چراخاتمی باید بیاید؟

تحلیل شرایط ایران در سایه حاکمیت یکدست اصولگرایان در سه سال اخیر هدف این نوشتار نیست که هفتاذ من کاغذ می طلبد ، اما خلاصه اش اینکه کشور هر روز در سایه این حاکمیت در ابعاد مختلف و در مقایسه با قافله توسعه جهانی رو به قهقرا رفته و به ویژه در عرصه داخلی بر دامنه نارضایتی عمومی افزوده و میراث انقلاب اسلامی و بقای نظام را به خطر انداخته است ، و هرچند راقم این سطور در چنین هنگامه ای از دفاع جانانه رهبری نظام از عملکرد دولت احمدی نژاد در دیدار به مناسبت هفته دولت متحیر و متعجب مانده ام و در نمی یابم ایشان که باید بیشترین دغدغه و نگرانی را در این باره داشته باشد و قطعا اطلاعشان از مسائل ریز و درشت کشور بیش از امثال بنده است چرا اینگونه موضع گرفته اند ؟و… اما به عنوان یک شهروند ایرانی مسلمان که در برابر این شرایط احساس مسئولیت می کند و با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده ، برای رهایی از این وضعیت و نجات کشور و نظام از خسارت بیشتر و پاسداری از میراث انقلاب و حرکت دو باره در جهت تحقق اهداف و آرمان های آن تحلیل خود را دراین باره که « چرا خاتمی باید بیاید » ارائه کنم و امید وارم که این راه نجاتی برای کشور و نظام باشد .

حال در برابر طرح این سئوال که « چرا خاتمی باید بیاید؟ » پاسخ من این است :

                   1-هرآنکس که مشی سیاست ورزی اصلاح طلبانه را پذیرفته است  این سیاست به او دیکته می کند برای تغییر وضعیت موجود از هر امکان قانونی و مسالمت آمیز که می تواند بصورت کم هزینه و تدریجی کشور را بسوی وضعیت مطلوب به پیش برد استفاده کند و انتخابات یکی از بهترین امکانها و فرصت ها برای تحقق این امر است ضمن اینکه پاسداری از « نهاد انتخابات » هم به عنوان هدف و هم به عنوان وسیله برای تحقق و دستیابی به نظامی مردمسالار در ایران موضوعیت و طریقیت دارد که دموکراسی خواهان باید کمال توجه و بهره برداری از آن را داشته باشند .

۲-      اما می دانیم که انتخابات آزاد و رقابتی و سالم و قانونی در جمهوری اسلامی ایران از مجلس چهارم بدینسو با اعمال « نظارت استصوابی » دچار خدشه شده و از مجلس هفتم معنای حقیقی خود را از دست داده است و بیشتر به امری نمایشی و تشریفاتی تبدیل گشته است اما بدلائلی حاکمیت قادر به حذف آن نیست و هنوز به عنوان روزنه ای که می توان برای تغییر اوضاع از آن استفاده کرد بروی اصلاح طلبان بازمانده است و شرکت اینها در انتخابات باید به گونه ساماندهی و سازماندهی شود که بتوانند از این روزن بگذرند و در شرایط کنونی تنها فردی که می تواند بالاترین احتمال عبور از این روزن را داشته باشد « خاتمی » است و لاغیر!

۳-      « خاتمی » می تواند از سد شورای نگهبان بگذرد چرا که رد صلاحیت فردی با سابقه ایشان به معنای استحاله کامل نظام و ختم جمهوری اسلامی است . می تواند از سد همه دستگاههای تبلیغاتی بگذرد و در شرایط بی رسانه ای اصلاح طلبان او چون برای همه ایرانیان شناخته شده است هیچ نیازی به تبلیغ برای انتخاب ندارد . می تواند بر همه امکانات مالی و عملی حزب پادگانی و…فائق آید چون رای دهندگان ایرانی براحتی می توانند ورای شعار ها و مدعاهای مطرح با مقایسه عملکرد دوران دولت او با دولت احمدی نژاد دست به انتخاب زنند و محبوبیت او باطل السحر نیروهای غیبی است . می تواند با قطبی کردن انتخابات و دامن زدن با میزان مشارکت مردم در انتخابات درجه سلامت و صحت انتخابات را بالا برد و هیات های اجرایی و نظارت و…یکدست را مقهور رای مردم سازد . می تواند …

۴-      با همه این احوال ممکن است گفته شود فرض کنیم که این مدعای شما درست است و او آمد و انتخاب شد وریاست قوه مجریه را بدست گرفت حال با توجه به ساختار حقوقی و حقیقی قدرت در ایران او چه می تواند بکند ؟ آیا تجربه دوران هشت سال گذشته را می خواهد تکرار کند؟ آیا…هرچند براین نظرم که تجربه دروان چهارساله دولت احمدی نژاد فضای جدیدی را در کشور ساخته است و آقای خاتمی با داشتن تجربه دولتش و این چهار سال اگر بیاید و رئیس جمهور شود با آن خاتمی قبلی تفاوت بسیار خواهد داشت اما برای من همان تکرار بی کم و کاست دولت اصلاحات برای کشور و نظام غنیمت است و آنرا دستاوردی گرانسنگ برای جلوگیری از واپسگرایی می دانم .

۵-      اما عده ای می گویند که خاتمی سرمایه بزرگ اصلاح طلبان است و اگر آمد و با حمایت اصلاح طلبان در انتخابات شرکت و شکست خورد هم این سرمایه از بین می رود و هم اصلاح طلبان مایوس و سرخورده و…تر ازگذشته می شوند و… به نظرم در شرایط کنونی کشور این استدلال معنا ندارد چرا که برای نجات کشور از دامی که درآن افتاده است باید فداکاری کرد و بایدهرسرمایه ای داریم به میدان آوریم و وظیفه خود را انجام دهیم . ما افراد را برای در موزه نهادن و اسطوره کردن و…نمی خواهیم ما برای پیشترفت و توسعه و…کشور و کاستن از درد و رنج و آلام مردم بی پناه می خواهیم و فکر نمی کنم که تنزه طلبی و…بتواند دلیلی برای گریز از صحنه سیاست و مسئولیت باشد .

۶-      و آخر اینکه از نظر من انتخابات آتی ریاست جمهوری ایران آزمونی فیصله بخش برای عمل به قانون اساسی و اثبات باور مندی حاکمیت موجود به شعار اصلی آنقلاب یعنی « استقلال  ، آزادی ، جمهوری اسلامی » بصورت بسته ای کامل و نه گزینشی است و به لحاظ تاریخی آقای خاتمی شاخص تعیین کننده و اندازه گیرنده این آزمون شده است . شرح و بسط این مدعا را به فرصتی دیگر وا می نهم .

بر پایه آنچه آمد ـ و متاسف از اینکه نتوانستم همه مکنونان ذهنی ام در این باره را در قالب این نوشته و کلمات انتقال دهم –  فکر می کنم برای من اینکه « چرا خاتمی باید بیاید؟ » پاسخ به آینده جمهوری اسلامی ایران است و اینکه شرایط تاریخی به گونه ای گشته است که تنها نامزدی او می تواند افقی روشن  بسوی آینده بگشاید و به همه آنانی را که به فردایی بهتر برای ایران می اندیشند  امید و گرمایی دوباره بخشد و… واگراینگونه شود و فرصتی دوباره برای انتخاب مردم فراهم شود تا شاید گریزگاهی باشد برای رهایی و…   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *