زلزله درزندگی

حوادث انتخابات سال ۸۸ به مانند یک زلزله ۹ ریشتری که همه چیز را به هم می ریزد زندگی ما را نیز بهم ریخت.هر فردی و خانواده ای در زندگی روزمره روالی را برای خود تعریف می کند. به ویژه وقتی که سن و سال آدم بالاتر می رود این روال شکل ثابت تری بخود می گیرد،وفرد به نوعی زندگی عادت می کند و تغییرشکل زندگی برایش سخت تر می شود.طبیعتا من و خانواده ام اتفاقات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ را پیش بینی نمی کردیم و این اتفاقات همه زندگی ما را به هم ریخت و از روال عادی و طبیعی خارج کرد.پس از انتخابات ۸۸ مراجعه مکرر مامورین امنیتی برای دستگیری پسرم حنیف و من منجر به این شد که ما مدتی خانه و کاشانه خود را رها کنیم و سرگردان باشیم. پس از آن هم که مجبور به خروج از کشور شدیم. این وضعیت ناگزیر برخانواده من نیزبسیار تاثیر گذار بود و زندگی خانواده من نیز ناگزیر به هم ریخت.همسرم از ناحیه این وضعیت دچار آسیب و بیمار شد، دو تن از فرزندان من نیز ناگزیر به خروج از کشور شدند و یکی از فرزندانم که در داخل مانده است پس از این حوادث فقط بدلیل فرزند من بودن از کار در شرکتی وابسته به شرکت سایپا بیکار شد و با سختی و مشکلات زندگی خود را می گذراند.

باوجود این وضعیت و خروج از کشور به لحاظ فکری و سیاسی تغییرچندانی در دیدگاه های من ایجاد نسده و همچنان به اصولی که قبل از این حوادث برای انجام تحول و اصلاحات درکشور به آنها باور داشته ام اعتقاد دارم.

من همان باورها و عقایدی را درخارج از کشور پیگیری می کنم که  در داخل کشور هم داشتم اما در داخل بعد از کودتای انتخاباتی میدان عمل بسیار تنگ و محدود شده بود و اگر درداخل هم همین فضای خارج وجود داشت به همین گونه ای که درخارج عمل می کنم عمل می کردم ولی متاسفانه در حال حاضر این فضا در داخل کشور برای عمل سیاسی وجود ندارد.

تنها تفاوتی که برای من رخ داده این است اینکه انسان در خارج از کشور میدان وسیع تری برای عملیاتی کردن باورهای فکری و سیاسی خود پیدا می کند. البته زندگی در خارج آنهم برای فردی مثل من سختی های خود را دارد و من آرزو و انتظار دارم که هرچه زودتر بتوانم به وطن خود بازگردم و به رغم مشکلاتی که وجود داشته و خواهد داشت در خانه و کاشانه خودم باشم و بتوانم درآنجا فعالیت و به هموطنانم خدمت کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *