درآمد نفت و خالی بودن حساب ذخیره ارزی

رئیس دولت کودتا روز چهارشنبه (۲۴ اسفند) و در جریان پاسخ به پرسش‌های گروهی از راهیافتگان به مجلس هشتم در صحن علنی اعتراف کرد که موجودی « حساب ذخیره ارزی » صفر شده و پولی در آن نیست که دولت بخواهد از آن به مترو وام بدهد. وی در پاسخ به اولین سؤال مبنی بر اینکه چرا تسهیلات به متروی تهران داده نشده است؟ با اشاره به مصوبه مربوطه که “دولت تا پایان سال ۸۹ از محل حساب ذخیره ارزی یا هر عنوان دیگر به صورت تسهیلات و با رعایت قانون حداکثر استفاده از توان کشور این پول را در اختیار شهرداری‌ها قرار دهد، خودش ضامن شود و خودش هم بازپرداخت کند”، خاطرنشان کرد:” چگونه می‌شود دولت وام دهد. دولت می‌گوید جایی برای وام دارد، یک حساب ذخیره ارزی است که آن هم بانک مرکزی مکتوب اعلام کرده که موجودی‌اش صفر است و بالاخره اگر قانون می‌نویسیم باید طوری بنویسیم که قابل اجرا باشد. آن داد می‌زند پولی وجود ندارد و شما می‌گویید بده؟ از کجا بدهد؟ بعدش هم می‌گوید با هر عنوان دیگر، عنوان دیگر یعنی چه؟ یعنی ما برویم از محل پول بهداشت و درمان، معلمان، نظامیان، عمران و آبادی روستاها و شهرها برداریم، بدهیم، خب شما که قانون را نوشتید، مشخص می‌کردید از کدام ردیف بردار؛ به کدام ردیف اضافه کن.”

برای اینکه معلوم شود چنین سخنی حکایت از چه فاجعه ای برای « درآمد نفت » و اقتصاد کشور می کند ناچار از توصیحات زیر هستم :

۱-” حساب ذخیره ارزی ” تمهیدی بود که برپایه تجربیات گذشته از نحوه استفاده از درآمد نفت در بودجه دولت و اقتصاد ایران توسط دولت اصلاح طلب خاتمی در لایحه برنامه سوم توسعه آورده شد و در مجلس پنجم به عنوان ماده ۶۰ قانون برنامه مصوب گردید. مفاد این ماده این است:

” ماده ۶۰- در جهت ایجاد ثبات در میزان درآمدهای ارزی و ریالی حاصل از صدور نفت خام در دوران برنامه سوم توسعه  و تبدیل دارائی حاصل از فروش نفت به دیگر انواع ذخایر و سرمایه گذاری و امکان تحقق دقیق فعالیت های پیش بینی شده در برنامه، دولت مکلف است با ایجاد «حساب ذخیره ارزی حاصل از درآمد نفت خام» و «حساب ذخیره ریالی» اقدامات زیر را به عمل آورد:

الف- از سال ۱۳۸۰ مازاد درآمد ارزی حاصل از صادرات نفت خام در پایان هر سال نسبت به ارقام پیش بینی شده در جدول شماره (۲) این قانون در حساب سپرده دولت نزد بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان «حساب ذخیره ارزی درآمد نفت خام» نگهداری می شود.

ب- از آغاز سال سوم برنامه، در صورتی که درآمد ارزی حاصل از صدور نفت خام، کمتر از ارقام مندرج در جدول شماره (۲) این قانون باشد، دولت در فواصل زمانی شش ماهه می تواند از موجودی حساب ذخیره ارزی برداشت کند. معادل ریالی این وجوه در حساب درآمد عمومی دولت منظور می گردد.

ج- بخشی از مانده وجوه ارزی حساب موضوع بند (الف) این ماده در چارچوب اولویتهای برنامه سوم جهت توسعه فعالیتهای تولیدی و سرمایه گذاری براساس نرخ مبادله روز به فروش رسیده و معادل ریالی آن در «حساب ذخیره مالی» نزد بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نگهداری می شود.

پس از حصول اطمینان از تحقق درآمدهای ریالی پیش بینی شده در قانون بودجه هرسال، اعطای وام کوتاه مدّت برای فعالیتهای تولیدی و سرمایه گذاری از محل باقیمانده وجوه ارزی مجاز خواهد بود.

د- استفاده از وجوه «حساب ذخیره ریالی» برای تأمین هزینه های بودجه عمومی دولت صرفاً در صورت کاهش درآمد ارزی حاصل از صادرات نفت خام نسبت به رقم مصوب و عدم امکان تأمین اعتبارات مصوب از مالیات و سایر منابع، مجاز خواهد بود و استفاده از آن برای تأمین کسری ناشی از درآمدهای غیر نفتی بودجه عمومی دولت ممنوع است.

ه- آیین نامه اجرائی این ماده به پیشنهاد مشترک سازمان برنامه و بودجه، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و وزارت امور اقتصادی و دارائی طی مدت سه ماه از تصویب این قانون به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.”

آئین نامه اجرایی این ماده به پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و وزارت امور اقتصادی و دارایی ظرف مدت ۳ ماه از تاریخ تصویب این قانون، به تصویب هیئت وزیران رسید.همچنین به موجب ماده (۸) آئین نامه اجرایی ماده (۶۰) اصلاحی قانون برنامه سوم توسعه، هیئتی مرکب از رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی، وزیر امور اقتصادی و دارایی، رئیس کل بانک مرکزی و ۴ نماینده به انتخاب رئیس جمهوری ( حداقل ۲ نفر از بین وزیران) به عنوان هیئت امنای حساب ذخیره ارزی جهت حسن اجرای قانون و اتخاذ تصمیم در موارد تعیین شده در این آئین نامه و موارد دیگر تشکیل شد.

برپایه اجرای قانون برنامه سوم توسعه در سالهای ۱۳۷۹- ۱۳۸۳ توسط دولت خاتمی، از درآمد ۱۳۰ میلیارد دلار حاصله از فروش نفت و گاز در این سالها، مبلغ ۳۰.۲ میلیارد دلار آن به این حساب واریز شد، که ۱۵.۳میلیارد دلار آن با مصوبات مجلس ششم هزینه شد، و دولت خاتمی در هنگام واگذاری قوه مجریه در مردادماه سال ۸۴ به احمدی نژاد ۱۴.۷ میلیارددلار در ” حساب ذخیره ارزی ” تحویل دولت نهم داد.

یادآور می شود که دولت خاتمی فقط بر پایه مصوبات هیات امنای حساب ذخیره ارزی برای وام دهی به بخش خصوصی و مجلس برای برداشت از این حساب برای برخی مصارف خاص عمل می کرد و هیچگونه دست اندازی به مانده این حساب نداشت و گزارش عملکرد این حساب بصورت فصلی و شفاف برای همگان از طریق بانک مرکزی اعلام می شد. جدول جریان وجوه حساب ذخیره ارزی سالهای ۱۳۷۹ – ۱۳۸۵ که درادامه آمده است سند و شاهدی بر این مدعاست.

نکته مهم دیگری که در عملکرد این حساب در دوره خاتمی باید مورد ملاحظه و توجه قرار گیرد اینکه برای اولین بار در تاریخ معاصر و پس از گذشت یک قرن از کشف و فروش نفت از درآمد آن بصورت ارزی به بخش خصوصی برای سرمایه گذاری وام داده شد ( بیش از ۵ میلیارد دلار )،  و همین امر دامن زدن به نرخ رشد سرمایه گذاری در این دوره را فراهم آورد و به نرخ متوسط سالانه ۱۱ درصد رساند.

۲- ماده ۶۰ قانون برنامه سوم توسعه با اصلاحات جزئئ و بدلیل اهمیت به عنوان ماده ۱ قانون برنامه چهارم توسعه بدینگونه در مجلس ششم مصوب شد :” به‌منظور ایجاد ثبات‌ در میزان‌ استفاده‌ از عواید ارزی‌ حاصل‌ از نفت‌ در برنامه‌ چهارم ‌توسعه‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ و تبدیل‌ دارائی‌های‌ حاصل‌ از فروش‌ نفت‌ به‌ دیگر انواع‌ ذخایر و سرمایه‌گذاری‌ و فراهم‌کردن‌ امکان‌ تحقق‌ فعالیت‌های‌ پیش‌بینی‌شده‌ در برنامه‌،دولت‌ مکلف‌ است‌ با ایجاد «حساب‌ ذخیره‌ ارزی‌ حاصل‌ از عواید نفت‌» اقدام‌های‌ زیر را معمول‌ دارد :

      الف ـ از سال‌ ۱۳۸۴ مازاد عواید حاصل‌ از نفت‌ نسبت‌به‌ ارقام‌ پیش‌بینی‌شده‌ در جدول‌ شماره‌ (۸) این‌ قانون‌ در حساب‌ سپرده‌ دولت‌ نزد بانک‌ مرکزی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ تحت‌ عنوان‌ « حساب‌ ذخیره‌ ارزی‌ حاصل‌ از عواید نفت ‌» نگهداری‌ می‌شود.

     ب ـ معادل‌ مانده‌ « حساب‌ ذخیره‌ ارزی‌ حاصل‌ از عواید نفت‌ خام ‌»  موضوع‌ ماده‌(۶۰) قانون‌ برنامه‌ سوم‌ توسعه‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران ‌مصوب‌ ۱۷/۱/۱۳۷۹ با اصلاحات‌ آن‌ در پایان‌ سال‌ ۱۳۸۳ و همچنین‌ مانده‌ مطالبات‌ دولت‌ از اشخاص‌ ناشی‌ از تسهیلات‌ اعطائی‌ از محل‌ موجودی‌ حساب‌ یادشده‌ در ابتدای ‌سال‌ ۱۳۸۴ از طریق‌ شبکه‌ بانکی‌ به‌ « حساب‌ ذخیره‌ ارزی‌ حاصل‌ از عواید نفت ‌» واریز می‌گردد.

      ج‌ ـ استفاده‌ از وجوه‌ حساب‌ ذخیره‌ ارزی‌ برای‌ تأمین‌ مصارف‌ بودجه‌ عمومی ‌دولت‌ صرفاً درصورت‌ کاهش‌ عواید ارزی‌ حاصل‌ از نفت‌ نسبت‌به‌ ارقام‌ جدول‌ شماره‌(۸) این‌ قانون‌ و عدم‌ امکان‌ تأمین‌ اعتبارات‌ مصوب‌ از محل‌ سایر منابع‌ درآمدهای‌ عمومی ‌و واگذاری‌ دارائی‌های‌ مالی‌ مجاز خواهد بود. در چنین‌ صورتی‌، دولت‌ می‌تواند در فواصل‌ زمانی‌ سه‌ ماهه‌ از موجودی‌ حساب‌ ذخیره‌ ارزی‌ پرداخت‌ نماید. معادل‌ ریالی‌ این‌ وجوه‌ به‎حساب‌ درآمد عمومی‌ دولت‌ واریز می‌گردد. استفاده‌ از حساب‌ ذخیره‌ ارزی‌ برای‌ تأمین‌کسری‌ ناشی‌ از عواید غیرنفتی‌ بودجه‌ عمومی‌ ممنوع‌ است‌.

   دـ به‌ دولت‌ اجازه‌ داده‌ می‌شود حداکثر معادل‌ پنجاه‌ درصد (۵۰%) مانده‌ موجودی‌ حساب‌ ذخیره‌ ارزی‌ برای‌ سرمایه‌گذاری‌ و تأمین‌ بخشی‌ از اعتبار موردنیاز طرح‌های‌ تولیدی‌ و کارآفرینی‌ صنعتی‌، معدنی‌، کشاورزی‌، حمل‌ و نقل‌، خدمات‌ (ازجمله‌گردشگری‌ و…)، فناوری‌ و اطلاعات‌ و خدمات‌ فنی‌ ـ مهندسی‌ بخش‌ غیردولتی‌ که‌ توجیه ‌فنی‌ و اقتصادی‌ آنها به‌ تأیید وزارتخانه‌های‌ تخصصی‌ ذیربط رسیده‌ است‌ از طریق‌ شبکه ‌بانکی‌ داخلی‌ و بانک‌های‌ ایرانی‌ خارج‌ از کشور به‌صورت‌ تسهیلات‌ با تضمین‌ کافی‌استفاده‌ نماید.

  هـ ـ حداقل‌ ده‌ درصد (۱۰%) از منابع‌ قابل‌ تخصیص‌ حساب‌ ذخیره‌ ارزی‌ به ‌بخش‌ غیردولتی‌ دراختیار بانک‌ کشاورزی‌ قرار می‌گیرد تا به‌‎صورت‌ ارزی‌، ریالی‌ جهت‌ سرمایه‌گذاری‌ در طرحهای‌ موجه‌ بخش‌ کشاورزی‌ وسرمایه‌ درگردش‌ طرحهایی‌ که‌ با هدف ‌توسعه‌ صادرات‌ انجام‌ می‌شود توسط‌ بانک‌ کشاورزی‌ دراختیار بخش‌ غیردولتی‌ قرار گیرد.

   اصل‌ و سود این‌ تسهیلات‌ به‌‎صورت‌ ارزی‌ به‌ حساب‌ ذخیره‌ ارزی‌ واریز می‌گردد.

   و ـ استفاده‌ از وجوه‌ حساب‌ ذخیره‌ ارزی‌ موضوع‌ این‌ ماده‌ صرفاً در قالب ‌بودجه‌های‌ سنواتی‌ مجاز خواهد بود.

      زـ آیین‌نامه‌ اجرایی‌ این‌ ماده‌ به‌ پیشنهاد سازمان‌ مدیریت‌ و برنامه‌ریزی‌ کشور، بانک‌ مرکزی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ و وزارت‌ امور اقتصادی‌ و دارایی‌ تهیه‌ و قبل‌ از لازم‌الاجراشدن‌ این‌ قانون‌ به‌تصویب‌ هیأت‌ وزیران‌ خواهد رسید. “

دوره اجرای قانون برنامه چهارم توسعه سالهای ۱۳۸۴- ۱۳۸۸ مصادف با روی کارآمدن دولت احمدی نژاد و شکل گیری حاکمیت یکدست اقتدارگرایان بر کشور بود، و از قضای روزگار قیمت هربشکه نفت هم در این روزگار بطرزی غیر قابل انتظار رو به افزایش نهاد. در جدول (۸) ضیمیه برنامه پیش بینی شده بود که دولت برای دستیابی به اهداف کمی قانون برنامه چهارم توسعه می تواند از ۸۱.۶ میلیارد دلار درآمد نفتی طی سالهای اجرا استفاده کند اما درعمل دولت احمدی نژاد از ۳۵۷ میلیارد دلار درآمد نفتی در این دوره، ۲۵۰ میلیارد دلار آنرا ( بیش از سه برابر پیش بینی شده در برنامه ) در قالب قوانین بودجه سنواتی هزینه کرد، و طبعا باید بیش از یک صد میلیارد دلار باقی مانده آن باید به ” حساب ذخیره ارزی ” واریز می شد. البته دولت احمدی نژاد با انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور درسال ۸۵ و درپی آن ” هیات امنای حساب ذخیره ارزی “، و واگذاری اختیارات آن به کمیسیون اقتصادی دولت، درعمل نظارت بر برداشت‌های دولت از این حساب و چگونگی هزینه کرد آنرا از بین برد و از اینرو دیگر شاهد گزارش فصلی مربوط به این حساب از سوی بانک مرکزی نبودیم و درپاسخ به درخواست راهیافتگان مجلس دراین باره و اصحاب رسانه رئیس دولت از محرمانه بودن اطلاعات مربوط به این حساب سخن گفت وهیچ فرد و نهادی دیگر نتوانست بداند که بر سراین حساب به لحاظ واریز و برداشت چه آمده است.

۳- برپایه آنچه آمد در این حساب تا پایان دوره اجرای قانون برنامه چهارم توسعه باید رقمی حداقل معادل ۱۲۰ میلیارد دلار (۱۰۶ میلیارد دلارمازاد درآمد نفت دردوره اجرای قانون برنامه چهارم بعلاوه۱۴.۷ مانده درحساب ذخیره ارزی از دوره خاتمی ) ذخیره می داشت، و با توجه به اینکه مصوبه مجلس برای پرداخت به مترو برای سال ۸۹ بوده است اعلام این موضوع توسط بانک مرکزی و رئیس دولت که مانده این حساب صفر بوده و دولت قادر به پرداخت مبلغ ۲میلیارد دلار مصوب به مترو نمی باشد جای تامل و تعجب فراوان دارد، و اینکه حساب و کتاب دولت در هزینه درآمد نفتی روشن نیست، و این همان ادعایی که توسط دیوان محاسبات به عنوان نهاد نظارتی مجلس برهزینه کرد بودجه های سنواتی توسط دولت هرساله در مورد گم شدن مبلغ قابل توجهی از درآمد نفتی ابراز شده است.

۴- اگر درآمد نفتی دوسال اخیر را هم در نظر بگیریم که تقریبا بالغ بر ۲۰۰ میلیارد دلار می شود و برپایه سوابق میدانیم که حدود۷۰ درصد این درآمد (۱۴۰ میلیارد دلار ) در قالب بودجه سنواتی هزینه شود، ۶۰ میلیارد دلار مازاد می ماند که اگر با ۱۲۰ میلیارد دلار مازاد قبلی جمع شود رقمی بیش از ۱۸۰ میلیارد دلار می شود که باید در ” حساب ذخیره ارزی ” یا هر عنوانی دیگر ذخیره شده باشد. به عبارت روشنتر دولت احمدی نژاد برپایه گزارش بانک مرکزی در ۷ سال ۱۳۸۴-۱۳۹۰ معادل ۵۵۳ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است، اگر ۷۰ درصد آنرا در قالب بودجه های سنواتی هزینه کرده باشد الباقی می شود ۱۶۶میلیارد دلار و  با مانده حساب از دوره خاتمی جمعش بیش از ۱۸۰میلیارد دلار می شود، ولی حالا رئیس دولت کودتا درمجلس اعلام کرده است که مانده ” حساب ذخیره ارزی ” صفر است و ظاهرا آب از آب هم در دل راهیافتگان به مجلس و دیگر نهادهای نظارتی و رسانه های حکومتی و…تکان نخورده است!

در کشورهایی که حاکمیت قانون و مردمسالاری به معنای واقعی و نه صوری وجود دارد و بودجه عمومی دولتها عمدتا از مالیات شهروندان تامین می شود با نظارتی که از سوی نهادهای نظارتی درون حاکمیت و بیرون ( نهادهای جامعه مدنی ) اعمال می شود هردولت باید نسبت به هزینه کرد هرگونه درآمدی پاسخگو باشد، و دراین زمینه نهادهای نظارتی به ویژه در عرصه جامعه مدنی مو را از ماست بیرون می کشند اما درکشور ما ظاهرا چون پول بادآورده و بی زبان نفت در اختیار دولت است و شهروندان چندان سهمی در مالیات دهی و بودجه دولت ندارند حساسیتی هم نسبت به هزینه کرد آن ندارند و این در مورد نهادهای نظارتی درون و برون حاکمیت نیز مصداق دارد! روشن است که درچنین شرایطی موضوع « درآمد نفت و خالی بودن حساب ذخیره ارزی » نمی تواند دغدغه چندانی برای شهروندان بوجود آورد! و دولت هم هرگونه بخواهد می تواند بدون حساب و کتاب از این درآمد استفاده کند و آنرا به هرز دهد، و ظاهرا آنچه محل بحث و دعوا بین دولتی ها و دیگر قوا و نهادهای حاکم است اینکه هریک چه سهمی از این درآمد را نصیب خود کند! و اینگونه می شود که درست در سالهایی که بیشترین درآمد نفت نصیب کشور شده و ” حساب ذخیره ارزی ” می توانست پشتوانه ای برای توسعه کشور باشد حتی در مقایسه با کشورهایی همچون کویت و عربستان نیز حاکمیت یکدست نتوانسته است در بهره مندی از این درآمد عمل کند و برای روز مبادای کشور ذخیره ای فراهم سازد. فرق دولت اصلاحات و برآمده از رای مردم با دولت کودتا و تحمیلی در همین است که دولت خاتمی با درآمد ارزی معادل۱۷۳.۶ میلیارد دلار طی ۸ سال ۱۴.۷ میلیارددلار مانده در ” حساب ذخیره ارزی ” تحویل دولت بعدی داد اما دولت احمدی نژاد با درآمد۵۵۳ میلیارد دلار در ۷ سال از هم اکنون اعلام کرده است که این حساب خالی است و لابد خدا باید به داد دولت بعدی برسد! بگذریم که به رغم هزینه این درآمد افسانه ای عملکردی در حد دولت خاتمی نیز برجای ننهاده و سایه رکود و بحران اقتصادی سراسر کشور را پوشانده است، و عجیب می نماید از مقامات عالی کشور که حیثیت و آبروی خود را در گرو روی کارآوردن چنین دولتی نهاده اند، وهیچگونه واکنشی هم به این رخداد فاجعه آمیز و ایران برباد نمی دهند و هنوز هم برعدم کفایت چنین رئیس دولتی پی نمی برند؟

جدول جریان وجوه حساب ذخیره ارزی سالهای ۱۳۷۹ – ۱۳۸۵ (میلیون دلار)                          

۱۳۸۵ نیمه دوم ۱۳۸۴        نیمه اول ۱۳۸۴        1383 1382 1381 1380 1379                                            سال

شرح

۲۱۴۷۸        5103 8090 10484        5708 5913 2177 5944 منابع

۲۱۱۵۵        4860 7946 10207        5400 5596 1848 5944 مازاد نفتی

۲۹۸             153   64     175   265   282   312   —      سود متعلقه به موجودی

۲۵     90     80     102   43     35     17     —      بازدریافت تسهیلات اعطایی و سود آن

۲۳۲۷۳        4422 7562 9450 5347 5129 823   —      مصارف

–        486   1114 2781 2414 2431 —      —      مابه التفاوت دیون مشمول تغییرنرخ

۱۷۷۶۱        2883 5188 4732 1857 2100 665   —      برداشت بودجه ای

۵۵۱۲ ۱۰۵۳ ۱۲۶۰ ۱۹۳۷ ۱۰۷۶ ۵۹۸   158   —      تسهیلات اعطایی (بخش غیر دولتی)

۹۴۴۹ ۱۰۶۸۶        10005        9477 8443 8082 7298 5944 موجودی نقدی در پایان دوره

۱۰۹۷۵        5740 4769 3582 1741 705   142   0       مطالبات مربوط به تسهیلات ارزی

۲۰۴۴۷        16426        14774        13060        10184        8787 7440 5944 دارایی حساب ذخیره ارزی

     منبع : اداره آمار و تعهدات و اداره سیاست ها و مقررات ارزی – بانک مرکزی ( اسفند ۱۳۸۵)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *