پاسخ‌ها به سئوالات کابران نوروز

نوروز: علی مزروعی عضو دفتر سیاسی جبهه مشارکت ایران اسلامی و نماینده مردم اصفهان در مجلس ششم در هفته‌های گذشته مهمان سایت نوروز و دریافت کننده سئوالات مخاطبان سایت بوده‌ است. پاسخ‌های ایشان به سئوالات کاربران سایت در ادامه آمده است .

مزروعی : باسلام به همه افراد وعزیزانی که محبت کرده و سئوالات خود را از من مطرح کرده اند و همچنین افرادی که این سئوال و جواب ها را می خوانند . امیدوارم این فضای گفتگو و تضارب آراء و افکار به همه ما در راه انتخاب بهتر برای زندگی فردی و اجتماعی کمک کند و همه دریابیم که این تنها روشی است که مارا به سرمنزل مقصود می رساند .

۱- حائری مقدم :

آیا شماباآمدن خاتمی موافق هستید و و اگر موافق هستید خاتمی دوره ۱۰ چه تفاوتهای با خاتمی ۳ دوره قبل باید داشته باشد ؟

علی مزروعی :

جناب حائری مقدم ! من با آمدن آقای خاتمی کاملا موافقم و اورا تنها شانس و امکان موفقیت اضلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری می دانم .طبعا خاتمی کنونی با خاتمی قبل مثل همه آدمها تفاوت دارد چرا که تجربه و تحولات زیادی را پشت سر نهاده است و قطعا در صورت بدست گیری مسئولیت دولت متفاوت از گذشته عمل خواهد کرد اما من نمی توانم برای ایشان تعیین تکلیف کنم و از نظر من اگر همان عملکرد قبلی را هم داشته باشد کفایت می کند و به عبارتی اگر روند همان دوران هشت ساله ادامه می یافت مسیر رشد و توسعه کشوربیش از پبش هموار می شد و مردم در گذر زمان به آرامش و رفاه بیشتری دست می یافتند .

۲- محسن از قم :

آیا شما و سایر دوستانتان با بزرگان کشور همچون هاشمی و خاتمی و سایر مراجع روشن ضمیر در مورد نقص سیستم حکومتی به طور جدی وارد بحث شده اید؟ چون تا این سیستم برقرار است چیزی تغییر نمی یابد اساس کار باید رای مردم – دوره ای کردن حکومت و پاسخگو نمودن ان باشد.

علی مزروعی :

دوست عزیز !ما در حد توان و فرصت و امکان ملاقاتی که فراهم می آید نظرات و دیدگاههای خود را در این باره ارائه کرده ایم و از سخنان این بزرگان بخوبی بر می آید که آنها هم دغدغه این موضوع را دارند و امیدواریم در سایه این مباحث بتوان به ضرورت و انجام اصلاحات لازم در میان اکثریت مردم رسید تا راه قانونی برای تحقق آن فراهم و پیموده شود .

۳- سید مهدی موسوی :

با سلام خدمت اقای مزروعی

به نظر شما این دولت قابلیت رای اوردن در دوره بعد را دارد

اگر اقای خاتمی بیاید به نظر شما رای میاورد؟

با تشکر

علی مزروعی :

جناب آقای موسوی ، به نظرمن این دولت تا اینجا نشان داده که قابلیت رای آوردن برای دور بعد را ندارد مگر امدادهای غیبی به کمکش بیاید! و به نظرمن اگر آقای خاتمی بیاید امکان رای آوری او بسیار بالاست اما در عالم سیاست آنهم در ایران هیچ عمل سیاسی قابل پیش بینی نیست و تا روز انتخابات گردوی سیاست هزار چرخ می خورد تا به زمین برسد !

۴- مهدیزاده اردکانی :

با سلام به شجاع ترین نماینده مجلس ششم

۱-به نظر شما بازگشت اقای خاتمی به صحنه انتخابات چه فواید وضررهایی دارد؟جنابعالی موافق کاندیداتوری اقای خاتمی هستید یا مخالف؟

۲-ایامواضع اقتصادی جبهه مشارکت نسبت به مجلس ششم تغییر نموده؟به نظر شما نقاط ضعف اصلاح طلبان در مجلس ششم چه بود؟

علی مزروعی :

جناب مهدی زاده از لطف و محبت و حسن ظن شما تشکر می کنم و بنده جز انجام وظیفه نمایندگی کاری نکردم . به نظرم خلاصه ترین پاسخ این است که آمدن آقای خاتمی به صحنه انتخابات هیچ ضرری ندارد اما فوائد بسیار دارد و از جمله اینکه جلوی خسارت بیشتر به کشور را می گیرد !در پاسخ به سئوال دوم مواضع اقتصادی جبهه مشارکت نسبت به مجلس ششم تغییری نکرده است و در مورد ضعف اصلاح طلبان در مجلس ششم واقع اینکه من ضعف چندانی نمی بینم چرا که دوستان ما در این مجلس تمام توش و توان خود را برای پیشبرد اصلاحات بکار بستند اما اگر نتوانستند همه آنچه را می خواستند به نتیجه برساند برمی گردد به ساختار حقوقی و حقیقی موجود که بحث مفصلی را می طلبد .

۵- علی آزاد :

سلام

جناب آقای مزروعی

۱-آیاشماموافق تغییرقانون اساسی هستیدویااینکه معتقدیدقانون اساسی فعلی ظرفیت دست یابی به دموکراسی رادارد؟

۲-آیاروحانیت جایگاه واقعی خودرادراداره ی امورکشوردارد؟

باتشکر

علی مزروعی :

عزیز گرامی ، قانون اساسی دست نوشته بشری است و طبیعی که در گذر زمان دانش و تجربه بشر افزایش می یابد و متناسب با آن نیز این قانون باید تغییر یابد بنابراین هیچ فرد عاقل واهل دانش و تجربه ای نمی تواند با تغییرقانون اساسی موافق نباشد اما آنچه محل بحث است شرایط زمانی و محتوای این تغییر است و طبعا تا زمانی که این خواسته به خواست اکثریت جامعه تبدیل نشود امکان اجرایی شدن نمی یابد . در مورد قانون اساسی فعلی نیزاز نظر من این قانون ظرفیت دست یابی به دموکراسی را دارد . در پاسخ به سئوال دوم پاسخگویی دشوار است چون نیاز به انجام یک پژوهش و تحقیق دارد ضمن اینکه باید منظور از جایگاه واقعی روحانیت در اداره کشور نیز تعریف و تدقیق شود چراکه اگر منظور داشتن مناصب رسمی حکومتی باشد که این جایگاه را دارند اما اگر منظور نقش داشتن در اداره حکومت باشد برداشت کلی وظنی من این است که متاسفانه روحانیت جایگاه واقعی خود را در اداره حکومت و اجتماع نسبت به گذشته از دست داده است .

۶- بهرنگ :

سلام

آقای خاتمی انتخابات غیر قانونی مجلس هفتم که خود شما هم رد صلاحیت شدید برگزار کرد

انتخابات مجلس نهم در صورت شرکت و پیروزی در انتخابات در زمان ریاست جمهوری ایشان خواهد بود در صورت رد صلاحیت اصلاح طلبان در این انتخابات مانند مجلس هشتم آقای خاتمی چه واکنشی نشان خواهند داد؟

آیا در صورت پافشاری شورای نگهبان در رد صلاحیت ها آقای خاتمی این انتخابات را بر گزار می کنند

جه تفاوتی درآقای خاتمی در بین انتخابات مجلس هفتم و نهم رخ داده است؟

علی مزروعی :

بهرنگ عزیز، عرصه سیاست بازی های بسیار دارد و من نمی دانم که اگر آقای خاتمی رئیس جمهور شود در انتخابات مجلس نهم چگونه عمل می کند اما سرجمع رئیس جمهور شدن ایشان را به نفع کشور و ملت می دانم چون ایشان یک بصیرت نظری و منش عملی دارد که جامعه ما سخت بدان محتاج است و به نظرم خاتمی میانگین خواسته های جامعه ما را منعکس و عمل می کند و طبعا نمی تواند همه افراد را راضی کند . در مورد واکنش ایشان به پافشاری شورای نگهبان در رد صلاحیت ها و انجام انتخابات نیز من نمی توانم پاسخگو باشم اما اگر شما سخنان اخیر ایشان را مطالعه و دنبال کنید بخوبی در می یابید که تفاوت های مشهودی در مواضع ایشان بوجود آمده است .

۷- امیر :

با سلام

یکسان سازی نرخ ارز در چه دوره ای انجام شد ؟؟

(چه سالی )

علی مزروعی :

دوست گرامی یکسان سازی نرخ ارز در قانون بودجه سال ۱۳۸۱ آمد و از ابتدای این سال اجرایی شد .

۸- شهرام :

جناب آقای مزروعی سلام

با توجه به کارنامه مفتضحانه اقتدارگرایان بی منطق مقدس مآب دراین سه سال اخیر و نابودی دستاوردهای توسعه گرایانه و اصلاح طلبانه دلسوزان میهن گرامیمان، آیا بهتر نیست که پیشروان اصلاحات و جبهه دموکراسی با دانایی محوری در رفتار نه گفتار بر حقوق فردی وآزادیهای اجتماعی ایرانیان پافشاری بیشتر نموده و در برابر تمامیت خواهان خانمانسوز( که کشتی که خود نیز سوارند را سوراخ می کنند …)ایستادگی جانانه کنند ( مثل تحصن در مجلس ششم که بعد آن نیز نبایستی به مجلس برمی گشتند تا رسیدن به آزادی و آبادانی کشور وایرانی سرفراز )و کاندیدایی دور اندیش و مدبر و مدیر چون خاتمی را راضی به کاندید شدن نمایند یا اگر آقای خاتمی نیامدند محمدرضا خاتمی با حمایت قاطع اصلاح طلبان به صحنه انتخابات وارد شوند و در صورت رد صلاحیت بدون کوچکترین کوتاهی از حاکمیت خارج شوند تا مردم فکر نکنند که همه از یک قماشید و مردم سرکارند هیچ فرقی بین شما نیست (اقتدارگرا یا اصلاح طلب) و اندک امیدشان نیز به یاس نیانجامد.چون هنوز به شما و راستگوییتان امید دارند و دل بسته اند تا فردایی بهتر برای فرزندان و خود شاهد باشند.درود بر شما پیروان آزادگی و آزادی ایرانیان

علی مزروعی :

جناب شهرام عزیز!

ابتدا یادآور شوم که من با نوع ادبیات شما موافقت ندارم و با لحن بهتر و آرامتر هم می توان طرح سئوال کرد . درپاسخ به سئوال شما ما باید در هر موقعیتی تحلیل خودمان از شرایطی را که در آن به سر می بریم روشن کنیم تا آنگاه بتوانیم راهبرد و تاکتیک های برون رفت از وضعیت موجود را بیابیم . هرگونه سیاست ورزی و اقدام که متناسب با ظرفیت های موجود جامعه نباشد و نتواند اکثریتی از مردم را با خود همراه کند شکست خورده است و بنابراین ما باید با شناخت درستی از ساختار حقیقی جامعه و ساختار حقوقی حاکم عمل کنیم و عرصه سیاست اینگونه نیست که امکان هر عملی را به ما بدهد براین پایه اصلاح طلبان در صورتی می توانند در انتخابات پیروز شوند و اهداف خود را پی گیرند که با وحدت کامل به این میدان آیند و نامزدی را معرفی کنند که امکان گذر از هفت خوان انتخابات و رای آوری بالا داشته باشد و به نظرم این نامزد فقط خاتمی می تواند باشد و لاغیر! طبعا در مورد نکات دیگری که پرسش کرده اید فقط در شرایط زمانی هر رخداد می توان در مورد عکس العمل به آن رخداد تصمیم گرفت و نمی شود در این باره حکم کلی و ثابت داد .

۹- مسعود دهنوی :

چرامدیریت اقتصادی در نهادهای مدنی و صنفی که کمترین هزینه و بیشترین فائده را برای دولت و جامعه دارند و از اینرو در ادبیات اقتصادی از تعداد آنها در هر واحد ملی به عنوان شاخصی برای اندازه گیری میزان « سرمایه اجتماعی » استفاده می شود در کشور ما مورد کمترین توجه و حمایت از سوی حاکمیت است ؟

علی مزروعی :

جناب دهنوی گرامی به نظرم این ناشی از سوء ظنی است که حکومت و حکومتگران ما بطور کلی نسبت به شهروندان و هرنوع کار سازماندهی شده و تشکل مدنی و صنفی دارند و متاسفانه فکر می کنند که اینها ممکن است روزی مزاحم قدرتشان شوند یا …

۱۰- مسعود دهنوی :

چگونه اعتقاد به ولایت فقیه درایران با اداره ی جامعه از طریق دموکراسی قابل جمع است؟

علی مزروعی :

دوست گرامی اول اینکه ساختار حقوقی هر جامعه ای در تناسب با ساختار حقیقی اش تعین می یابد و به ویژه در بعد اجرایی در انطباق با ساختار حقیقی اش عمل می کند که بحث مفصلی را می طلبد .دوم اگر دموکراسی را پایبندی به رای و نظر مردم در اداره امور کشور براساس ساز و کارهای تعریف شده بدانیم این هیچگونه تناقضی با اینکه جایگاهی بنام ولایت فقیه در راس جامعه وهرم قدرت تعریف شود ، ندارد همانطور که در کشورهایی مثل انگلیس ، هلند ، …تداوم نظام سلطنتی تناقضی با دموکراسی ندارد . اصولا دموکراسی یک روش برای اداره امور است که در هر جامعه ای متناسب با شرایطی که در آن بسر می برد و اکثریت بر سر آن تفاهم می کنند می تواند بکار گرفته و بدان عمل شود .

۱۱- صهبا الستی :

جناب اقای مزروعی

لطفادرصورت امکان نظرخود رادرباره نقض شدید حقوق بهاییان ایران بیان بفرمایید. با سپاس فراوان

علی مزروعی :

واقع اینکه من اطلاعات دقیقی راجع به نقض حقوق بهائیان ندارم و اطلاعاتم در حد انتشار اخباری است که بعضا در رسانه ها منتشر می شود و در مقام مقایسه قطعا حقوق مسلمانان بیشتر نقض می شود ! اما بطور کلی براین نظرم که حقوق شهروندی هرایرانی باید از سوی حکومت و حکومتگران محترم شمرده شود و دراین باره باورهای عقیدتی و قومی و…نمی تواند محل اثر باشد .

۱۲- پدرام :

با درود

شما یکی از تنها کسانی بودید که به حکم حکومتی رهبری در مجلس ششم اعتراض کردید. در آن قضیه شما تنها به نظر می آمدید چرا فراکسیون مشارکت که اکثریت بود در آن قائله با شما همرامی نکرد آیا اعتقادی به مقاومت نداشتند؟

آیا شما برای جلوگیری از شکنجه فرزندتان در بازداشت وبلاگ نویسان قدرتی نداشتید؟ اگر یک نماینده مجلس نتواند وای به حال من بینوا!؟!؟

علی مزروعی :

پدرام عزیز ! من در آن واقعه تنها نبودم اما در آنروز پرحادثه تصمیم جمعی فراکسیون دوم خرداد این شد که از کنار آن واقعه بگذرند . در مورد سئوال دوم مسلم است که اگر من نماینده هم بودم چنین قدرتی نداشتم ( چون در آن موقع دیگر نماینده نبودم ) اما در برابر این موضوع بقدری پیگیر شدم که سرانجام رئیس قوه قضائیه کمیته ای سه نفره را مامور رسیدگی و اعلام نظر در این باره کرد و سرانجام این کمیته به کار غیرقانونی دادستانی و منع تعقیب بازداشت شدگان نظر داد از اینرو به نظرم این نتیجه گیری کلی شما که اگر یک نماینده نتواند وای به حال دیگران ، درست است اما در عین حال این تجربه نشان داد که اگرهرشهروندی نسبت به اعمال غیرقانونی و ظالمانه عکس العمل نشان دهد و پیگیر باشد بالاخره جایی برای رسیدگی وجود دارد و به نظرم اشکال اصلی در این نوع موارد به خود ما برمی گردد و اینکه چقدر حاضریم برای پیگیری این امور مایه بگذاریم ؟

۱۳- نادر رضوی :

سرور ارجمند جناب مزروعی

اولا لازم می دانم که از زحمات چند ساله شما در دوران ممتاز مدیریت انجمن صنفی مطبوعات تقدیر و تشکر نمایم ثانیا به نظر می رسد که بعضی از افراد عضو انجمن سوبرداشتی نسبت به لب تاپ های هدیه ریس جمهور محبوب (خاتمی) و همچنین وام های

۹۹ ساله دارند خواهش می کنم در حد مقدرات در این باره توضیح دهید.

ضمنا فرصت را مغتنم دانسته یاد و خاطره احمد بورقانی عزیز را گرامی بدارییم.

علی مزروعی :

جناب رضوی از لطف و حسن نظر شما متشکرم . در مورد هدیه لب تاپ متاسفانه بدلائلی انجمن نتوانست اینرا در دولت خاتمی عملیاتی نماید و پس از روی کارآمدن دولت احمدی نژاد بلافاصله معاونت مطبوعاتی ارشاد بودجه این هدیه را در اختیار گرفت و به هرخبرنگاری که دلشان خواست دادند ! و به رغم اینکه انجمن بارها درخواست کرد گزارشی از توزیع این هدیه داده شود هیچ گزارشی داده نشد. در مورد وام ۹۹ ساله بنده هیچ اطلاعی ندارم و نمی دانم منظور شما چیست ؟

۱۴- الهام س. :

با سلام آقای مزروعی

آیا این حقیقت دارد که شما در زمان حضور اصلاح طلبان در قدرت برخی از فامیلهای نزدیک خود را در جاهای مختلف مانند وزارت نفت ، سازمان مدیریت و برنامه ریزی و… مشغول به کار کرده اید؟

علی مزروعی :

نه ، این حقیقت ندارد . تنها فامیل بنده که در کل دوران اصلاحات به استخدام دولت ( وزارت نفت ) درآمد پسر خواهر بنده بود که اوهم از طریق کنکوروقبل از دولت اصلاحات (سال ۷۶) در دانشکده نفت آبادان پذیرفته و بنحوی متعهد خدمت در وزارت نفت شده بود و هم اکنون هم مثل تمامی مستخدمین این وزارت خانه در حال گذارندن دوران آموزشی و آزمایشی اش در پالایشگاه اصفهان می باشد وبه احتمال قوی اگر خویشاوندی با من نداشت از وضعیت بهتری برخوردار بود ! چرا دراین دوران برادرم رااز سپاه بازنشسته کردند و برخی افراد را که فقط فامیلشان مشابه فامیل من بوداز استخدام در برخی نهادها محروم کردند!

۱۵- امین :

پاسخ دهید که :

۱ – در دوران مسئولیت خود و دوستانتان چه گلی بر سر این مردم زدید و چه کار مهم و کلیدی انجام دادید ؟ غیر از شانتاژ و بخور بخور و فامیل بازی و رانت خواری و … که حالا برای ریشه کردن آنها این دولت باید بخش عمده ای از انرژی خودش را صرف کند ؟

۲ – چرا امریکا و دشمنان ایران همواره شما را و اندیشه هایتان را حمایت می کنند ؟ آیا این اتفاقی است ؟ و اگر واقعا حامی تفکرات شما هستند ( که هستند ) چرا تجدید نظر نمی کنید .

۳ – امثال شما در دوران خاتمی بطور ناگهانی گنده شده و مطرح شدید و قبل از آن هیچ سابقه روشن و مهمی در جامعه نداشتید . چرا اینقدر فکر می کنید همه چیز را می دانید در صورتی که اصول ابتدایی سیاست و اقتصاد و … را هم نمی دانید و این را بارها ثابت کرده اید ؟

۴ – در کجای دنیا تشکیلاتی با کاربرد مشابه شورای نگهبان وجود ندارد که شما و دوستانتان برای ۴ تا جوان ساده لوح و البته خودباخته ( که هر چیز خودشان بد و هر چیز دیگران خوب است ) جا انداخته اید که این شورای نگهبان اصلی ترین مانع دموکراسی در ایران است ؟ اگر نمی دانید بپرسید و اگر می دانید ، خیانت می کنید که کتمان می کنید و در واقع شما این قشر اندک را تحمیق می کنید .

۵ – برای آنها که سوالات بالا را پرسیده اند بگویید که در تمام کشورهای دنیا قانونی وجود دارد که حتی از راههای دموکراتیک اجازه تغییر آنها را نمی دهد مثل تغییر قانون لاییک در کشورهای بسیاری از جمله ترکیه و اروپایی ها و … توجه داشته باشید حتی از راههای دموکراتیک . اما شما ۴ تا احمق گیر آورده اید و اصرار دارید که وانمود کنید در ایران بن بست سیاسی است تا بلکه از این راه به خواسته هایتان که همان پست و رانت و … برسید .

۶ – چرا شما پاکترین ، شریفترین و باسوادترین مسئول اجرایی کشور را به بدترین شکل ممکن تحقیر و تخطئه می کنید ( دولت نهم ) . در حالیکه کثیفترین ارتباطات سیاسی و اداری و اقتصادی در دوران خاتمی و شما شکل گرفت . شما که قایل به گفتگو با دشمنان هم هستید آن هم با دادن باج و تحقیر ملت ایران ( که بارها توسط خاتمی اتفاق افتاد ) چرا با این دولت از دشمن بدتر برخورد می کنید ؟ واقعا چه کاری با شما کرده است ؟

۷ – یادتان که نرفته است یک نفر در یک برنامه یا در یک روزنامه انتقاد تندی از خاتمی می کرد با تمام توان و قدرت او را تخطئه می کردید که دارد دولت برآمده از مردم را نابود می کنند و چه و چه . حالا آیا این دولت برآمده از مردم نیست و یا آن نظر درست نبوده است و یا توطئه ها و تخریبها کمتر از آن دوران است . اگر راست می گویید برای مخاطبینتان آماری از تخریبها علیه هر دو دولت در زمانی مشابه ارائه دهید و البته نوع تخریبها و شدت آنها را هم مشخص کنید .

علی مزروعی :

دوست عزیز !اگر شما امین و مسلمانید باید در برخورد با دیگران اصل را برصحت عمل و درستی آنان بگذارید مگراینکه شما دلائل مستند و قوی بر خلاف آن داشته باشید .

۱- در این سئوال شما فقط اتهام زده اید و من هیچ دلیلی بر اثبات مدعایتان نمی بینم تا پاسخگو باشم . ازاینکه ما چه گلی بر سر این مردم زده ایم می گذرم چون آنرا باید مردم تشخیص دهند و اینرا فقط در یک انتخابات آزاد و رقابتی و سالم و عادلانه بین ما و دیگران می توان دریافت و لاغیر! و می بینید که اصولگرایان بصورت یکدست در حاکمیت با اینکه همین مدعای شما را دارند جرئت نمی کنند که اجازه حضور به ما در انتخابات بدهند چون نتیجه را می دانند ! با این حال شما چه دلیل یا شاهدی بر شانتاژ و بخور بخور و فامیل بازی و رانت خواری و …بنده یا دوستان بنده دارید؟ و آیا همینطوری می شود دیگران را متهم کرد؟ شما حتی اگر یک دلیل و شاهد برای اثبات این مدعایتان ارائه کردید من همه مدعاهای دیگر شما را دربست می پذیرم . دوست عزیز ! فکر نکرده ای این دولتی که اینهمه مدعای مبارزه با فساد و…دارد در این سه سال گذشته همه پرونده های عمل ما زیر دستش بوده است و اگر کوچکترین سوژه ای در این باره بدست آورده بود بر بام می نهاد؟ لابد خیلی هم انرژی تلف کرده اند اما تاکنون می بینید که هیچ گیر نیاورده اند و امثال بنده چون پرونده زندگی شان پاک است اینطور راحت می نویسد و فعالیت می کند چراکه از قدیم گفته اند آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است ؟

۲- امروز دنیا به یک دهکده واحد تبدیل شده است و همه دولت ها و مقامات کشورها نسبت به وقایع و حوادث جاری در دیگر کشورها اظهارنظر می کنند (مثل مقامات و دولت ما که از صبح تا شام راجع به مسائل ریز و درشت دنیا و ازجمله آمریکا اعلام موضع و نظر می کنند و اخیرا دولت ما به صراحت در پی برنامه ریزی برای اداره جهان است !) والبته نوع موضع گیری آنها برمی گردد به تحلیلی که از مسائل جهان و کشورها و منافع ملی شان دارند وطبعا نمی تواند ملاکی برای درستی یا نادرستی راه و روش و کار دیگران واز جمله ما باشد . بطور مثال اگر در کشورما حقوق شهروندی نقض شود و اصلاح طلبان بدان اعتراض کنند ، در عین حال مجامع جهانی ومقامات و نهادهای حقوق بشری و مقامات آمریکا و…نیز نسبت به این موضوع اعتراض کنند آیا این دلیل حمایت آنها از اصلاح طلبان می شود ؟ یا اینکه بدلیل این هم موضعی اصلاح طلبان باید از اعتراض نسبت به نقض حقوق شهروندی دست بردارند؟ به نظرمن طرح اینگونه مسائل بهانه ای بیش از سوی برخی حکومتگران و رقبای سیاسی برای مشوه کردن فضا وفرار از واقعیت و تداوم روشهای اقتدارگرایانه و نقض حقوق شهروندی و…نیست وگرنه چهره و سابقه اصلاح طلبان در پایبندی به اصول و اهداف انقلاب و نظام روشن است . متاسفانه دائره اینگونه نگرش آنچنان وسیع گشته است که از زاویه ای دیگررخداد هرگونه ناکامی ناشی از سوء مدیریت دولت و مجلس و…مثل تورم و گرانی و فقر و فساد و…در کشوررا هم ناشی از توطئه استکبار جهانی و آمریکا قلمداد کرده و هیچ کژی و کاستی و…را در کار حاکمیت نمی پذیرد و معلوم نمی کند بالاخره در این میان مردم و حاکمیت ایران چکاره هستند ؟

۳- من نمی دانم ملاک شما برای کوچک یا یزرگ بودن افراد چیست اما بنده سابقه روشنی دارم ( روشنتر از آقای احمدی نژاد و یارانش ) و خوشحالم که رده های مسئولیت را بطور طبیعی و نه رانتی طی کرده ام و در نهایت نیز مدال رای مردم شریف اصفهان به گردنم آویخته شد و افتخار نمایندگی مردم در یک انتخابات کاملارقابتی را یافتم . در عین حال من هیچ کجا ادعا نکرده ام که همه چیز را می دانم و اتفاقا در این سن دانش من بجایی رسیده است که بدانم نادانم ! اگر شما در همه نوشته ها و گفته های بنده چنین مدعایی یافتید عرضه کنید تا معلوم شود من دروغ می گویم اما من براین نظرم که فارغ از ادعای دانستن یا ندانستن افراد باید به همه افراد جامعه اجازه اظهار نظر داد و طبعا این دیگران هستند که در باره درستی و نادرستی اظهارات افراد و میزان دانش آنها داوری کرده و به نتیجه می رسند و قطعا در یک جامعه آزاد و پویا ودانشجو هیچ فردی نمی تواند رای و نظرش را بر دیگران تحمیل کند .

۴- الحق و الانصاف این مطلب شما درست است که در هیچ کجای عالم نهادی مانند شورای نگهبان وجود ندارد و البته عمل هیچ نهادی هم در دنیا مانند این شورای نگهبان پس از رحلت حضرت امام نبوده است ! من نمی دانم شما چند سال دارید اما اگر سن شما مانند بنده باشد بخوبی می دانید که شورای نگهبان در زمان امام هیچگاه اینکارهایی که پس از سال ۶۸ با اختراع و اعمال «نظارت استصوابی » کرد نمی کرد و درآن زمان هم کسی متعرض کار شورای نگهبان نبود . آخر چطور می شود این شورا در هرانتخاباتی افراد مسلمان ایرانی زیادی را به دلیل عدم اعتقاد و التزام به اسلام و جمهوری اسلامی رد صلاحیت نماید و به هیچ مرجعی هم پاسخگو نباشد ؟ دراین شرایط آیا شما فکر می کنید داوری بسیاری از مردم در مورد عملکرد این شورا چیست ؟ و آیا خودبخود این معنا مستفاد نمی شود که این شورا مانع دموکراسی در ایران است ؟ اشتباه شما این است که فکر می کنید می شود دیگران را تحمیق کرد در حالیکه هرحرف و سخنی تا ریشه در واقعیت نداشته باشد بر ذهن و دل دیگران نمی نشیند.

۵- اگر الگوی شما کشورهایی مانند ترکیه و…است حق با شماست هرچند در این کشورها هم با رای مردم می توان قانون اساسی را تغییر داد( کاری که در سال گدشته در ترکیه انجام شد ) و حتی در ترکیه سکولار اسلامگرایان با رای مردم توانسته اند مجلس و دولت و ریاست جمهوری را بدست گیرند اما درجمهوری اسلامی ایران حتی افراد مومن به این نظام از شرکت در انتخابات محروم می شوندو…دوست عزیز! آیا خواسته عمل به قانون اساسی و اتکا به رای مردم در اداره امور که از سوی اصلاح طلبان مطرح می شود برای پست و رانت و…است اما دستیابی به مناصب حکومتی از راه نظارت استصوابی و…برای خدا و خدمت به مردم است ؟ شما یک نفراز این اصولگرایان را نشان بده که در مناصب حکومتی قرار گرفته و ازحقوق و مزایا و…آن صرف نظر کرده است البته اگر جعل مدرک و خویشاوندی و…را درنظرنگیریم ! رسانه های دولتی و حکومتی فقط نسبت به حقوق و مزایای نمایندگان مجلس ششم حساسیت داشتند و هر روزآنرا در بوق می کردند اما برای نمایندگان مجلس هفتم و هشتم که بسی بیش می گیرند می بینید که چون خودی اند سکوت رادیویی کرده اند! به قول عوام قربون برم خدا را ، یک بوم و چند هوا را؟ نمی دانم چرا شما هرآنکس را که غیر از آنچه شما می پسندید ، می پسندد احمق نام می نهید ؟ و آیا متقابلا همین حق را برای دیگران قائل هستید؟ واصلا چرا فکر می کنید دیگران احمق هستند و شما عاقل؟ در مورد بن بست سیاسی هم من نمی دانم اینرا از کجا آورده اید و به ما نسبت داده اید اما قطعا ادامه راه و روش موجود نظام را به بن بست می برد .

۶- از قدیم گفته اند مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید ! درمورد شکل گرفتن کثیفترین ارتباطات سیاسی و اداری و اقتصادی در دوران خاتمی نیز ارائه دلیل و شاهد مثل موارد مدعایی دیگر لازم است وگرنه جز اتهام زنی بیش نیست که شیوه جاری دوستان اصولگراست ! و خوشبختانه پس ازگذشت سه سال از حاکمیت یکدست تاکنون هیچ دلیل و شاهدی دراین باره نتوانسته اند ارائه کنند. ظاهرا شما بین نقد و انتقاد و دشمنی خلط کرده اید ونمی دانم چگونه می شود با دولتی که همه اصلاح طلبان را حذف وحتی آنانرااز داشتن یک پست کارشناسی محروم کرده است و گوش خود را بروی سخنان دیگران (غیرخودی ها) بسته است گفتگو کرد ؟ در مورد گفتگوی با دشمنان و باج دادن و…هم هنوززود است که داوری کنیم اما از طلیعه دوستی با مردم اسرائیل می شود نهایت کار دولت نهم را در این باره حدس زد هرچند اصل مدعای شما در مورد دولت خاتمی نادرست است .

۷- در این باره بگذارید دیگران داوری کنند اما حتما شما اینرا قبول دارید که رای آقای خاتمی بدون امداد نیروهای غیبی و در نوبت اول بیشتراز احمدی نژاد بود، و اگر دولت ایشان مردمی است آن دولت مردمی تر بود؟ و البته همه کارشکنی ها و بحران آفرینی ها و…در دوره اصلاحات برآمده از همان نیروهای غیبی بود و دلیلش اینکه با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد همه آن نیروهای غیبی غیب شدند ! در مورد میزان تخریب ها هم شما لابد شوخی می کنید ؟ آیا با همراه بودن ۹۸ در صد رسانه ها با دولت احمدی نژاد و تنها دو درصد رسانه مستقل و اصلاح طلب دیگر جایی برای تخریب می ماند؟ وبه رغم فعالیت این ۹۸ درصد بر علیه دولت خاتمی حتی یک شکایت علیه آنان از سوی دولت اصلاحات انجام نشد و این از افتخارات آن دولت که فضای نقد و انتقاد را در کشور نهادینه کرد .

۱۶- یوسف کمش دفه ای :

با سلام و خسته نباشید

جناب آقای مزروعی لطفآ محل اختلاف دیدگاه های مهندس عباس عبدی باخودتان و دوستانی که با شما هم عقیده اند رادقیقآ مشخص کرده و درخبرنامه مشارکت و یا هر جای دیگر درج نمایید تا هم روشنگری صورت گیرد هم اینکه ما چیزی یاد بگیریم.

علی مزروعی :

جناب یوسف عزیز! نمی دانم از کدام قرائن و شواهد شما به این نتیجه رسیده اید که آقای عبدی بابنده و دیگر دوستان اختلاف عقیده دارد تا پاسخگو باشم حداکثر اینکه ما با هم اختلاف سلیقه داریم و این امری طبیعی است و فکر نمی کنم نیازی به طرح اختلاف سلیقه ها باشد چرا که بین هر جمعی اینگونه اختلاف سلیقه وجود دارد .

۱۷- بیداد امامی :

یکی از مهمترین مشکلات شما در گرفتن قدرت در اینده این است که مردم به شمااعتماد ندارند. چرا که ان زمان که فرمان دست شما بود نه به مردم توجه کردید. و نه ازجایگاهی که به شما به امانت داده شده بود پاسداری کردید. حالا هم فقط و فقط هرف ها زیبای میزنید.سوال من این است, ایا اقای خاتمی سناریوی بعد از اقای احمدی نژاداست (سناریوی نظام) اگر اینطور نیست (که به قول شما هم نیست )ایا فکر نمیکنید موانعی که برای جلوگیری از به قدرت رسیدن اقای خاتمی توسط جناح مخالف ایجا د میگردد با توجه به اینکه موانع ,جنبه قانونی هم داشته باشد,جز اینکه خاتمی حذف شود(حوادث طبیعی مثل سکته قلبی , و سانحه رانندگی ) چاره ای باقی مانده باشد.

علی مزروعی :

من نمی دانم شما چگونه و با تکیه به چه ساز وکاری به این دست یافته اید که مردم به ما اعتماد ندارند ( عین مدعایی که جناح اصولگرای حاکم دائم مطرح می کند ) اما فرض می گیرم شما درست می گوئید حال اگر ما درخواست یک انتخابات آزاد و رقابتی و سالم و عادلانه را داشته باشیم آیا محل اشکال و سئوال است ؟ در این حالت احتمال دو اتفاق است : یک اینکه مردم به ما برخلاف مدعای شما اعتماد می کنند که لابد فکر بعدش هم کرده اند و سئوال بعدی شما محل طرح و بحث ندارد ، و دو اینکه به ما اعتماد نمی کنند و مدعای شما اثبات می شود که بازهم طرح و بحث در باره سئوال شما منتفی است !پس بجای این سئوالات اجازه دهید روی مسئله انتخابات آزاد و رقابتی و…متمرکز شویم و هر رایی که مردم دادند آنرا بپذیریم .

۱۸- بهروز همتی :

آقای مزروعی باسلام؛

من همواره اعتراض هاو فریاد های شما را بر سر دشمنان مردم سالاری در دوره مجلس ششم به خاطر دارم و می ستایم و امید وارم که پس از این هم شاهد آن باشم

آقای مزروعی آیا حس نمی کنید جبهه مشارکت دارد به سوی یک سانتراللیسم حزبی در راس و تبعا پیروی منفعلانه و ضعیف در بدنه پیش میرود؟ آیا وظیفه ی بدنه حذب به تبلیغ و ترویج کاندیدهای حذبی در موعد انتخابات و توجیه عملکرد مدیران دوران اصلاحات و شکستهای پی در پی انتخاباتی تقلیل پیدا نکرده است؟

جناب مزروعی چرا پس از گذشت حدود ۳ سال از برگزاری رسمی ختم اصلاحات ( مرگ اصلاحات پیشتر از آن اتفاق افتاده بود )هیچ مراسمی ، کنگره ای یا نشستی برای بررسی و نقد عملکرد دوران موسوم به اصلاحات برگذار نشده تا در باب کاستی ها و ضعف های آن با حضور صاحب نظران بحث و گفت وگو شود؟آیا دلیلش تنها بی خیالی و سهل انگاری است یا ترس از مواجهه با گذشته و کارنامه هم جولان می دهد؟

و در پایان من هنوز نفهمیده ام اصلاحات مورد نظر آقای خاتمی در دستگاه حاکم قرار است چگونه پیش رود :

«آقای خاتمی با بیان این‌که در موارد مختلف، بحث و گفت‌وگوی آزاد و بی‌تکلف {با مقام رهبری}وجود داشت، به تعهد خود با رهبر انقلاب اشاره کرد و گفت: در این مورد یا تفاهم حاصل بود یا اگر اختلاف نظری باقی می‌ماند، بر اساس تعهدی که وجود داشت، ملاک عمل نظر رهبری بود.»

علی مزروعی :

جناب آقای همتی از لطف و محبت و حسن نظرشما سپاسگزارم . بنده در مورد عملکرد جبهه مشارکت چنین حس و نظری ندارم و اتفاقا در جبهه فضای بحث و نظر بروی همه اعضا باز است . در مورد نامزد حزبی شرایط سیاسی ایران باید لحاظ شود و هر تصمیم سیاسی باید متناسب با این شرایط باشد . در مورد نقد عملکرد دوران اصلاحات و حزب هم بارها اینکاربا دعوت ازافراد و گروه های سیاسی فعال بیرون جبهه انجام شده و گزارشی از آن نیز تهیه ودر گنگره سال گذشته ارائه شد و بصورت مکتوب در اسناد جبهه محفوظ است و فکر نمی کنم در این باره کوتاهی شده باشد . در مورد جمله آخر شما به نقل از خاتمی نمی دانم منبع اش کجاست اما اگر اینهم باشد محل اشکال نیست برای اینکه هر حرکت سیاسی و اجتماعی باید از درون بحث و تعامل و تفاهم به پیش رود وگرنه به نتیجه نمی رسد .

۱۹- مرتضی رضایی :

با سلام به پیشگاه حزب شمارکت و با درود بر جناب مزروعی

در ابتدا می خواستم به جناب amin عرض کنم که مؤدب باشید. اگر آدرسی از شما بود می دانستم چگونه از خجالتتان در بیایم. شما را چه شده است که این گونه افسار پاره کرده اید و نجاست بیرون می ریزید؟ قدری اندیشه کنید در گفتار و تأمل نمایید در کردار. اگر پیرو اسلامید و ارزشی می دانید خود را، این واژه ها و توهین ها با کدام مبنای اعتقادی هم سنخ است و اگر خود را دموکرات و لیبرال می دانید این اهانت ها و ناسزاگویی ها با کدام رکن دموکراسی هم جنس؟ ادب و متانت از کف داده اید، توهین ها به خلق الله می کنید و ادعای ارزشی بودن و مردمی بودن هم دارید؟ حاشا و کلا بر این همه گستاخی و بی آبرویی ها.

در ادامه از جناب مزروعی این سؤالات را داشتم:

اول آن که در انتخاب ریاست جمهوری سال ۸۴ نامزد حزب مشارکت بیش از چهار میلیون رأی آورد. بنا به شواهد و قرائن و تحلیل های آماری، آگاهانه ترین آرا به صندوق دکتر معین و هاشمی رفسنجانی ریخته شد. با توجه به این که شما در کمیته ی برنامه ریزی حزب هستید، می خواستم بدانم که چه برنامه ای برای سازماندهی این چهار میلیون رأی داشته اید؟ آیا توانسته اید تعداد اعضا و تعداد هواداران را افزایش بدهید؟ اگر توانستید، چند درصد میزان این افزایش بوده است؟ آیا این میزان جزب نیرو با آن رأی بزرگ به دکتر معین تناسبی دارد؟ گمان من بر این است که متأسفانه علی رغم رویکرد چهارمیلیونی مردم به نامزد مشارکت در انتخابات نهم، جذب نیرو و ساماندهی آنان چندان موفق نبوده است.

دوم موانع ساختاری جذب و سازماندهی نیرو در فضای تحزبی کشور چیست؟ راه های فائق آمدن بر آن چیست؟

سوم اینکه چه برنامه ای برای نیروهای جذب شده در حزب مشارکت وجود دارد؟ همین نیروهای جذب شده ی فعلی نیز با توجه به مشکلات سازمانی همانند عدم برنامه ریزی های مدون و بلند مدت و مشکلات مالی و غیره توانایی شکوفایی ایده ها و یا کار در چارت سازمانی و بر اساس اساسنامه و مرام نامه ی حزب را ندارند.

چهارم این که با توجه به عضویت شما در مشهورترین روزنامه های اصلاح طلب و همچنین هیئت مدیره صنف روزنامه نگاران، شما چه بسیار عمیق با مشکلات روزنامه نگاری و جریان آزاد اطلاعات در ایران آشنایی دارید. سؤال من تکرار مکرارت و پیش گفتن هاست. اما چه باید کرد که زخم تازه است و گلو نالان. مرهم بر زخم نشیند این ناله ها هم فرو افتد. شما چه راه کاری برای فائق شدن بر این نابه سامانی و تضییق حق در عرصه ی مطبوعات پیشنهاد می کنید؟ اصرار دارم پاسخ روشن و شفاف باشد. دقت داشته باشیم این فقره از معدود دفعاتی بود که رهبری علنا وارد معرکه شد و جانب محافظه کاران را گرفت و این به واسطه ی آگاهیشان از اهمیت موضوع بود که جریان آزاد اطلاع رسانی پاشنه ی آشیل حضرات است. بار دیگر می پرسم که با توجه به این فشار و صف آرایی تمام قد در مقابل جریان آزاد اطلاعات در ایران، شما چه برنامه ای برای فائق شدن بر آن پیشنهاد می کنید؟ نیکو می دانید و بهتر از من که تا زمانی که تکلیف قانون مطبوعات روشن نشود، بسیاری از اقدامات بی نتیجه خواد ماند.

با تشکر بسیار زیاد از سایت نوروز برای این که این وقت را در اختیار مخاطبان می گذارد تا با سیاستمداران محبوب خود به گفتگو بنشینند. و نیز تشکر بسیار از جناب مزروعی.

علی مزروعی :

دوست عزیزو گرامی با تشکر از لطف و حسن ظن شما ، اگر من اجازه داشتم حتما قسمت اول نوشته شما را سانسور می کردم چرا که فکر می کنم حتی اگردیگری رعایت آئین گفتگو وادب را نمی کند ما نباید به همانگونه عمل کنیم . درکمیته برنامه جبهه که بنده هستم به مباحث مرتبط با برنامه ریزی اقتصادی و اجتماعی پرداخته می شود و مسائل مرتبط با سازماندهی و جذب نیرو و…به عهده کمیته اجرایی جبهه است و بنابراین من نمی توانم پاسخگوی سئوالات شما در این باره باشم.درباره موانع ساختاری کار حزبی و…نیزبحث بسیار وجود دارد و به نظرم ازحوصله اینجا خارج است . عین این بحث راجع به کار مطبوعات هم وجود دارد و به نظرم تا زمانی که ساختارهای حقیقی ما و بدنبال آن ساختارحقوقی متناسب بافرهنگ و فضای دموکراتیک نشود و تغییر نکند راه حلی میانبر پیدا نمی شود و من هیچ اکسیر معجزآسایی برای تغییر شرایط کنونی نمی شناسم جز آنکه بپدیریم فقط با اندیشه اصلاحات تدریجی و زمانبر و حوصله مند و پیگیر و…می توان بدان سو حرکت کرد.

۲۰- علی آزاد :

سلام<

جناب مزروعی

۱-حفظ نظام یعنی جه ؟

۲- اگرنظامی نقص دارد بازهم بایددرحفظ آن کوشید؟

علی مزروعی :

آزاد عزیز! حفظ نظام یعنی حفظ چارچوب سرزمینی ومیثاقی جمعی که به عنوان یک قرارداد اجتماعی و در قالب قانون اساسی پدیرفته ایم تا زندگی ما دچار بی نظمی و عدم امنیت و…نشود . روشن است که اگر اکثریت مردم از نظام موجود ناراضی باشند راه تغییر آنرا هم می یابند اما باید درنظر داشت که این تغییر نظام با چه روشی و با چه هزینه ای دنبال شدنی است ؟ از اینروست که در دنیای امروز بجای تغییر نظام به اصلاح نظام به روش های کاملا مسالمت آمیز و تدریجی و اقناعی می اندیشند و با این تعبیر می شود گفت و دید که غالب نظام های سیاسی در حال اصلاح و تغییراند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *