انسان گرگ انسان است !؟

تا زمانی که عده ای در کشور ما حاضرند بهردلیل و البته عمدتاً به خاطر مطامع دنیائی دیگران را مورد اذیت و آزار و ضرب و شتم قرار دهند چه در درون زندانها و بازداشتگاه ها و چه در کوچه و خیابان و چه در درون خانه ها، کشورما روی آزادی و مردمسالاری و دموکراسی را نخواهد دید. استبداد و ظلم در ایران بر دوش بخشی از ایرانیان سوار است که حاضرند دست به هرجنایتی بزنند تا رضایت مقامات حاکم را بدست آورند و نان و نامی را به سفره برند! چه در زمان قاجاریه که عناوین و القاب خرید و فروش می شد، چه در زمان پهلوی که ایدئولوژی شاهنشاهی توجیه گر شده بود، و چه در نظام جمهوری اسلامی که رنگ و لعاب دینی به لباس خشونت پوشانده شده است و اینرا امروز می شد از سخنان رئیس قوه قضائیه که قرار بود ” عدل اسلامی ” را پیاده کند بخوبی دریافت که چگونه ظلمی را که بر زندانیان سیاسی مظلوم رفته است، وارونه جلوه می دهد و بر یاوه گوی دروغ پرداز مهر تایید زده و اورا به پست قاضی گری منصوب می نماید!

بنظر من حاکمیت مسئولیت اصلی این وضعیت را بعهده دارد اما درعین ما باید از خود بپرسیم راستی چرا افرادی از جنس خودما و برادر ما همچون قابیل حاضرند برادر خود را بکشند و اثبات کنند « انسان گرگ انسان است »!؟ خودما در این باره چقدر مسئول هستیم درخانه و خانواده؟ نظام آموزشی و فرهنگی ما چگونه است که از درونش چنین افرادی ببار می آیند؟ آیا آموزه های دینی ما برانگیزه چنین موجوداتی است؟ آیا ساختار حقیقی و حقوقی جامعه ما بستری مساعد برای ظهور و بروز و قدرت نمایی اینگونه افراد از نوع خودسر و با سرش می سازد؟ و آیا…بنظرم از زمانی که در غرب پذیرفتند « انسان گرگ انسان است » و برای مهار این گرگ فکر و اندیشه شد و فضای عمومی جامعه به این سمت جهت یافت و در پی تربیت انسانی برآمدند که گرگ نباشد، راه به دموکراسی بردند و ما نیز تا هریک در این جهت قرار نگیریم در راه دموکراسی آب در هاون می کوبیم همچنانکه از زمان نهضت مشروطیت تاکنون آب در هاون کوبیده ایم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *