جنبش عدالتخواه دانشجویی

دانشجویان به دلیل جوانی و مقتضیات زندگی دانشجویی آرمانگرا و عدالتخواهند و این از ویژگی های غالب و جاری در همه حرکت ها و جریانات دانشجویی از بدو پیدایش دانشگاه در ایران تا امروز به رغم فراز و نشیب های طی شده بوده است . بدون آنکه بخواهم به تحلیل و کالبد شکافی این موضوع بپردازم با استفاده از همین مایه و پایه می خواهم به شکل گیری تشکلی بنام « جنبش عدالتخواه دانشجویی » در دوران اصلاحات اشاره کنم و البته این رخداد به شدت مورد استقبال نیروهای محافظه کار و جریانات همسو با آنان در دانشگاهها قرار گرفت ! تا آنجا که من بخاطرم مانده است اینها در دوران دولت خاتمی با مواضع انتقادی نسبت به عملکرد این دولت دوحرکت عمده را سازمان دادند یکی نهضت دفاع از کارتن خواب ها در زمستان سال ۱۳۸۳ برای اثبات اینکه دولت اصلاحات عملکرد اقتصادی مناسبی در رفع فقر و حل مشکل کارتن خواب ها نداشته است و دیگری حلقه زدن افراد این جنبش بدور تاسیسات هسته ای در اصفهان و نطنز برای دفاع از شعارانرژی هسته ای حق مسلم ماست در سال ۱۳۸۴ و در تقابل با سیاست دولت خاتمی دراین باره ! البته من در همان زمان در باره ربط این اقدام دوم با عدالتخواهی مورد ادعای اینان مطلبی نوشتم و افرادی از این جنبش هم پاسخی دادند اما واقعیت اینکه فکر می کنم گذشت روزگار سرنوشت این جنبش را سخت به امتحان گرفته و تقریبا رمقی از آن باقی نمانده است .

دلیل طرح چنین مدعایی به عملکرد این جنبش در دوران حاکمیت یکدست اقتدارگرایان در سه سال گذشته برمی گردد . در اینکه شعارها و اهداف این جنبش همخوانی و همسویی کامل با شعارهای جناح اقتدارگرا برای تسخیر مجلس هفتم و آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری نهم داشت تردید ندارم و برداشتم این است که افراد این جنبش برای پیروزی اینان مایه گذاشتند و طبعا مثل همه آنانی که برای عدالتخواهی به اینان دل بسته بودند امید داشتند که با حاکمیت اینان دیگر از فقر و فساد و تبعیض و…درجامعه ایران اسلامی خبری نباشد و…اما و صد اما که هرچه از زمان حاکمیت اینان بیشتر سپری می شود بر دامنه فقر و فساد و تبعیض و مشکلات اقتصادی و اجتماعی و…هم افزوده می شود و به رغم اینکه افراد این جنبش در برخی مقاطع در برابر حوادث واقعه موضع گرفته و حتی دست به اعتراض دسته جمعی زده اند اما روز بروز از دامنه مواضع و تاثیرگذاری و عمل این جنبش در مقابل جناح حاکم اصولگرای عدالتخواه ! کاسته شده و با این روند قطعا این جنبش رو به اضمحلال و انحلال خواهد رفت . هریک ازاتفاقاقی که در همین ماه های اخیر رخداده است مثل ماجرای افشاگری های آقای پالیز دار ، یا عدم شناسایی و معرفی مافیاهای مورد ادعای ریس دولن نهم پس از سه سال ، یا جعل مدرک آقای کردان و وزارت کشور ایشان ، یا گزارش ها و حرف های دروغ دولتمردان در باره وضعیت اقتصادی و اجتماعی و علمی و…، یا گسترش بی عدالتی ناشی از تورم و به زیر خط فقر رفتن بیشتر نسبت به دولت خاتمی ( از دو دهک جمعیتی به سه و نیم دهک جمعیتی )، یا سخنان معاون و یار غار رئیس جمهور در دوستی با مردم اسرائیل ،…کافی است تا اصالت این جنبش و استقلال آنرا از همسویی بی قید و شرط با حاکمیت نشان دهد و به نظر می رسد که این جنبش در حال جان کندن یا ایستادگی بر سر مواضع و رویارویی با متحدان سابق است . بواقع اگر افراد این جنبش در سال ۸۳ نگران حال کارتن خواب ها بودند چرا حالا در برابر این خبر رئیس سازمان بهزیستی دولت اصولگرا و ارزشی و عدالتخواه که همین دیروز اعلام کرد تعداد کودکان خیابانی نسبت به پارسال در تهران دوبرابر شده است و ما در سال جاری تاکنون ۸۰۰ نفر آنها را از سطح خیابان ها جمع کرده ایم هیچ عکس العملی نشان نداده اند و همچون ماجرای کارتن خواب ها برای همدردی با آنها روانه خیابانها و…نشده اند و چرا های دیگر؟ آیا این جنبش از دادن یک تحلیل نسبت به عملکرد اقتصادی و اجتماعی دولت احمدی نژاد در مقایسه با دولت های گذشته و دوری یا نزدیکی اش به عدالتخواهی عاجز است ؟ هرچند در باره جنبشی که در برگیرنده افراد مختلف و متنوعی است و بر طبق مسمایی که انتخاب کرده اند انگیزه شان عدالتخواهی است اصل را باید بر صحت گذاشت و امید داشت که در همه مقاطع این چنین باشد اما من به عنوان یک ناظر بیرونی وقتی نوع موضع گیری و رفتار این جنبش را در مقطع زمانی دوره اصلاحات و پس از آن مرور و تحلیل می کنم سخت در مورد اصالت و استقلال این جنبش به تردید می افتم و اینکه این جنبش هم به سان دیگر گروه سازی موازی در دوران اصلاحات سازمان داده شده و طبعا در گذر زمان زود یا دیر موضوعیت خود را از دست خواهد داد و حتی اگر از بین نرود تبدیل به تشکلی تزیینی در کنار دیگر تشکل های تزیینی وصل به حاکمیت خواهد شد که بطور نهان و آشکار هر سال نشستی با پیام های رسمی مقاماتی ، که خود باید پاسدار عدالت در جامعه و پاسخگوی هر نوع بی عدالتی باشند ، برگزار کنند و سرخوش از اینکه همچنان می توانند بنام « جنبش عدالتخواه دانشجویی » مشغول باشند !     

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *