خدا فراموشی و خود فراموشی

و چون کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند پس دچار خودفراموشى شدند و آنان همان نافرمانانند( سوره حشر آیه ۱۹)امشب شب، قدر شب زنده داری و احیا، . شب بخود آمدن است، و من چهارسالی که از این توفیق محرومم و چقدر دلم آرزوی سالهای جوانی را دارد که در اینگونه شبها با خدا راز و نیاز داشتم و به خود و پرونده اعمالم می اندیشم و راهی برای توبه می جستم و بهتر زیستن و…امروز کتابی می خواندم و این اشعار مولوی را مناسب خود و این آیه الهی دانستم :صد هزاران فصل داند از علوم جان خود را می نداند آن ظلومداند او خاصیت هر جوهری در بیان جوهر خود، چون خریقیمت هر کاله می دانی که چیست قیمت خود را ندانی زاحمقی استجان جمله علمها این است این که بدانی من کی ام در یوم دیناز اصولیت، اصول خویش به که بدانی اصل خود، ای مرد مهالبته آن بخش شعر که اشاره به داشتن علوم دارد شامل حال من نمی شود، و امثال بنده در عین جهل خود فراموشند! دراین شب عزیز و گرانقدر از همه دلسوختگان التماس دعا دارم و دعا می کنم که هیچیک از ما انسانها دچار خود فراموشی نشویم که نتیجه اش خدافراموشی و فاجعه است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *