ارزیابی سفرهای استانی

یکی از ابتکارات دولت نهم انجام سفرهای استانی بوده است که در اینروزها و بدلیل نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری دهم رئیس دولت برآنستکه دور دوم این سفرها را با عجله بپایان رساند تا در کارنامه عمل دولتش دوبار سفر به همه استانهای کشور طی چهار سال را ثبت نماید . اگر سفرهای خارجی رئیس دولت نهم را به جمع این سفرها علاوه کنیم به لحاظ عددی رکودی برای ایشان بحساب می آید که همه روسای دولت های پس از انقلاب فاصله معناداری با آن دارند و قطعا این رکورد سفر باید بنام آقای احمدی نژاد تبث شود اما بدون پرداختن به هزینه های مادی و معنوی مترتب براین سفرها سئوال اصلی که دولتمردان باید بدان پاسخ دهند این است که انجام این سفرها چه دستاوردی برای اداره کشور و پیشترفت و توسعه ملی و استانی داشته است ؟ و آیا اینکه دولتمردان و حامیان دولت نهم بر مثبت و موثر بودن این سفرها در حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و رفع محرومیت استانها تبلیغات می کنند کفایت می کند ؟ و نیازی به ارزیابی این سفرها با تکیه بر شاخص های کمی و تعریف شده نیست ؟

  « ارزیابی سفرهای استانی » دولت نهم یک پروژه پژوهشی می طلبد که امیدوارم نهادهایی که از بودجه دولتی برای انجام پژوهش استفاده می کنند بدان پرداخته و گزارش آنرا برای اطلاع عموم منتشر نمایند تا بواقع اگر انجام این سفرها مفید و موثر در اداره کشور در عرصه ملی و محلی بوده است ادامه یابد و درغیر اینصورت جلوی آن گرفته شود . آنچه که تاکنون به عنوان جوهره این سفرها ( جدای از دیدار رویاروی مسئولان با افراد و درددل و استمالت از آنها ) از سوی دولتمردان اعلام و ارائه شده است یکی تعداد مصوبه هایی که پس از انجام هر سفر به عنوان دستاورد سفر برای هر استان اعلام می شود که تاکنون نزدیک به ۱۳ هزار مصوبه بوده است ! و دیگری تعداد نامه هایی بالغ بر سی تا چهل میلیون که به رئیس دولت نوشته شده و عمدتا درخواست کمک مالی کرده اند ! قطعا می توان گفت که از این نظر دولت نهم کار بی سابقه ای در مقایسه با همه کشورهای عالم انجام داده است و هیچ کشوری را در عالم نمی توان یافت که دولتش اینهمه سفر و مصوبه داشته یا اینهمه نامه دریافت دارد و لابد با اینهمه پرکاری دولت بسیاری از مسائل و مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم ایران باید حل شده باشد ! راه دوری هم نمی خواهد برویم کافی است عملکرد این چهار سال دولت نهم را با عملکرد دولت کشور همسایه یعنی ترکیه مقایسه کنیم تا دریابیم که دولت آن کشور بدلیل عدم انجام سفرهای استانی و…نتوانسته است هیچ کامی بجلو بردارد و شاخص های کلان اقتصادی و اجتماعی اش را تکان دهد و بهبود بخشد و تازه آنها از درآمد افسانه نفت به میزان ۳۰۰ میلیارد دلار نیز بهره ای نداشته اند !

دولت نهم و حامیانش در یک حجم تبلیغاتی وسیع این ادعا را مطرح می کنند که انجام انبوه کارهای عمرانی در کشورها در سایه این سفرها بوده است و اینکار چهره کشور را تغییر داده است و شاهدشان هم تعداد مصوبات است . بدون آنکه بخواهم وارد معنا و مفهوم مصوبه ( که دولت نهم با تولید انبوه آنرا بی معنا و مفهوم کرده است ) بشوم همه عقلا می پذیرند تا مصوبه ای به مرحله اجرا در نیاید هیچ ارزشی ندارد و اینجاست که تعداد مصوبه واجد هیچ ارزشی نیست اما اگر از هر تعدادی از این مصوبات به اجرا درآمده باشد به عنوان کارهای عمرانی ، در نهایت خود را در شاخصی بنام ” نرخ رشد سرمایه گذاری ” در کشور نشان می دهد . این شاخص که هرساله توسط بانک مرکزی ذیل حساب های ملی محاسبه و اعلام می گردد با تمام وجود نشان می دهد که ادهای دولت نهم و حامیانش در مورد حجم انبوه کارهای عمرانی در استانها نادرست و ادعایی بی محتواست . گزارشات این بانک اعلام می دارد که نرخ متوسط سالانه رشد سرمایه گذاری در دوره دولت نهم معادل ۸/۴ درصد بوده است ، و این رقم کمتر از نصف نسبت به همین نرخ رشد در دوره اجرای برنامه سوم توسعه در دولت خاتمی است ! بدتر اینکه نرخ رشد سرمایه گذاری صنعتی که در سال ۸۳ ( سال پایانی دولت خاتمی ) به ۲/۱۲ درصد رسیده بود در دولت نهم به ۲/۲ درصد کاهش یافته است و این در حالی افتاده است که هزینه هزینه ارزی دولت نهم در چهارسال نزدیک به دوبرابر دولت خاتمی در هشت سال بوده است . راقم این سطور در نمی یابد که چگونه دولتمردان و حامیان دولت نهم می توانند چشم خود بر چنین رخداد فاجعه باری در عرصه اقتصاد ایران ببندند و همچنان از عملکرد اقتصادی دولت نهم دفاع نمایند ؟ به نظرم اگر « ارزیابی سفرهای استانی » دولت نهم با تکیه بر شاخص های تعریف شده و کمی اقتصادی و اجتماعی انجام گیرد بخوبی معلوم می گردد که انجام این سفرها دستاورد چندانی برای اداره کشور و بهبود بخشی به زندگی مردم نداشته است هرچند که به لحاظ تبلیغاتی همچنان می تواند در کانون توجه دولت و حامیانش باشد و البته باید منتظر روزهای آینده ماند و نظر رای دهندگان ایرانی را از ارزیابی این سفرها در صندوق های رای دید که می تواند فصل الخطاب باشد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *