایانه و نقض حقوق شهروندی و...نیست وگرنه چهره و سابقه اصلاح طلبان در پایبندی به اصول و اهداف انقلاب و نظام روشن است . متاسفانه دائره اینگونه نگرش آنچنان وسیع گشته است که از زاویه ای دیگررخداد هرگونه ناکامی ناشی از سوء مدیریت دولت و مجلس و...مثل تورم و گرانی و فقر و فساد و...در کشوررا هم ناشی از توطئه استکبار جهانی و آمریکا قلمداد کرده و هیچ کژی و کاستی و...را در کار حاکمیت نمی پذیرد و معلوم نمی کند بالاخره در این میان مردم و حاکمیت ایران چکاره هستند ؟
3- من نمی دانم ملاک شما برای کوچک یا یزرگ بودن افراد چیست اما بنده سابقه روشنی دارم ( روشنتر از آقای احمدی نژاد و یارانش ) و خوشحالم که رده های مسئولیت را بطور طبیعی و نه رانتی طی کرده ام و در نهایت نیز مدال رای مردم شریف اصفهان به گردنم آویخته شد و افتخار نمایندگی مردم در یک انتخابات کاملارقابتی را یافتم . در عین حال من هیچ کجا ادعا نکرده ام که همه چیز را می دانم و اتفاقا در این سن دانش من بجایی رسیده است که بدانم نادانم ! اگر شما در همه نوشته ها و گفته های بنده چنین مدعایی یافتید عرضه کنید تا معلوم شود من دروغ می گویم اما من براین نظرم که فارغ از ادعای دانستن یا ندانستن افراد باید به همه افراد جامعه اجازه اظهار نظر داد و طبعا این دیگران هستند که در باره درستی و نادرستی اظهارات افراد و میزان دانش آنها داوری کرده و به نتیجه می رسند و قطعا در یک جامعه آزاد و پویا ودانشجو هیچ فردی نمی تواند رای و نظرش را بر دیگران تحمیل کند .
4- الحق و الانصاف این مطلب شما درست است که در هیچ کجای عالم نهادی مانند شورای نگهبان وجود ندارد و البته عمل هیچ نهادی هم در دنیا مانند این شورای نگهبان پس از رحلت حضرت امام نبوده است ! من نمی دانم شما چند سال دارید اما اگر سن شما مانند بنده باشد بخوبی می دانید که شورای نگهبان در زمان امام هیچگاه اینکارهایی که پس از سال 68 با اختراع و اعمال «نظارت استصوابی » کرد نمی کرد و درآن زمان هم کسی متعرض کار شورای نگهبان نبود . آخر چطور می شود این شورا در هرانتخاباتی افراد مسلمان ایرانی زیادی را به دلیل عدم اعتقاد و التزام به اسلام و جمهوری اسلامی رد صلاحیت نماید و به هیچ مرجعی هم پاسخگو نباشد ؟ دراین شرایط آیا شما فکر می کنید داوری بسیاری از مردم در مورد عملکرد این شورا چیست ؟ و آیا خودبخود این معنا مستفاد نمی شود که این شورا مانع دموکراسی در ایران است ؟ اشتباه شما این است که فکر می کنید می شود دیگران را تحمیق کرد در حالیکه هرحرف و سخنی تا ریشه در واقعیت نداشته باشد بر ذهن و دل دیگران نمی نشیند.
5- اگر الگوی شما کشورهایی مانند ترکیه و...است حق با شماست هرچند در این کشورها هم با رای مردم می توان قانون اساسی را تغییر داد( کاری که در سال گدشته در ترکیه انجام شد ) و حتی در ترکیه سکولار اسلامگرایان با رای مردم توانسته اند مجلس و دولت و ریاست جمهوری را بدست گیرند اما درجمهوری اسلامی ایران حتی افراد مومن به این نظام از شرکت در انتخابات محروم می شوندو...دوست عزیز! آیا خواسته عمل به قانون اساسی و اتکا به رای مردم در اداره امور که از سوی اصلاح طلبان مطرح می شود برای پست و رانت و...است اما دستیابی به مناصب حکومتی از راه نظارت استصوابی و...برای خدا و خدمت به مردم است ؟ شما یک نفراز این اصولگرایان را نشان بده که در مناصب حکومتی قرار گرفته و ازحقوق و مزایا و...آن صرف نظر کرده است البته اگر جعل مدرک و خویشاوندی و...را درنظرنگیریم ! رسانه های دولتی و حکومتی فقط نسبت به حقوق و مزایای نمایندگان مجلس ششم حساسیت داشتند و هر روزآنرا در بوق می کردند اما برای نمایندگان مجلس هفتم و هشتم که بسی بیش می گیرند می بینید که چون خودی اند سکوت رادیویی کرده اند! به قول عوام قربون برم خدا را ، یک بوم و چند هوا را؟ نمی دانم چرا شما هرآنکس را که غیر از آنچه شما می پسندید ، می پسندد احمق نام می نهید ؟ و آیا متقابلا همین حق را برای دیگران قائل هستید؟ واصلا چرا فکر می کنید دیگران احمق هستند و شما عاقل؟ در مورد بن بست سیاسی هم من نمی دانم اینرا از کجا آورده اید و به ما نسبت داده اید اما قطعا ادامه راه و روش موجود نظام را به بن بست می برد .
6- از قدیم گفته اند مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید ! درمورد شکل گرفتن کثیفترین ارتباطات سیاسی و اداری و اقتصادی در دوران خاتمی نیز ارائه دلیل و شاهد مثل موارد مدعایی دیگر لازم است وگرنه جز اتهام زنی بیش نیست که شیوه جاری دوستان اصولگراست ! و خوشبختانه پس ازگذشت سه سال از حاکمیت یکدست تاکنون هیچ دلیل و شاهدی دراین باره نتوانسته اند ارائه کنند. ظاهرا شما بین نقد و انتقاد و دشمنی خلط کرده اید ونمی دانم چگونه می شود با دولتی که همه اصلاح طلبان را حذف وحتی آنانرااز داشتن یک پست کارشناسی محروم کرده است و گوش خود را بروی سخنان دیگران (غیرخودی ها) بسته است گفتگو کرد ؟ در مورد گفتگوی با دشمنان و باج دادن و...هم هنوززود است که داوری کنیم اما از طلیعه دوستی با مردم اسرائیل می شود نهایت کار دولت نهم را در این باره حدس زد هرچند اصل مدعای شما در مورد دولت خاتمی نادرست است .
7- در این باره بگذارید دیگران داوری کنند اما حتما شما اینرا قبول دارید که رای آقای خاتمی بدون امداد نیروهای غیبی و در نوبت اول بیشتراز احمدی نژاد بود، و اگر دولت ایشان مردمی است آن دولت مردمی تر بود؟ و البته همه کارشکنی ها و بحران آفرینی ها و...در دوره اصلاحات برآمده از همان نیروهای غیبی بود و دلیلش اینکه با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد همه آن نیروهای غیبی غیب شدند ! در مورد میزان تخریب ها هم شما لابد شوخی می کنید ؟ آیا با همراه بودن 98 در صد رسانه ها با دولت احمدی نژاد و تنها دو درصد رسانه مستقل و اصلاح طلب دیگر جایی برای تخریب می ماند؟ وبه رغم فعالیت این 98 درصد بر علیه دولت خاتمی حتی یک شکایت علیه آنان از سوی دولت اصلاحات انجام نشد و این از افتخارات آن دولت که فضای نقد و انتقاد را در کشور نهادینه کرد .

16- یوسف کمش دفه ای :
با سلام و خسته نباشید
جناب آقای مزروعی لطفآ محل اختلاف دیدگاه های مهندس عباس عبدی باخودتان و دوستانی که با شما هم عقیده اند رادقیقآ مشخص کرده و درخبرنامه مشارکت و یا هر جای دیگر درج نمایید تا هم روشنگری صورت گیرد هم اینکه ما چیزی یاد بگیریم.

علي مزروعی :
جناب یوسف عزیز! نمی دانم از کدام قرائن و شواهد شما به این نتیجه رسیده اید که آقای عبدی بابنده و دیگر دوستان اختلاف عقیده دارد تا پاسخگو باشم حداکثر اینکه ما با هم اختلاف سلیقه داریم و این امری طبیعی است و فکر نمی کنم نیازی به طرح اختلاف سلیقه ها باشد چرا که بین هر جمعی اینگونه اختلاف سلیقه وجود دارد .


17- بیداد امامی :
یکی از مهمترین مشکلات شما در گرفتن قدرت در اینده این است که مردم به شمااعتماد ندارند. چرا که ان زمان که فرمان دست شما بود نه به مردم توجه کردید. و نه ازجایگاهی که به شما به امانت داده شده بود پاسداری کردید. حالا هم فقط و فقط هرف ها زیبای میزنید.سوال من این است, ایا اقای خاتمی سناریوی بعد از اقای احمدی نژاداست (سناریوی نظام) اگر اینطور نیست (که به قول شما هم نیست )ایا فکر نمیکنید موانعی که برای جلوگیری از به قدرت رسیدن اقای خاتمی توسط جناح مخالف ایجا د میگردد با توجه به اینکه موانع ,جنبه قانونی هم داشته باشد,جز اینکه خاتمی حذف شود(حوادث طبیعی مثل سکته قلبی , و سانحه رانندگی ) چاره ای باقی مانده باشد.

علي مزروعی :
من نمی دانم شما چگونه و با تکیه به چه ساز وکاری به این دست یافته اید که مردم به ما اعتماد ندارند ( عین مدعایی که جناح اصولگرای حاکم دائم مطرح می کند ) اما فرض می گیرم شما درست می گوئید حال اگر ما درخواست یک انتخابات آزاد و رقابتی و سالم و عادلانه را داشته باشیم آیا محل اشکال و سئوال است ؟ در این حالت احتمال دو اتفاق است : یک اینکه مردم به ما برخلاف مدعای شما اعتماد می کنند که لابد فکر بعدش هم کرده اند و سئوال بعدی شما محل طرح و بحث ندارد ، و دو اینکه به ما اعتماد نمی کنند و مدعای شما اثبات می شود که بازهم طرح و بحث در باره سئوال شما منتفی است !پس بجای این سئوالات اجازه دهید روی مسئله انتخابات آزاد و رقابتی و...متمرکز شویم و هر رایی که مردم دادند آنرا بپذیریم .

18- بهروز همتی :
آقای مزروعی باسلام؛
من همواره اعتراض هاو فریاد های شما را بر سر دشمنان مردم سالاری در دوره مجلس ششم به خاطر دارم و می ستایم و امید وارم که پس از این هم شاهد آن باشم
آقای مزروعی آیا حس نمی کنید جبهه مشارکت دارد به سوی یک سانتراللیسم حزبی در راس و تبعا پیروی منفعلانه و ضعیف در بدنه پیش میرود؟ آیا وظیفه ی بدنه حذب به تبلیغ و ترویج کاندیدهای حذبی در موعد انتخابات و توجیه عملکرد مدیران دوران اصلاحات و شکستهای پی در پی انتخاباتی تقلیل پیدا نکرده است؟
جناب مزروعی چرا پس از گذشت حدود 3 سال از برگزاری رسمی ختم اصلاحات ( مرگ اصلاحات پیشتر از آن اتفاق افتاده بود )هیچ مراسمی ، کنگره ای یا نشستی برای بررسی و نقد عملکرد دوران موسوم به اصلاحات برگذار نشده تا در باب کاستی ها و ضعف های آن با حضور صاحب نظران بحث و گفت وگو شود؟آیا دلیلش تنها بی خیالی و سهل انگاری است یا ترس از مواجهه با گذشته و کارنامه هم جولان می دهد؟
و در پایان من هنوز نفهمیده ام اصلاحات مورد نظر آقای خاتمی در دستگاه حاکم قرار است چگونه پیش رود :
«آقای خاتمی با بيان اين‌كه در موارد مختلف، بحث و گفت‌وگوي آزاد و بي‌تكلف {با مقام رهبری}وجود داشت، به تعهد خود با رهبر انقلاب اشاره كرد و گفت: در اين مورد يا تفاهم حاصل بود يا اگر اختلاف نظري باقي مي‌ماند، بر اساس تعهدي كه وجود داشت، ملاك عمل نظر رهبري بود.»

علي مزروعی :
جناب آقای همتی از لطف و محبت و حسن نظرشما سپاسگزارم . بنده در مورد عملکرد جبهه مشارکت چنین حس و نظری ندارم و اتفاقا در جبهه فضای بحث و نظر بروی همه اعضا باز است . در مورد نامزد حزبی شرایط سیاسی ایران باید لحاظ شود و هر تصمیم سیاسی باید متناسب با این شرایط باشد . در مورد نقد عملکرد دوران اصلاحات و حزب هم بارها اینکاربا دعوت ازافراد و گروه های سیاسی فعال بیرون جبهه انجام شده و گزارشی از آن نیز تهیه ودر گنگره سال گذشته ارائه شد و بصورت مکتوب در اسناد جبهه محفوظ است و فکر نمی کنم در این باره کوتاهی شده باشد . در مورد جمله آخر شما به نقل از خاتمی نمی دانم منبع اش کجاست اما اگر اینهم باشد محل اشکال نیست برای اینکه هر حرکت سیاسی و اجتماعی باید از درون بحث و تعامل و تفاهم به پیش رود وگرنه به نتیجه نمی رسد .

19- مرتضی رضایی :
با سلام به پیشگاه حزب شمارکت و با درود بر جناب مزروعی
در ابتدا می خواستم به جناب amin عرض کنم که مؤدب باشید. اگر آدرسی از شما بود می دانستم چگونه از خجالتتان در بیایم. شما را چه شده است که این گونه افسار پاره کرده اید و نجاست بیرون می ریزید؟ قدری اندیشه کنید در گفتار و تأمل نمایید در کردار. اگر پیرو اسلامید و ارزشی می دانید خود را، این واژه ها و توهین ها با کدام مبنای اعتقادی هم سنخ است و اگر خود را دموکرات و لیبرال می دانید این اهانت ها و ناسزاگویی ها با کدام رکن دموکراسی هم جنس؟ ادب و متانت از کف داده اید، توهین ها به خلق الله می کنید و ادعای ارزشی بودن و مردمی بودن هم دارید؟ حاشا و کلا بر این همه گستاخی و بی آبرویی ها.

در ادامه از جناب مزروعی این سؤالات را داشتم:

اول آن که در انتخاب ریاست جمهوری سال 84 نامزد حزب مشارکت بیش از چهار میلیون رأی آورد. بنا به شواهد و قرائن و تحلیل های آماری، آگاهانه ترین آرا به صندوق دکتر معین و هاشمی رفسنجانی ریخته شد. با توجه به این که شما در کمیته ی برنامه ریزی حزب هستید، می خواستم بدانم که چه برنامه ای برای سازماندهی این چهار میلیون رأی داشته اید؟ آیا توانسته اید تعداد اعضا و تعداد هواداران را افزایش بدهید؟ اگر توانستید، چند درصد میزان این افزایش بوده است؟ آیا این میزان جزب نیرو با آن رأی بزرگ به دکتر معین تناسبی دارد؟ گمان من بر این است که متأسفانه علی رغم رویکرد چهارمیلیونی مردم به نامزد مشارکت در انتخابات نهم، جذب نیرو و ساماندهی آنان چندان موفق نبوده است.

دوم موانع ساختاری جذب و سازماندهی نیرو در فضای تحزبی کشور چیست؟ راه های فائق آمدن بر آن چیست؟

سوم اینکه چه برنامه ای برای نیروهای جذب شده در حزب مشارکت وجود دارد؟ همین نیروهای جذب شده ی فعلی نیز با توجه به مشکلات سازمانی همانند عدم برنامه ریزی های مدون و بلند مدت و مشکلات مالی و غیره توانایی شکوفایی ایده ها و یا کار در چارت سازمانی و بر اساس اساسنامه و مرام نامه ی حزب را ندارند.

چهارم این که با توجه به عضویت شما در مشهورترین روزنامه های اصلاح طلب و همچنین هیئت مدیره صنف روزنامه نگاران، شما چه بسیار عمیق با مشکلات روزنامه نگاری و جریان آزاد اطلاعات در ایران آشنایی دارید. سؤال من تکرار مکرارت و پیش گفتن هاست. اما چه باید کرد که زخم تازه است و گلو نالان. مرهم بر زخم نشیند این ناله ها هم فرو افتد. شما چه راه کاری برای فائق شدن بر این نابه سامانی و تضییق حق در عرصه ی مطبوعات پیشنهاد می کنید؟ اصرار دارم پاسخ روشن و شفاف باشد. دقت داشته باشیم این فقره از معدود دفعاتی بود که رهبری علنا وارد معرکه شد و جانب محافظه کاران را گرفت و این به واسطه ی آگاهیشان از اهمیت موضوع بود که جریان آزاد اطلاع رسانی پاشنه ی آشیل حضرات است. بار دیگر می پرسم که با توجه به این فشار و صف آرایی تمام قد در مقابل جریان آزاد اطلاعات در ایران، شما چه برنامه ای برای فائق شدن بر آن پیشنهاد می کنید؟ نیکو می دانید و بهتر از من که تا زمانی که تکلیف قانون مطبوعات روشن نشود، بسیاری از اقدامات بی نتیجه خواد ماند.

با تشکر بسیار زیاد از سایت نوروز برای این که این وقت را در اختیار مخاطبان می گذارد تا با سیاستمداران محبوب خود به گفتگو بنشینند. و نیز تشکر بسیار از جناب مزروعی.

علي مزروعی :
دوست عزیزو گرامی با تشکر از لطف و حسن ظن شما ، اگر من اجازه داشتم حتما قسمت اول نوشته شما را سانسور می کردم چرا که فکر می کنم حتی اگردیگری رعایت آئین گفتگو وادب را نمی کند ما نباید به همانگونه عمل کنیم . درکمیته برنامه جبهه که بنده هستم به مباحث مرتبط با برنامه ریزی اقتصادی و اجتماعی پرداخته می شود و مسائل مرتبط با سازماندهی و جذب نیرو و...به عهده کمیته اجرایی جبهه است و بنابراین من نمی توانم پاسخگوی سئوالات شما در این باره باشم.درباره موانع ساختاری کار حزبی و...نیزبحث بسیار وجود دارد و به نظرم ازحوصله اینجا خارج است . عین این بحث راجع به کار مطبوعات هم وجود دارد و به نظرم تا زمانی که ساختارهای حقیقی ما و بدنبال آن ساختارحقوقی متناسب بافرهنگ و فضای دموکراتیک نشود و تغییر نکند راه حلی میانبر پیدا نمی شود و من هیچ اکسیر معجزآسایی برای تغییر شرایط کنونی نمی شناسم جز آنکه بپدیریم فقط با اندیشه اصلاحات تدریجی و زمانبر و حوصله مند و پیگیر و...می توان بدان سو حرکت کرد.

20- علی آزاد :
سلام
جناب مزروعی
1-حفظ نظام یعنی جه ؟
2- اگرنظامی نقص دارد بازهم بایددرحفظ آن کوشید؟

علي مزروعی :
آزاد عزیز! حفظ نظام یعنی حفظ چارچوب سرزمینی ومیثاقی جمعی که به عنوان یک قرارداد اجتماعی و در قالب قانون اساسی پدیرفته ایم تا زندگی ما دچار بی نظمی و عدم امنیت و...نشود . روشن است که اگر اکثریت مردم از نظام موجود ناراضی باشند راه تغییر آنرا هم می یابند اما باید درنظر داشت که این تغییر نظام با چه روشی و با چه هزینه ای دنبال شدنی است ؟ از اینروست که در دنیای امروز بجای تغییر نظام به اصلاح نظام به روش های کاملا مسالمت آمیز و تدریجی و اقناعی می اندیشند و با این تعبیر می شود گفت و دید که غالب نظام های سیاسی در حال اصلاح و تغییراند.


November 5, 2008

نفت ، اقتصاد و انتخابات

تاریخ معاصر ایران با موضوع نفت آغشته است . اوج این جریان را می توان در نهضت ضد استعماری ملی شدن صنعت نفت برهبری دکتر مصدق و کودتای آمریکایی- انگلیسی 28 مرداد 1332 برای بازگرداندن رژیم دیکتاتوری و استبدادی پهلوی دید. هرچند دکتر مصدق با طرح شعار و برنامه " اقتصاد بدون نفت " تلاش کرد مسیر جدیدی را پیشاروی اداره اقتصاد ایران قرار دهد اما با رخداد کودتا داستان غم انگیز نفت و اقتصاد ایران سیری بدتر از گذشته یافت و روزبروز اقتصاد ایران نفتی ترشد و با افزایش قیمت نفت از ابتدای دهه پنجاه بیماری هلندی دامنگیر اقتصاد ایران شد که تا امروز آثار و پیامدهای این بیماری همچنان باقی است و متاسفانه در مقاطع افزایش قیمت نفت بر عمق و گستره آن افزوده شده است . و صد البته تداوم رژیم دیکتاتوری پهلوی و عدم گذار بسوی مردمسالاری واقعی نیز با وابستگی تام و تمام اقتصاد ایران و به ویژه بودجه کشور به درآمد نفت مرتبط بوده است .

پس از پیروزی انقلاب اسلامی انتظار می رفت با درس آموزی از گذشته طرحی نو برای استفاده از درآمد نفت در اقتصاد ایران و بودجه دولت انداخته شود اما چنین نشد و حتی اگر دهه اول انقلاب را بدلیل شرایط خاص و رخداد جنگ تحمیلی استثناء کنیم باز این انتقاد باقی است که در قالب اجرای برنامه های توسعه نه تنها از وابستگی اقتصاد و بودجه دولت به درآمد نفت کاسته نشد بلکه متاسفانه بر دامنه آن افزوده شد و با افزایش قیمت نفت بر هزینه های جاری دولت و در نتیجه وابستگی بیشتر به درآمد نفت افزوده می شد بگونه ای که در توصیف اقتصاد ایران به جز واژه های نفتی و رانتی کار ساز نبود و البته عدم کارآیی و کاهش بهره وری و افزایش فساد و فقر و تبعیض هم ذاتی چنین وضعیتی بوده است . تنها قدم اصلاحی که در برخورد با این واقعیت تلخ برداشته شد تمهید " حساب ذخیره ارزی " در تدوین و تصویب قانون برنامه سوم توسعه توسط دولت اصلاح طلب خاتمی بود که برداشت دولت از درآمد نفت را لگام می زد و محدود می کرد . خوشبختانه از سال 79 که این قانون به اجرا درآمد با افزایش قیمت نفت مبلغ خوبی در این حساب ذخیره شد و با تصویب طرحی در مجلس ششم امکان بهره مندی بخش خصوصی از ذخیره این حساب بصورت وام ارزی فراهم گشت و برای اولین بار درآمد نفت از چرخه تولید آنهم توسط بخش خصوصی وارد اقتصاد ایران شد و ضمن حفظ این منبع کمیاب نرخ رشد سرمایه گذاری در دوره اجرای قانون برنامه سوم توسعه را به متوسط سالانه 11 درصد در سال افزایش داد که رکوردی برای این شاخص در سال های پس از انقلاب محسوب می شود .
روند افزایش قیمت نفت که از سال 79 شروع شده بود و در سال 84 که سال انتخابات ریاست جمهوری در ایران بود شدت گرفته است و در عین حال مبلغ قابل توجهی هم در " حساب ذخیره ارزی " انباشت شده بود شرایطی را بوجود آورد که موضوع بهره مندی از درآمد نفت در اقتصاد ایران به سوژه ای انتخاباتی تبدیل شود و سرانجام نامزدی که شعارش " بردن درآمد نفت به سر سفره های مردم " توانست گوی سبقت را از دیگر نامزدها برباید و ریاست دولت نهم را به عهده بگیرد و صد البته انتظار می رفت که در تحقق این وعده نهایت تلاش خود را بکار گیرد و سفره های مردم به ویژه اقشار محروم و متوسط را رنگین کند . از قضای روزگار در آمد نفتی که در سفره این دولت قرار گرفت در تاریخ معاصر ایران و حتی سال های پس از انقلاب بی نظیر بوده است . فقط برای مقایسه یادآور می شوم که بر پایه آمار بانک مرکزی کل درآمد نفت و گاز ایران در طول سال های پس از انقلاب تا پایان سال 86 رقم 645 میلیارد دلار بوده است که 198 میلیارد دلار (نزدیک به یک سوم ) آن متعلق به سال اخیر بوده است . و برای آنکه امکان و توانایی دولت نهم برای بهره مندی از درآمد نفت در اقتصاد ملی روشنتر شود یاد آور می شوم که دولت هاشمی در 8 سال دوران خود 2/126 میلیارد دلار و دولت خاتمی 6/174 میلیارد دلار درآمد از ناحیه نفت و گاز برای هزینه در اختیار داشته اند و البته دولت خاتمی درهنگام روی کار آمدن دولت نهم رقمی بالغ بر 15 میلیارد دلار از این درآمد را بصورت ذخیره تحویل این دولت داد . این روزها کاملا آشکار است که تقریبا مبلغی در " حساب ذخیره ارزی " باقی نمانده است و به عبارت دیگر دولت احمدی نژاد با صرف هزینه ای بیش از 200 میلیارد دلار در سه سال اخیر چه گلی بر سر اقتصاد ایران زده است و چقدر سفره های مردم به ویژه اقشار محروم و متوسط را رنگین تر کرده است ؟ کاهش نرخ رشد سرمایه گذاری متوسط سالانه به 8/4 درصد ، افزایش نرخ تورم به 25 درصد و نرخ بیکاری 5/12 در صدی حاصل عملیاتی کردن شعار " بردن نفت سر سفره های مردم " توسط دولت عدالت محور ، مهرورز ، خدمتگزار بندگان خدا و تعالی بخش کشور بوده است .
بدون آنکه بخواهم به بحث نفت و ارتباطش با مردمسالاری و پاسخگویی قدرت و دولت در ایران بپردازم براین نکته تاکید می نمایم که نفت همچنان در کانون ترین مباحث مرتبط با اداره ایران قرار دارد و با توجه به تجربه های گذشته در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده قطعا همچون انتخابات گذشته سوژه اصلی خواهد بود با این تفاوت که هم مردم ایران تجربه یکبار عملیاتی شدن شعار " بردن نفت سر سفره های مردم " توسط اصولگرایان حاکم را دارند ، و هم قیمت نفت رو به کاهش نهاده است ، و هم همه تجربه یکصد سال گذشته در ارتباط با نقش و دخالت نفت در اقتصاد و سیاست ایران پیشاروی هر ایرانی است از اینرو موضوع " نفت ، اقتصاد و انتخابات " موضوعی است که امید می رود در عرصه عمومی طی ماههای آتی پی گرفته شود و برنامه نامزدهای ریاست جمهوری در این باره ارائه شود چرا که چه بخواهیم و چه نخواهیم آینده اقتصادی و سیاسی ایران به چگونگی استفاده از درآمد نفت در اقتصاد ایران وابسته است و آنچه می تواند افق کاری و چشم انداز توسعه کشور را تعیین کند در این برنامه ها و انتخابات باید جست و اینکه مردم ایران با چشمانی باز و انتخابی درست آینده خود را رقم زنند .

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007