احمد بورقانی و آزادی مطبوعات در گفت وگو با علی مزروعی: برای «انتقاد» مرزی جز قانون قائل نبود

روزنامه اعتماد – امید ایران مهر: «انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران بدون حمایت های مرحوم بورقانی امکان تولد و تثبیت نداشت.» این را علی مزروعی رئیس تنها نهاد صنفی مستقل روزنامه نگاران ایران می گوید و معتقد است دوران بورقانی بهترین دوران برای فعالیت حرفه یی روزنامه نگاران در دوران پس از انقلاب بوده و عجیب نیست که به «بهار مطبوعات» شهرت یافته است. رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران که در مجلس ششم نمایندگی مردم اصفهان را برعهده داشت، شهادت می دهد بورقانی حتی در دوران نمایندگی مجلس نیز پیگیر کار مطبوعاتی ها بود و از تلاش های او برای تاسیس صندوق بیمه روزنامه نگاران و نویسندگان یاد می کند. مزروعی فضای فعلی مطبوعات را نامطلوب می داند و معتقد است تا وقتی که حاکمیت قانون و آزادی و مردمسالاری به نحو کامل در کشور نهادینه نشود، آزادی مطبوعات نیز در فراز و نشیب های تاریخی به قبض و بسطی ناگزیر گرفتار خواهد ماند.

از دوران مدیریت آقای احمد بورقانی در سمت معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد به عنوان «بهار مطبوعات» یاد می شود. چه ویژگی هایی باعث شد این دوره و تا حدودی ادامه روند مدیریتی ایشان در دوره مدیریت مدیران پس از وی تا پایان دوران اصلاحات، نسبت به دوران پیش و پس از آن شاخص باشد؟

ببینید دوران مسوولیت آقای بورقانی در وزارت ارشاد بعد از رخداد دوم خرداد و همزمان با روی کار آمدن دولت اصلاحات بود؛ شرایطی که فضای عمومی جامعه آمادگی چنین اتفاقی را در زمینه مطبوعات داشت. آقای بورقانی هم در واقع هم از لحاظ فکری و سیاسی با جریان اصلاحات همراه بود و هم شخصاً به عنوان فردی که سال ها در زمینه کار خبرنگاری تجربه داشت و هم در داخل ایران و هم در امریکا تجربه این کار را داشت، با یک نگاه وسیع و دقیق وارد عرصه مسوولیت شده بود و توانست از این موقعیت به خوبی برای رونق بخشیدن به فضای کار مطبوعات در ایران استفاده کند. یکی از کارهایی که آقای بورقانی به عنوان نماینده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در هیات نظارت انجام می داد و خوشبختانه اکثریت هیات نظارت هم با آن همراه بود، دادن مجوز به متقاضیان انتشار مطبوعات بود. این اقدام موجب شد روزنامه ها و نشریات جدیدی پا به عرصه حیات بگذارند که در واقع همین ها بودند که در این زمینه تحولی به وجود آوردند. ما در این دوره شاهد بودیم تیراژ مطبوعات به خصوص در سال های ۷۶ و ۷۷ به دلیل بهبود فضای کار حرفه یی و پاسخگویی به نیاز مخاطبان به شدت افزایش پیدا کرد، به طوری که مردم روزنامه ها را روی دست می بردند. آن زمان فضایی بر مطبوعات حاکم بود که بعضی از مردم حتی روزانه سه چهار روزنامه می خریدند و روزنامه خوانی به شدت در جامعه رواج پیدا کرده بود. در عین حال آقای بورقانی به عنوان معاونت مطبوعاتی سعی کرد در توزیع یارانه های دولتی به مطبوعات هم ملاک را کارایی و تیراژ قرار دهد و به نحو منصفانه یی به همه مطبوعات در حال انتشار نگاه و در واقع یک فرصت مساوی را برای آنها فراهم کند. این نگاه کمک می کرد مطبوعات بتوانند با خیال راحت تری فعالیت کنند. خدمت دیگری که آقای بورقانی از خود به یادگار گذاشت تهیه لوازم ضروری برای انتشار مطبوعات بود؛ لوازمی از قبیل چاپخانه، دستگاه هایی که لیتوگرافی را برای آنها انجام دهد، کامپیوتر و… که این وسایل را با کمک وزارت ارشاد برای آنها تهیه می کرد. او همچنین به شکل گیری انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران کمک شایانی کرد. الحق والانصاف اگر پشتیبانی های آقای بورقانی نبود این انجمن نمی توانست تثبیت شود و پایدار بماند. با حمایتی که آقای بورقانی داشت این انجمن شکل گرفت و ماندگار شد؛ انجمنی که البته متاسفانه در حوادث اخیر شاهد پلمب غیرقانونی آن بودیم. به هر حال من فکر می کنم دوره یی که آقای بورقانی مسوولیت معاونت مطبوعاتی را در ارشاد داشت بهترین دوره برای فعالیت های مطبوعاتی بود؛ دوره یی که مقام مسوول به خوبی مسائل مطبوعات و روزنامه نگاران را می شناخت و با آنها یک تعامل مثبت و سازنده یی برقرار کرده بود. به همین دلایل است که بورقانی به عنوان «معمار توسعه مطبوعات» شناخته می شود و بسیاری این دوره را در تاریخ مطبوعات بعد از انقلاب به عنوان «بهار مطبوعات» نام گذاشته اند.

شما از انجمن صنفی روزنامه نگاران و حمایت مرحوم بورقانی از تشکیل آن سخن گفتید. امسال اولین سالی است که علاوه بر فقدان آن مرحوم، انجمن صنفی نیز گرفتار محاق و تعطیلی ناخواسته شده است. فکر می کنید چه دلایلی باعث شد بهار مطبوعات که در دوران آقای بورقانی شکل گرفت، کمتر از یک دهه بعد به دورانی پیوند بخورد که در آن فعالیت تنها نهاد صنفی روزنامه نگاران نیز متوقف مانده است؟

من پیش از پاسخ به سوال شما یک توضیحی بدهم که ما در انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران به پاس فعالیت هایی که آقای بورقانی برای مطبوعات کرده بود و حمایت و پشتیبانی که از انجمن صنفی داشت از سال گذشته برنامه ریزی کردیم در روز ۱۳ بهمن که سالگرد درگذشت ایشان است، برای گرامیداشت یاد وی از پیشکسوتان مطبوعاتی قدردانی کنیم. سال گذشته هم این مراسم برگزار شد و ما از ۱۵ نفر از پیشکسوتان مطبوعاتی تجلیل کردیم و بالطبع اگر امسال هم انجمن باز بود همین برنامه را انجام می دادیم. اما این سوالی را که شما پرسیدید ما نمی توانیم پاسخ دهیم. این را باید کسانی که به صورت غیرقانونی انجمن را پلمب کردند و مانع از فعالیت های آن شدند، پاسخ بدهند. ما خودمان هم متاسف هستیم در این شرایط که بسیاری از روزنامه نگاران زندانی هستند و نیاز به کمک و حمایت انجمن دارند متاسفانه این انجمن پلمب شده و قادر به انجام وظایف صنفی اش در مورد اعضا نیست.

بگذارید از این زاویه وارد فضای امروز شویم که نگاه مرحوم بورقانی به انتقادگری رسانه ها و خبرنگاران چگونه بود؟ به هر حال امروزه انتقاد در مطبوعات بیش از گذشته زیر ذره بین نهادهای نظارتی قرار گرفته است اما ایشان در آن زمان که به نام «بهار مطبوعات» مشهور است به عنوان نزدیک ترین و مرتبط ترین مقام دولتی با حوزه مطبوعات چه نگاهی به «نقد» به عنوان یکی از کارویژه های روزنامه نگاران داشتند؟

آقای بورقانی که خدایش بیامرزد و نامش را جاودانه کند اساساً در مورد انتقاد نگاه بسیار بازی داشت و فکر می کنم جز مرزهای قانونی محدودیتی در این زمینه نمی شناخت. اگر به دوره فعالیت ایشان مراجعه کنیم، می بینیم در آن دوره تقریباً هیچ روزنامه یا مطبوعه یی از این نظر در هیات نظارت مورد بازخواست قرار نگرفت و به آن تذکر داده نشد. برخلاف این دورانی که روزنامه ها حتی از بیان کمترین انتقاد محروم شده اند و اگر به حوزه های انتقادی وارد شوند، تذکر می گیرند یا با خطر توقیف مواجه هستند، من به خاطر ندارم آن زمان هیات نظارت هیچ روزنامه یی را توقیف کرده باشد. حتی آن زمان اگر قوه قضائیه اقدام به توقیف مطبوعات می کرد مورد اعتراض معاونت مطبوعاتی واقع می شد. در واقع می توان گفت آن دوره در تاریخ مطبوعات ایران یک دوره کم نظیر و شاید بی نظیر بود، که دولت خود «حامی انتقاد» در مطبوعات بود و سعی می کرد فضای انتقاد در مطبوعات را باز بگذارد. شما کمتر دولتی را در تاریخ معاصر ایران می توانید پیدا کنید که این گونه عمل کرده باشد.

به هر حال در آن زمان سیاست هایی در معاونت مطبوعاتی و مجموعه وزارت ارشاد اعمال می شد که اگر نهادینه می شد می توانست در سال های بعد نیز مثمرثمر باشد. آن زمان اتفاقاً در دو دولت آقای خاتمی و در طول چهار سال مجلس ششم، دو قوه از سه قوه کشور همسو با این سیاست ها بودند. فکر می کنید چه دلایلی باعث شد این سیاست های مثبت به صورت قوانینی نهادینه و لازم الاجرا درنیایند؟

اینکه به این دولت و آن دولت برنمی گردد، برمی گردد به مسائل ساختاری و تاریخی جامعه ایران. ما تقریباً نزدیک به دو قرن سابقه فعالیت های مطبوعاتی در ایران داشته ایم. متاسفانه در تمام این سال ها شاهدیم فعالیت مطبوعات با توجه به شرایط زمانه دچار فراز و نشیب شده است که این به ساخت حکومت ها و تحولاتی که در جامعه به وقوع پیوسته است، بازمی گردد. به همین دلیل بوده است که می بینیم هر وقت فضای جامعه باز شده، فعالیت مطبوعات هم گسترش پیدا کرده و از آن طرف هر وقت هم فضا بسته شده مطبوعات دوباره دچار قبض شده اند. متاسفانه در دوران پس از انقلاب هم ما این دوره ها را تجربه کرده ایم. طبیعی است تا وقتی که حاکمیت قانون و آزادی و مردمسالاری به نحو کامل در کشور نهادینه نشود، مساله مطبوعات هم جدا از آنها نیست. چون آزادی مطبوعات با بقیه آزادی های سیاسی، اجتماعی و نحوه حکومتداری در ارتباط است و طبعاً این مسائل باید با هم دیده شود. متاسفانه همان طور که دولت اصلاحات با موانع بسیاری مواجه شد، حتی مجلس اصلاحات هم قادر به اصلاح قانون مطبوعات نشد. پس از آن دوران هم دولتی بر سر کار آمده که میانه خوبی با آزادی های سیاسی و اجتماعی ندارد. این وضعیت در واقع وجود دارد و طبعاً تا فضای کلی جامعه در مسیر درست قرار نگیرد کسی نمی تواند پاسخی برای این پرسش ها بیابد. دو قرن است که ما فعالیت مطبوعاتی داریم اما این فعالیت ها نتوانسته در مسیر درست خود نهادینه شود. یکی از پدیده هایی که ما در مطبوعات خودمان با آن مواجه هستیم و در دنیا بی نظیر است «جوانمرگی مطبوعات» است. این به آن معنا است که ما مطبوعاتی نداریم که صاحب «قدمت» باشد البته به جز دو روزنامه کیهان و اطلاعات که استثنا هستند و آنها هم همیشه در مسیر تطابق با حکومت ها حرکت می کردند و دلیل ماندگاری شان هم فقط همین است.

آقای مزروعی، شما از محدودیت هایی که در راه فعالیت مطبوعات ایجاد می شود صحبت کردید، اما برخی معتقدند پایین آمدن سرانه مطالعه مطبوعات فارغ از محدودیت ها دلایل دیگری هم دارد. فکر می کنید چه موردی نقش پررنگ تری در کاهش مخاطبان مطبوعات طی چند سال اخیر ایفا کرده است؟ محدودیت ها یا مسائل دیگر؟

ببینید روزنامه یک کالا است، مثل بقیه کالاهایی که در یک جامعه تولید می شود. اگر این کالا بتواند به اشتها و نیاز مخاطب پاسخ بدهد مشتری دارد، اما اگر به هر دلیلی نتواند این نیاز را پاسخگو باشد، مشتری نخواهد داشت. البته در سال های اخیر پدیده های دیگری هم به وجود آمده مثل اینترنت و کانال های ماهواره یی فارسی زبان که خب طبعاً اینها هم تاثیر دارند اما ما وقتی روند قضایا را می بینیم، می بینیم که نه، ریشه مشکل جای دیگری است. مثلاً در همین بهار مطبوعات تیراژ روزنامه ها به ۵۰۰ ، ۶۰۰ هزار هم می رسید و کل مطبوعات ما تا سقف سه تا چهار میلیون نسخه در روز هم افزایش پیدا کرده بود، در حالی که الان این رقم به حدود دو میلیون نسخه در روز کاهش یافته است. مردم ما همان مردم هستند اما چرا در آن زمان روزنامه ها را می خریدند و می خواندند اما حالا رغبت ندارند؟ برای اینکه آن زمان احساس می کردند روزنامه کالایی است که به نیازهای فکری و خبری آنها پاسخ می دهد، اما الان چنین احساسی ندارند. به نظر من هم احساس درستی است. به این دلیل که اکثر اخباری که در مطبوعات چاپ می شود همان اخباری است که در صدا و سیما و رسانه های دیگر منتشر می شود، بنابراین اکثراً نیازی نمی بینند بروند و روزنامه بخرند. این ناشی از محدودیت هایی است که الان بر فضای مطبوعات و رسانه ها بار شده است. در واقع مطبوعات در این فضا عموماً نمی توانند مطالبی را تولید کنند که مشتری داشته باشد. این عقلانی است که مشتری ها دنبال کالایی باشند که به اندازه بهایی که برایش می پردازند، ارزش داشته باشد. من فکر می کنم فضایی که الان وجود دارد باعث شده مردم مثل قبل رغبت روزنامه خواندن را از دست بدهند.

به نقش آقای بورقانی در تاسیس انجمن صنفی روزنامه نگاران اشاره کردید. ایشان در مقام معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد چه نقشی در راستای شکل گیری این نهاد صنفی ایفا کردند؟

اینکه آقای بورقانی چه نقشی داشتند باید بگویم طبعاً در ایران با توجه به مجموعه شرایطی که هست و نقشی که دولت در تمامی مسائل دارد، تعاملی که دولت با نهادهای مدنی برقرار می کند، نقش ویژه یی در تثبیت آنها دارد. همین که دولت از شکل گیری نهادهای مدنی پشتیبانی کند، این نهادها آسان تر شکل گرفته و تثبیت می شوند. ایشان در آن زمان که در مقام معاونت مطبوعاتی فعالیت می کرد، از بودجه یی که در اختیار داشت برای کمک به انجمن صنفی استفاده کرد و با کمک هایی که ایشان انجام داده بود ما توانستیم برای انجمن ساختمانی بخریم و در آن مستقر شویم. البته بعدها ما موفق شدیم استقلال انجمن را به نحو مطلوبی به وجود بیاوریم تا انجمن بتواند کاملاً مستقل از دولت هم به کار خود ادامه دهد. ایشان این نقش را داشت و بعد که از معاونت بیرون آمد، عضو هیات مدیره انجمن هم شد و در دوره یی در اداره انجمن هم مشارکت داشت.

فکر می کنید نقش نهادهای صنفی مثل انجمن صنفی روزنامه نگاران در فضای مطبوعاتی ایران چیست؟

ببینید نهادهای صنفی کلاً یک حالت پوشش را نسبت به اعضای خود دارند. به لحاظ صنفی که می تواند شامل نیازهای آموزشی، مالی و… اعضا باشد، نهاد صنفی می تواند پشتیبان روزنامه نگاران باشد. به عبارت دیگر این نهاد صنفی است که افرادش را برای ادامه کار تقویت و پشتیبانی می کند و همین طور نوعی امنیت برایشان به وجود می آورد که اگر آنها با مصائبی مواجه شدند احساس کنند یک خانواده بزرگ از آنها حمایت می کند. به طور مثال اگر روزنامه نگاری سر و کارش به دادگاه افتاد، خدمات حقوقی به او ارائه می شود. اگر به هر دلیلی به زندان افتاد از خانواده اش حمایت مالی می شود و خدمات دیگری که انجمن در این زمینه ها داشته است. مثل صندوق وامی که داشت یا کارت های طرح ترافیک که برای روزنامه نگاران فراهم می کرد، پوشش بیمه یی که برایشان درست می کرد یا امکانات آموزشی که برایشان فراهم آورده بود یا سفرهایی که می توانستند انجام دهند. اینها خدماتی بود که به امنیت شغلی و تقویت حرفه یی روزنامه نگاران کمک می کرد. البته نهاد صنفی هر صنفی می تواند افراد آن صنف را در این موارد یاری کند و انجمن صنفی روزنامه نگاران نیز در همین قاعده می گنجد.

آقای بورقانی در دوران اصلاحات به عنوان نماینده مردم در مجلس ششم هم به فعالیت پرداختند. آیا هویت روزنامه نگاری آقای بورقانی در دوران نمایندگی هم همراه شان بود؟ در آن جایگاه این دغدغه چه بروز و ظهوری داشت؟

البته آقای بورقانی در مجلس عضو کمیسیون امنیت ملی بود چون در واقع رشته تحصیلی و تجربیاتش هم در آن زمینه خوب بود اما من شهادت می دهم که ایشان در دوران نمایندگی مجلس هم پیگیر کار مطبوعات بود. طرح اصلاح قانون مطبوعات که البته متاسفانه به سرانجام نرسید با کمک ها و حضور فعال ایشان تدوین شد. همچنین ایشان در مباحث بودجه همیشه پیگیر این بودند که تا آنجا که ممکن است بتوانیم یارانه را برای مطبوعات داشته باشیم. همچنین در همین دوره مجلس ششم بود که با پیگیری های مرحوم بورقانی یک صندوق بیمه برای روزنامه نگاران و نویسندگان پیش بینی شد و منابع آن تامین شد تا از آن زمان روزنامه نگاران و نویسندگانی که در محل کارشان بیمه نبودند بتوانند از این صندوق بیمه استفاده کنند.

به عنوان کسی که دوران احمد بورقانی در وزارت ارشاد را به خاطر می آورد و از نزدیک با عملکرد او آشناست و به عنوان رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران، وضعیت فعلی مطبوعات را چطور ارزیابی می کنید؟

با شناختی که من نسبت به وضعیت مطبوعات در سال های پس از انقلاب دارم فکر می کنم اکنون مطبوعات بدترین و اسفبارترین وضعیت را در تمام این سال ها تجربه می کنند و این را به راحتی می توان از سوابق افرادی که در مسوولیت های مرتبط با مطبوعات فعالیت دارند، دریافت. انجمن صنفی هم که پلمب شده است و بیش از ۴۰ نفر از روزنامه نگاران هم در زندان به سر می برند که چند نفر از آنها عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران هستند. به هر حال من فکر می کنم فضای کار و شرایط برای مطبوعات و روزنامه نگاران بدترین فضای ممکن است و این البته به فضای کلی که در جامعه با آن مواجه هستیم، بازمی گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *