پاسخ به یک نظر دیگر
سلام!
من سالها در همسایگی روستای مارچین زندگی کرده ام و با مزروعی های زیادی برخورد و حتی دوستی داشته ام. با اینکه از نظر طرز فکر با آنها همیشه بسیار متفاوت بودم (من اصلاً مذهبی نیستم ولی آنها بودند) اما آنهایی را که من میشناختم پاک و راستگو بودند. حالا از شما می خواهم به من راست و صریح و بدون حاشیه جواب بدهید.
الف - در موارد زیادی مصلحت ایران و مصلحت اسلام بر هم منطبق نیست(اگر قبول ندارید فرض محال بفرمایید) در اینگونه موارد شما کدام را ارجحیت می دهید؟ (من بی شک ایران را)
ب - شما می فرمایید که «قطعا نوع نظام حاکم بر مردم وسرزمین برآمده از خواست واراده آنهاست»
من با این نظر مخالفم و معتقدم نظام اسلامی در ماهیت مورد سوال از سوی مردم است نه در شکل و رنگ. من تصور می کنم در صورت برقراری رفراندم نظام شانسی برای بقا نخواهد داشت.
در پایان ضمن تشکر, به عنوان کسی که یک بار به شما رای داده میگویم که انتظار من و خیلیهایی که من مشناختم از مجلس ششم اصلاحات بنیادین در نظام بود. به عنوان مثال حذف کامل ولایت فقیه از سیستم سیاسی. لطفاً رای من را به حساب مشروعیت نظام ننویسید. ما معتقد بودیم و هستیم که اصلاح راه نجات است نه ساقط کردن به گفته شما:
«اگر اکثریت مردم موافق این نظام نبودند این نظام تاکنون ساقط شده بود بنابراین مردم وسرزمین را نمی توان جدای از نظام تصورکرد»
متشکرم.
مزروعی : با سلام وتبریک سال نو وآرزوی موفقیت برای شما، هرچندمن ازسال 63از مارچین واصفهان هجرت وازسال 68 در تهران ساکن شده ام ونسل پس ازانقلاب مارجین مرا بخوبی نمی شناسند اما شما از همان مزروعی هایی که می شناسید می توانید در باره من وخانواده ام پرس وجو کنید تا دریابیدما چگونه بوده ایم وسوابق ولواحق من چه بوده است وحداقل اینکه همواره تلاش کرده ام دیدگاهها ونظراتم راراست وصریح وبدون حاشیه بگویم(دراین باره می توانید به مطالبی فراوانی که در مطبوعات نوشته ام وایضا عملکردم در مجلس ششم مراجعه کنید) اما نمی دانم شما با چه متر ومعیاری اینها را اندازه گیری وداوری می کنید تا متهم به غیر اینها نشوم؟ در مورد دو سئوالی که مطرح ساخته اید اگرمطالب همین وبلاگ را مطالعه کرده بودید پاسختان را در می یافتید اما برای احترام به شما بطور مختصر جواب می دهم:
1 - هیچ کشور وسرزمینی بدون مردم وشهروندانش(بالحاظ ویژگی های نژادی،قومی،زبانی،مذهبی،...) معنا نداردوباتوجه به اینکه اکثریت قاطع مردم ایران مسلمانند در جغرافیای ذهنی من مصلحت ایران ومصلحت اسلام(اسلامی که توسط اکثریت مردم مسلمان ایران فهمیده وعمل می شود) نمی توانداز هم جدا باشد بشرطی که قواعد کاملا دموکراتیک در نظام حکومتی وسازوکارهای تصمیم گیری واداره کشور رعایت شود در غیر اینصورت نه تنها در ایران بلکه در هر کشوری (حتی با نظامهای کاملاسکولار) مصلحت کشورکه توسط حاکمان غیرمنتخب اتخاذ واعمال می شود می تواند منطبق با مصلحت ومنافع اکثریت مردم(اعم از مسلمان یا غیر مسلمان ) نباشد ونمونه بارزچنین نظامی را می توان دررژیم بعثی عراق برهبری صدام دید. اصولا در همه کشورهای مردمسالارسیاستهای مرتبط بامنافع ملی(که منافع سرزمینی واکثریت مردم را پیگیری می کند) به ویژه سیاست خارجی توسط خرد جمعی واز طریق نمایندگان مردم(نهاد های منتخب مردم مثل قوه مقننه ومجریه) اتخاذ واعمال می شود اما این به آن معنا نیست که همه مردم آن سرزمین سر موافقت با این سیاستها دارند ونمونه اش را شما می توانید در رابطه با مداخله آمریکا در عراق ببینید ومی بینید کار بجایی رسیده است که بین قوه مجریه (که دست جمهوریخواهان است) وقوه مقننه(که اکثریتش بدست دمکراتها افتاده است) دراین باره اختلاف شدید وجود دارد وهر قوه تلاش می کند با استناد واستفاده از اختیارات قانونی خودش سیاست مورد قبول خودش را به پیش ببرد بنابراین آنچه در مورد تشخیص وتعیین منافع ملی نقش اصلی را دارد نوع نظام تصمیم گیری ونحوه اداره کشورهاست ونه نوع عقاید مذهبی،هرچند نوع عقاید وعلائق اکثریت مردم خودبخود درتصمیم گیری ها اثرات خود را برجای می گذارد وتعیین کننده است. فکر می کنم با این توضیحات دیگر نیازی به فرض محال نباشد وقطعا اگر نظام دمکراتیک وشیوه اداره کشور متکی برآرای عمومی باشد دیگر تناقضی این چنین بین مصلحت ایران ومصلحت اسلام پیش نمی آید مگر آنکه شما به رای اکثریت برای حق حاکمیت وخرد جمعی برای تعیین منافع ملی باور نداشته باشید.
2 - شما آورده ایدبا این نظرکه:" «قطعا نوع نظام حاکم بر مردم وسرزمین برآمده از خواست واراده آنهاست» مخالفیدوافزده اید: " من با این نظر مخالفم و معتقدم نظام اسلامی در ماهیت مورد سوال از سوی مردم است نه در شکل و رنگ. من تصور می کنم در صورت برقراری رفراندم نظام شانسی برای بقا نخواهد داشت." درپاسخ می گویم منظورم (با توجه به متن) نظامهای مردمسالار وشبه مردمسالاربوده است وگرنه درنظامهای کودتایی واستبدادی خواست واراده مردم تعیین کننده نیست وسرکوب می شود.حال با توجه به این توضیح واینکه من نظام جمهوری اسلامی ایران را شبه مردمسالار می دانم از شما می پرسم شما چگونه می توانید از سوی "مردم"( که واژه ای سیال بوده وتعریف دقیقی ندارد) این مدعا را مطرح کنید؟ وآیا شما نمایندگی ازسوی مردم ویا بخشی از انها دارید؟ وشما چگونه می توانید این ادعایتان را اثبات کنید؟ همانگونه که شما آورده اید تنها راه اثبات این مدعا انجام یک همه پرسی است والبته شما ادعا دارید:" من تصور می کنم در صورت برقراری رفراندم نظام شانسی برای بقا نخواهد داشت." خوب منهم ادعا دارم عکس این خواهد بود! دراینصورت ادعای هردوی ما مساوی است وهیچ رجحانی بر یکدیگرندارد وتا زمانی که همه پرسی انجام نشود درستی یا نادرستی هچیک از این مدعاها هم اثبات نخواهدشد ،وخیالت را راحت کنم که منهم با همه پرسی در این باره موافقم ونتیجه آنرا هرچه بود می پذیرم اما سئوال می کنم که اگر نتیجه بر خلاف نظرومدعای شما بودآنرا می پذیرید؟ در عین حال اضافه می کنم که شواهد ودلایل براثبات مدعای من بیشتر گواهی می دهند تاشما.آیا در اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران برآمده از انقلابی کاملا مردمی بوده است تردیددارید؟ آیا دراینکه اکثریت قاطع مردم ایران به نوع نظام دریال 58رای دادند تردید دارید؟ آیا دراینکه اکثریت مردم به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران درسال 58 واصلاح آن در سال 68 رای دادند تردید دارید؟ وآیا در اینکه بطورمتوسط در سالهای پس از انقلاب هرسال یک انتخابات(با همه حرف وحدیثهایش) در جمهوری اسلامی ایران برگزارشده وبیش از 50 درصد مردم در آن شرکت ورای داده اند تردیددارید؟ که آخرین آنها انتخابات شوراها درسال گذشته بود. بنظرم دراین واقعیتها نمی توان تردید کرد وبقای جمهوری اسلامی ایران هم بدلیل همین پشتوانه مردمی ممکن شده است وگرنه همان رخداد جنگ تحمیلی می توانست در همان سالهای اول انقلاب این نظام را از پای درآورد وساقط کندوبنظرم این پشتوانه اگرچه بدلیل عملکردهای بد حاکمیت وفاصله گیری از اهداف اولیه انقلاب ضعیف گشته وافول کرده است اما هنوز وجود دارد وبه هرحال اکثریت مردم ایران بدلیل عقاید وعلائق مذهبی وملی ،حتی بعضا با دیدگاههای انتقادی تند واصلاحگرانه ،خواهان حفظ این نظامند.
اما درمورد رای دادن شما به من وانتظاری که از من داشته اید من نمی دانم از کجا چنین توقع وانتظاری برای شما ایجاد شده است؟ ودر کجا من چنین قول ووعده ای داده ام؟ عزیز گرامی فردی که خود را نامزد نمایندگی مجلس در جمهوری اسلامی ایران می کند پیشاپیش التزامش را به قانون اساسی این نظام اعلام می دارد وقبول می کند در چارچوب این قانون واختیارات ووظائفی که برای مجلس تعیین شده است عمل کند وبا همینها از مردم رای می گیرد حال در کجای اینها خواسته شما قرارمی گیرد؟ وآیااگرشما برپایه تصور وتوقع نادرستی به بنده رای داده اید من مسئول آن هستم؟ توصیه من به شما این است از این پس اگر خواستید به کسی رای بدهید حتما تحقیق کنید وبدانید که رای دادن چه بارهایی می تواند به همراه داشته باشد که ازجمله آنها نوعی همراهی وقبول نظام سیاسی حاکم است حال شما اسمش را هرچه می خواهید(مشروعیت و...) بگذارید.اضافه کنم که تازه ما اینگونه بوده ایم وشورای نگهبان ما رابرای انتخابات مجلس هفتم رد صلاحیت کرد! درآخر اینکه اگرشما بواقع اصلاح طلبید بنظرم نوع نگرش وسئوالاتتان را باید اصلاح کنید چراکه از مجموع سئوالات شما اینگونه برمی آید که جزبه تغییر ماهیت نظام(که به معنای ساقط کردن آن است) رضایت نمی دهید درحالیکه برخورد اصلاح طلبانه اولین شرطش شناخت درست واقعیتها وشرایط است هرچند مخالف میل ونگاه ما باشد وآنگاه حرکت برپایه این شناخت ،وگرنه جز دست وپازدن در دریای متلاطم سیاست وتلف کردن وقت وانرژی خود حاصلی نخواهد داشت.
با عرض سلام و احترام!
از اینکه به سؤالات من پاسخ دادید بسیار متشکرم.
پیرامون پاسخ شما نظراتی دارم که آنها را کوتاه بیان میکنم:
1- از اینکه از مقدمه مطالب قبلی اینگونه برداشت شده است که شما نیاز دارید برای اثبات راستگویی خود دلیل و مدرک ارائه کنید، از شما عذر خواهی میکنم. من چنین منظوری نداشتم و صریح بیان میکنم که من در این بحث و گفتگو نه به راستی شما مظنون هستم و نه قصد دارم که شما را به چیزی متهم کنم. و معتقدم که اگر چنین باشد، بحث عمقی نخواهد داشت.
2- شما می فرمایید که: «در جغرافیای ذهنی من مصلحت ایران ومصلحت اسلام(اسلامی که توسط اکثریت مردم مسلمان ایران فهمیده وعمل می شود) نمی توانداز هم جدا باشد بشرطی که قواعد کاملا دموکراتیک در نظام حکومتی وسازوکارهای تصمیم گیری واداره کشور رعایت شود»، من هم با شما موافقم. اما از سوی دیگر معتقدم که برای ایجاد نظام دموکراتیک تنها جدا کردن نهاد دین از نهاد دولت کافی نیست، بلکه بازنگاری کلیه قوانین کشور بر اساس قوانین جهانی حقوق بشر لازم است و تناقضاتی ما بین قوانین جهانی حقوق بشر و قوانین اسلام (دست کم آنچه امروز به اجرا در می آید) وجود دارد. این یک مثال از مواردی است که من معتقدم مصلحت فرد میتواند منطبق بر مصلحت اسلام (حفظ آن در سیستم قضایی) نباشد.
3- شما نوشته اید: «مگر آنکه شما به رای اکثریت برای حق حاکمیت وخرد جمعی برای تعیین منافع ملی باور نداشته باشید.» من نمیدانم از کدام صحبت من چنین استنباطی شد. من به حق حاکمیت اکثریت و خرد جمعی احترام می گذارم.
4- شما نظام فعلی را شبه مردم سالار می دانید، ولی من آن را غیر مردم سالار می دانم. نظامی که هیچ صدای منتقدی را بر نمیتابد و بر اصل خودی و غیر خودی (لفظ صریح رهبر!) اداره می شود، غیر مردم سالار است. من با اکثریت حرفهای رهبر مخالفم، اما ایران و مردم را دست کم به اندازه او دوست دارم. شما به من یک کانال نشان بدهید که من به طور رسمی در سطح جامعه به او انتقاد کنم. این فرو تر از شبه مردمسالاری است.
5- شما نوشته اید: «که اگر نتیجه(همه پرسی) بر خلاف نظرومدعای شما بودآنرا می پذیرید؟ شک نکنید که آن را می پذیرم و از آن حتی المقدور در مقابل خطرات دفاع خواهم کرد.
6- معتقیدید: «بقای جمهوری اسلامی ایران هم بدلیل همین پشتوانه مردمی ممکن شده است». به نظر من این بقا بیشتر به سبب زور و خفقان ممکن شده است. حجم وسیع تبلیغات واطلاعات نا درست (دست کم ناکامل) پیرامون مسائل داخلی و جهانی یکی از روشهای حفظ مشروعیت نیم-بند رژیم بوده است.
7- پیرامون رای دادن به شما: نفرات بسیاری این کار را (شرکت در هر انتخاباتی در نظام اسلامی) اشتباه می دانستند و می دانند.اما من تصور نمیکردم که شما هم آن را اشتباه بدانید (با توجه به انتظار نا به جای من از شما). اما باور کنید که تنها راه برای حرکت به سمت دموکراسی (حتی یک قدم) همان بود. من هنوز معتقدم اشتباه نکرده ام. من تصور می کردم که باز کردن فضای گفتگو و نقد و همه پرسی در نظام اسلامی کاری ساده است (نمیخواهم باور کنم که ممکن نیست) و این اشتباه من بود. حساب حکم حکومتی را نکرده بودم.
8- نوشته اید : «عزیز گرامی فردی که خود را نامزد نمایندگی مجلس در جمهوری اسلامی ایران می کند پیشاپیش التزامش را به قانون اساسی این نظام اعلام می دارد». اگر فردی خواستار تغییر در قانون اساسی باشد، چگونه باید عمل کند؟ در انتخابات کدام نهاد شرکت کند تا نظرش را کسی نمایندگی کند؟ (این فقط جنبه سوال دارد، نه پاسخ به چیزی)
9- آورده اید :«اگرشما بواقع اصلاح طلبید بنظرم نوع نگرش وسئوالاتتان را باید اصلاح کنید چراکه از مجموع سئوالات شما اینگونه برمی آید که جزبه تغییر ماهیت نظام(که به معنای ساقط کردن آن است) رضایت نمی دهید» همه نگرشها احتیاج به اصلاح و تکمیل شدن دارند. من هم به نصیحت شما فکر خواهم کرد.در باب ساقط کردن نظام به روشی که در سال 57 انجام شد، نه تنها علاقه ای ندارم بلکه آن را کاملا اشتباه می دانم. من آرزو دارم ، نظام به مرور به سمت مردمسالاری پیش برود و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را به آنها واگذار کند. به چه صورت، نمیدانم!
در پایان ضمن تشکر از شما، دوباره تاکید میکنم که هدف ر روشن شدن افکار است نه چیز دیگر. من خود را نه صاحب نظر میدانم و نه بی خطا و اشتباه. من شخصی عادی هستم و از اینکه فرصتی فراهم شده که با شما صحبت کنم، خوشحالم.
شاد و پیروز باشید.
مزروعی : با سلام وتشکر از حسن نظر وتوجه شما، من خوشحالم که به سمت برداشت مشترک حرکت می کنیم وبه همین منظور نیازی به توضیح زیاد نمی بینم فقط اشاره وار به برخی نکته نظرهای شما با شماره مربوط می پردازم:
2- اگر قبول کنید نظام حقوقی هر نظام سیاسی(قوانین ومقررات حاکم) برخاسته از شرایط حقیقی وواقعیت هر جامعه است آنگاه در انطباق قوانین جامعه ما با اعلامیه جهانی حقوق بشرهم این امر مصداق پیداخواهد کرد واین امر در انطباق با فهم از اسلام وقواعد فقهی هم مصداق دارد. بنظرم مهم این است که بر روی حاکمیت مردمسالاری متمرکز شویم وبسیاری ازمسائل در این مسیر به مرور زمان حل خواهدشد.
4- من همچنان نظام موجود را شبه مردمسالار می دانم چرا که نهادهایی از آن(مثل دولت ومجلس وشوراها) بطور نسبی منتخب مردم هستند وآزادیهای سیاسی واجتماعی بطور نسبی وجوددارد(دلیلش وجود احزاب ونهادهای مدنی ومطبوعات متنوع) وبنظرم فضای نقد وانتقاد حتی به نظرات رهبری وجوددارد(البته به صورت غیر مستقیم) واینرا می توانید در مطبوعات علیرغم همه سخت گیری ها ببیند وشما هم اگر به قواعد بازی در این میدان آشناباشید همچون دیگران می توانید از آن استفاده کنید وروشن است که ما با آزادی دلخواه ومورد نظر شما فاصله بسیار داریم اما قطعا نظام موجود استبدادی نیست.
6 - هنوز هم براین نظر پا می فشارم که بقای نظام در سایه پشتوانه مردمی(اکثریتی بیش از 50 درصد) ممکن شده است ودر روزگاری که فن آوری های ارتباطی همه سدهای اطلاع رسانی را شکسته است ومردم با داشتن یک رادیوی کوچک می توانند به همه اخبار ومسائل دست یابند ارجاع مشروعیت نظام به جهل ونا آگاهی یا سرکوب وزورو... نادرست است وفکر نمی کنم اینگونه نگاه کمکی به شناخت واصلاح وضع موجود بکند.
7- من شرکت در انتخابات را اشتباه ندانستم بلکه نوع رای دادن شما را (با توجه به خواسته شما) اشتباه دانستم واتفاقا فکر می کنم یکی از موثرترین راههای اصلاح امور در ایران شرکت در انتخابات واستفاده ازآن برای اصلاحات است.
8- اگر فردی خواهان اصلاح قانون اساسی است باید از طریق کار فکری وسیاسی قانونمند بتواند دیگران را با خود همنظر وهمراه کند بگونه ای که این به خواسته اکثریت یا بخش قابل توجهی از مردم تیدیل شود آنگاه این خواسته راه اجرایی شدن خود را خواهدیافت.
