نفت، اقتصاد و انتخابات

تاریخ معاصر ایران با موضوع نفت آغشته است . اوج این جریان را می توان در نهضت ضد استعماری ملی شدن صنعت نفت برهبری دکتر مصدق و کودتای آمریکایی- انگلیسی  28 مرداد ۱۳۳۲ برای بازگرداندن رژیم دیکتاتوری و استبدادی پهلوی دید. هرچند دکتر مصدق با طرح شعار و برنامه ” اقتصاد بدون نفت ” تلاش کرد مسیر جدیدی را پیشاروی اداره اقتصاد ایران قرار دهد اما با رخداد کودتا داستان غم انگیز نفت و اقتصاد ایران سیری بدتر از گذشته یافت و روزبروز اقتصاد ایران نفتی ترشد و با افزایش قیمت نفت از ابتدای دهه پنجاه بیماری هلندی دامنگیر اقتصاد ایران شد که تا امروز آثار و پیامدهای این بیماری همچنان باقی است و متاسفانه در مقاطع افزایش قیمت نفت بر عمق و گستره آن افزوده شده است . و صد البته تداوم رژیم دیکتاتوری پهلوی و عدم گذار بسوی مردمسالاری واقعی نیز با وابستگی تام و تمام اقتصاد ایران و به ویژه بودجه کشور به درآمد نفت مرتبط بوده است .

پس از پیروزی انقلاب اسلامی انتظار می رفت با درس آموزی از گذشته طرحی نو برای استفاده از درآمد نفت در اقتصاد ایران و بودجه دولت انداخته شود اما چنین نشد و حتی اگر دهه اول انقلاب را بدلیل شرایط خاص و رخداد جنگ تحمیلی استثناء کنیم باز این انتقاد باقی است که در قالب اجرای برنامه های توسعه نه تنها از وابستگی اقتصاد و بودجه دولت به درآمد نفت کاسته نشد بلکه متاسفانه بر دامنه آن افزوده شد و با افزایش قیمت نفت بر هزینه های جاری دولت و در نتیجه وابستگی بیشتر به درآمد نفت افزوده می شد بگونه ای که در توصیف اقتصاد ایران به جز واژه های نفتی و رانتی کار ساز نبود و البته عدم کارآیی و کاهش بهره وری و افزایش فساد و فقر و تبعیض هم ذاتی چنین وضعیتی بوده است . تنها قدم اصلاحی که در برخورد با این واقعیت تلخ برداشته شد تمهید ” حساب ذخیره ارزی ” در تدوین و تصویب قانون برنامه سوم توسعه توسط دولت اصلاح طلب خاتمی بود که برداشت دولت از درآمد نفت را لگام می زد و محدود می کرد . خوشبختانه از سال ۷۹ که این قانون به اجرا درآمد با افزایش قیمت  نفت مبلغ خوبی در این حساب ذخیره شد و با تصویب طرحی در مجلس ششم امکان بهره مندی بخش خصوصی از ذخیره این حساب  بصورت وام ارزی فراهم گشت و برای اولین بار درآمد نفت از چرخه تولید آنهم توسط بخش خصوصی وارد اقتصاد ایران شد و ضمن حفظ این منبع کمیاب نرخ رشد سرمایه گذاری در دوره اجرای قانون برنامه سوم  توسعه را به متوسط سالانه ۱۱ درصد در سال افزایش داد که رکوردی برای این شاخص در سال های پس از انقلاب محسوب می شود .

روند افزایش قیمت نفت که از سال ۷۹ شروع شده بود و در سال ۸۴ که سال انتخابات ریاست جمهوری در ایران بود شدت گرفته است و در عین حال مبلغ قابل توجهی هم در ” حساب ذخیره ارزی ” انباشت شده بود شرایطی را بوجود آورد که موضوع بهره مندی از درآمد نفت در اقتصاد ایران به سوژه ای انتخاباتی تبدیل شود و سرانجام نامزدی که شعارش ” بردن درآمد نفت به سر سفره های مردم ” توانست گوی سبقت را از دیگر نامزدها برباید و ریاست دولت نهم را به عهده بگیرد و صد البته انتظار می رفت که در تحقق این وعده نهایت تلاش خود را بکار گیرد و سفره های مردم به ویژه اقشار محروم و متوسط را رنگین کند . از قضای روزگار در آمد نفتی که در سفره این دولت قرار گرفت در تاریخ معاصر ایران و حتی سال های پس از انقلاب بی نظیر بوده است . فقط برای مقایسه یادآور می شوم که بر پایه آمار بانک مرکزی کل درآمد نفت و گاز ایران در طول سال های پس از انقلاب تا پایان سال ۸۶ رقم ۶۴۵ میلیارد دلار بوده است که ۱۹۸ میلیارد دلار (نزدیک به یک سوم ) آن متعلق به سال اخیر بوده است . و برای آنکه امکان و توانایی دولت نهم برای بهره مندی از درآمد نفت در اقتصاد ملی روشنتر شود یاد آور می شوم که دولت هاشمی در ۸ سال دوران خود ۲/۱۲۶ میلیارد دلار و دولت خاتمی ۶/۱۷۴ میلیارد دلار درآمد از ناحیه نفت و گاز برای هزینه در اختیار داشته اند و البته دولت خاتمی درهنگام روی کار آمدن دولت نهم رقمی بالغ بر ۱۵ میلیارد دلار از این درآمد را بصورت ذخیره تحویل این دولت داد . این روزها کاملا آشکار است که تقریبا مبلغی در ” حساب ذخیره ارزی ” باقی نمانده است و به عبارت دیگر دولت احمدی نژاد با صرف هزینه ای بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار در سه سال اخیر چه گلی بر سر اقتصاد ایران زده است و چقدر سفره های مردم به ویژه اقشار محروم و متوسط را رنگین تر کرده است ؟ کاهش نرخ رشد سرمایه گذاری متوسط سالانه به ۸/۴ درصد ، افزایش نرخ تورم به ۲۵ درصد و نرخ بیکاری ۵/۱۲ در صدی حاصل عملیاتی کردن شعار ” بردن نفت سر سفره های مردم ” توسط دولت عدالت محور ، مهرورز ، خدمتگزار بندگان خدا و تعالی بخش کشور بوده است .

بدون آنکه بخواهم به بحث نفت و ارتباطش با مردمسالاری  و پاسخگویی قدرت و دولت در ایران بپردازم براین نکته تاکید می نمایم که نفت همچنان در کانون ترین مباحث مرتبط با اداره ایران قرار دارد و با توجه به تجربه های گذشته در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده قطعا همچون انتخابات گذشته سوژه اصلی خواهد بود با این تفاوت که هم مردم ایران تجربه یکبار عملیاتی شدن شعار ” بردن نفت سر سفره های مردم ” توسط اصولگرایان حاکم را دارند ، و هم قیمت نفت رو به کاهش نهاده است ، و هم همه تجربه یکصد سال گذشته در ارتباط با نقش و دخالت نفت در اقتصاد و سیاست ایران پیشاروی هر ایرانی است از اینرو موضوع ” نفت ، اقتصاد و انتخابات ” موضوعی است که امید می رود در عرصه عمومی طی ماههای آتی پی گرفته شود و برنامه نامزدهای ریاست جمهوری در این باره ارائه شود چرا که چه بخواهیم و چه نخواهیم آینده اقتصادی و سیاسی ایران به چگونگی استفاده از درآمد نفت در اقتصاد ایران وابسته است و آنچه می تواند افق کاری و چشم انداز توسعه کشور را تعیین کند در این برنامه ها و انتخابات باید جست و اینکه مردم ایران با چشمانی باز و انتخابی درست آینده خود را رقم زنند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *