هنر پلمب کردن و موازی سازی

حتما شما هم امروز خبر پلمب دفتر خانه سینما توسط ماموران حراست وزارت ارشاد را شنیده اید، همانگونه که چهار سال پیش و درسایه فضای امنیتی ایجاد شده پس از کودتای انتخاباتی قاضی مرتضوی قاتل مطبوعات با سوء استفاده از شرایط و کینه ای که نسبت به روزنامه نگاران داشت بدون هیچگونه مستند قانونی، و با شیوه ای مشابه پلمب خانه سینما، ماموران دادستانی شبانه دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران را پلمب و انجمن از ادامه فعالیت قانونی اش بازداشتند، و البته پیشتر از این و از زمان روی کارآمدن دولت احمد نژاد، وزارت علوم شیوه ای را درپیش گرفت که منجر به تعطیلی دانشکده انجمن شد.خوشمره اینکه وزارتخانه ای که باید مدیریت فرهنگ و هنر کشور را انجام دهد بگونه ای که در درون آن رشد و ارشاد اسلامی جامعه جاری باشد هنرش پلمب کردن نهادهای صنفی مرتبط با فرهنگ و هنر و کمک به موازی سازی نهادهای مشابه با عضویت افراد خاص و سفارشی شده است. مشکل گذشته و حال اقتدارگرایان این است که چه در بیرون حکومت باشند و چه درحاکمیت، به هیچوجه نمی توانند در نهادهای صنفی و از طریق انتخابات مدیریت این نهادها را دراختیار گیرند چون اکثریت و بدنه فعال در این صنف ها هیچگونه سنخیت فکری با آنها ندارند و به اینها رای نمی دهند، و اینها چون از این طریق نمی توانند دراین نهادها فعال شده و آنها رادر اختیار گیرند یا به گزمه و زور و پلمب کردن متوسل می شوند یا به موازی سازی روی می آورند که اینرا در مورد انجمن صنفی روزنامه نگاران و خانه سینما و…بخوبی می توان مشاهده کرد اما باز مشکلشان این است که قاطبه اهالی اصناف بهایی به این نهادهای صنفی موازی نمی دهند و روی دستشان بادمی کند!فراموش نمی کنم که وقتی دولت احمدی روی کارآمد و صفار هرندی وزیر ارشاد شد، معاون مطبوعاتی اش که کیهانی بود و از قضای روزگار عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران چه برخوردی را با انجمن کردند؟ ارشاد کلیه همکاری هایش را با انجمن قطع و این نهاد را بایکوت کرد و البته تصور می کردند که انجمن با کمک های مالی ارشاد سرپاست اما باگذشت زمان معلوم شد که انجمن با راهی که پیموده است استقلال کامل دارد و فشل شدنی نیست. زان پس بود که از طریق وزارت کار برای کارشکنی در کار انجمن وارد شدند که داستانش مفصل است و در ملاقات هایی که برخی اعضای هیات مدیره انجمن با وزیر کار اقای جهرمی داشتند ایشان به صراحت مشکل انجمن را درنبودن روزنامه نگارانی متعلق به طیف حاکم در هیات مدیره انجمن می دانست و خواستار این بود که دوسه نفر از این روزنامه نگاران هم در هیات مدیره بیایند، و وقتی برای ایشان توضیح داده می شد که افراد هیات مدیره باید توسط اعضا در کنگره انتخاب شوند پاسخ می داد که خوب شما از نفوذتتان در اعضا برای رای دهی به این افراد استفاده کنید!خلاصه اینکه اقتدارگران فعال هرچند درعرصه فرهنگ هنر تولید و جلب نظر اکثریت صنف های مرتبط را ندارند اما تا دلتان بخواهند به « هنر پلمب کردن و موازی سازی » آراسته اند و با استفاده از زور و رانت به هر وجه و گونه ای در پی اشغال نهادهایی هستند که با خون دل اهل فرهنگ و هنر و رسانه پا گرفته و خانه آنهاست. راستی اینها که خود را سخت مذهبی و ارزشی می دانند نمی دانند که در محل و خانه غصبی نمی شود نماز خواند؟ مگر آنکه این خود نظام پنداری تا عمق جان اینان نفوذ کرده و آنها را مسخ کرده باشد که دیگر از شر اینها باید به خدا پناه برد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *