تجربه دیده شدن

اینروزها کشورمان در تب و تاب انتخابات می سوزد و به نظرم تجربه تازه ای از مشارکت و به ویژه حضور پرشور نسلی تازه را به نمایش می گذارد ، نسلی که تصور نمی شد یا دیده نمی شد که اینچنین پا به میدان انتخابات گذارد و خواهان تحولی سبز شود . به واقع می توان گفت که دستاورد بزرگ این انتخابات آشتی دادن نسلی تازه نفس و غالب مردم خاموش با نظام سیاسی به شیوه ای کاملا مسالمت آمیز و مدنی است و علت این رخداد بازکردن فضایی بود تا « تجربه دیده شدن » اینها بوقوع بپیوندد و اینها به میدان تعیین سرنوشت و انتخابات بیایند .

به نظرم یکی از آفات نظام های دیکتاتوری و استبدادی این است که از دیده شدن افراد جامعه جلوگیری می کنند و نمی گذارند آنها خود را به شیوه ای که دوست دارند عرضه نمایند . این یک خصلت بشری است که می خواهد دیده شود و هر فرد برای دیده شدن در جامعه راهی و شکلی را برمی گزیند . بدون آنکه بخواهم وارد جزئیات این بحث به لحاظ جامعه شناسی و روانشناسی یا اخلاقی و عرفی بشوم این امر را بخوبی در این ماهها که برای دعوت مردم به حضور فعال در انتخابات و رای به موسوی به بیش از نیمی از استان های کشور سفر کردم دریافتم که افراد جامعه ما خواهان آن هستند که دیده شوند ، و بسیاری از آنانی که در این انتخابات به احمدی نژاد رای نمی دهند برای اینکه در چهار سال گذشته بگونه ای دولت نهم عمل کرده است که فقط قشر خاصی بنام خودی ها دیده شده وآنها دیده نشده اند . من این دیده نشدن را حتی در گروه بندی های سیاسی و اجتماعی جامعه بخوبی در می یابم و اینکه حتی درجبهه اصلاحات دلیل اینهمه گروه و حزب و جدایی همین موضوع است . خلاصه اینکه نظام سیاسی و دولت آینده اگر می خواهد راه رشد و توسعه را بروی جامعه باز کند و کار خود را با کمترین هزینه به پیش برد باید اجازه دیده شدن به همه افراد جامعه ما بدهد و اجازه دهد افراد از راهی که خود می خواهند و با موازین قانونی و اخلاقی مغایرت ندارد به خود نمایی و دیده شدن بپردازند تا درسایه چنین روندی شاهد خلاقیت ها و کار آفرینی ها و…در تمام ابعاد و جوانب حیات ایران باشیم . و البته امید داشته باشیم در ادامه این مسیر این دیده شدن ها هرچه بیشتر عقلانی و جمعی شود و جاه طلبی های فردی در منافع جمعی حل شود و راه دیده شدن بگونه ای باز تعریف شود که ما نیز همچون کشور های دیگر از اینکه در کشورمان هزاران هزار چهره برجسته و بزرگ در عرصه های گوناگون داشته باشیم ابا نداشته و به خصوص حاکمیت از آن هراس نداشته باشد .

نکته دیگری را که در این ایام بدلیل شور و هیجانی که در جامعه ایجاد شده و مطالباتی که دائم در حال مطرح شدن است و افراد و گروه هایی هم براین نظرند که در این وضعیت باید برآنها دامن زد یاد آور می شوم اینکه به نظرم دامن زدن بر مطالبات بگونه ای که با امکانات و ظرفیت های موجود جامعه ما ( چه به لحاظ ساختار حقیقی و چه به لحاظ ساختار حقوقی ) همخوانی ندارد توقعاتی را بوجود می آورد که ممکن است دولت اصلاح طلب آینده را در همان دامی گرفتار سازد که دولت خاتمی را ساخت و آن وضعیت یاس و…پیش آمد . به نظر من توقع ما باید از دولت آینده حداقلی باشد و نه حداکثری ، و همینکه دولت بتواند آرامش و امنیت و تامین حقوق شهروندی را برقرار کند و چرخ اقتصاد کشور را به حرکت درآورد و مسیر « تجربه دیده شدن » را بروی آحاد مردم گشاده دارد برای ما کفایت می کند . هریک از ما باید بداند که تحقق بسیاری از این مطالبات بر عهده خود ماست و اینکه چقدر حاضریم برای تحقق آنها وقت و هزینه صرف نمائیم و خلاصه نباید دوباره سقفی از مطالبات بسازیم که همه ما و دولت از انجام آن ناتوان باشیم و دو باره تجربه سال های گذشته تکرار شود . همه ما باید با تجربه آموزی از دوازده سال گذشته راهی را بپیماییم که کشورمان را یک گام بسوی حاکمیت قانون ، مردمسالاری ، آزادی ، عدالت ،… به پیش برد و تصور نکنیم که در چهار سال باید همه مطالبات برآورده شود . مهم این است که هدف و جهت گیری درست باشد و آهسته و پیوسته بسوی آن رفت و نه اینکه با تند رفتن در میانه راه خسته و مایوس و…شد و از رفتن باز ماند . به نظرم انتخابات پیش رو یک فرصت تاریخی است که آینده ایران را می سازد و ما باید از این فرصت مغتنم بنحواحسن استفاده کنیم و کشورمان را از این وضعیت فاجعه بار نجات بخشیم و آقای موسوی می تواند اینکار را بکند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *