من رای می دهم

۱-      من در ایران زندگی می کنم و اینرا بخوبی در یافته ام که نقش رئیس جمهور در کشور و اداره قوه مجریه چقدر می تواند در زندگی جمعی و فردی ام و حتی در خصوصی ترین لایه های آن تاثیر گذار باشد بنابراین تا آنجا که توان دارم تلاش می کنم فردی در این جایگاه قرار گیرد که بیشترین منفعت و کمترین هزینه را برای کشورم و زندگی ام داشته باشد . من رای می دهم و دیگران را نیز تشویق به رای دادن می کنم تا این خواسته تحقق یابد چراکه اگر اکثریت رای ندهند بهر صورت رای اقلیت اقتدارگرا و ایران بربادده حاکم خواهد شد .

۲-      من رای می دهم چون می خواهم از مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی که همان میزان بودن رای ملت در اداره امور کشور است ، پاسداری کنم . من بخوبی می دانم که امروز با بسیاری از آنچه در انقلاب بدنبال آن بودیم فاصله داریم و حتی انتخابات پیش رو نیز یک انتخابات آزاد ، عادلانه ، سالم و رقابتی نیست و نظارت استصوابی برآن حاکم است اما باید سنت انتخابات را زنده نگه داشت و آنرا نهادینه کرد برای زمانی که شرایط و مقتضیات جامعه انتخاباتی دموکراتیک را بطلبد . من دریافته ام که مردمسالاری را باید با تمرین و بتدریج یاد گرفت و نهاد انتخابات کلاس آموزش و تمرین مردمسالاری است و حضور در این کلاس یعنی رفتن بسوی مردم سالاری .

۳-      بیش از صد سال است که ایرانیان برای دستیابی به حاکمیت قانون ، مردمسالاری ، آزادی ، عدالت ، پیشترفت و توسعه در تلاشند و در این مسیر مجاهدات و مبارزات بسیار کرده اند و سه قیام و نهضت و انقلاب بزرگ براه انداخته اند اما همچنان در حسرت تحقق این آرمانها می سوزند! چرا؟ چون به نظرم بجای آهسته و پیوسته رفتن و تمرین مردمسالاری کردن راه گهی تند ( انقلاب کردن و حاکمان را به زیر کشیدن ) و گهی آهسته ( خاموش شدن و از سیاست کناره رفتن) حرکت کردن را برگزیده اند ! سال های پس از انقلاب فرصت تمرین دموکراسی حداقلی را از راه رای دادن برای ما فراهم کرده است و من رای می دهم تا با استفاده از این فرصت اسباب رسیدن به دموکراسی حداکثری را در کشورم فراهم سازم .

۴-      تغییرات جمعیتی به همراه انقلاب ارتباطات و جهانی شدن وضعیت تازه و نسل جدیدی را در ایران رقم زده است که مشخصه آن تحول خواهی و زیست همخوان با جهان معاصر است . اما به نظرم این تحول خواهی که ریشه در خواست اکثریت جامعه ما دارد باید راه بروز و ظهور خود را بگونه ای بیابد که کمترین هزینه را به این تحول خواهان و جامعه و حتی حاکمان ناهمراه با تحول خواهی تحمیل کند . بهترین راه بروز و ظهور این تحول خواهی همین فرصت انتخابات است که می تواند علائم این تحول خواهی را از عمق جامعه به سطح آورد و به معرض دید گذارد و به حاکمان پیام دهد و با انتخاب فردی که حتی بصورت حداقلی بتواند نماد این تحول خواهی در راس قوه مجریه و ریاست جمهوری باشد راه را برای تحولات بعدی و ساخت ستون های دموکراسی در جامعه یعنی نهادهای مدنی باز نماید و یک گام ایران را بسوی مردمسالاری به پیش برد . من رای می دهم چون می خواهم جامعه ام را یک گام بسوی مردمسالاری به پیش برم .

۵-      ایران در منطقه خطر و حادثه خیز قرار دارد و شاخص امنیت و آرامش شاخص بس مهمی برای هرگونه تصمیم گیری توسط ایرانیان برای ورود به عرصه سیاست و سیاست ورزی است . به نظرم اگر ایرانیان در آمدن به میدان سیاست محتاطند و کمتر به دعوت نخبگان تحول خواه پاسخ عملی می دهند به تجربه دور و نزدیک و اطراف خود می نگرند و نگران از آینده اند که چقدر بردامنه این امنیت و آرامش می افزاید یا از آن می کاهد و خلاصه در این باره هزینه فائده می کنند . فرصت انتحابات در شرایط امروز ایران تنها امکانی است که با شاخص امنیت و آرامش ذهنی غالب ایرانیان همخوانی دارد و براحتی می تواند آنها را به صحنه تحول خواهی بیاورد و راه تحول خواهی را بروی آنها باز نماید . در شرایط امروز ایران هیج راه بدیل دیگری برای سیاست ورزی و تحول خواهی بگونه ای که بتواند اکثریت مردم را با خود همراه سازند وجود ندارد . انتخابات فرصت بی بدیل برای نشان دادن رای اکثریت به تغییر در ایران است هرچند که این تغییر حداقلی باشد . من رای می دهم چون می خواهم از این فرصت برای تغییر چهره ایران و زندگی ام استفاده کنم .

۶-      آیا در هرشرایطی از این رای دادن دفاع می کنم ؟ قطعا نه ، اما تا زمانی که شرایط انتخابات در ایران بگونه ای باشد که من بتوانم حتی با معیارهای حداقلی مورد قبولم دست به انتخاب بزنم و انتخابات فرصت بروز و ظهور تحول خواهی حتی بصورت حداقلی باشد در انتخابات شرکت خواهم کرد و دیگران را نیز دعوت به شرکت خواهم کرد چرا که اموخته ام راه رسیدن به دموکراسی راهی بس صعب و دشوار و دور آنهم در شرایط ایران است و برای رسیدن بدان باید صبر و حوصله داشت و از فرصتی برای رفتن بسوی این مقصود باید استفاده کرد . من رای می دهم چون رای دادن نماد رفتن بسوی مردم سالاری است حتی اگر با دهها ایراد و اشکال همراه باشد و البته می دانم که برای دستیابی به دموکراسی باید کارهای بسیار دیگر کرد و به رفع ایراد ها و اشکال ها پرداخت . من چون به انگیزه تحول و دمکراسی خواهی در اکثریت مردم کشورم باور دارم و می خواهم این انگیزه را از قوه به فعل درآورم رای می دهم تا با انها در این مسیر همراه شوم و امیدواره انتخابات پیش رو با پیروزی تحول خواهان و اصلاح طلبان افق های جدیدی را بروی ایران باز نماید و امید به آینده را در دلهای ایرانیان زنده نماید و فردایی بهتر را برای همه ما رقم زند .

۷-      من رای می دهم و به مهندس میرحسین موسوی هم رای می دهم چون باشناختی که از ایشان دارم می تواند این خواسته های مرا برآورده کند و کشور را از دامی که درآن افتاده است درآورد ، دامی که بنام اسلام و ارزشها و اصولگرایی جز بر دامنه تزویر و ریا و دورغگویی در جامعه ما نیافزده و با ناکارآمدی در مدیریت منابع کمیاب کشور را هرز داده و قطار اقتصاد ایران را از ریل خارج کرده است و رئیس دولت اصولگرا که باید مظهر اخلاق باشد خود همه موازین اخلاقی و حتی سوگندی را که خورده است زیر پا نهاده و براحتی آب خوردن به دیگرانی که مخالف خود می پندارد دروغ و تهمت می بندد و برای دفاع از ناکارآمدی دولتش آمار دروغ می دهد و آمار سازی می کند . موسوی می تواند کشورم را از این ورطه هولناک درآورد چرا که او قبلا و در سخت ترین شرایط جنگ این توانایی را از خود نشان داده است . من رای به موسوی می دهم چون می خواهم کشورم را از دست این فرقه …نجات دهم و راه توسعه و امید را بروی ایران باز نمایم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *