براساس كدام قانون روزنامهنگاران براي سفر بايد از دولت اجازه بگيرند
در پاسخ به سخنان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ،که در مصاحبه با خبر نگاران اظهارداشته ودر رسانه ها منتشر شده است،تذکر موارد ذیل را ضروری می داند :
1 - آقای صفار هرندی در خصوص احضار تعدادی از خبرنگارانی که ازسوی " انجمن صنفي روزنامهنگاران ایران" به هلند سفر کرده بودند به وزارت اطلاعات ،پاسخ داده اند:«من احضار خبرنگاران را نشنيده ام.به نظرم خوب است خود آن خبرنگاران به مردم توضيح دهند کجاها رفته اند، چه کارهایی کرده اند وبا چه کسانی ملاقات کرده اند، اگر همان را توضیح دهند کاری به وزارت اطلاعات نخواهد داشت.»
هرچند اظهار چنین چنين پاسخي از سوي وزيري كه متولي امور مطبوعات در كشور است تا حد زيادي نشان از عدم پيگيري و مطالعهء اخبار توسط ايشان دارد چرا كه خبر نحوهء برخورد با روزنامهنگاران ياد شده پس از بازگشت در فرودگاه و ضبط تمام وسايل همراه ايشان و احضار آنان در رسانهها منتشر شد، اما جالبتر از آن درخواست ايشان از خبرنگاران براي توضيح گزارش سفرشان به مردم است. متاسفانه بايد گفت با شيوه برخوردي كه با اين روزنامهنگاران در فرودگاه شد كوچكترين فرصتي براي آنان براي ارايه گزارش سفرشان به مردم باقي نماند. خوشبختانه يكي از وظايف رايج در كار روزنامهنگاري ارايهء گزارش سفر به مردم است( !هرچند واژهء مردم در اين اظهارنظر كلي و مبهم بوده و جايگاه حقوقي آن نيز معلوم نيست) و قطعاً اگر فرصت داده شده بود اين كار را انجام ميدادند اما برخلاف انتظار و سخن وزير متولي امور مطبوعات آنها قبل از انجام اين كار و در بدو ورودشان به تهران سر و كارشان با برخي نهادهاي فرودگاهي افتاد و تاكنون نيز گرفتار پاسخگويي به همين نهادها مانده و فرصت نوشتن گزارش سفر به مردم را نيافتهاند! واقعاً از وزيري كه خود روزنامهنگار بودهاند و حالا هم بايد بيشترين حساسيت و توجه را نسبت به حقوق حرفهاي و قانوني روزنامهنگاران داشته باشند بيشتر از اين انتظار ميرفت كه خود را نسبت به احضار و برخورد با روزنامهنگاران به هر دليل بياطلاع اعلام كنند.
2- ایشان گفته اند:« در مورداین سفر ار معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد چیزی سئوال نشده وبرای این سفر اجازه کرفته نشده است.»
آقاي وزيرمعلوم دارند كه بر طبق چه قانوني شهروندان ايراني و از جمله روزنامهنگاران بايد براي سفر به خارج اجازه بگيرند؟ متاسفانه نوع نگرشي كه پس از روي كارآمدن دولت نهم در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نسبت به مطبوعات و روزنامهنگاران حاكم شده است مبتني بر يك چنين ديدگاهي است كه روزنامهنگاران بايد براي سفر به خارج از كشور با معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هماهنگي كرده و از آنها اجازه بگيرند.ضمن آنكه اين نگرش هيچگونه انطباقي با موازين حقوقي و قانوني جاري در جمهوري اسلامي ايران ندارد و خواستهاي كاملاً غيرقانوني است ، قطعاً ناقض استقلال حرفهاي و امنيت شغلي روزنامهنگاران در انجام وظايف حرفهاي شان است. بهنظر ما اينگونه سخنان و اقدامات فقط پيامد نوعي سوءظن و نگرش بدبينانه به شهروندان و از جمله روزنامهنگاران است، در حالي كه انجمن صنفي و اعضاي آن خود را متعهد به رعايت همهء موازين حقوقي و قانوني و پايبندي به منافع ملي ميدانند و هرگونه ارتباط و مراودهاي با ديگران را در چنين چارچوبي پي ميگيرند.
3- ایشان گفته اند:« هویت جاهایی که دعوت می کنند ودوستان مطبوعاتی ما برای بازدید می روند باید شناخته شده باشد. اگر دستگاه های حکومتی وسازمانه هایی که مرتبط با کشور ما هستند به قانونی ارتباطی در چارچوب پروتکل هایی که بین طرفین برقرار است مراوده ای صورت بگیرد این یک امر طبیعی ومشخص است. اگر صنوف می خواهند با یگدیگر ارتباط داشته باشند قاعدتا نباید سر از سازمان های دولتی آن طرف در بیاورند.» ایشان ادامه داده:« ارتباط گرفتن با دستگاه هایی که کارشان تاثیر بر احوال کشورهای دیگر وطراحی برای تحول کشور ها در دستور کارشان است کار حرفه ای روزنامه نگاری نیست. اگر دوستانی که به سفر هلند رفته اند سفرنامه شان را بگویند خیلی از چیز ها روشن می شود.»
متاسفانه بايد گفت حاكميت نگاه امنيتي بر مطالب اظهار شده هويداست و مشكل اصلي نيز از همين جا ناشي ميشود كه وزير متولي امور فرهنگ و هنرو مطبوعات با ديدي امنيتي به فعاليتهاي زيرمجموعهاش مينگرد و اصل را هم بر اين گذاشته است كه ديگران در پي تاثيرگذاري و تغيير احوال مايند و بايد از اين اقدام جلوگيري كرد. حاكميت اين نگاه ديگر جاي هيچگونه تعاملي توسط نهادهاي مدني و از جمله انجمن صنفي روزنامهنگاران با نهادهاي مشابه در ديگر كشورها نميگذارد چرا كه تفسير اينكه چه نهادي دولتي است يا غيردولتي، به ارادهء حاكم بستگي دارد و خلاصهء كلام اينكه نهادهاي مدني هم بايد همچون زيرمجموعهء دولت عمل كرده و با اجازه، ارتباط برقرار كنند كه طبعاً اين با فلسفهء كار نهادهاي مدني و بخش خصوصي تناقض دارد، ضمن اينكه انطباقي با موازين حقوقي و قانوني هم ندارد. در عين حال وزيرمحترم ميتوانند از همكاران خود در دولت گزارش كامل آنچه را در اين سفر انجام شده دريافت كنند و دريابند كه اينگونه نگاه به سفر روزنامهنگاران چقدر اشتباه و هزينهزاست، و به نظر ما از طريق تعامل مثبت و سازنده با انجمن و روزنامهنگاران به راحتي ميتوان چنين برخوردها و هزينههايي را بر نظام بار نکرد.
4- آقای وزیر در پاسخ به این سئوال که با توجه به اینکه وزارت کار انتخابات انجمن صنفی را نپذیرفته ،اقدامات این انجمن را چگونه می بینید؟ گفته اند:« منتظریم وزارت کار قضاوت خویش را در مورد صلاحیت انجمن صنفی در بر پایی انتخابات واساسنامه انجام دهند.»
خوشحالیم که ایشان در این حد نسبت به مسائل انجمن پیگیر ومحبت دارند واز مواضع قبلی خود در کیهان فاصله گرفته اند. هرچند انجمن مشروعيت و هويت خود را مديون اعضاست و در نهايت اين آنها هستند كه بايد در مورد سرنوشت انجمن تصميم بگيرند و منتخبان آنها در هيات مديره تمام تلاش و تعامل خود را براي حل و فصل مسايل حقوقي با وزارت كار به كار بستهانداما از آقای وزیر انتظار می رفت پاسخ دیگری می دادند.جهت اطلاع ايشان بيان ميشود كه پس از روي كارآمدن دولت نهم انجمن نهايت تلاش خود را در تعامل مثبت و سازنده با وزارتخانهءهای مرتبط از جمله معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به كار بست و با اينكه در آن زمان مشكلي به لحاظ انتخابات و اساسنامه هم نداشت نهتنها مورد پذيرش مسوولان مربوطه قرار نگرفت بلكه اقدامها به گونهاي در جهت حذف و ناديدهگرفتن انجمن جريان يافت. بازپسگيري هديهء رييسجمهور خاتمي ،كه قرار بود به صورت كامپيوتر دستي به روزنامهنگاران داده شود، از انجمن و تبديل آن به وجه نقدي و توزيع بدون ضابطهء آن در ميان گروهي خاص از روزنامهنگاران، پسگيري برگزاري مسابقهء جشنوارهء مطبوعات پس از سالها از انجمن و دولتي كردن آن ،و در عين حال حمايت آشكار مسوولان ارشاد از نهاد صنفي - سياسي موازي با انجمن نشانههاي آشكاري بر اين مدعاست و اميدواريم اين گونه نباشد كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي منتظر اعلام انحلال انجمن از سوي وزارت كار و تشكيل انجمني ديگر توسط دوستان همفكر باشند.
ما خوشحال بودیم که آقای صفار هرندی با تجریه روزنامه نگاری برسکان امور فرهنگ ومطبوعات نشسته اند ومی توانند یار خاطر روزنامه نگاران باشند وهنوز نیز بر این امیدیم، وامید واریم که ایشان تفاوت بارز جایگاه امروز با دیروز را دریابند وبه گونه ای سخن بگویند که همه اصحاب هنر وفرهنگ ومطبوعات خود را زیر چتر حمایت ایشان ببینند.