تاریخ جنگ

امروز خواندن کتاب « توپ های ماه اوت » نوشته باربارا تاکمن ترجمه محمد قائد منتشره نشر ماهی را تمام کردم. نویسنده برای نوشتن این کتاب در سال ١۹۶٣ جایزه پولیتزر ( جایزه ای برای بهترین روزنامه نگار ) گرفت. در ابتدای یادداشت مترجم کتاب آمده است :”جنگ جهانی اول از پاره‌ای جنبه‌ها واقعه ای یگانه در تاریخ جهان است. به قرن بیستم شکل داد و نتایجش همچنان بر دنیای ما سایه افکنده است. طولانی‌ترین نبود. پیش تر جنگ های سی ساله در همان منطقه اروپا در گرفته بود. جنگ جهانی بعدی دو سال بیشتر به درازا کشید و تلفات انسانی مستقیماً آن سه تا پنج برابر جنگ پیشین بود.پسوند «جهانی» را همان سال‌ها به کار بردند، اما تا جنگ ۱۹۳۹ – ۱۹۴۵ نبردهای ۱۹۱۴ – ۱۹۱۸ را «جنگ بزرگ» می‌خواندند. به سه قاره کشید و ارتش های چهار قاره در آن جنگیدند. مرکز جهان همچنان اروپا بود، فاصله بین مسکو تا لندن و پاریس و برلن. اما با فرو ریختن حصارهای دنیای قدیم، بر تمام جهان اثرگذاشت و ایالات متحد را وارد صحنه سیاست و رقابت جهانی کرد.نقطه عطفی شد در خشم دنیای قدیم (ختم هم در معنی پایان و هم با توجه به بار سوگوارانه رایج در فارسی). سال های پیش از شروع آن جنگ را غربیان «دوره زیبا» یا روزگار خوش می‌خوانند: رفاه و شادی برای اقلیت دارا و ادامه قناعتِ شیوه زندگی سنتی در میان کمتر برخورداران. جنگ بزرگ به روابط طبقاتی رایج قرن نوزدهم پایان داد. دودمان های شاهی همراه با تلقی الهی از سلطنت فئودالیسم و امتیازهای اشرافی به تاریخ پیوستند. سیاست از تالارهای قدرت به خیابان آمد و فکر انقلاب از آرمانی رویایی تبدیل به برنامه شد. اریک هابزبام صاحب‌نظر انگلیسی، قرن بیستم را «قرن کوتاه» می خواند که به عقیده او با ۱۹۱۴ شروع شد و با ۱۹۸۹ و تخریب دیوار برلین پایان یافت.”

بنظرم رسید که جای نوشتن کتابی شبیه این راجع به جنگ هشت ساله عراق و ایران خالی است، و البته بعید بنظر می رسد بردی به وسعت دانش و تجربه و امکانات مشابه نویسنده را برای نوشتن چنین کتابی را در ایران داشته باشیم. آنچه این کتاب را برجسته می کند بهره گیری وسیع و دقیق نویسنده از اسناد مرتبط با این جنگ است که توسط بازیگران اصلی و ناظران آن درحین جنگ ( خاطرات روزنوشت ) یا پس از آن نوشته شده است و بطرزی هوشمندانه با یکدیگر مقابله و در ساختن روایتی داستانی و مستند و روان ارائه شده است بگونه ای که خواننده بدون احساس خستگی و کسالت به ادامه خواندن و پیگیری ماجرای جنگ ترغیب می کند و بعضاً اورا همراه با صحنه جنگ می کند!همچنانکه از نام کتاب هویداست محتوای کتاب فقط به روایت وقایع جنگ در ماه اوت، یعنی همان یک ماه ابتدای جنگ از جنگی چهارساله، اختصاص دارد، چرا که نویسنده براین نظر است همین یک ماه بود که نقشی تعیین کننده در مسیر جنگ و زمینگیر کردن قوای متجاوز و اشغالگر آلمان داشت، و با زمینگیر شدن آلمان در خاک بلژیک و فرانسه بود که جنگ به درازا کشید، و سرانجام به شکست آلمان و متحدانش ختم شد.جالب اینکه جنگ طلبان آلمان با تکیه بر قدرت صنعتی و نظامی شان تصورشان این بود که حداکثر ظرف دو تا چهار ماه پیروز جنگ خواهند بود و به آرزوی سلطه خود بر اروپا تحقق خواهند بخشید، وبا این تصور جنگ را شروع کردند و به تجاوز به خاک بلژیک و فرانسه دست زدند اما حساب مقاومت جانانه از سوی نیروهای نظامی و مردمی کشورهای اشغال شده و ورود کشورهای دیگر همچون انگلیس و روسیه و سرانجام آمریکا را درحمایت از ایندو کشور نکرده بودند، و این حاکی از این است که اگر کشوری جنگ را با بهانه یا بی بهانه شروع کند، پایانش برایش قابل محاسبه و پیش بینی نیست چون محاسبه همه عوامل و بازیگرانی که پس از شروع جنگ وارد صحنه می شوند، بهیچوجه قابل پیش بینی و محاسبه نیست، و از اینرو آلمان که تصور می کرد ظرف دو تا چهار ماه پیروز میدان جنگ می شد گرفتار جنگی چهار ساله با خسارات انسانی و مادی بسیار و شکستی مصیبت بار شد اما جالب اینکه از این تجربه گرانبار عبرت نگرفت و سه دهه بعد دست به جنگی ویرانگر دیگر زند و بازهم گرفتار جنگی شش ساله و شکستی وحشتناک شد!برای ما به عنوان یک ایرانی همواره این سئوال مطرح است که چرا گرفتار جنگی هشت ساله از شهریور ١٣۵۹ الی مرداد ١٣۶٧ شدیم؟

بنظرم با خواندن این کتاب درخواهیم یافت که شروع جنگ با تصوری مشابه تصور جنگ طلبان آلمانی ها توسط صدام انجام شد. تصور وی این بود با تجاور به خاک ایران حداکثر ظرف دو تا چهارماه می تواند استان خوزستان و بخشی از سرزمین غرب ایران را اشغال کند و به سلطه خود برمنطقه و رهبری جهان عرب مهر تایید زند! اما هیچ تصوری از مقاومت جانانه نیروهای نظامی و مردمی ایران و نقش رهبری انقلابی امام خمینی در بسیج مردمی برای مقابله با اشغالگران را نداشت، و اینگونه بود که درهمان ماه اول در زمین های اشغالی زمینگیر شد، و در دام جنگی هشت ساله، عراق و ایران را گرفتار ساخت. البته در اینکه چرا این جنگ هشت سال طول کشید، و اینکه آیا رهبران ایران در مقاطعی و از جمله پس از فتح خرمشهر یا فتح فاو می توانستند از طریق مصالحه به جنگ پایان دهند، حرف و حدیث بسیار گفته شده و می شود، و طبعاً از همه اینها می توان به عنوان ورزشی فکری برای عبرت آموزی از گذشته نام برد، اما واقعیت جنگ همان بوده است که اتفاق افتاده و بازیگران بدان وجه تاریخی بخشیده اند. خواندن این کتاب بمن آموخت که خیلی نمی توان به اینگونه بحث ها ارزش داد و دل سپرد چراکه وقتی جنگی را جنگ طلب دیوانه ای با تصوری موهوم شروع می کند آنچنان بازیگران و عواملی را وارد بازی جنگ می کند که دیگر زمان سرانجام آن قابل کنترل و محاسبه نیست و می تواند سالها بطول انجامد و جنگ عراق و ایران نیز خارج از این مقوله نبوده است. آنچه بنظرم اهمیت دارد بیاموزیم جنگ تجاوزکارانه و اشغال سرزمین کشوری دیگر هیچگاه پیروزی برای متجاوز در پی نداشته است، درعین حال باید بگونه ای با همسایگان و کشورهای دیگر روابط برقرار کنیم که گرفتار جنگی ناخواسته نشویم، چراکه جنگ در هرصورت جز خسارات انسانی و مادی فراوان در پی ندارد، هرچند که مقابله با متجاوز و دفاع واجب است، و مشروعیت جنگ هشت ساله ما در همین دفاع از سرزمین و تمامیت ارضی کشور نهفته و مقبولیت کامل دارد، و باید برهمه آنانی که دراین دفاع میهنی شرکت و ایثار کردند، به ویژه شهیدان و جانبازان و آزادگان سلام و درود فرستاد و نام و یاد آنانرا پاس و گرامی داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *