پاسخ به یک سئوال

آقای مزروعی

      خود خوب میدانید که قانون اساسی جمهوری اسلامی مشکلات و گره های بزرگی دارد که که بالقوه تقسیم قدرت و حضور واقعی مردم در اداره کشور را محدود میکند و به تولید دوباره دیکتاتوری کمک میکند.حال چگونه با قانون ولایت مطلقه فقیه میشود مملکت آزادو دموکرات را درست کرد لطفا توضیح دهید.

به نظر بنده حداقل مورد نیاز برای حل ریشه ای مشکلات سیاسی و اجتماعی در ایران تغییرات عمده در قانون اساسی و لغو ولایت فقیه و شورای نگهبان و حذف یا تغییر کلیه نهاد های غیر پاسخگو به مردم باید باشد.

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز من بارها در این وبلاگ در این باره توضیح داده ام و شما اگر مظالب قبلی مرا مطالعه کرده بودید چنین سئوالی را مطرح نمی کردید . اما اجمالا در پاسخ شما یادآور می ود که مشکل کشور ما از زمانی که نهضت مشروطه و قانون خواهی در بیش از صد پیش پا گرفت تا کنون این بوده است که مفهوم و معنای قانون در نظر و عمل برای جامعه ما جا نیافتاده است چرا که پشتوانه معرفتی و ساختار حقیقی جامعه ما در انطباق با این خواست حرکت نکرده است و ما در هربحث و نظری راجع به این موضوع باید متوجه و متفطن به این امر باشیم و اینکه تا زمانی که اصل حاکمیت قانون در ایران پذیرفته و پشتوانه های معرفتی و عینی آن فراهم نشود هرگونه بحثی راجه به جزئیات و محتوای قانون اساسی فعلی راه بجایی نخواهد برد ضمن اینکه به بحث ها و تردیدها و شبهاتی دامن می زند که در شرایط کنونی جامعه ما سودی بهمراه ندارد از اینروست که ما باید روی جنیه قانون خواهی جنبش سبز متمرکز شده و از دامن زدن به هرگونه بحثی دیگر خوداری کنیم چرا که اگر حاکمیت قانون به ثمر نشست آنوقت از طرق قانونی می توان تغییر در قانون اساسی و دیگر قوانین را پی گرفت . برای اینکه بازهم توجه شما را بدین موضوع بسار مهم جلب کنم بادآور می شوم که قانون اساسی مشروطه را یکبار مطالعه کنید آن قانون بسیار مترقی ای بود و درآن شاه باید سلطنت می کرد و نه حکومت !اما در اجرا چه از کاردرآمد؟ از درون تجولات حادث پس از مشروطه کودتای ۱۲۹۹ و رژیم پهلوی درآمد که ذیل همین قانون اساسی دیکتاتوری و استبدادی بدتر از رژیم قاجار برایران تحمیل کردند واتفاقا این قانون اساسی ویترینی زیبا شد برای انجام جنایات رژیم سلطنتی پهلوی و ابزار توجیهی که رژیم قاجار از داشتن آن محروم بود! خوب معلوم می شود که مشکل ما کجاست؟ مشکل ما باز تولید استبداد بدلیل عدم باور به حاکمیت قانون در ساختار حقیقی و حقوقی جامعه ما و نظام سیاسی است و تازمانی که اصل این مشکل حل نشود باز تولید استبداد در لباسی دیگر ادامه خواهد داشت و وارد مباجث دیگر شدن تلف کردن انرژی و نیروست و ما باید با تجربه آموزی از همه تجربیات گذشته کشورمان تمام نیرو و توانمان را متوجه این هدف سازیم که جنبش سیز را ادامه جنبش ناکام مشروطه و نهضت ملی و انقلاب اسلامی و اصلاحات قرار دهیم و آنرا به جنبش قانون خواهی و اجرای همین قانون اساسی موجود و ظرفیت های مردمسالارانه آن متوجه و معطوف داریم . شما اگر فصل سوم همین قانون اساسی را مطالعه و اجرای آنرا خواستار شوید خواهید دید که جامعه ما وارد فضای جدیدی می شود و حتی در رابطه با دیگر اصولی که شما بدانها ایراد گرفته اید تعادل ایجاد و از اعمال هرگونه استبداد و دیکتاتوری و یکه سالاری در کشور جلو گیری می نماید و یکی از چالش های اساسی ما و جنیش سیز با حاکمیت در همین عدم اجرا و به فراموشی سپردن اصولی از قانون اساسی است که به تامین حقوق ملت و تضمین حقوق شهروندی می پردازد و متاسغانه ما به شرتیطی گرقتار آمده ایم که قانون اساسی به ابزاری در دست حاکمیت تبدیل شده و شاهد بی قانونی مطلق در رابطه با حقوق شهروندانیم ، بنابراین خواسته همه ما در جنیش سیز باید قانون خواهی و اجرای همین قانون اساسی با همه ایرادادتی که می توان برآن گرفت ، باشد و انشاالله در آینده از همین منظر مطلبی را خواهم نوشت .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *