ارزیابی سفرهای استانی

در همه ادوار تاریخ و نظام های سیاسی امر حکومت داری برپایه انباشت و پالایش تجربه های بشری و آموختن از آزمون ها و خطاهای گذشته انجام گرفته و بهبود یافته است. اگر امروزه مردمسالاری به عنوان یک گزینه برتر و کم هزینه تر در اداره امور کشورها و نظام های سیاسی مقبولیت عام یافته و تقریباً جهانگیر شده ، ناشی از تجربه انواع دیگر اشکال حکومت داری در طول تاریخ توسط جوامع بشری بوده و اینکه جامعه بشری در یک جمع بندی از این تجربه ها به این نتیجه رسیده است که تکیه بر خرد جمعی و رای و نظر آحاد ملت در اداره امورشان از طریق نظام نمایندگی در سطوح مختلف تصمیم گیری بیشترین بازده را به همراه داشته و از اعمال هرگونه تصمیم های فردی هزینه زا و مخرب و رواج روحیه استبدادی در جامعه و فروبردن نظام سیاسی در دیکتاتوری جلوگیری می کند.

تمرین مردمسالاری در ایران با پیروزی انقلاب اسلامی شروع شد واین کلام طلایی امام خمینی (ره) که ” میزان رای ملت است ” در اداره امور کشور سرلوحه قرار گرفت و روح و محتوای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز بر این پایه تدوین و با رای مردم تایید شده است هرچند در اجرا و در انطباق با شرایط زمانه دچار بسط و قبض بوده و جای بحث و مناقشه در این باره فراوان است. به هر حال می توان گفت به رغم همه مسائل و مشکلات ، دولت های پس از انقلاب برآمده از یک انتخابات بوده اند و هر یک از آنها تجربه های متفاوتی را در اداره امور کشور در عرصه داخلی و خارجی به نمایش گذاشته اند که در انبان تجربه های جمهوری اسلامی ایران ذخیره شده و در هر مقطعی با تحلیل و پالایش آنها می توان گذشته را چراغ راه آینده ساخت و از سر جمع این تجربه ها برای اداره بهتر حکومت و حکومت داری بهره گرفت و فراموش نکرد که چه هزینه ها و فرصت های گرانبهایی برای این تجربه ها پرداخته شده و چه آزمون و خطاهایی که در این مسیر انجام شده است.

        دولت احمدی نژاد با نگاهی منتقدانه و حتی نفی ای  نسبت به عملکرد و تجربه دولت های پس از انقلاب ، تجربه جدیدی را در امر حکومت داری در پیش گرفت و سیاست های تازه ای را در عرصه داخلی و خارجی به اجرا درآورد که اگر بخواهیم آنها در قالبی بریزیم هسته سخت آن «مردمگرایی» است. بدون آنکه بخواهم به کالبدشکافی بیشتر این مدعا بپردازم به نظرم یکی از اجزای ناگزیر این تجربه «سفرهای استانی» و به تعبیری «تئوری جدید در مدیریت کشور» است که آقای احمدی نژاد و دولتش در حال انجام دور دوم این سفرها هستند و قصد دارند تا پایان عمر دولت در سال آینده آن را به پایان رسانند تا در کارنامه دولت نهم به عنوان یک رکورد ثبت شود که دو دور به همه استان ها و شهرهای کشور سفر کرده است . یادآور می شوم در دولت های پس از انقلاب انجام «سفرهای استانی» مرسوم بوده اما قطعاً آنچه دولت نهم پیش گرفته و انجام داده است به لحاظ شکل و محتوا و تعداد متفاوت از گذشته است و برند (ثبت امتیاز) اینگونه سفرهای استانی تعلق به دولت احمدی نژاد دارد.

         اما سوال مهمی که در این باره قابل طرح است و از منظر حکومت داری باید به آن به عنوان تحلیل یک تجربه و امر پژوهشی نگاه کرد: اینکه انجام این سفرهای استانی به چه میزان به پیشبرد برنامه توسعه کشور و حتی محرومیت زدایی از استان های محروم و اداره بهینه امور استان ها کمک کرده است؟ و آیا به لحاظ هزینه – فایده و دستاوردها کارنامه موفق تری نسبت به عملکرد دولت های گذشته در اداره امور کشور برجای نهاده است؟ و آیا…

         از آنجا طرح این سوال و پاسخگویی کارشناسی به آن ضرورت می یابد که تجربه حکومت داری دیگر کشورها به ویژه کشورهایی که راه توسعه را پیموده اند، نشان می دهد در آن کشورها بدون انجام سفرهای استانی توسط دولت هایشان اداره امور بهتر انجام می شود و جریان توسعه به خوبی به پیش می رود. تقریباً نویسنده به یاد ندارد که رئیس و اعضای دیگر دولت ها هر ماه به استانی سفر کنند و با دریافت انبوه نامه ها از مردم بخواهند به رفع مشکل آنها بپردازند. واقعاً آماری که از مصوبات دولت در سفرهای استانی دور اول داده شد (۶۲۰۰ مصوبه) یا تعداد نامه هایی که در این سفرها به دولت داده شد (بالغ بر ۱۴ میلیون نامه) یا اخیراً تعداد ۱۰۰ هزار پروژه ای که قرار است از حاصل این سفرها به ثمر رسد، ارقام حیرت انگیزی است که در هیچ کجای دنیا نظیرش را نمی توان پیدا کرد. هر چند از این آمارها می توان به عنوان شاهدی برای پیوند محکم مردم و دولت استفاده تبلیغاتی کرد اما در نهایت باید معلوم شود این ارقام و بالاتر از این ارقام و سفرها چه تاثیری در پیشبرد جریان توسعه ملی و افزایش تولید ناخالص داخلی و رفاه همگانی و بهبود دیگر شاخص های کلان اقتصادی داشته است؟

         متاسفانه ارقام شاخص های کلان اقتصادی کشور منتشره توسط بانک مرکزی هیچگونه تفاوت معنادار و مثبتی را در نرخ رشد تولید ملی نسبت به گذشته در این باره به نمایش نمی گذارد ضمن آنکه ارقام دیگر شاخص ها تفاوت معنادار و منفی ای را نشان می دهد و به عبارتی روشن می توان دریافت که جا پای محکمی از تاثیرگذاری «سفرهای استانی» در پیشبرد جریان توسعه ملی و پایدار و محرومیت زدایی از استان های محروم و اداره بهتر امور استان ها وجود ندارد.

       اخیراً که بحث تحقیق و تفحص از سفرهای استانی دولت نهم در مجلس هشتم مطرح شده است ملاحظه کردم که حامیان دولت نسبت به آن واکنش منفی نشان داده و پیشاپیش از عدم تصویب آن در صحن علنی مجلس خبر دادند. ظاهراً این دوستان اصولگرا گزارش چندی پیش مرکز پژوهش های مجلس که توسط همفکرانشان تهیه وارائه شده است ، نخوانده اند وگرنه اینگونه عجله دربرخورد و پیشداوری نمی کردند و این درخواست تحقیق و تفحص را سیاسی و به منظور بهره برداری انتخاباتی قلمداد نمی کردند. اگر به راستی این حامیان بر این نظرند که انجام «سفرهای استانی» نقطه قوت دولت نهم به شمار می رود و تاثیری مثبت در اداره امور کشور و پیشبرد جریان توسعه ملی و محرومیت زدایی و حل مشکلات مردم داشته است پس چه جای نگرانی از انجام تحقیق و تفحص توسط مجلس هشتم اصولگرا دارند؟ فراتر از این موضوع آیا نباید تجربه «سفرهای استانی» در دولت نهم به عنوان یک امر پژوهشی مورد مطالعه و تحقیق نیز قرار گیرد تا معلوم شود که به چه میزان در امر حکومت داری می تواند آثار مثبت و منفی در پی داشته باشد؟ و به واقع در انبان تجربه های حکومتی جمهوری اسلامی ایران کارایی آن محاسبه و محک زده شود ؟ «ارزیابی سفرهای استانی» دولت نهم یک ضرورت است و طرح تحقیق و تفحص ارائه شده به مجلس هشتم در این باره امری مثبت است و چه مجلسی بهتر از مجلس هشتم اصولگرا که درباره عملکرد و نتایج «سفرهای استانی» دولت اصولگرا تحقیق و تفحص کرده و دراین باره اعلام نظر و ارزیابی کند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *