آقای حداد عادل ، شما هم !؟

آقای حداد عادل از معدود چهره های باسواد جناح اقتدارگرای حاکم بر کشورماست واز ایشان که فلسفه و منطق خوانده اند انتظار می رود حتی در خطابه های منبری خود حداقلی از اصول منطق را برکلام خویش حاکم سازند تا هرمخاطبی صدق آنرا دریابد و با گوینده همراه و همدل شود مگر اینکه براین باور باشند که برای « بصیرت » افزایی مخاطبان هر رطب و یابسی را می شود بهم بافت و راست و دروغ را درقالبی که رنگ دینی هم دارد و قرار است که مبلغان حکومتی در ایام محرم بدان در جامعه « بصیرت » افزایی کنند ، ریخت و تحویل خلق الله داد .

درخبرها آمده بود آقای حداد عادل به عنوان رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، در همایش علمی کاربردی تبلیغ که در آستانه ایام محرم از سوی دفتر تبلیغات اسلامی در قم برگزار شد، در سخنانی با بیان این‌که مبلغان باید سخنرانی‌های خود را با بصیرت تنظیم کنند، خاطرنشان کرده: بصیرت از جمله مفاهیم قرآنی است که ارتباط نزدیکی با مفهوم رشد دارد که باید جامعه را با این مفاهیم آشنا کنیم.

وایشان در همین سخنان افاضه کرده اند: در مجلس ششم اعتقادی به مرجعیت نبود و عده‌ای که امروز در لندن اتاق فکر جریان فتنه‌اند، مرجعیت را قبول نداشتند و همه می‌دانند که سکولار بوده و هستند.

درمورد این سخنان ببینیم برای پایه علم منطق چقدر مدعای ایشان صادق است :

گزاره اول :در مجلس ششم اعتقادی به مرجعیت نبود.

مجلس ششم ترکیبی از حدود ۲۹۰ نماینده بود آیا عدم اعتقاد به مرجعیت در موردتک تک افراد این مجلس صادق است یا کل آنها؟ یا برخی از آنها؟

آقای حدادعادل که با رانت نظارت استصوابی شورای نگهبان و ابطال ۷۰۰۰۰۰ رای مردم تهران بجای آقای علیرضا رجایی وارد مجلس ششم شد و رئیس فراکسیون اقلیت نزدیک به ۶۰ نفر از همفکرانشان در همین مجلس را عهده داربود ، آیا این گزاره حکمی شامل آنها هم می شود؟

یا سی و پنج کرسی مجلس ششم متعلق به روحانیون دو جناح حاضر در مجلس ششم بود آیا این گزاره شامل حال آنها هم می شود؟

حال فرض می گیریم در مافی الضمیر ایشان – و ایضا مخاطبان – منظور اکثریت افراد مجلس ششم یعنی همان اصلاح طلبان باشد( با کسر نمایندگان اهل سنت و اقلیت های دینی ) ، آیا واقعا این گزاره درمورد آنها صدق می کند؟ ایشان برپایه چه دلیل و شاهدی همه افراد این اکثریت به عدم باور به مرجعیت محکوم می کند؟ حتی اگر قرار به این باشد که فردی از این افراد محکوم به این حکم شود بازهم دلیل و شاهد می خواهد و اینگونه دیمی و کلی نمی شود افراد را به لحاظ اعتقادی محکوم به این حکم کرد که اگر ایشان اینگونه حکم دادن و سخن گفتن به لحاظ منطقی را بپذیرند آنوقت باید درمورد خودشان هم آنرا صادق بدانند و اینکه همه حرف ها و حدیث هایی که در باره ایشان می گویند صادق است .

درعین حال بنده به عنوان یک نماینده مجلس ششم فردی از افراد این مجلس را( بجز نمایندگان اهل سنت و اقلیت های دینی که محل بحث نیستند ) نمی شناسم که مرجعیت را باور و قبول نداشته باشد وحتی اینرا در قالب لفظ و کلامی بیان داشته باشد و این یک تهمت و بهتان آشکار واز مصادیق نشر اکاذیب بقصد تشویش افکار عمومی از سوی ایشان به نمایندگان مجلس ششم است که اگر حساب و کتاب و عدالت و قوه قضائیه درست و درمانی درکشور بود حتما قابل شکایت و رسیدگی می بود .

گزاره دوم : وعده‌ای که امروز در لندن اتاق فکر جریان فتنه‌اند ، مرجعیت را قبول نداشتند

این عده کیانند؟ آیا اینهم مثل مجلس ششم کلی گویی نیست؟ پیوندی که ” واو ” بین این عده و مجلس ششم برقرار و القاء کرده است چگونه است ؟ و چه نسبتی دارد؟ آیا این نوعی مغالطه مجهول در معلوم یا مجهول در مجهول نیست ؟ و مجهول تر اینکه فیلسوف محترم در توهمی است که اصحاب قدرت و رسانه های حکومتی از این مجهول ” اتاق فکر ” ساخته اند و از آن مجهولتر اینکه آنرا به ” جریان فتنه ” چسبانده اند . حضرت آقای حداد شان شما اجل از اینگونه سخن گفتن هاست اینها بگذارید برای آنهائیکه صبح تا شام در تریبونهای رسمی درحال تهدید و درشت سخن گفتن با اصحاب فتنه و پیروان فریب خورده شان هستند و درعین حال دم از مرگ و نابودی فتنه دم می زنند ! واقعا آقای حداد اگر شما خود براساس دلایل و شواهد متقن به این نتیجه رسیده اید که ” عده ای ” در ” اتاق فکر جریان فتنه ” درلندن نشسته اند آنها را نام ببرید تا اولا نسبت اینان با مجلس ششم روشن شود ، وثانیا نسبت اینان بقول شما با جریان فتنه معلوم شود ؟ و آخراینکه معلوم شود برپایه چه دلیل و شاهدی  مرجعیت را قبول ندارند؟

اما از همه جالبتر این گزاره سوم است :

(اینان) مرجعیت را قبول نداشتند و همه می‌دانند که سکولار بوده و هستند.

با این فرض که تعریف ” سکولار ” برای گوینده – و لابد برای مخاطبان – روشن و خالی از هرگونه ابهامی است حال اگر قبول نداشتن مرجعیت دلیل بر سکولار بودن باشد پس :

۱-      اکثریت مسلمانان عالم که مرجعیت را باور و قبول ندارند ، سکولارند. آیا این حکم درست و صادق است ؟

۲-      اگر در مافی الضمیر ایشان منظور مسلمانان شیعی باشند که مرجعیت را قبول ندارند بازهم برپایه کدام استدلال دینی و عقلی و آماری چنین حکمی می تواند صادق باشد؟

۳-      اما اگر منظور ایشان از قبول داشتن مرجعیت باور به ولایت فقیه باشد و اینکه هرکه اینرا قبول ندارد سکولار است بخوبی ایشان می دانند که درگذشته و حال بسیاری از مراجع شیعه بوده و هستند که به ولایت فقیه باورندارند و استدلال های محکم فقهی هم برای این باورشان دارند، آیا این مراجع هم سکولارند؟ تا نوبت برسد به مقلدان آنها .

ملاحظه می شود که با کمی دقت و ریز بینی عاری از منطق و نادرست بودن این گزاره های کلی روشن می شود اما جالب اینکه ایشان باهمین نوع سخنان به تحلیل حوادث تاسف بارپس از انتخابات سال گذشته پرداخته و بدون آنکه کوچکترین انتقادی را متوجه رفتار حاکمیت کند حتی به توجیه و تطهیر جنایت های انجام شده از نوع کهریزک و کوی دانشگاه به عنوان معلول پرداخته ، و از جمله دراین باره به این استدلال متمسک شده است : ” چند روزی که شورای نگهبان زمان بررسی انتخابات را تمدید کرد، بنده به عنوان یکی از شش نفر انتخاب شدم تا به نحوه رسیدگی شورای نگهبان نظارت داشته باشم. به معترضین پیشنهاد کردیم که موارد مورد اعتراض خود را عنوان کنند، اما آنها نپذیرفتند و پیشنهاد دادند هیاتی از سوی مراجع تعیین شود تا به این امر نظارت کنند و این پیشنهاد حرف عام پسندی بود که انسان بصیر متوجه انگیزه آن خواهد شد که چه جریانی پشت پرده این پیشنهاد است. ” حال سئوال این است ایشان که اینهمه از مراجع برای اثبات سکولار بودن مجلس ششم و…مایه گذاشتند تا بتوانند با مغلطه مهرغیر دینی یا ضد دینی بقول خودشان برجریان فتنه برای بصیرت افزایی مخاطبان بزنند چرا در اینجا پیشنهاد تشکیل هیاتی از سوی مراجع را حرف عام پسندی می دانند که انسان بصیر متوجه انگیزه آن خواهد شد که چه جریانی پشت پرده این پیشنهاد است؟ براستی آقای حداد علت عدم اعتماد به آن هیات شش نفری تعیین شده از سوی شورای نگهبان از سوی نامزدهای معترض و پیشنهاد تعیین هیات از سوی مراجع را نمی داند؟ مگر قرار نبود اعضای این هیات بر رسیدگی به شکایت نامزدهای معترض در باره تقلب درانتخابات و شمارش آراء نظارت و اعلام نظر کنند؟ آیا اولین شرط برای اعضای چنین هیاتی و آنهائیکه که می خواهند اینها را تعیین کنند بیطرفی نیست ؟ و حداقل اینکه از سوی طرفین دعوا به بیطرفی پذیرفته شوند؟ آیا شورای نگهبانی که هفت نفر از اعضایش قبل از انتحابات بطوررسمی و علنی از احمدی نژاد اعلام حمایت کردند و برخی شان شهر به شهر رفتند و برای انتخاب او تبلیغ کردند می توانستند مرجع صالح و بیطرفی برای تعیین افراد این هیات باشند؟ و آیا اعضای تعیین شده برای این هیات رای شان به احمدی نژاد نبود؟ ازجمله آقای حداد که قبل از اعلام نهایی نتیجه انتخابات توسط شورای نگهبان با عجله خود را به جشن پیروزی احمدی نژاد در میدان ولی عصر رساند و برای پیروزمندان سخن گفت ! حال این هیات بااین ویژگی چگونه می توانست محل اعتماد و اعتنا برای رسیدگی به شکایات از سوی نامزدهای معترض باشد؟ اما تشکیل هیاتی از سوی مراجع برای نظارت به رسیدگی پیشنهاد عام پسندی بود که انسان بصیر متوجه انگیزه آن خواهد شد که چه جریانی پشت پرده این پیشنهاد است؟ آیا اینجا دیگر جای قبول داشتن مرجعیت نبود؟و…

روزگاری غریبی است که در همایشی با عنوان ” همایش علمی کاربردی تبلیغ ” آنهم در قم  و برای کسانی که قراراست در ایام محرم به سفر در سراسر ایران بروند و تبلیغ معارف دینی کنند و آنهم در قالب عنوان ” بصیرت ” و آنهم از سوی آقای حداد عادل اینگونه سخن گفته می شود و انتظار رشد هم می رود ! فقط می توانم در آخر بگویم ” آقای حداد عادل ، شما هم !؟”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *