آیا نقدها را عیاری بود؟

در هفته گذشته آقای احمدی نژاد در نشست مشترک دولت و مجلس هشتم مطلبی را بیان کردند که به عنوان رئیس جمهور و قوه مجریه بسیار قابل توجه و تامل است و نمی دانم چگونه رئیس دستگاه اجرایی کشور که باید درست ترین و دقیق ترین اطلاعات و آمار را در اختیار داشته باشد و بیان کند هر از هرگاه مطالبی را بیان می دارد که جای حرف و حدیث فراوان باقی می گذارد ؟ بطور مثال در این نشست رئیس جمهور با اشاره به اینکه هیچ کدام از دولت هاى گذشته به اهداف برنامه هاى توسعه دست نیافتند، گفت: «البته دولت نهم بر اساس آمار و ارقام مستند، بیشترین تحقق برنامه ها را داشته و در مقایسه با بقیه دولت ها بسیار موفق بوده است اما على رغم این موفقیت ها، عده اى بیرون از دولت و مجلس به تبلیغات منفى علیه دولت مى پردازند و معتقدیم جوسازى علیه اقدامات دولت و زیر سؤال بردن ارزش ها، ناشکرى است. » در باره این مدعای رئیس جمهور ، که همواره به جای پاسخگویی به عملکرد دولت حاضر به نقد دولت های گذشته و مقایسه می پردازد ، و ای کاش بجای کلی گویی این آمار و ارقام مستند مدعایی را ارائه کرده بودند ، نکات زیر قابل ذکراست :

۱-      از سال ۶۸ که اجرای اولین برنامه توسعه کشور شروع شد تا امروز که چهارمین برنامه توسعه ظاهرا در حال اجراست با توجه به شرایط محیطی و محاطی و مقتضیات و امکانات کشور عمل شده است و نتایج حاصله را باید قدر دانست اگرچه در عین حال باید به نقد و بررسی کارنامه هریک از این برنامه ها و برشماری نقاط قوت و ضعف آنها پرداخت و قطعا هر دولتی که روی کار می آید وارث عملکرد گذشتگان است و نمی تواند پله هایی را که از آن بالا رفته است کنار زند یا نادیده بگیرد مگر اینکه خود را تافته جدا بافته ای از گذشتگان بداند؟  آقای احمدی نژاد در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری با نقد و بعضا نفی گذشته و با تکیه بر شعارهایی همچون « شدنی است » و « ما می توانیم » تصویر و نوید یک ایران جدید یا « دولت اسلامی » را می داد و اینکه گذشتگان در این باره ناتوان و مقصر بوده یا غفلت و قصور داشته اند اما به نظر می رسد تجربه سه سال مسئولیت قوه مجریه و دستاوردهای حاصله باید ایشان را متوجه این نکته ظریف کرده باشد که کارآسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ، و حداقل اینکه انتظار می رود ایشان با توجه به این تجربه کمی متواضع شده و دیگر مانند گذشته راجع به دولت های گذشته و برنامه های توسعه سخن نگویند و اگر می گویند سنجیده و دقیق و منصفانه سخن بگویند .

۲-      جدول ذیل بصورت مقایسه ای اهداف کمی شاخص های کلان اقتصادی برنامه های توسعه اجرا شده را در انطباق با عملکرد حاصله با استناد به آمار و ارقام منتشره توسط بانک مرکزی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی نشان می دهد . هرچند مقایسه هردوره اجرای یک برنامه با برنامه دیگر بدلیل شرایط محیطی و محاطی و منابع در اختیار و دستاوردهای حاصله هر دولت نیاز به بحثی ریز و مفصل دارد و مهمتر اینکه باید شاخص و معیارهای ارزیابی و عیار نقد در مقایسه تعریف و تعیین شود تا آنگاه بتوان در باره میزان تحقق و موفقیت هربرنامه در مقایسه با دیگر برنامه ها به داوری رسید اما جدول زیر با فرض ثابت بودن سایر شرایط و با نوعی ساده سازی موضوع می تواند تصویری مقایسه ای برای ارزیابی ارائه کند و نشان دهد که در هربرنامه نسبت به هدفگذاری انجام شده چه میزان موفقیت یا ناکامی بدست آمده است . ۳-      اگر در این مقایسه ما اجرای برنامه چهارم توسعه و کارنامه عمل دولت احمدی نژاد را ادامه اجرای برنامه سوم توسعه و کارنامه عمل دولت خاتمی بدانیم در یک مقایسه گذرا این مدعای رئیس دولت نهم که ” البته دولت نهم بر اساس آمار و ارقام مستند، بیشترین تحقق برنامه ها را داشته و در مقایسه با بقیه دولت ها بسیار موفق بوده است ” نادرست می نماید و حداقل عملکرد سه ساله دولت نهم در انطباق با اهداف برنامه چهارم توسعه در مقایسه با دوره برنامه سوم توسعه حکایت از ناکامی می کند و بنابراین این مدعا وانتظار ایشان هم :” اما على رغم این موفقیت ها، عده اى بیرون از دولت و مجلس به تبلیغات منفى علیه دولت مى پردازند و معتقدیم جوسازى علیه اقدامات دولت و زیر سؤال بردن ارزش ها، ناشکرى است. ” ‌نادرست و نابجا می نماید ! همانطور که ایشان در نشستی با اهمیت و بزرگی دولت و مجلس بدون ارائه هرگونه آمار و ارقام مستند دولت ها و خدمتگزاران گذشته را مورد تقد و ارزیابی و داوری قرار می دهد و هرگز این عمل را ناشکری نمی داند باید این حق را برای دیگران و ازجمله شهروندانی که خوب و بد عملکرد دولت ایشان متوجه زندگی و حیثیت فردی و اجتماعی آنان می باشد قائل باشد که به همینگونه عمل کنند وطبعا ایشان نباید گله مند این نوع عمل باشند . مهمترین نکته ای که به نظر می رسد در سخنان رئیس جمهور غائب است و همین باعث می شود که ایشان بجای پاسخگویی به نقد گذشته پرداخته  و داوری های نادرست و غیر دقیق نمایند اینکه عیار نقد ندارند و باید به جد از ایشان پرسید ” آیا نقدها را عیاری بود؟” و اگر نقد ها ی شما را عیاری نیست چگونه انتظار دارید که دیگران در نقدهاشان عیار داشته باشند؟ و ناشکری همین است که نقدها را عیاری نباشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *