یادبودی از آن دوران

اینروزها که بیاد شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران برهبری صدام است منهم بیاد اون دوران افتادم. یادم می آید در هنگام شروع جنگ من دوره آموزشی سربازی را در پادگان

من پس از اتمام دوره آموزش سربازی چون متاهل بودم برپایه قانون به پایگاه هشتم شکاری نیروی هوایی در اصفهان عازم شدم و باقی مانده دوران سربازی را دراین پایگاه به عنوان مسئول اداره عقیدتی سیاسی که تازه تاسیس شده بود، گذراندم که از بهترین دوران زندگی ام بود و رفاقت خوبی با نظامیان این پایگاه و به ویژه خلبانان و در راسشان سرگرد بابایی که بعداً تا درجه سرلشکری و معاونت عملیات نیروی هوایی ارتقاء یافت و به شهادت رسید، داشتم.

درایندوره هرگاه و به ویژه ایامی که کلاس های آموزشی تعطیل بود، داوطلبانه و از طریق بسیج به جبهه می رفتم و افتخار حضور در عملیات پیروزمندانه فتح المبین را در ایام نوروز سال ۶۱ را داشتم. دو عکس زیر یادگاری از آن حضور است که پس از پیروزی عملیات و تثبیت وضعیت در منطقه عین خوش گرفته شده است.

گذر روزگار نمی دانم چه بر سر افرادی که در این دوعکس هستند آورده است و واقع اینکه من بجر نام اصغر رفیعائی که از همدوره های دانشگاهی ام بود و زنده است، نام هیچیک از آنها را یباد ندارم و خبری هم از زنده یا مرگ آنها ندارم. این جنگ و شور دفاع از وطن و انقلاب بود که ماها را در آن دشت کنارهم آورده و همدل و همراه کرده بود، همانگونه که غالب مردم جامعه ما را کرده بود و حیف که با پایان جنگ و در گذر زمان این درکنارهم بودن و همدلی ها سست شد و به شکاف ها انجامید و… و اینروزها جز افسوس و حسرت برآن روزها…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *