اقتصاد و اخلاق

اگر بخواهیم در نهایت مرز فارقی بین یک جامعه دینی با غیردینی تصور و ترسیم کنیم آن مرز اخلاقی تر بودن است چرا که آموزه های اخلاقی با پشتوانه فرامین خداوندی و وحی زمینه محکم و مساعدتری را برای مومنان به ادیان الهی برای عمل بدانها بوجود می آورد در حالی که راه چون و چرا به برخی آموزه های اخلاقی در جوامع غیر دینی باز است، بدلیل آنکه دینداران بر پایه آزادی و آگاهی و اراده ایمانی و معاداندیشی رفتار اخلاقی در پیش می گیرند، اما همانند غیر دینداران بر رعایت موازین اخلاقی ناشی از قرارداد اجتماعی مبتنی بر خرد جمعی و همگانی هم توافق دارند. خلاصه آنکه دین اصلی ترین پشتوانه «اخلاق» برای جوامع بشری است و غایت حکومت دینی می تواند در یک جامعه اخلاقی تجلی و تبلور یابد. عدالت، صداقت، امانت، وفای به عهد، ایثار و ازخودگذشتگی، انفاق و کمک به همنوع،… و در یک کلام این قاعده طلایی « اخلاق » که ” آنچه را برخود می پسندی بر دیگران بپسند ” یا ” آنچه را بر خود نمی پسندی بر دیگران نیز مپسند» از آموزه های بنیادی اخلاقی دین اسلامند و از این رو پیامبر گرامی در حدیثی هدف غایی بعثتش را اتمام مکارم اخلاقی در جامعه بشری اعلام کرده است.

حال سوال مهم این است که رفتار و منش اخلاقی ما مسلمانان به طور عموم، و ما ایرانیان به طور خاص و ذیل نظام جمهوری اسلامی ایران چه نسبتی با این آموزه های دینی و اخلاقی دارد؟ و اگر رفتار و منش موجود ما فاصله قابل توجهی با آنچه باید باشد دارد، دلیل و علتش چیست؟ و… قطعاً رفتار و منش فردی و جمعی ما در منظومه ای از عوامل متنوع تاریخی، جغرافیایی، ژنتیکی، آموزشی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… شکل می گیرد اما آنچه در این مقال مورد نظر و توجه است رابطه بین « اقتصاد و اخلاق » در شکل دهی شیوه رفتاری ما است. بدون آنکه بخواهم وارد مباحث پیچیده و متنوع در این زمینه شوم و بحث زیربنا یا روبنا بودن اقتصاد و فرهنگ و اخلاق را بازنمایم، اجمالاً می توان می گفت که نحوه کسب و کار و درآمد و معیشت و جایگاه و پایگاه اقتصادی و اجتماعی افراد جامعه در منش و شیوه رفتاری و اخلاقی آنها تاثیر بسزایی دارد و در وجهی حتی نوع جهت گیری ایمانی و اخلاقی آنها را رقم می زند.

اینکه در احادیث آمده: ” هر آن گاه فقر می تواند به کفر بینجامد ” یا ” از هر دری فقر وارد شود ایمان از در دیگر خارج می شود ” یا ” کسی که معاش ندارد معاد ندارد “… به روشنی رابطه « اقتصاد و اخلاق » را در سنت و آموزه های دینی اسلام نشان می دهد و جای هیچ شک و شبهه و تردیدی را در این باره باقی نمی گذارد.

با این مقدمه حال باید پرسید که ” عملکرد اقتصاد ایران ” بطورکلی در سالهای پس از انقلاب ، و از میانه سال ۸۴ به اینطرف با حاکمیت یکدست اقتدارگرایان و درآمد افسانه‌ای نفتی بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار( درآمدی بیش از کل درآمد نفت از ابتدا تا سال ۸۴) در پاسخگویی به نیازهای اقتصادی و معیشتی جامعه ما، و به ویژه در وجه توزیع عادلانه درآمد و کاهش شکاف طبقاتی و از بین بردن فقر و محرومیت و بیکاری و… به گونه ای که موید و مقوم رفتارهای اخلاقی در جامعه باشد، چقدر موفق بوده است؟ برای آسیب شناسی اخلاقی و اجتماعی امروز جامعه ما کافی است فقط صفحه حوادث مطبوعات را مطالعه کرد. اگر کمی عمیق و دقیق تر بخواهیم موضوع را بسط دهیم کافی است که تعداد پرونده های جاری بزهکاری و جرائم عمدی در قوه قضائیه نسبت به جمعیت، آمار طلاق و نرخ افزایش آن در طول زمان، تعداد زندانیان و ورودی و خروجی زندان‌ها در سال، تعداد چک‌های برگشتی، آمار اختلاس و سوء استفاده از بیت المال و فساد و سرقت و قتل و تجاوز به عنف و… را مرور کنیم، و اگر عمیق تر به موضوع بپردازیم باید نوع نگرش و برداشت و رفتارعامه مردم نسبت به وجوه مثبت و منفی ارزش های اخلاقی همچون راستگویی و دروغ، درستکاری و کلاهبرداری، قانونگرایی و پارتی بازی، پاک بودن و فساد و رشوه،… در جامعه را ملاک قرار داد که بر پایه پژوهش‌های انجام شده اوضاع بسیار ناگوار و تلخ و غم انگیز است، و قطعاً آنانی که به عنوان روحانی و عالم دینی مسوولیت اداره جامعه را به عهده دارند باید پیش و بیش از دیگران بر این امر متفطن و آگاه باشند که برخوردهای قهری و سرکوبگرانه در برابر این آسیب‌ها تا زمانی که عوامل اقتصادی دخیلند راهگشای حل مشکل نخواهد بود. جای تاسف بسیار دارد که ” عملکرد اقتصاد ایران ” به رغم بهره مندی از درآمد نفت ( بیش از ۱۰۶۰ میلیارد دلار در سال های پس از انقلاب) نتوانسته است آنچنان فضای زندگی ای را برای ایرانیان فراهم آورد که دیگر فرد یا خانواده ای در پی انجام عملی غیر اخلاقی برای گذران زندگی‌اش نباشد و قطعاً پس از گذشت ۳۴ سال از پیروزی انقلاب اسلامی دیگر نمی توان همانند سال های اول انقلاب استدلال کرد که ما نیاز به زمان برای عمل به آموزه های دینی و اخلاقی داریم. با هر نگاه و منظری بخواهیم به رابطه « اقتصاد و اخلاق » در دنیای امروز نگاه کنیم این آموزه اجتناب ناپذیر می نماید که هر جامعه و حکومت بدون داشتن اقتصادی قوی و پاسخگو به نیازهای معیشتی شهروندان در پایبندی به « اخلاق » لنگ می زند چراکه نوعی همبستگی مثبت بین وضعیت و رفاه اقتصادی و رعایت ارزش های اخلاقی از سوی آفراد جامعه وجود دارد. اگر روزگاری سعدی گفته : «اندرون از طعام خالی دار – تا در آن نور معرفت بینی» قطعاً آن روزگاری دگر و انجام این توصیه نیز اختیاری بوده است، اما در این روزگاران به تعبیر عامه مردم شکم خالی دین و ایمان ندارد و فرد نیازمند دست به هر کاری خواهد زد. بماند که نیازمندی در این روزگار از مرز شکم خالی و گرسنگی گذشته، و شکل‌های دیگری یافته است .

خلاصه کلام اینکه « اقتصاد و اخلاق » در این روزگار آنقدر همبسته و درهم تنیده اند که هیچ حکومتی و از جمله حکومتی بنام دین نمی تواند بدون اینکه «اقتصاد» را سامان دهد انتظار داشته باشد «اخلاق» در جامعه سامان یابد، و هر راهی جز این پیمودن به بیراهه رفتن است، و بنظر می رسد کارنامه جمهوری اسلامی ایران در این باره نمره قبولی نداشته و نیاز به بازنگری و اصلاحات اساسی دارد. اینکه حاکمیت کنونی چقدر به انجام این اصلاحات بها و تن خواهد داد سرنوشت نظام و آینده کشور را تعیین خواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *