واقعیت تلخ پایدار

“آنچه می بینم همه جا رو به آبادی و ترقی است و هر روز اختراع جدیدی در اروپا برای سهولت امر زندگانی و نشرعلم و تمدن بشر می شود. هر روز سفر سهلتر می گردد و افراد بشر بیکدیگر مادتا و معنا نزدیکتر می شوند. این علم و تمدن اروپا که مثل آفتاب تابان شده بر بسیار قطعات نیز شعاع افکنده است مثلا مصر و هند با اینکه در تحت اسارت انگلیس است بازاز برکت علم از جهت آبادی و مدنیت از سابق بهترند. در مقام انصاف، انسان بهرجا می رود عالم مسلمان را ذلیل و ممالک اسلامیه را خراب و همه را با هم منافق می بیند. مسلمانان که زمانی از برکت علم و اتحاد و عمل به قانون اسلام برنقاط بسیاری از کره زمین حکمفرما شدندآلان در هرجا اسیر دیگران و زیر بار گران جهل و ظلم هستند خصوصا مملکت عثمانی و ایران و از تمام نقاطی که من دیده ام بدتر ایران است که هیچ جا باین درجه خراب و پریشان نیست جهت آن هم این است که در تمام زمین به این شدت ظلم از امراء و نفوذ جهل از ملاها نیست. این دوسنگ آسیا در ایران در نهایت قوت و شدت عموم مردم را خرد می کنند زیرا هرکس برای حفظ خودش در مقابل این دو قوه ناچار به تزویر و دروغگویی است که سبب انحطاط اخلاق است. انسان هر دفعه هر شهرفرنگ را می بیند گویا از زمین بآسمان صعود کرده و هر دفعه به هر شهر ایران وارد می شود گویا از آسمان به زمین فرو رفته است.”(ص ۲۸۰، کتاب خاطرات حاج سیاح، دیماه ۱۲۶۲ شمسی)راستی با خواندن این متن چه احساسی به شما دست می دهد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *