افزایش فقر و شکاف طبقاتی

آقای احمدی نژاد در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری نهم بیشترین مانور تبلیغاتی خود را متوجه مسائل اقتصادی و معیشتی مردم به ویژه اقشار فرودست و متوسط اجتماعی کرد و دولت های گذشته را ازاین ناحیه مورد حمله و انتقاد قرار داد و اینکه آن دولت ها عدالت اقتصادی و اجتماعی را فدای سازندگی و توسعه سیاسی و فرهنگی کردند و عملکرد آنها باعث فقر و فاقه بخشی قابل توجه از مردم شده است . او گفت :‌” ما آن توسعه اقتصادی را می خواهیم که آثار آن سرسفره همه ملت قابل مشاهده باشد .”‌ یا “‌ حل مشکلات معیشتی مردم از اولویتهای اصلی دولت آینده است .” عدالت گستری ، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض از شعارهای اصلی من است .” یا ” عواید و پول حاصل از توسعه صنعت نفت باید سر سفره های مردم قابل مشاهده باشد .”‌ باید جامعه نمونه اسلامی و عاری از فقر وتبعیض در کشور ایجاد کنیم .” یا ” حفظ کرامت انسانها ، جلوگیری از توسعه فقر و فساد و تبعیض و از بین بردن بی عدالتی از محورهای مورد تاکید است .”‌ یا ” دست مافیای قدرت و قبیله را از سر نفت کوتاه خواهم کرد و حاضرم جانم را پای این قضیه بگذارم “‌ ‍ ‌یا ” مردم باید اثرات افزایش قیمت نفت را در سر سفره هایشان مشاهده کنند. ” یا … خوب حالا بینیم عملکرد دولت احمدی نژاد پس از سه سال مسئولیت در تحقق این گفته ها و وعده ها چه بوده است ؟

اخیرا گزارش نظارتی سال دوم اجرای قانون برنامه چهارم توسعه ( سال ۸۵ ) توسط دولت نهم منتشر شد. هرچند این دولت در اجرا هیچگونه وفاداری و پایبندی به اجرای این قانون نداشت و ازجمله انتشار دیرهنگام همین گزارش شاهدی بر تخطی دولت نهم از انجام تکلیف قانونی خود در این باره می باشد اما انتشار این گزارش را باید مغتنم شمرد چراکه دولت ناچار از ارائه گزارشی مستند بوده و مفاد آن نشان می دهد که نتایج حاصل از عملکرد اجرایی دولت در دو سال ۸۴ و ۸۵ درست بر خلاف گفته ها و وعده های رئیس دولت در ایام تبلیغات انتخاباتی بوده است و حاصلی جز « افزایش فقر و شکاف طبقاتی » در کشور به همراه نداشته است . به این جملات از گزارش توجه فرمائید :”‌ نسبت هزینه دهک بالا ( ثروتمندترین ) به دهک پائین ( فقیرترین ) طی دوره ( ۱۳۸۳- ۱۳۸۵ ) با داشتن روند افزایش در جامعه شهری از رقم ۲۵/۱۳ در سال ۱۳۸۳ به رقم ۴۶/۱۴ و در جامعه روستایی از رقم ۲۵/۱۷ در سال ۱۳۸۳ به رقم ۹۵/۱۷ افزایش یافت . ‌ نسبت سهم ۲۰ درصدی بالایدرآمدی به ۲۰ درصد پائین درآمدی دهک پائین در جامعه شهری از رقم ۶۲/۷  در سال ۱۳۸۳ به رقم ۳۳/۸ و در جامعه روستایی از رقم ۰۱/۹ در سال ۱۳۸۳ به رقم ۴۹/۹ در ۱۳۸۵ افزایش یافت هرچند در برنامه سوم توسعه این نسبت در مناطق شهری و در مناطق روستایی به ترتیب با نرخ متوسط سالانه ۸/۰ درصد و ۵/۲ درصد کاهش یافته است . مقایسه ارقام هزینه ناخالص خانوارهای شهری و روستایی نشان می دهد که در دوره ۱۳۸۳- ۱۳۸۵ متوسط رشد هزینه سالانه خانوار شهری به قیمت های جاری معادل ۳/۱۳ درصد و برای خانوار روستایی معادل ۴/۱۱ درصد بوده است ، در حالی که متوسط رشد هزینه به قیمت ثابت ۱۳۸۳ برای خانوارهای شهری معادل ۴/۰ درصد و برای خانوارهای روستایی معادل ۱/۲- درصد بوده است . در واقع اگر مصرف خانوار را تابعی از درآمد او فرض کنیم طی دوره فوق درآمد اسمی خانوارها در مناطق شهری معادل تورم و در مناطق روستایی کمتر از تورم افزایش یافته است . “

        به نظرم دیگر نیاز چندانی به تحلیل این جملات نیست چرا که بخوبی روند « افزایش فقر و شکاف طبقاتی » در دولت احمدی نژاد را در مقایسه با روند کاهشی همین مقوله در دروه اجرای قانون برنامه سوم توسعه توسط دولت خاتمی نشان می دهد و متاسفانه برآوردها حاکی از ادامه این روند مخرب در سال ۸۶ و سال جاری می باشد . و البته این واقعه یا فاجعه درست در دوره اتفاق افتاده است که دولتی با بیشترین شعارها و وعده های عدالتخواهانه و اصولگرایانه بر سرکار بوده و همه ارکان و قوای نظام همراه و همسو با آن و با کسب درآمد افسانه ای نفت به میزان ۱۹۸ میلیارد دلار در سه سال و بیشتراز هشت سال دولت خاتمی و هاشمی ! البته مشهور است که مردم ایران حافظه تاریخی ندارند اما در دنیای دیجیتال و ارتباطی امروز دستیابی به گفته ها و وعده ها بسیار آسان است و چقدر خوب می شد که رسانه ملی کمکی می کرد به این حافظه تاریخی تا همه مردم ما دریابند چه ها که گفته شد و وعده داده شد ، و امروز چه ها می بینند و چه می کشند؟ آری حاصل دولت عدالت محور و اصولگرا که علم نقد و انتقاد را نسبت به عملکرد دولت های قبلی بلند کرده بوده بود جز « افزایش فقر و شکاف طبقاتی » نبوده است و این در حالی است که در دولت های قبلی نرخ رشد سرمایه گذاری و تولید به رغم درآمد پائین نفت ارقام قابل قبولی بوده و وضعیت توزیع درآمد و فقر هم بهتر از وضعیت کنونی بود . لااقل آنها راهبرد تولید ثروت را همراه با توزیع ثروت مدنظر داشتند اما در دولت اصولگرا با تقدم راهبرد توزیع ثروت بر تولید ثروت آحاد جامعه به ویژه اقشار فقیر و متوسط به نوایی که نرسیدند هیچ بلکه با پس افتادگی در ساخت زیربنا ها باید بی گازی در زمستان و خاموشی در تابستان و گرانی و تورم را درهمه فصول تحمل کنند و به عبارتی هم چوب و هم پیاز را بخورند ! با همه اینها آیا شهروندان ایرانی در انتخابات آتی ریاست جمهوری چشم و گوششان را بروی گفته ها و وعده ها و…نامزدهای ریاست جمهوری باز خواهند کرد؟ و آیا بازهم وعده های اقتصادی و معیشتی راهگشا خواهد بود ؟ وآیا…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *