راه اندازی تلویزیون خصوصی گفت وگو با علی مزروعی: تلویزیون خصوصی همراه با اقتصاد آزاد محقق می‌شود

اعتماد – فراز انصاری: مطابق اصل ۱۷۴ قانون اساسی اداره صدا و سیما به طور انحصاری در اختیار بخش دولتی است. اما در عصر حاضر کمتر کشوری را می توان مثل ایران نام برد که اداره چنین نهادی در آن صرفاً در اختیار دولت باشد. در حال حاضر در ایران بسیاری از احزاب سیاسی فاقد یک تریبون رسمی در جامعه هستند. تمام این موارد باعث می شود لزوم تشکیل تلویزیون خصوصی بیشتر از گذشته حس شود و همین موضوع انگیزه گفت وگو با علی مزروعی رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران و عضو مرکزی جبهه مشارکت شد. علی مزروعی معتقد است با توجه به فضای غیررقابتی اقتصاد بین بخش خصوصی و غیرخصوصی طرح این بحث بی مورد است ضمن آنکه پیش از این اقداماتی صورت گرفته و نتیجه چندانی حاصل نشده است.

-در دوره گذشته میرحسین موسوی برای ورود به عرصه انتخابات دو پیش شرط داشت که یکی از آنها اختصاص یک شبکه تلویزیونی به دولت بود. زمانی هم آقای کروبی برای تاسیس شبکه یی خارج از ایران تلاش هایی کردند. می خواهم بدانم به عقیده شما جامعه ما آمادگی پذیرش شکل گیری این تلویزیون خصوصی را دارد؟

در اینجا باید به چند نکته توجه کرد؛ یکی اینکه در ایران کنونی چقدر فضای رقابتی برای کسب و کار برای بخش خصوصی وجود دارد چون وقتی شما رادیو و تلویزیون را به عنوان یک بحث خاص مطرح می کنید به فضای کلی کشور بازمی گردد که برای فعالیت بخش خصوصی تعریف می شود.

چهار سال پس از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد نارضایتی از عملکرد مجریان در حوزه های مختلف به گونه یی افزایش یافته که در هر سو بررسی شود صدای اعتراض را می توان شنید. این اعتراض فقط محدود به حوزه های سیاسی و اجتماعی نیست. در حوزه ورزش نه فقط عملکرد تیم ملی فوتبال ایران که در المپیک پکن نتایج کل کاروان اعزامی ایران و نتایج ضعیفی که به بار آمد اعتراض صاحب نظران و شهروندان را برانگیخت. در حوزه فرهنگی، اوضاع بازار نشر کتاب از یک سو و اوضاع مطبوعات از سوی دیگر اعتراض اهالی قلم را موجب شده و حالا همه این اعتراضات به جایی ختم می شود به نام انتخابات؛ جایی که اصلاح طلبان وارد عرصه می شوند تا اشتباهات مدیریتی را اصلاح کنند و در کمپین های انتخاباتی از آنچه نمی خواهند و آنچه درست می پندارند، سخن بگویند.

جلوه اعتراض تحول خواهان هم اکنون در دو کاندیدا نمود یافته است؛ مهدی کروبی و میرحسین موسوی. موسوی به گشت ارشاد اعتراض می کند و کروبی به عملکرد شورای نگهبان. میرحسین از برهم خوردن ساختارهای مدیریتی گلایه می کند و کروبی اعتراضش را به نقض حقوق شهروندان اعلام می دارد. این اعتراض ها ادامه خواهد یافت تا روزهای نفسگیر رقابت برسد و کارزار انتخابات با جدالی نفسگیر روزهای داغی را سپری کند تا بار دیگر بر ایرانیان این گفته ثابت شود آنکه زندگی آرام می خواست نه تنها نباید در قرن بیستم به دنیا می آمد که اساساً نباید در ایران متولد می شد.

واقعیت این است که در ایران فضای رقابتی برای بخش خصوصی وجود ندارد، در واقع می توان گفت به جز در بخش کشاورزی و تا حدودی بخش خدمات، بقیه مباحث اقتصادی متکی به دولت است و وقتی چنین واقعیتی وجود دارد فضا برای بخش خصوصی تنگ می شود بنابراین تا زمانی که تکلیف اصل این بحث روشن نشود و زیرساخت های لازم به لحاظ حقوقی، نهادی و ساختاری فراهم نباشد فکر نمی کنم خیلی این بحث به نتیجه برسد. به عنوان مثال برای فعالیت مطبوعات توسط بخش خصوصی مانعی نیست اما عملاً چند درصد فعالیت مطبوعات ما در اختیار بخش خصوصی است در حالی که به لحاظ حقوقی کسی نمی گوید بخش خصوصی نمی تواند روزنامه داشته باشد. عملاً به این شکل نیست، هم به لحاظ وضعیت اقتصادی امکان مانور برای بخش خصوصی وجود ندارد، هم از نظر محدودیت ها و ملاحظات زیادی که برای فعالیت مطبوعات در ایران حاکم است. حالا وقتی بخش خصوصی امکان فعالیت در بخش مطبوعات به صورت رقابتی را ندارد یا امکان مانور ندارد طبعاً در خصوص تلویزیون و رقابت با صدا و سیما بحث خیلی دشوارتر می شود.چرا که سرمایه گذاری در صدا و سیما در واقع خیلی بیشتر است و اگر امکان فعالیت اقتصادی به صورت رقابتی در این خصوص وجود نداشته باشد کاری نمی توان کرد. من این بحث کلی را مطرح کردم تا مشخص شود در چه فضایی در حال بحث هستیم. در شرایط کنونی، در ایران امکان فعالیت اقتصادی برای بخش خصوصی وجود دارد یا نه؟ در کمال تاسف باید اعلام کرد این امکان زیاد وجود ندارد.

-یعنی شما شکل گیری تلویزیون خصوصی را منوط به ایجاد فضای اقتصادی رقابتی بین بخش دولتی و غیردولتی می دانید؟

ببینید ما داریم در واقع بحث می کنیم راجع به اینکه آیا لزوم شکل گیری تلویزیون خصوصی وجود دارد یا خیر؟ این بحث پاسخ بسیار روشنی دارد. مثل این است که بپرسیم لزومی دارد در ایران اقتصاد رقابتی وجود داشته باشد. این سوال اصلاً معنا ندارد. اینها چیزهایی است که در کل دنیا پذیرفته شده است. در ایران هم بعد از سال ها بحث تقریباً می توان گفت نظام تصمیم گیری جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده است که با تفسیر اصل ۴۴ و به عقیده من با تغییر آن درها را به روی بخش خصوصی باز کنند و بنا بود این اتفاق ظرف دو سه سال اخیر بیفتد و بسیاری از بخش های اقتصادی که در دست دولت بوده به بخش خصوصی واگذار شود ولی عملاً اینچنین نشده است به همین علت برای کارایی اقتصادی و پیشرفت ضرورت دارد بخش خصوصی در همه عرصه ها فعال شود. وقتی می گوییم فعالیت اقتصادی این مساله دربرگیرنده بخش فرهنگی، بخش اجتماعی هم هست و تمام بخش هایی که به نحوی متکی به فعالیت اقتصادی است. توجه کنید وقتی کار فرهنگی هم قرار است صورت بگیرد پایه آن فعالیت اقتصادی است؛ سرمایه گذاری، تولید و این طور مسائل. بنابراین فکر نمی کنم کسی در پاسخ به سوالاتی اینچنینی بگوید خیر چنین چیزی نیاز نیست. در خصوص صدا و سیما هم اینکه بخش خصوصی بتواند فعالیت کند جواب خیلی ناروشن نیست؛ با توجه به اینکه عصر ارتباطات است و در دنیا باید گردش آزاد اطلاعات و اخبار وجود داشته باشد. ولی آیا برای مطبوعات که از نظر حقوقی مشکلی وجود ندارد و آزادی فعالیت برای بخش خصوصی وجود دارد،امکان گردش آزاد اخبار و اطلاعات وجود دارد یا خیر؟ امکان که می گوییم منظور این است که شرایط به وجود بیاورد یا محدودیت ها یا ملاحظات. می بینید همین جا هم در ایران ما با مشکل مواجه هستیم و مطبوعات آزاد به معنای رایجش را نداریم. خب وقتی در زمینه مطبوعات این بحث وجود دارد چطور می توان به صدا و سیما منتقلش کرد. صدا و سیما از نظر حقوقی در انحصار حکومت و دولت است. ولی اینکه باید آزاد باشد فکر نمی کنم کسی شکی در آن داشته باشد. نکته مهم تر این است که چقدر شرایط خارجی امکان چنین چیزی را می دهد. جدای از نگرش منفی که برخی نسبت به این قضیه دارند نباید فراموش کرد اگر قرار باشد یک کانال رادیویی یا تلویزیونی توسط بخش خصوصی راه اندازی شود احتیاج به گردش اقتصادی، سرمایه و درآمد دارد و این احتیاجات فقط در یک فضای اقتصادی باز و رقابتی می تواند برآورده شود. اگر ارقام سرمایه گذاری را که طی سالیان گذشته توسط دولت در صدا و سیما انجام شده نگاه کنید، بسیار بالاست و فکر نمی کنم هیچ بخش خصوصی بتواند چنین سرمایه گذاری انجام دهد. ضمن اینکه ما دیده ایم فردی مثل آقای کروبی خواسته در خارج از کشور و با امکانات جایی دیگر یک شبکه تاسیس کند اجازه ندادند و جلوی ایشان را گرفتند. بنابراین به لحاظ نوع نگرش های موجود در حال حاضر مانع وجود دارد و تا وقتی هم تغییری در نوع نگرش صورت نگیرد کماکان این مشکل پابرجا خواهد بود.

-به نظر شما افزایش شبکه های ماهواره یی ممکن است حاکمیت را راضی به تغییر نوع نگرش خود بکند؟

این بستگی به تحلیل اداره کنندگان جامعه ما و نظام تصمیم گیری ما نسبت به قضیه دارد. می بینید تا به حال که تاثیری نداشته است، آینده را نمی توانم پیش بینی کنم اما حتی اگر نظام تصمیم گیری تصمیم بگیرد فضای رقابتی برای اداره صداوسیما ایجاد کند ضرورتاً معنی اش این نیست که فضا را برای بخش خصوصی باز کند. مشکل این است که اداره کل کانال های تلویزیونی در اختیار یک نهاد است. می تواند دولتی باشد ولی مجزا اداره شود یعنی برای هر شبکه یک ساختار دولتی جدا داشته باشیم و اینها یک مجموعه نباشند و تحت نظر یک مدیرعامل؛ به این شکل هر شبکه برای جلب مخاطب و اقتصادی عمل کردن ناچار به رقابت با دیگری می شود. یعنی الزاماً لازم نیست شبکه های تلویزیونی زیر نظر بخش خصوصی باشد اما می بینیم این نگرش هم مورد پذیرش نیست چون یک نگاه انحصارطلبانه نسبت به اداره صدا و سیما وجود دارد. در اصل ۱۷۵ قانون اساسی آمده در صدا و سیما، آزادی بیان و نشر افکار باید با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور تامین شود. اما باید دید ظرف ۲۰ سال گذشته چقدر این آزادی بیان در صدا و سیما وجود داشته است. ببینید در قانون اساسی آمده با پذیرش اینکه صداوسیما دولتی باشد باید آزادی بیان رعایت شود. یعنی صداوسیما متعلق به و در اختیار تمام مردم باشد و در انعکاس اطلاعات و اخبار جانبداری نکند به نحوی می توان گفت باید بیانگر همه نیروها و فعالان اجتماعی و سیاسی در کشور باشد. اما می بینیم در سال های اخیر صدا و سیما تبدیل به یک رسانه جناحی شده و سخنگوی یک جناح سیاسی در کشور شده و از آن آزادی بیان عبور کرده است. بنابراین قبل از آنکه بحث تلویزیون خصوصی را مطرح کنیم ببینیم در شرایط موجود و صراحت قانون چقدر این بحث آزادی بیان در صداوسیما رعایت شده است که اگر رعایت بشود بقیه بحث ها خیلی مطرح نمی شود. در نهایت فکر می کنم مثل بقیه مسائلی که ذیل اصل ۴۴ قانون اساسی بوده و دولت باید آنها را اداره می کرد و حالا به این نتیجه رسیده اند که اداره آنها را باید به بخش خصوصی واگذار کنند؛ با توجه به مسیری که دنیا و ایران در حال پیمودن آن هستند روزی به جایی خواهد رسید که بخش خصوصی را هم در اداره صداوسیما دخالت بدهند و اجازه بدهند آنها هم فعالیت کنند. ولی مشکلی که در کشور ما وجود دارد قبل از این مسائل نوع نگرشی است که در جامعه وجود دارد. همان طور که در اقتصاد تفکر دولتی غلبه دارد در صداوسیما هم تفکر دولتی غلبه دارد.

– فکر می کنید ساختار حقوقی چه زمانی به این نتیجه می رسد که باید بخش خصوصی را در اداره صدا و سیما دخالت بدهد.

این موضوع را من نمی توانم پیش بینی کنم.

>- در خصوص آزادی مطبوعات پس از دوم خرداد این امر غیرقابل پیش بینی بود.

اگر بخواهیم یک نگاه تاریخی به این ماجرا بیندازیم از سال ۶۸ به بعد یک روندی برای توسعه کمی و کیفی مطبوعات شروع شده بود که بعد از دو خرداد سرعت گرفت و در سال ۷۹ بعد از توقیف ۱۸ نشریه متوقف نشد و من فکر می کنم آن ماجرا ناشی از تغییر و تحولاتی بود که در ایران و جهان اتفاق افتاده بود ضمن اینکه به هر حال از گذشته همیشه یک فضای تنفسی برای بخش خصوصی در زمینه مطبوعات و نشر وجود داشته است. ولی در خصوص تلویزیون، قبل از انقلاب هم دولتی بوده و بعد از انقلاب تشدید شده و ظاهراً این به عنوان یک امر پذیرفته شده است که فضای تنفس برای بخش خصوصی در صدا و سیما وجود ندارد.

-اگر به گفته شما شبکه های تلویزیونی صدا و سیما هر کدام یک ساختار دولتی جداگانه داشته باشند در آن صورت چگونه رقابت بین آنها شکل می گیرد؟

در آن زمان باز هم از نظر اقتصادی زیر نظر یک سازمان و مدیر هستند. اگر بخواهیم مثال بزنیم مثل سایپا و ایران خودرو است. این شرکت ها هیچ کدام خصوصی نیستند و به نحوی به صورت دولتی اداره می شوند و همین دو شرکت به نوعی حق انتخاب برای مشتری به وجود آورده اند که رقابتی بین شان به وجود آمده است. در مورد صدا و سیما هم همین طور است.

-شما روی شرایط اقتصادی برای شکل گیری تلویزیون های خصوصی تاکید دارید، پس تکلیف کیفیت چه می شود؟

وقتی بخش خصوصی بخواهد وارد این جریان شود فکر می کند چقدر این کار سود دارد، چه میزان سرمایه گذاری لازم است و با این دید وارد می شود. کیفیت هم وقتی می تواند درآمد بیشتری داشته باشد که مخاطب بیشتری جلب کند تا بتواند نرخ آگهی را تعیین کند. اینها هم همه اقتصادی است.

-در حال حاضر خیلی از احزاب سیاسی در کشور ما هیچ تریبونی ندارند و به این مساله معترض هستند. آیا آنها هم به دلیل مسائل اقتصادی پیگیر تاسیس شبکه رادیویی یا تلویزیونی نیستند؟

باید بین بخش خصوصی و سازمان سیاسی فرق گذاشت. یک سازمان سیاسی ممکن است نگاهش به یک مساله صرفاً اقتصادی نباشد. آن سازمان می خواهد افکار و عقاید خودش را در جامعه نشر بدهد. ممکن است یک نشریه را مجانی در سطح شهر پخش کند چون اهداف دیگری را دنبال می کند. آن سازمان می خواهد در ساخت سیاسی جامعه و ساخت قدرت نقش داشته باشد و قبول کرده هزینه آن را هم بپردازد. به همین دلیل اعتراض می کند که چرا من تریبون ندارم. در مورد صدا و سیما هم این بحث مصداق دارد و در اینجا دیگر بخش خصوصی معنی ندارد چون وقتی می گوییم بخش خصوصی این اجازه را داشته باشد یعنی هر شهروندی بتواند وارد این میدان بشود و فعالیت کند. به همین دلیل نمی توان درخواست یک سازمان سیاسی را به عنوان فعالیت بخش خصوصی مطرح کرد. بله انتقاد آنها درست است چون می خواهند فعالیت سیاسی بکنند و دنبال این امکان می گردد و در اینجا بحث رقابت به نوع دیگری مطرح می شود، که وقتی می گوییم فضا باید رقابتی باشد باید در عرصه سیاست هم رقابتی باشد نه فقط در عرصه اقتصادی یعنی احزاب هم بتوانند در یک جامعه با هم رقابت کنند، افکار، اندیشه ها و عقایدشان را عرضه کنند و در ایام انتخابات جلب مردمی کنند. اینجا هم باید رقابت وجود داشته باشد که ندارد.

-آیا تا به حال تلاشی از سوی احزاب در این خصوص صورت گرفته است؟

بله. ماجرای آقای کروبی را که گفتم.

-همین یک بار کافی است؟

مثل اینکه شما خیلی چیزها را فراموش کردید. زمانی که آقای لاریجانی رئیس سازمان صدا و سیما بودند دانشگاه تهران می خواست برای خوابگاه های خودش یک رادیوی داخلی درست کند اما آقای لاریجانی با توجه به اصل ۱۷۴ قانون اساسی رفتند و شکایت کردند.

-با توجه به اینکه در نزدیکی ایام انتخابات هستیم فکر می کنید اگر رئیس جمهور آینده نگاه مثبت به این ماجرا داشته باشد بتواند بستر مناسبی برای تشکیل تلویزیون خصوصی فراهم کند؟

به این شکل نمی توان به این سوال پاسخ داد، ولی رئیس جمهوری با این دیدگاه می تواند برای تغییر ساختار حقوقی تلاش کند همان طور که در گذشته دولت آقای خاتمی برای تفسیر اصل ۴۴ پیشقدم شد و بعد از بحث های فراوان به این نتیجه رسیدند که تفسیر جدیدی برای اصل ۴۴ بدهند. دولت می تواند این موضوع را در رابطه با صدا و سیما پیگیری کند که در نهایت بستگی دارد ساختار تصمیم گیری ما چقدر این نگاه را بپذیرد. من فکر می کنم با این تفکرها و بینش ها و تفکر قالبی که در نظام تصمیم گیری ها وجود دارد پذیرش این موضوع بسیار سخت و دشوار است.با این حال اگر رئیس دولت اصلاح طلب باشد می تواند برود و این ماجرا را پیگیری کند و اگر هم وضع مثل حالا باشد سختگیری های بیشتری نه فقط در صدا و سیما که در سایر رسانه ها هم اعمال خواهد شد. ولی قطعاً یک دولت اصلاح طلب که چنین نگاه و تفکری داشته باشد در ایجاد فضای سیاسی و اجتماعی که بتواند این موضوع را پیگیری کند موثر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *