سلام بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا، سلام برتو ای وارث نوح پیام آور خدا،

همه انبیاء الهی برای این برانگیخته بسوی بشر و پیام آور دعوت به توحید و خداپرستی و دوری از طاغوت و بت پرستی شدند که ” لیقوم الناس بالقسط ” ( تا مردم را به برپایی عدالت در جامعه بشری وادارند )، چرا که در جهان بینی توحیدی که انبیاء مُبَشّر و مُبَلّغ آن بوده اند، به صراحت قرآن، انسان بما هو انسان کرامت و ارزش ذاتی دارد: ” و به راستى ما فرزندان آدم را کرامت دادیم و آنان را در خشکى و دریا [بر مرکبها] برنشاندیم و از چیزهاى پاکیزه به ایشان روزى دادیم و آنها را بر بسیارى از آفریده‏هاى خود برترى آشکار دادیم. ” ( سوره ١۷ آیه ۷٠ )، ” پس وقتى آن را درست کردم [ مقدمات آفرینش انسان ] و از روح خود در آن دمیدم [ به ملائکه گفته شد ] پیش او به سجده درافتید. ” ( سوره ١۵ آیه ٢٩ و سوره ۳٨ آیه ۷٢ )، ” و هنگامیکه پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشینى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آیا در آن کسى را مى‏گمارى که در آن فساد انگیزد و خونها بریزد و حال آنکه ما با ستایش تو [تو را] تنزیه مى‏کنیم و به تقدیست مى‏پردازیم، فرمود من چیزى مى‏دانم که شما نمى‏دانید. و [خدا] همه [معانى] نامها را به آدم آموخت ‏سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود اگر راست مى‏گویید از اسامى اینها به من خبر دهید. گفتند منزهى تو، ما را جز آنچه [خود] به ما آموخته‏اى هیچ دانشى نیست، تویى داناى حکیم. ” ( سوره ٢ آیات ۳٠-۳۳ ).

 انسان « کرامت » دارد چون حامل روح خداست، و جانشین خدا بر روی زمین، و انبیاء آمده اند که با آگاهی بخشی و بیدار کردن عقول آدمیان، این خمیرمایه و سرمایه وجودی را بکار اندازند، و انسانها را به جایگاهی که شایسته آن درچرخه خلقت و هستی هستند، تشویق و ترغیب نمایند، و به برپایی معنویت و عدالت و تحقق جامعه توحیدی وادارند، جامعه ای که در آن حقوق انسان به ما هو انسان تامین و تضمین شود و درآن نشانه ای از استبداد و دیکتاتوری و تحقیر آدمیان نباشد

اگر بخواهیم در خلاصه ترین وجه به حرکت امام حسین و واقعه عاشورا بنگریم در خواهیم یافت که حرکت امام در تداوم راه انبیاء الهی و سیره علوی برای پاسداشت « کرامت انسان » در عالی ترین شکل بوده است. این حرکت وقتی آغاز شد که معاویه با نقض مهمترین ماده قرارداد صلح با امام حسن و تعیین فرزندش یزید به عنوان جانشین راه را برای اعتراض و به رسمیت نشناختن رژیم حاکم بروی امام حسین باز کرد، و آنگاه که حاکم مدینه به نمایندگی از سوی یزید خواست به زور و ارعاب از امام حسین برای او بیعت و رای بگیرد، امام این حرکت اعتراضی ( بزبان امروزی اعتراض مدنی و مسالمت آمیز ) را با خروج از مدینه با همراهی یاران و اهل بیتش بسوی مکّه شروع و آشکار ساخت. امام حسین به صراحت هدف خود را از این حرکت اعتراضی اینگونه بیان می دارد: ” همانا من برای شرارت و گستاخی و ظلم و فساد براه نیافتادم، همانا من به دنبال انجام اصلاحات در امت جدم رسول الله بپا خواستم، اراده کرده ام بر انجام امر به معروف و نهی از منکر، و عمل به شیوه و سیره جدم و پدرم علی ابن ابی طالب، پس هرکه مرا بواسطه حق قبول کرد بخدا قسم که من شایسته این حق هستم، و هرکه دعوت مرا رد کرد براین وضعیت صبر خواهم کرد تا خدا قاضی بین من و این مردم برپایه حق باشد، و خداوند بهترین حاکمان است

با توجه به زمینه ها و بسترهایی که حرکت امام حسین در درون آن شکل گرفته و شرایط محیطی و محاطی زمانه ای که امام در آن بسر می برد، در این سخنان به خلاصه ترین وجه هدف حرکت خود را بیان می دارد: انجام اصلاحات در جامعه اسلامی؛ و از اینروست که بسوی مکّه، که محل تجمع مسلمانان از اقصی نقاط سرزمین اسلامی است،حرکت می کند تا با گفتگو و اگاهی بخشی وجدان خفته آنان را نسبت به پیام اصلی انبیاء و « کرامت انسان » و دلیل بیعت نکردنش با یزید اعلام دارد: ” و هنگامیکه که جامعه اسلامی به حاکمی همچون یزید مبتلا گردد پس براسلام باید سلام فرست

امام حسین در این حرکت اعتراضی اصلاحی متناسب با شرایط محیطی عمل می کرد از اینرو حرکت امام را می توان در چهار مرحله صورت بندی کرد: مرحله اول خروج اعتراضی از مدینه بسوی مکّه برای آگاهی بخشی، مرحله دوم حرکت از مکّه بسوی کوفه در پاسخگویی به دعوت مردم برای قبول مسئولیت رهبری، مرحله سوم حرکت بسوی مکانی که خارج از سلطه حاکمیت یزید باشد، و مرحله چهارم اجبار به اسکان در سرزمین کربلا و رخداد واقعه عاشورا. کالبدشکافی تاریخی علل و زمینه های رفتاری امام حسین درهریک از این مراحل درحوصله این مقال نیست اما در این سیرحرکتی امام همواره با خواندن خطبه ها و گفتگو با افرادی که گمان برتاثیرگذاری آنان در احوال مسلمین داشت تاکید بر انجام اصلاحات داشت، و درهنگامه کربلا که دیگر از انجام اصلاحات مایوس گشت در گفتگو با سرداران سپاه یزید خواستار این شد که اجازه دهند بدون جنگ و خون ریزی بسوی سرزمینی دیگر برود چرا که او هیچگاه « کرامت انسانی » اش را، که ودیعه ای الهی است، در بیعت اجباری با نماد ظلم و ضلالت یعنی یزید زیر پا نخواهد نهاد، و وقتی کار بجایی رسید که: ” آگاه باشید که آن پست فرزند پست مرا بین مرگ و ذلت مخیّر گذارده، و دور باد از من ذلت “، مرگ و ” شهادت ” را با رویی باز می پذیرد تا « کرامت انسان » را پاس دارد و اینگونه به همه انسانها پیام دهد: ” اگر شما را دینی و آیینی نیست، و از روز معاد نمی ترسید، پس در زندگی دنیا آزاده باشید

« کرامت انسان » به آزادگی و حق انتخاب اوست، و این به خمیرمایه و سرمایه الهی آدمی، که همانا برخورداری از روح خدایی و مقام خلیفه الهی انسان است، برمی گردد و دستیابی به جامعه توحیدی و عادلانه جز برپایه ارزش نهادن به « کرامت انسان » و تحقق ساختاری حقوقی و حقیقی براین مبنا ممکن و میسّر نمی شود. یزید با زور و ارعاب می خواست از امام حسین بیعت بگیرد و برحق انتخاب و آزادگی او خط بطلان کشد و « کرامت انسانی » اورا زایل نماید و امام حسین برای پاسداشت این کرامت تا شهادت به پیش رفت تا به همه انسانها بیاموزد که مرگ با عزت بر زندگی با ذلت برتری دارد بگونه ای که این مرگ را اینگونه توصیف می کند: ” مرگ برای فرزندان آدم همچون گردنبندی است برگردن دختر جوان

بزبان امروزی امام حسین برای دفاع از حق رای و انتخاب خود ( و در یک کلام حقوق شهروندی ) دست به حرکت اعتراضی مدنی و اصلاحی زد و دراین مسیر بهمراه یاران و خانواده اش تا شهادت پیش رفت. امام حسین با خونش اینرا درتاریخ ثبت کرد نظام سیاسی که می خواهد بنام اسلام باشد نمی تواند با زور و ارعاب از شهروندانش بیعت و رای بگیرد، و نظام اسلامی نمی تواند جز برپایه رای و انتخاب آزادانه شهروندان معنای وجودی و تحقق عینی یابد عمق پیام حرکت امام حسین از مدینه تا کربلا و عاشورا تمرکز بر حق آزادگی و انتخاب انسان است، و از اینرو همه یاران امام که در کربلا زنده ماندند و یا آنانی که پس از عاشورا به این حرکت پیوستند تمام توش و توان خود را برای پیام رسانی حرکت « امام حسین و کرامت انسان » بکار بستند، و در سایه این تلاش بوده است که واقعه عاشورا پس از گذشت قرنها همچنان می درخشد و بر عدالتخواهان و آزادگان نور و گرما و شور می بخشد. و ما اگر می خواهیم در زمره یاران و همراهان آن سرورآزادگان و سالار شهیدان باشیم باید ارزش « کرامت انسانی » خود را بشناسیم و همچون امام آنرا پاس بداریم و در هرحال تسلیم ظلم و جور و زور و ارعاب نشویم و خود را ارزان به دنیا و دنیاطلبان نفروشیم. و باید بدانیم عزاداری برحسین و بر سرو سینه زدن و … بسیار آسان است اما حسینی بودن بسیار دشوار!

Author

rajabalimazrooei@yahoo.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *