مصاحبه با شبکه خبر دانشجو

اشاره: رجبعلی مزروعی، عضو دفتر سیاسی جبهه مشارکت و رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، متولد سال ۱۳۳۶ اصفهان، دارای مدرک لیسانس فیزیک از دانشگاه اصفهان و فوق لیسانس اقتصاد از دانشگاه شهید بهشتی است.

وی سوابق اجرایی و مدیریتی همچون نمایندگی مردم اصفهان در مجلس ششم، کارمند وزارت نفت، رایزن فرهنگی ایران در نیجریه، وابسته فرهنگی در کراچی پاکستان، مدیرکل مرکز مطالعات و تحقیقات وزارت ارشاد و مشاور اقتصادی رئیس جمهور در دوران وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و مدیر برنامه ریزی سد کرخه را در کارنامه خود دارد.

متن زیر مشروح گفت و گوی خبرنگار «شبکه خبر دانشجو» با آقای مزروعی می باشد که هفته گذشته در دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران انجام شد.

آقای مزروعی جبهه مشارکت چگونه شکل گرفت؟

تشکیل حزب مشارکت به قبل از سال ۱۳۷۶بر می گردد؛ زمانی که دوستان ما در جناح چپ – که بعداً اصلاح طلب نام گرفت – در فضای بعد از سال ۱۳۶۸ بتدریج کنار زده شده بودند و در انتخابات مجلس چهارم نیز بخشی رد صلاحیت و بخشی هم رای نیاوردند.

در سال ۱۳۷۵ مجموعه دوستان به این نتیجه رسیدند که به دنبال یک تشکل باشند و این موجب شد در انتخابات سال ۱۳۷۶ آقای خاتمی مطرح شود و مجموع دوستان نیز بیشتر در ستاد انتخاباتی خاتمی فعال شدند.

تصور این بود که آقای خاتمی یک رای پنج تا شش میلیونی می آورد و می توانیم در سایه آن رای، یک تشکل و جریان سیاسی را سازمان دهیم، اما خوب برخلاف انتظار، آقای خاتمی یک رای بیش از ۲۰ میلیون آورد و دولت را در دست گرفت.

بعد از اینکه این دولت تشکیل شد آن مجموعه دوستان باز به این نتیجه رسیدند که هدف قبلی را عملی کنند و برای همین منظور تمام سال ۷۶ و بخشی از سال ۷۷ دوستان ما که بعدها به عنوان موسسین حزب مشارکت شناخته شدند، این تشکل را تاسیس، و اساسنامه و مرامنامه را تدوین کردند و آذرماه سال ۱۳۷۷ پس از طی مراحل قانونی، حزب مشارکت اعلام موجودیت کرد.

عده ای حزب مشارکت را یک حزب دولت ساخته می دانند. نظر شما چیست؟

این یک برداشت است؛ اصلاً فکر تشکیل چنین تشکل سیاسی قبل از سال ۱۳۷۶ زاده شد و مراحلی را هم طی کرد، ولی با انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ همزمان شد.

با این حال اگر دولت ساخته بود طبعاً در این دوره ای که دولت و مجلس در دست اصلاح طلبان نیست باید حزب از فعالیت می افتاد، ولی فکر می کنم این سه چهار سال نشان داد که فعالیت جبهه مشارکت خیلی ارتباطی با دولت نداشته و یک تشکل کاملاً مستقل بوده است؛ البته طبعاً در دوره آقای خاتمی همسویی فکری با ایشان داشتیم و به عنوان حامی و یار دولت بودیم و الان هم منتقد دولت هستیم و نقش خود را ایفا می کنیم. 

با توجه به اینکه در مجلس ششم حضور داشتید، در  مجموع عملکرد این مجلس را چگونه ارزیابی می کنید؟

قبل از اینکه وارد مجلس ششم شویم، حزب مشارکت برای انتخابات برنامه ای ارائه داد، گفتیم که اگر وارد مجلس شویم این برنامه را تبدیل به قانون کنیم. در پایان مجلس، بخشی از آن وعده ها تبدیل به قانون شد و نتیجه داد. بخش دیگری هم به دلیل اختلاف نظری که بین مجلس ششم و شورای نگهبان وجود داشت به نتیجه ای نرسید ولی پس از ارزیابی کار انجام شده در مجلس با برنامه، خوشبختانه نزدیک به ۹۵ درصد آنچه که وعده داده بودیم به نتیجه رسید به ویژه در بخش های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، عملکرد موفق بود اما در بخش سیاسی کمترین موفقیت را داشتیم به دلیل  اینکه طرح ها و لوایحی که به گونه ای با مسائل سیاسی ارتباط داشت از صافی شورای نگهبان رد نشده بود.

کارشناسان اقتصادی، مجلس ششم را فاقد برنامه اقتصادی می دانستند، نظر شما چیست؟

اتفاقاً برعکس این قضیه صادق است، در زمینه مسائل اقتصادی فکر می کنیم در بین مجالس بعد از انقلاب، مجلس ششم یکی از موفق ترین مجالس بوده، چون چند قانون کلیدی را تصویب کرد که مجالس قبلی و بعدی انجام ندادند، یکی اصلاحات قانون مالیات ها بود. این قانون با نگرش حمایت از تولید و روان سازی چرخ اقتصادی کشور انجام شد که اجزای زیادی دارد، مهمترین آن این است که نرخ موثر مالیاتی برای بنگاه های اقتصادی را از حدود ۶۵ درصد به ۲۵ درصد کاهش داد و عملاً این امکان را برای بنگاه های اقتصادی بوجود آورد که از این کاهش مالیاتی برای سرمایه گذاری و توسعه بنگاه استفاده کنند که اثرات خود را پس از اجرای قانون در سال ۱۳۸۰ به این طرف نشان داد. دومین قانون طرح جلب و حمایت از سرمایه گذاری خارجی بود که بعد از انقلاب توجهی به آن نشده بود اما در مجلس ششم طرح آن تهیه و تصویب و از سال ۱۳۸۱ اجرایی شد. اگر به آمار و ارقام رجوع شود تا سال ۱۳۸۴ که دولت خاتمی بر سر کار بود روند ورود سرمایه گذاری خارجی به کشور مثبت و رو به افزایش بود اما متاسفانه از سال ۱۳۸۴ به این طرف دوباره روند منفی شده است. قانون مهم دیگر، قانون برنامه چهارم توسعه است که در مجلس ششم بررسی و تصویب شد و فکر می کنم هنوز بهترین قانون برای اداره کشور است. اصلاحات دیگری هم مانند یکسان سازی نرخ ارز که یک اصلاح ساختاری در اقتصاد  کشور بود در قانون بودجه سال ۱۳۸۱ تصویب و اجرا شد. تقریباً در مجلس ششم نزدیک به ۱۴۵ قانون تصویب شد که به مسائل اقتصادی ارتباط داشت و اگر تعداد مصوبه ها را ملاک ارزیابی بگیریم، که به نظر من نمی تواند ملاک ارزیابی دقیق باشد، مجلس ششم نسبت به دو مجلس هفتم و هشتم خیلی فعال تر بوده است.

آقای کروبی معتقدند که عده ای در مجلس تندرویی کردند و تحصن برگزار شده باعث شکست این مجلس شد با این نظر موافقید؟

وقتی بحث تندروی مطرح می شود دوستانی که می گویند تندرویی بوده است باید مصادیق و جزئیات آن را بگوئید. تحصن عکس العمل بود نسبت به عمل دیگری، اکثریت دوستان مجلس ششم ما رد صلاحیت شدند بدون اینکه شورای نگهبان دلیل آنرا ارائه کند اتفاقاً آقایان خاتمی و کروبی در ابتدا نسبت به این مسئله معترض بوده و همراهی کردند. دوستانی که می گویند تندروی کردیم نمی گویند باید چه کار می کردیم؟

آقای مزروعی در آستانه برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری هستیم اجازه دهید وارد فضای انتخابات شویم آرایش انتخاباتی اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات آینده ریاست جمهوری را چگونه ارزیابی می کنید؟

فکر می کنم آرایش کنونی اصلاح طلبان برای انتخابات آینده بسیار خوب است و اتفاقاً حضور سه نامزد در وضعیتی که با آن روبرو هستیم به نفع جریان اصلاح طلبی است و نشان می دهد برخلاف تصوری که جریان رقیب ما دارد که یکی از آنها گفته بود اصلاحات مرده است و حضرت مسیح هم نمی تواند آنرا زنده کند، اتفاقاً اصلاح طلبان بسیار زنده هستند و ظرفیت خوبی دارند. ولی تبعاً مطلوب این است که با یک نامزد وارد انتخابات شویم و من فکر می کنم این امر اتفاق می افتد.

آقای کروبی گفتند؛ والله کنار نمی روم، یعنی قسم به خداوند خورده اند آیا با وجود این باز فکر می کنید که ایشان به نفع کسی کنار رود؟

در عالم سیاست هیچ چیز را تمام شده ندانید، شرایط، مقتضیات و واقعیات هستند که در نهایت تصمیم گیری را مشخص می کنند به نظر من این شرایط انتخاباتی خیلی مانع با آن هدفی که ما دنبال می کنیم نیست.

با وجود حمایت های برخی چهره های مطرح اصلاحات از آقای کروبی به نظر نمی رسد در نهایت اصلاح طلبان بر روی وی اجماع کنند؟

هدف ما پیروزی در انتخابات است و در ایام پیش رو هر نامزدی که بتواند این پیروزی را برای اصلاح طلبان ممکن کند روی همان اجماع می شود و فکر می کنم بقیه اصلاح طلبان هم می پذیرند.

کاندیدای اصلی حزب مشارکت برای انتخابات آینده  کیست

کاندیدای اصلی ما به عنوان جبهه مشارکت  آقای خاتمی بوده است ولی باید جلو برویم و با توجه به شرایط و واقعیات و این که چه نامزدی می تواند اهداف ما را تحقق بخشد در مورد آن تصمیم خواهیم گرفت.

نظر حزب مشارکت درباره شخصی غیر از آقای خاتمی چیست؟

برای ما مهم پیروزی در انتخابات است یعنی هدف برای ما مهم است. از نظر ما هر نامزدی که ما را به هدف برساند مورد حمایت خواهد بود.

حضور آقای میرحسین موسوی را چگونه ارزیابی می کنید؟ عده ای معتقدند که ایشان نه اصلاح طلب است و نه اصولگرا؟

آقای میر حسین از سال های اول انقلاب همیشه در جناح چپ و اصلاح طلب بوده و الان هم فکر می کنم در این جناح تعریف می شود برای اینکه مجموع حامیان ایشان در جناح اصلاح طلب هستند و در جناح رقیب ما، حمایتی از ایشان نشده است و ایشان هم خود را در درون جریان اصلاح طلبی تعریف می کنند.

سوابق نشان می دهد که آقای موسوی بیشتر به اقتصاد دولتی اعتقاد دارند نظر شما چیست؟

در اظهارات اخیر که ایشان داشته اند این گونه نیست. آقای موسوی اگر روزگاری به دلیل شرایط، که بخشی برآمده از انقلاب و بخشی بر آمده از جنگ، مجبور بودند اقتصاد را به صورت دولتی مدیریت کنند ا لان چنین شرایطی وجود ندارد. اتفاقا عملکرد سال های اخیر نشان می دهد که جناح اصولگرا بیشتر با خصوصی سازی مخالف بوده است. در مجلس ششم ما هر مصوبه ای که راجع به خصوصی سازی داشتیم، شورای نگهبان رد می کرد، در مجلس هفتم نیز مواد مربوط به خصوصی سازی در قانون برنامه چهارم توسط اصولگرایان حذف شد. شما اگر اصلاحات سال ۱۳۸۳ قانون برنامه چهارم در مجلس هفتم اصولگرا را مطالعه کنید می بینید این اصلاحات، حذف موادی مربوط به خصوصی سازی است. آقای احمدی نژاد هم که روی کارآمد ابتدا این نگرش را داشت یعنی از تثبیت قیمت ها که در مجلس هفتم اتفاق افتاد، حمایت کرد. در کشور نزدیک به ۲۷ سال طول کشید که جناح چپ و راست به این نتیجه رسیدند که وضعیت قبلی قابل تداوم نیست و اصل ۴۴ را  تفسیر کردند، که به نظر من اصل ۴۴ را تغییر دادند، و رسیدند به این که در کشور، بایستی اقتصاد از آن وضعیتی که ۸۰ درصد اقتصاد به طور مستقیم یا غیرمستقیم در دست دولت است خارج شود، بنابراین این بحث آقای موسوی نیست ایشان هم می گوید یکی از ظرفیت های جدیدی که برای کشور ایجاد شده است همان تفسیراصل ۴۴ و سیاست های مربوط به آن است و باید این اصل را درست اجرا کرد.

آقای خاتمی در ۱۶ آذرماه سال ۸۳ در جمع دانشجویان دانشگاه تهران اعلام کردند که در جبهه اصلاحات صدای دشمن به گوش می رسد، به نظر شما روی سخن آقای خاتمی با چه کسانی بود؟

اینها را باید به صورت مصداقی خود آقای خاتمی جواب دهند من نمی دانم منظور  ایشان چیست.

برخی از اصلاح طلبان در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی موضوع عبور از وی را مطرح کردند به نظر شما چرا این بحث مطرح شد؟

عده ای این بحث را مطرح کردند ما هم موافق آن نبودیم به هر حال وقتی در جامعه فضا آزاد باشد افراد مختلفی می توانند دیدگاه های خود را مطرح کنند اینها را باید از کسانی که این بحث را مطرح کردند سئوال کرد.

آقای مزروعی با توجه به تخصص شما در بحث اقتصاد شاید بد نباشد که گریزی هم به مباحث اقتصادی بزنیم، به نظر شما چرا آقای خاتمی طرح هدفمند کردن یارانه ها را اجرایی نکردند؟

یکی اینکه مقامات عالی کشور با آن موافق نبودند برای اینکه در دو مرحله در دولت آقای خاتمی طرح تهیه شد و تا مراحل عالی رفت ولی جلوی آن گرفته شد. اما الان موافقت می شود و دوم اینکه الان با  همه این موافقت ها می بنیم که با چه مشکلاتی برخورد کرده است. به نظر من آنچه را که دولت کنونی مطرح و تبلیغ کرده است اجرا نخواهد شد برای اینکه آن شکل قابل اجرا نیست که شما قیمت ها را دفعی افزایش دهید و بعد بخواهید پول نقدی به مردم بدهید، به خصوص الان که قیمت نفت هم کاهش یافته است. شاید دو سال یا یک سال پیش این قابل اجرا بود ولی الان نمی توان آنرا اجرا کرد. در دولت آقای خاتمی برنامه ای ارائه شد که در مواد قانون برنامه چهارم هم بود اگر این دولت آن را ادامه می داد به این مشکل بر نمی خورد و آن افزایش تدریجی قیمت حامل های انرژی متناسب با نرخ تورم بود و جامعه هم این را پذیرفته بود، یکی از بزرگترین اشتباهات مجلس هفتم همین بود که قیمت حامل های انرژی را تثبیت کردند و گفتند این عیدی به مردم است، این سیاست اشتباه بود و متاسفانه دولت نهم  هم که روی کارآمد این تثبیت را ادامه داد و برای سه سال قیمت ها تثبیت شد تا اینکه در سال ۱۳۸۶ مشخص شد که این نمی تواند ادامه پیدا کند، آنجا بود که بحث سهمیه بندی بنزین مطرح شد و قیمت بنزین از ۸۰ تومان به ۱۰۰ تومان رسید، اگر آن شیب تدریجی ادامه می یافت و قیمت تدریجی سال ۸۳ تثبیت نمی شد این ۸۰ تومان در امسال که ۸۷ است نزدیک به ۲۰۰ تومان می شد و اصلاً احتیاجی به این بحث ها نبود و در مورد برق، آب، گازوئیل هم اگر یک شیب تدریجی اصلاح قیمت صورت می گرفت حالا می شد این شیب را تند و کند کرد اما یکی از مواد قانون برنامه چهارم، که اتفاقاً در دولت آقای احمدی نژاد نادیده گرفته شده است، همین ماده ۳ مربوط به اصلاح قیمت حامل های انرژی است که حالا می خواهد در بدترین شرایط ممکن انجام شود.

شما با هدفمند کردن یارانه موافق هستید؟

من با آنچه که در قانون برنامه چهارم نوشته شده موافقم چون این یک بسته سیاسی است یعنی تنها قیمت حامل های انرژی نیست چون بایستی همزمان با این کار، سیستم حمل و نقل عمومی در کشور بهبود یابد به گونه ای که اقشار و طبقات کم درآمد جامعه بتوانند به طور سهل الوصولی به خدمات حمل و نقل دسترسی داشته باشند و نظام تامین اجتماعی هم به طوری سازماندهی شود که همه شهروندان زیر پوشش نظام تامین اجتماعی قرار گیرند یعنی بخشی از این درآمد حاصل از افزایش قیمت ها صرف تامین اجتماعی شود و البته بخشی از جامعه که زیر خط فقر هستند بایستی مورد حمایت دولت قرار گیرند با تعاریف خاص یعنی به این شکل که می خواهد عمل شود موافق نیستم.

اقای مزروعی الان ۱۰۰ سال است که از صنعت نفت برخورداریم اما همچنان بنزین وارد می کنیم در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی چه اقداماتی برای حل این مساله انجام شد؟

حل این مشکل که چرا ما نتوانسته ایم نفت خام را به فرآورده تبدیل کنیم و بفروشیم در دوره آقای هاشمی شروع شد اما در دولت آقای خاتمی اگر کارنامه آن را نگاه کنیم بیشترین سرمایه گذاری برای تبدیل نفت خام به فرآورده های نفتی در ایران انجام شده است. تمام طرح های پتروشیمی که در بندرماهشهر و  امام خمینی (ره) است که نفت خام و گاز را تبدیل به فرآورده می کند در دوره آقای خاتمی انجام شده است و الان اگر شما می بینید که صادرات غیرنفتی در دوره آقای احمدی نژاد رشد نشان می دهد اگر وارد جزئیات آن  شویم بخش عمده ای از این رقم حاصل صادرات غیرنفتی همین کارخانه هایی است که در دوره آقای خاتمی ساخته شده است که در اواخر دوره خاتمی و یا دوره احمدی نژاد به بهره برداری رسیده است. مسئله تولید و مصرف بنزین بحث پرمناقشه ای است. در بحث واردات بنزین، باید اقتصادی فکر کنیم که آیا ساختن یک پالایشگاه در داخل برای ما  اقتصادی است یا اینکه بنزین را از خارج وارد کنیم؟ در مجلس ششم بارها این بحث انجام شد. آن موقع با قیمت هایی که وجود داشت و محاسباتی که انجام شد به این نتیجه رسیدیم که اقتصادی نیست برای کشور پالایشگاه بسازیم اما در مجلس هفتم تصمیم گرفته شد که ۵ تا ۷ پالایشگاه در کشور ساخته شود اما باید بدانیم  هر پالایشگاه با ظرفیت ۴۰۰ الی ۵۰۰ هزار لیتری در روز تولید بنزین، احتیاج به حداقل ۳ میلیارد دلار سرمایه گذاری دارد و تا وقتی که به تولید برسد اگر همه مسائل حل باشد یعنی تحریم نباشیم، تکنولوژی آماده باشد و قرار دارد ببندیم حداقل سه سال ساخت آن طول می کشد، حال سئوال این است اگر بخواهیم ۵ پالایشگاه بسازیم، احتیاج به حداقل ۱۵ میلیارد دلار سرمایه دارد، این مبلغ از کجا می خواهد تامین شود؟ آیا بازدهی آن متناسب با سرمایه گذاری است؟ به اضافه اینکه نمی شود کشور را تعطیل کرد که آن چند پالایشگاه ساخته شود بالاخره مصرف روزانه باید تامین شود.

یعنی شما معتقد هستید که ما باید همچنان بنزین وارد کنیم؟

من این بحث را ندارم. بستگی به قیمت و شرایط روز باید دید که این به لحاظ اقتصادی چقدر توجیه دارد؟ و بر چه پایه ای می توانیم ارزیابی کنیم که اگر تولید را داخل انجام دهیم یا وارد کنیم بهتر است؟ چون صرف اینکه ما وارد کننده یا تولید کننده هستیم معنا نمی دهد.

به نظر نمی رسد اگر ما همچنان وارد کننده بنزین باشیم این نوعی وابستگی است؟

بینید بحث وابستگی و استقلال در دنیای امروز از مواردی است که می تواند رهزن اندیشه باشد. دنیا محل داد و ستد است و الان بحث جهانی شدن مطرح است، یعنی تمام کشورها به هم پیوسته و وابسته شده اند، هر کشوری باید از واقعیت موجود یک شناخت درست داشته باشد و براساس منافع ملی  کشور با دیگران تنظیم روابط کند و جز این معنی ندارد، این یک واقعیت است که دنیا به نفت ما و ما به کالای دنیا نیاز داریم این را کسی نمی تواند نادیده بگیرد.

آقای مزروعی الان مدتی است که موضوع آغاز روابط ایران و آمریکا مطرح شده است نظر شما در این زمینه چیست؟

در مجلس ششم این را مطرح کردیم و به نقطه ای رسیدیم که باید با آمریکا به تدریج این دیوار بی اعتمادی را که بالا رفته است برداریم و همچنان که با روسیه و انگلیس رابطه داریم با آمریکا نیز مذاکره کنیم.  در حال حاضر ادامه این وضع را به نفع کشور نمی بینیم و باید امکانی فراهم شود که با در نظر گرفتن همه شرایط و مقتضیات و مهمتر از همه منافع ملی، این بحث را بتوان پیش برد و مدیریت کرد و امیدوار بود که با کاهش این روابط خصمانه دیرین، یک فضای جدید را به روی کشور باز شود.

به عقیده کارشناسان سیاسی، امریکا الان خیلی مشتاق است که با ایران رابطه داشته باشد، نظر شما چیست؟

از نظر من در شرایط کنونی، ایران بیشتر مشتاق است. بعد از انقلاب هیچ رئیس جمهوری جرات نکرده است به رئیس جمهور آمریکا نامه بنویسید و پیام تبریک بفرستد ولی آقای احمدی نژاد نامه تبریک فرستاد و این در بعد از انقلاب سابقه نداشته است. البته این اشکال ندارد ولی به نظر من اتفاقاً امریکا در شرایط فعلی مشتاق مذاکره نیست و این ضعف قضیه است، الان فضا خوب نیست ولی در مجموع هر اقدامی که برای حل مشکلات ما با آمریکا صورت گیرد را به نفع کشور می دانیم.

در زمان آقای خاتمی اقدامی برای برقراری رابطه با آمریکا صورت گرفت؟

در زمان خاتمی، آمریکا مشتاق رابطه با ایران بود. در زمان ریاست جمهوری ایشان، مادلین آلبرایت در سخنرانی خود بواسطه دخالت آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد از ایران عذرخواهی کرد و فضا به سمتی پیش می رفت که این مشکل حل شود اما آن موقع مخالفت هایی در داخل بود و عملاً جلوی آقای خاتمی را گرفت و این ناقص ماند و بعداً هم با روی کارامدن جرج بوش و واقعه ۱۱ سپتامبر که امریکا ایران را به عنوان سه کشور در محور شرارت معرفی کرد این بحث تعطیل و فضایی دیگری ایجاد شد.

آقای مزروعی در قضیه مادلین آلبرایت کسانی که اصل سخنان وی را شنیده یا خوانده بودند، گفتند که بحثی از عذرخواهی در آن نبوده است؟

این بستگی به برداشت و تلقی افراد دارد و اصلاً راجع به مسائل سیاسی و اجتماعی آنچه که بسیاری از داوری ها و جهت گیری ها را معلوم می کند به گرایشات آدم ها بر می گردد به همین خاطر در این گونه مسائل با طیفی از برداشت ها و تنوع فکری روبرو هستید، بنابراین این یک نظر است اما قابل فهم است که اگر روابط ایران و آمریکا به سمت بهبود برود این یک دفعه شروع نمی شود، با یک حرفی از آن طرف و با سخنی از این طرف شروع می شود و موضوع سخن آلبرایت یک نقطه شروع بود و به این معنی نیست که همه مسائل ما در قالب یک عذرخواهی حل می شد. اینها نقطه شروع هایی است مانند الان که اوباما می گوید ما می خواهیم با ایران تعامل و مذاکره کنیم و بستگی به جوابی که ایران می دهد جلو می رود و در آن زمان از این نقطه شروع درست استفاده نشد حالا به هر تعبیری که می خواهد باشد.

تقریباً سه ماه پیش مجله نیوزویک طی یادداشتی به نقل از دنیس راس، پرده از نامه ای برداشت که در آن صادق خرازی از آمریکا درخواست مذاکره کرده بود، نظر شما چیست؟

این ها جزء کارهای خبرگزاری فارس است، آقای خرازی زنده است و این را تکذیب کرد.

اما آقای مزروعی اصل نوشته موجود است و شواهد صحت این نامه را تایید می کند؟

از مواردی که منتشر شده و مطالعه کرده ام آقای خرازی تکذیب کردند و این برای من حجت است و چنین نوشته ای را ندیده و اطلاعی ندارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *