اقتصاد و انتخابات

      همه علائم و نشانه ها اقتصادی حاکی از وضعیت وخیم و دشوار اقتصاد ایران در سال جاری است . وضعیت رکودی همراه با نرخ تورم بالا ، بیکاری و گرانی را متوجه بخش قابل توجهی از خانوار های ایرانی کرده و این در حالی است که کاهش قیمت نفت ، درآمد دولت را بشدت کاهش داده و خدمات ارئه شده توسط دولت را محدود خواهد کرد که فشار مضاعفی را بر رفاه خانوارها وارد خواهد کرد . قابل ذکر است درآمد افسانه ای نفت در چهارسال گذشته ( حداقل بالغ بر ۲۷۰ میلیارد دلار ) که می توانست پشتوانه ای برای اداره و جهش اقتصادی کشور باشد متاسفانه بدلیل اتخاذ سیاست های اشتباه دولت نهم و هزینه این درآمد بصورت توزیعی ذخیره ای برای این روزهای سخت باقی نگذاشته است ،  واین در حالی است که کشورهای نفتی همسایه ما با استفاده از این شرایط ذخائر ارزی قابل ملاحظه ای را اندوخته و هم اکنون با سرمایه گذاری این ذخائر در بازار داخلی و جهانی کمترین آسیب را از ناحیه کاهش قیمت نفت و بحران اقتصاد جهانی متوجه اقتصاد خود کرده اند . اقتصاد ایران برای عبوراز این شرایط سخت و دشوار نیاز به یک فضای جدید دارد ، فضایی که در آن خوش بینی به آینده و بهبود فضای کسب و کار و تعامل مثبت و سازنده و دوسویه با اقتصاد جهانی  وجود داشته باشد و این فضای جدید می تواند در سایه انتخابات و روی کار آمدن دولت جدید بوجود آید .

  « اقتصاد و انتخابات » در نظام های مردمسالار ارتباط وثیق دارد . کافی است تجربه انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا را مورد مطالعه و ملاحظه قرار دهیم و اینکه چگونه اوج گیری بحران اقتصادی در این کشور در ایام تبلیغات انتخاباتی موجبات رویگردانی مردم از نامزد حزب حاکم جمهوریخواه و روی آوری اکثریت رای دهندگان به نامزد حزب دمکرات فراهم آورد چراکه برای اکثریت مردم مسائل ملموس اقتصادی نقش تعیین کننده در رایشان دارد و آنها بدنبال گزینه ای می گردند که در اداره کشور و اقتصاد بیشترین رفاه و آسایش را برایشان به ارمغان آورد . هرچند شرایط ایران به لحاظ مسائل و شاخص های مبین مردمسالاری با آمریکا و دیگر کشورهای پیشترفته تفاوت دارد اما در عین حال می توان گفت با توجه به شرایط امروز ایران و اینکه مسائل اقتصادی بر روی زندگی اکثریت غالب شهروندان سایه افکنده است و نزدیک به نیمی از جمعیت کشور بدلیل تبعات گرانی و بیکاری حادث از رفاه مناسب برخوردار نیستند و دائم دغدغه مشکلات معیشتی دارند طبعا انتخابات آتی ریاست جمهوری و نوع مواضع و دیدگاهها و برنامه نامزد های این مقام می تواند نقشی تعیین کننده در اداره کشور و اقتصاد ایران در چهارسال آینده داشته باشد و بواقع می توان گفت روز انتخابات روز تعیین مسیر اداره کشور به شیوه کنونی با همه پیامدهای منفی آن یا تغییر آن می باشد . براین پایه می توان انتظار داشت که نامزدهای ریاست جمهوری بیشترین تمرکز و نگاه خود را متوجه مسائل اقتصادی کرده و برنامه خود را برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی جامعه و مردم ارائه کنند و در پی آن این مسئولیت بردوش تک تک شهروندان ایرانی است که با بررسی و ارزیابی شرایط موجود و برنامه های ارائه شده به انتخاب نامزد مطلوبشان دست زنند . طبعا هرگونه انفعال و عدم مشارکت در این انتخاب سرنوشت ساز می تواند پیامدهای منفی ای را متوجه زندگی ما ایرانیان کند که در صورت مطلوب نبودن جای گلایه ای برای کسی باقی نمی گذارد و برعکس اگر ما شاهد حضور فعال و آگاهانه اکثریت غالب شهروندان در انتخابات باشیم ریئس جمهور برگزیده به خواست اکثریت مردم نزدیک بوده و ناچار از پاسخگویی به مطالبات آنان خواهد بود . به نظر نویسنده فرصت انتخابات ریاست جمهوری فرصتی مغتنم و سرنوشت ساز برای اصلاح اداره کشور و اقتصاد و بطور کلی آینده ایران خواهد بود و اگر هریک از ما ایرانیان از این فرصت استفاده نکنیم و تعیین رئیس جمهور را بدست تصادف یا قضا و قدر بسپاریم در مورد پیامدهای منفی هرآنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد مسئول خواهیم بود و هیچکس دیگری جز خود را نباید سرزنش کنیم . برای برون رفت از شرایط دشوار و سخت کنونی اقتصاد ایران باید از فرصت انتخابات استفاده و شرایط را تغییر داد . ایران ظرفیت بهسازی و پیشترفت فراوان دارد بشرطی که شرایط محیطی و محاطی لازم برای بکارگیری درست این ظرفیت فراهم آید و این با انتخافردی که بتواند این شرایط را فراهم آورد و بعلاوه ظرفیت سازی کند ، ممکن است و خوشبختانه در میان نامزدهای موجود می توان به یک چنین فردی دست یافت و اورا در جایگاه اداره کشور نشاند و اقتصاد ایران را نجات داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *