در یاد بورقانی

هنوز باورم نمی شود که یکسال از سفر نابهنگام بورقانی گذشته است . هرگاه دلم برای او تنگ می شود به تصویرش برروی دیوار نگاه می کنم و با اینکه می دانم او رفته است  اما حیاتش را در تصویر می بینم که مثل همیشه دارد به زندگی و من و ما لبخند می زند . هرگز یادم نمی رود در دورانی که بااو آشنا و مانوس شدم و روز بروز بر دوستی مان افزوده شد هرگاه دل تنگ و مایوس می شدم به سراغش می رفتم  و او با رویی خوش دیوان حافظ را می گشود  و غزلی می خواند و فضا را عوض می کرد و با بذله گویی هایش انچنان بحث های جدی را پی می گرفت که آرامش می یافتم . او با اینکه غم ها و گلایه های بسیار از روزگار بر دل داشت و برخی اوقات نه از دست مخالفان و رقیبان فکری و سیاسی اش که از دست دوستان می نالید اما هرگز رسم مروت و مدارا را با آنان رها نمی کرد و در همه احوال یار و غمخوار دوستان و هر رجوع کننده به او بود . بارها دیدم که در خیابان اگر سائلی از او درخواست کمک می کرد بدون پرس و جویی دست در جیب می کرد و می داد ، و یکبار که از او پرسیدم از کجا می دانی که او مستحق است پاسخ داد همینکه آبروی خود در کف نهاده و درخواست کمک می کند برایم کفایت می کند و آن جمله ابوالحسن خرقانی که هرکه به این سرا وارد شود آب و نانش دهید و از ایمانش مپرسید و…

بورقانی برآمده از کوره انقلاب اسلامی  و پرورش یافته دامن امام خمینی بود . نسلی که سر در گرو آرمان های بلند انسانی داشت و با شعار ” آزادی ، استقلال ، جمهوری اسلامی ” به میدان های خطر بسیار رفت  و در دوران جتگ تحمیلی و دفاع از ایران زمین حماسه های فراموش ناشدنی آفرید . هرچند در گذر زمان برخی افراد این نسل آفت زده شدند و حب دنیا و مقام و…به دوری آنها از آرمانها دامن زد اما بورقانی در این مسیر آبدیده تر ، عمیق تر و مصصم تر شد و از اینرو خود را با حرکت اصلاحی برآمده از دوم خرداد ۷۶ و انتخاب مردم همراه ساخت و در مقام معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نمایندگی مجلس ششم جز به ایفای مسئولیت و وظیفه نیاندیشید و از این مسند کیسه ای  ندوخت اما هرگز شعار ساده زیستی و…نداد تا در عرصه سیاست نانش را بخورد و…

بورقانی نمادی از آنچه می خواست ، بود . او آزاده و آزادیخواهی واقعی بود و اینرا از آموزه های اسلامی دریافته بود و البته به همسازی بین این آموزه ها و مردمسالاری به عنوان تجربه بشری برای اداره حکومت باور تام و تمام داشت . او به حقوق شهروندی باور داشت و ازاین منظر هیچ ظلمی را بر نمی تافت و در جهت دفاع از حقوق افراد مورد ظلم قرار گرفته هر کاری می توانست می کرد و البته در رفتار خود در هر شرایطی حق دیگران را رعایت می کرد و فراتر از آن لطف و احسان می کرد و من هیچ فردی را نمی شناسم که ازاو به اندازه ذره ای ظلم دیده باشد یا حق الناسی کرده باشد . رفتار او با دیگران آنچنان بود که آنان اورا به خود نزدیک و دوست می دیدند و هرکس فکر می کرد که بیشترین دوستی را با او دارد . او در هرکجا بود شمع محفل بود و به محفل دوستان نور و گرما می بخشید .

سفر نابهنگام بورقانی دردی بی درمان را بر دل دوستان نهاد که درمان شدنی نیست و قطعا سنگینی این درد بر خانواده اش چاره ناشدنی ، اما همه ما چون مرگ را مرحله ای از حیات  و فراق با دوست را موقت می دانیم با یاد و نام بورقانی صبر پیشه می کنیم تا به او ملحق شویم . خداوند در قرآن می فرماید :” او مرگ و حیات را برای آزمودن انسانها در کوره دنیا و اینکه چه کسی عملی نیک انجام می دهد ، آفرید .” به نظرم پرونده عمل بورقانی در این آزمون با اعمالی نیک بسته شد و ما مانده ایم پرونده بازمان ! و دعا می کنم که همه ما بندگان خدا بتوانیم پرونده مان را با اعمال نیک ببندیم تا در دنیای باقی با نیکان محشور شویم و دیدار دوستانی همچون بورقانی را از دست ندهیم .

سیزدهم بهمن ماه یادآور وداع تلخ با احمد بورقانی معمار توسعه مطبوعات است. از این رو “انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران” در نظر دارد در آیینی ویژه با گرامی داشت یاد او در روز یکشنبه ۱۳بهمن۱۳۸۷ (از ساعت ۲ الی ۵ بعد از ظهر) از روزنامه نگاران پیشکسوت نیز تجلیل به عمل آورد. از علاقه‌مندان و دوستداران مباحث فرهنگی و مطبوعاتی برای حضور در این مراسم دعوت به عمل می آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *