رهیافت ها بسوی دموکراسی

برای دستیابی به مردم سالاری در جوامع بشری به لحاظ نظری و تجربه سه رهیافت به شرح زیرقابل شمارش و تامل می باشد :

۱-      تاکید بر عوامل اجتماعی و اقتصادی ( وجود طبقه متوسط ، شهرنشینی ، سطح سواد ، سطخ درآمد سرانه و صنعتی شدن ، …) دارد که « سیمور مارتین لیپست » مهمترین نظریه پرداز این رهیافت است به گونه ای توسعه اقتصادی و اجتماعی را اصلی ترین عامل ایجاد دموکراسی کارآمد می داند و استدلال می مند که دموکراسی نیاز به وجود یک طبقه متوسط قوی و مستقل دارد .

۲-      نظریه پردازان بسیاری بر ایجاد اصلاحات در ساختار رسمی ( حقوقی و سیاسی ) تاکید دارند و معتقدند اصلاح نهادهای رسمی بر عملکرد سیاست و حکومت و اداره کشور تاثیر می گذارد . این دسته از نظریه پردازان بیش تر به چارچوب نهادی و حقوقی حکومت دموکراتیک بها و اهمیت می دهند و مدعی اند وجود یک چارچوب دموکراتیک مناسب همراه با رویه ها و تقنین های لازم خودبخود عملکرد صحیح یک حکومت و توسعه اقتصادی و اجتماعی را بدنبال دارد.

۳-      تاکید بر عوامل فرهنگی دارد و برآن است که شرط لازم و اصلی کارآیی یک حکومت دموکراتیک قبل از هر عامل دیگر وجود فرهنگ و زندگی مدنی و دموکراتیک است . « الکسیس دوتوکویل » وجود فرهنگ جمعی و تجلی آن یعنی وجود انجمن های داوطلبانه انبوه و تنوع مردمی را مهم ترین عامل موفقیت دموکراسی در آمریکا می داند و از اینرو بر توسعه فرهنگی را رهیافت بسوی دموکراسی می داند .

       حال با توجه به این رهیافت ها در ارتباط با شرایط ایران می توان در یک جمع بندی نتیجه گرفت که در حرکت جامعه ما بسوی مردم سالاری باید از همه « رهیافت ها بسوی دموکراسی » بهره برد و برنامه ای در برگیرنده را طراحی کرد که همزمان بتواند به تقویت عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، حقوقی و سیاسی و فرهنگی ممد دموکراسی در جامعه ما دامن زند و نیروهای دموکراسی خواه در این مسیر تکمیل کننده یگدیگر در عرصه عمل اجتماعی باشند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *