روزنامه نگاري صلح
انسان ها ذاتاً خواهان صلح و آرامش طلبند اما چهره غالب و عارض با تاريخ بشري جز جنگ و خشونت نبوده است به گونه يي که مي توان جنگ و خشونت را همزاد و همراه زندگي بشر دانست. تلاش انبياي الهي و مصلحان بشري در طول تاريخ براي مهار جنگ و خشونت و پايه گذاري نظام هايي مبتني بر عدالت و صلح هر چند گام هايي به پيش بوده، اما تاکنون ثمربخش نبوده است و همچنان نايره جنگ و خشونت در گوشه و کنار دنيا انسان هاي بي گناه را به کام مرگ مي کشد و زندگي را براي کثيري از آنان تلخ و سخت مي کند و چشم اندازي تيره و تار از آينده مي سازد و...
قطعاً چهره امروز جهان انساني تر و بهتر از ديروز و به عدالت و صلح نزديک تر است. هر چند قرن بيستم جنگ هاي هولناک و وحشتناک بسياري همانند دو جنگ اول و دوم جهاني را تجربه و پشت سر نهاد و با توجه به پيشرفت هاي معرفتي و علمي و فني حاصله در اين قرن، وقوع اين جنگ ها در تناقض با محتواي اين قرن رخ مي نمايد اما در سرجمع تاريخ قرن بيستم قرني رو به جلو براي تاريخ بشري بوده و به ويژه در نيمه دوم اين قرن با بهره گيري از تجارب بشري رژيم هاي ديکتاتوري رو به زوال و نظام هاي مبتني بر دموکراسي و حقوق بشر و صلح طلب رو به افزايش داشته است، و طليعه قرن بيست و يکم را بايد طليعه مبارکي براي دستيابي به صلح و دموکراسي در جوامع بشري دانست که متاسفانه رخدادي همچون رخداد 11 سپتامبر 2001 و پيامدهاي بعدي آن (حمله امريکا و متحدانش به افغانستان و عراق) اين فرصت تاريخي را خدشه دار و بهانه به دست جنگ طلبان براي کوبيدن بر طبل جنگ و خشونت داد و نگذاشت نايره جنگ از گوش عالم بريده شود.
روزنامه نگاران چون راوي اخبار حوادث واقعه هستند هر چند خود بيشترين خسارت و خشونت حامل از جنگ را متحمل مي شوند اما راوي اخبار جنگ و خشونت مي شوند و به گونه يي بر طبل جنگ و خشونت مي نوازند و بعضاً خود دامن زننده به جنگ و خشونت در عرصه داخلي يا روابط بين کشورها مي شوند. در افغانستان و عراق هر از گاهي خبر از اسارت يا کشتن روزنامه نگاري مي رسد و همچنين در گوشه و کنار دنيا که روزنامه نگاران قرباني خشونت و ديکتاتوري رژيم هاي خودکامه مي شوند. کشته شدن 110 روزنامه نگار طي يک سال (2006) و در بند شدن صدها روزنامه نگار ضرورت نگاه جديدي به روزنامه نگاري را در عرصه جهاني و در مقابله با جنگ طلبان و خشونت گرايان مي طلبد که من نامش را «روزنامه نگاري صلح» مي گذارم، و اينکه روزنامه نگاران در هر کجاي عالم بايد رويکردشان در نقل اخبار حوادث واقعه مبتني بر نگرشي صلح طلبانه باشد و در يک تلاش جمعي رسانه يي افکار عمومي جهاني را عليه جنگ طلبان و خشونت گرايان در هر لباس و عنواني بسيج کنند و ميدان را به روي جنگ و خشونت ببندند و پرچم صلح را بر فراز عالم آن گونه بالا برند که هيچ جنگ طلبي فرصت عرض اندام نيابد.
مردم ايران که تجربه يک جنگ تحميلي را پشت سر گذاشته اند و با اينکه در دفاع از سرزمين شان محق بوده اند اما هرگز ميزان آسيب ها و خسارت هاي مادي و انساني يي را که در اين جنگ بر سر آنان آوار شد فراموش نمي کنند و هرچه زمان مي گذرد فاصله توسعه يي ما با کشورهاي ديگر و مشابه، ناشي از اين جنگ، بيشتر نمايان مي شود، بهتر از ديگران ضرورت پرهيز و دوري از جنگ و خشونت و تنش در روابط بين کشورها را درک مي کنند و تاريخ گواهي مي دهد که مردم ايران همواره مردمي صلح طلب و مسالمت جو بوده اند و هيچگاه وارد جنگ و دعوا و تجاوز با همسايگان نشده اند، بلکه اين همسايه ها و ديگران بوده اند که به خانه ايران وارد شده و تجاوز کرده اند و ايرانيان ناچار از دفاع و دفع تجاوز شده اند تا خانه شان امن و امان بماند.
«روزنامه نگاري صلح» در ايران بايد جرياني را در مخالفت با جنگ و خشونت راه بيندازد که تا آن سوي عالم و دولت ها و قدرت طلباني که براي حل مسائل جز جنگ و خشونت نمي شناسند و حتي براي صدور دموکراسي و حقوق بشر اين حربه را کارساز مي دانند، پژواک يابد. جنگ و خشونت تحت هر عنواني و هر بهانه يي جز خرابي و ويراني حاصلي ندارد و از درون آن دموکراسي و حقوق بشر در نمي آيد، راه حل مسائل جهاني از طريق صلح و گفت وگو و تعامل راهي کم هزينه و پرسود است و از طي اين راه مي توان به مقصود دموکراسي و حقوق بشر رسيد. جامعه ايران امروز بيش از هر خواسته يي نياز به صلح و آرامش دارد و «روزنامه نگاري صلح» بايد بازتاب دهنده اين آرمان باشد تا راه به سوي جنگ طلبان و خشونت گرايان نسبت به ايران بسته شود و کشورمان در دام جنگي ديگر نيفتد.