هشدار درباره یک خبر

در خبرهای روز سه شنبه ۶ تیرماه آمده بود :” آمریکا نخستین افسر اطلاعاتی در امور ایران را منصوب کرد. به گزارش منابع بین المللی، شورای اطلاعات ملی آمریکا برای نخستین بار یک افسر اطلاعاتی را به عنوان مسوول امور ایران تعیین کرد.” و در مورد هویت فرد منصوب شده آمده :” جیلیان برنز به عنوان افسر اطلاعاتی این شورا از مدیران خدمات خارجی وزارت امور خارجه آمریکا و کارشناس امور ایران بوده است. وی تا پیش از تصدی این پست، به عنوان مشاور امور ایران در دفتر طرح و برنامه ریزی سیاست خارجی آمریکا در وزارت امور خارجه این کشور فعالیت می کرد.همچنین در سوابق وی مدیریت دفتر منطقه‌ای آمریکا برای ایران در دوبی دیده می شود که این دفتر در سال ۲۰۰۶ توسط وی افتتاح شده است.”

در شرح این خبر آمده است :” این افسر اطلاعاتی که یک دهه پیش کار خود را در دفتر خدمات خارجی وزارت امور خارجه آمریکا آغاز کرده بود همچنین به عنوان مسوول امور میز سوریه، اردن و لهستان فعالیت کرده است.” بر اساس بیانیه شورای اطلاعات ملی آمریکا، “وظیفه مسوول امور ایران در این شورا نظارت و هماهنگی بر گزارش‌ها و ارزیابی‌های تحلیلی سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا از جمله تحلیل‌های استراتژیک درباره ایران است.”

مسوول امور ایران در شورای اطلاعات ملی آمریکا همچنین موظف است تا تحلیل‌های لازم و حساس درباره ایران را که مورد نیاز تصمیم گیران ارشد دولت ایالات متحده آمریکا و مقام‌های نظامی این کشور است، فراهم کند. از دیگر وظایف تعریف شده برای مسوول امور ایران در این شورا می توان به “ارائه هشدارهای لازم به تصمیم گیران در خصوص خطرات احتمالی پیش رو” در ارتباط با ایران اشاره کرد که این مسائل “می تواند منافع و فرصت‌های ایالات متحده آمریکا را تحت تاثیر قرار دهد.”

شورای اطلاعات ملی آمریکا که در سال ۱۹۷۹ تشکیل شده است یک بخش مرکزی در میان ۱۶ سازمان اطلاعاتی آمریکا محسوب می شود که استراتژی‌های کوتاه مدت و بلندمدت این کشور را تعیین می کند. یکی از مهمترین وظایف این شورا پیش بینی چالش‌های پیش روی آمریکا در سطح داخلی و بین المللی است.این شورا به درخواست تصمیم گیران ارشد در دولت آمریکا، برآوردهای اطلاعات ملی ارائه می کند که این برآوردها بر پایه اطلاعات جمع آوری شده از نهادهای مختلف اطلاعاتی و امنیتی آمریکا در مورد یک موضوع خاص است.

بدون آنکه بخواهم به شبیه سازی تاریخی در این باره بپردازم یادآور می شوم پس از وقایع شهریور ۱۳۲۰ و شکل گیری نهضت ملی برهبری دکتر مصدق و به رغم اینکه رهبران نهضت روی خوشی نسبت به آمریکا داشتند، در اوج گیری جنگ سرد و در سایه وسوسه‌ها و توطئه چینی‌های دولت انگلیس که در پی شکست نهضت ملی کردن صنعت نفت و سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق و حفظ منافع نامشروع‌اش در ایران بود، سرانجام دولت تازه کارجمهوریخواه آمریکا تصمیم به همراهی با دولت انگلیس برای انجام کودتا در ایران و سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق گرفت، و این تصمیم را با تعیین یک ” افسر اطلاعاتی در امور ایران ” بنام ” کرمیت روزولت ” عملیاتی کرد. برپایه اسناد رسمی و محرمانه آمریکا که پس از گذشت سالیان اجازه انتشار یافته است تقریبا از آغاز سال ۱۳۳۲، هدایت طرح براندازی دولت ملی دکتر مصدق با عنوان ” آژاکس ” به سازمان جاسوسی ” سیا ” واگذار می شود و ” کرمیت روزولت “، مسئول ” سیا ” برای خاورمیانه، فرماندهی عملیات کودتا در تهران را بدست می گیرد، و همانگونه که در کتب تاریخی بطور مبسوط آمده است وی بهمراه همکاران آمریکایی و انگلیسی و خود فروخته گان ایرانی سرانجام با هزینه‌ای اندک ( حدود ۱۰ میلیون دلار!) موفق به انجام کودتا در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شده و با سرنگون کردن دولت ملی دکتر مصدق برای ۲۵ سال حاکمیت مورد نظر خودرا در ایران مستقر ساخته و منافع سرشاری را نصیب کودتاگران می سازند.

کالبدشکافی وقایعی که در مقطع تاریخی شهریور ۱۳۲۰ تا مرداد ۱۳۳۲رخداده ، به ویژه زمینه‌های شکل گیری نهضت ملی کردن صنعت نفت و روی کار آمدن دولت دکتر مصدق در حوصله این نوشتار نیست اما به جرئت می توان گفت این فصل از تاریخ معاصر ما برای همه آنانی که به استقلال کشورمان می اندیشند و بها می دهند، درس آموزی‌های فراوان دارد، و از جمله باید به نحوه برخورد کشورهای قدرتمند خارجی با دولت ملی دکتر مصدق اشاره و تاکید کرد، و اینکه در این باره چه مسیری را پیمودند. و از اینروست که با توجه به یک عطف توجه تاریخی در مشابهت یک اقدام برای تعیین ” افسر اطلاعاتی در امور ایران ” برخود لازم دیدم توجه همگان را بدین خبر جلب کرده و به ویژه به هموطنان دلسوز استقلال کشورهشدار دهم.

« هشدار در باره یک خبر » با این عطف توجه تاریخی و در جغرافیای روابط جمهوری اسلامی با دنیای خارج و به ویژه کشورهای قدرتمند غربی است، و اینکه باید به این خبر تعیین ” افسر اطلاعاتی در امور ایران ” از سوی دولت آمریکا توجهی تام و تمام داشت و آنرا فراتر از تعیین یک مامور معمول برای امور ایران دید. بنظرم در شرایطی که برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران به مهمترین دغدغه ایالات متحده آمریکا تبدیل شده است، و این کشور نگران است که تهران در پوشش فعالیت‌های هسته‌ای خود که آنرا صلح آمیز می داند در پی ساخت جنگ افزار اتمی باشد، و تلاش وافر دارد که این نگرانی را به همه کشورهای همپیمانش در اقصا نقاط عالم انتقال و آنها را با خود در مقابله با ایران همراه سازد، و رژیم اسرائیل هم در این میان آتش بیار معرکه شده است، و در این مسیر روز به روز این کشور همراه شرکای خود علاوه بر تحریم‌های مندرج در قطعنامه‌های شورای امنیت بر تحریم‌های یکجانبه‌ای بر ضد جمهوری اسلامی ایران افزوده است، اعلام این خبر نشانه بسیار بد و هشدار دهنده‌ای در مسیر مذاکرات هسته‌ای بطورخاص و روابط ایران و غرب بطور عام است،و باید امیدوار بود که حاکمیت مستقر با درک و دریافت پیام این خبر به تمهیدات و تدبیر لازم برای خنثی سازی خطراتی که می تواند استقلال و تمامیت ارضی ایران را تهدید نماید، بپردازد، و البته بهترین تمهید و تدبیر دراین باره روی آوری به آشتی ملی و مردمسالاری به معنای واقعی در داخل و تعامل مثبت و سازنده با دیگر کشورها برپایه صلح و دوستی و منافع متقابل می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *