چهارمین سالگرد وبلاگ

چهار سال از عمر این وبلاگ سپری شد و بقول عامه زمان مثل برق گذشت ! اینکه در این مدت چرا من وبلاگ نویس شدم بیشتر دست تقدیر بوده است تا تدبیر من ! اینگونه که بنده بدست شورای نگهبان از حضور در انتخابات مجلس هفتم محروم شدم و با تمام شدن عمر مجلس ششم آزاد شدم وفراغت بال یافتم اما برای جریان حاکم این کافی نبود و در تابستان سال ۸۳ با سناریو سازی روزنامه معروف فرزندم حنیف را در رابطه با پرونده ای که موسوم به وبلاگ نویسان بود ، بازداشت و زندانی کردند . درآن دوره که اصلاح طلبان با انسداد رسانه ای مواجه شده بودند ، من عمدتا از طریق فضای مجازی موضوع این پرونده را پیگیری کردم که بسیار موثر بود و نتیجه داد . این امر باعث شد که بیش از پیش وارد عرصه مجازی شوم و البته این حنیف بود که با راه اندازی این وبلاگ مرا وارد این دنیا بصورت فعال کرد . در اوایل او کمک کارم بود اما در ادامه با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد در میانه سال ۸۴ فراغت بال کامل یافتم و خود کفا شدم .

همین جا بگویم هشت سال دوران اصلاحات و به ویژه چهار سال نمایندگی ام در مجلس ششم دوره بسیار سخت و پرتنشی برای من و خانواده ام بود و از زمان روی کار آمدن دولت نهم و در سایه مهرورزی این دولت و با بازنشستگی بنده و به تبع خانواده ام به آرامشی وصف نا شدنی نسبت به کل سال های ۵۴ به اینطرف دست یافته ام و این خدمت دوستان را هرگز نمی توانم فراموش کنم اما در این مدت چه بر سرکشور آمده است خود حدیث مفصلی است که در قدر توان در این چهار سال بدان پرداخته ام و خوشحالم که وبلاگ نویسی این فرصت را به من داد تا نظرات و دیدگاههای خودم را به تناسب و مستمر راجع به حوادث واقعه در کشور عرضه دارم و با مرور آنچه در این چهار سال ارائه کرده ام وجدانم راحت است که وظیفه شهروندی ام را انجام و در رابطه با اداره امور کشور حساس بوده و تذکرها و هشدارها را داده ام . متاسفانه آن زمانی که به مجلس هفتم و دولت نهم نسبت به اتخاذ برخی سیاست های اقتصادی اشتباه همچون سیاست تثبیت قیمت حامل های انرژی ، نرخ دستوری سود بانکی ، انبساط نقدینگی از طریق بودجه و تزریق دلارهای نفتی ،…در همین وبلاگ هشدار دادم و نوشتم که آثار مخرب این سیاست ها با تاخیر ظاهر می شود گوش شنوایی یافت نشد و امروز براحتی می توان آثار مخرب اجرای این سیاست ها را در نرخ تورم بالا ( مقام چهارم دراین شاخص منفی در دنیا) ، نرخ بیکاری بالای حدود ۱۲ درصد و وضعیت رکود تورمی حادث در کشور دید و البته در سایه بحران مالی و اقتصادی جهانی و کاهش قیمت نفت وضعیت در سال آتی با حاکمیت یکدست اصولگرایان بدتر هم خواهد شد و اینرا می شود اینروزها از درماندگی دولت و مجلس همسو در تنظیم و بودجه سال ۸۸ مشاهده کرد . بدون تطویل کلام اصولگرایان در چاهی که خود با سیاست های اشتباه کنده اند افتاده  و بعید است که بتوانند از این چاه سالم بدر آیند و البته چون خدا در جای حق نشسته است چوبش صدا ندارد!

در ابتدایی که این وبلاگ را راه اندازم اغلب افراد اصولگرا بودند که نظر می دادند و با من چالش می کردند و بنده هم آنها را در مورد وعده ها و شعارهای آبادگری و معیشتی اصولگرایان به ویژه احمدی نژاد به آینده حواله می دادم و اینکه زیاد در نقد و نفی اصلاح طلبان عجله نکنند البته برخی از اینها هم خیلی روی ارزشها و رابطه با آمریکا حساس بودند که آنها را به صبر دعوت می کردم و…با گذشت زمان و عملکرد حاکمیت یکدست کم کم از نظرات این دوستان محروم شدم حالا یا بدلیل این بود که در حاکمیت جایی برای خود پیداکرده بودند و دیگر فرصت خواندن و نظر دادن نداشتند یا نتایج حاصله از عملکرد حاکمیت آنها را ساکت کرده بود ! اما در میانه راه نظر دهندگان دیگری بسراغم آمدند ، آنانی که بطور کلی نسبت به انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن دلخوشی نداشتند و از من می خواستند که راجع به حوادث ریز و درشت پس از انقلاب توضیح دهم و مواضع خود را شفاف سازم و در این مسیر گاه کار به محاکمه و صدور حکم برای بنده می کشید ! و البته نقد اصلاحات و…هم نمک اینها بود ! اما در این میان من از همه نظرات استفاده کردم و روزبروز پحته تر شدم و اینکه در میان این افراط و تفریطی که در مورد نظام سیاسی ما وجود دارد باید راه میانه و اصلاح طلبانه را در پیش گرفت . با اینکه بر من عین روز روشن است که در ایران معاصر هیچ اصلاح طلبی سر سالم بگور نبرده است و از هر دو سوی اقتدارگرایان و براندازان مورد سرزنش و سرکوب و انواع و اقسام فشارها بوده است و ایندو همانند دو لبه قیچی نسبت به اصلاح طلبان عمل کرده اند امروز بیش از گذشته به این نتیجه رسیده ام که جامعه ما به سیاستمدارانی از نوع گاندی و ماندلا احتیاج دارد و من اینرا در چهره خاتمی می بینم و از اینروست که برای نامزدی و انتخاب ایشان در انتخابات آتی ریاست جمهوری تلاش کرده و می کنم و براین باورم که راه دشوار حاکمیت قانون و آزادی و مردمسالاری و…را باید با صبوری و بردباری و تحمل رنج های بسیار و آهسته و پیوسته پیمود و قدم به قدم پیش رفت و اینگونه امید به آینده بهتر برای ایران دارم و فکر می کنم این وبلاگ نشاندهنده نگاه امیدوارانه من به حال و آینده است ، نگاهی که اجازه انفعال و یاس و ناامیدی و…به من نمی دهد و در اینجا وظیفه خود می دانم از همه عزیزانی که در این سال به وبلاگ من سر زدند و نظر دادند تشکر و قدردانی نمایم . همه این عزیزان بدانند که من از نظرات آنها استفاده کرده و سود برده ام هرچند که با بسیاری از آنها سرموافقت نداشته ام یا پاسخ به عتاب داده ام و یا پاسخ من مطلوب نبوده است . من بخوبی می دانم که دنیای مجازی با دنیای حقیقی که در آن زندگی می کنیم از زمین تا آسمان است اما سعی کرده ام در این دنیای مجازی آنچه را فکر می کنم در دنیای حقیقی و در عرصه فکر و اندیشه و تبادل و تضارب آراء و افکار باید تحقق یابد پی گیرم و امید دارم که روزگاری دنیای مجازی و حقیقی ما یکی شود تا جامعه ما در سایه خرد جمعی بتواند راه های رشد و توسعه با سرعت بیشتر و هزینه کمتر طی نماید .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *