چوب خدا صدا ندارد

اینروزها اتفاقات جالبی در جامعه مان در حال رخ دادن است که به بهترین وجه مصداق بارز این مثل رایج است که « چوب خدا صد ندارد » ، والبته این چوب خیلی هم صدا دارد و خیلی هم درد می آورد ! چوب اخیر شامل حال نماینده اصولگرای مجلس هفتم و هشتم از کرج شده است ! حتما شما هم خبر بازرسی منزل ایشان در ساعت ۱۱ شب روز سه شنبه و بازجویی ۱۱ ساعته از ایشان را در ورزهای آخر هفته گذشته را در رابطه با صحبتهای آقای پالیزدار و پرونده ای که در این باره در دادستانی تهران تشکیل شده است شنیده اید . به نظرمن ورود به حریم یک نماینده مجلس آنهم در رابطه با پرونده ای که به مصالح عمومی جامعه مرتبط می شود بسیار حائز اهمیت می باشد و نشانه ای از عمق و شدت انسداد سیاسی به نفع باند یا جناح سیاسی خاصی حکایت می کند به ویژه آنکه نقش و دست دادستان معروف استان تهران هم در اینکار هویداست !

داستان برخورد قضایی با نمایندگان بدلایل سیاسی از مجلس ششم بواسطه نطق های قبل از دستورشان،که انتقادهایی را متوجه دستگاه قضایی و دیگر نهاد های حکومتی می کرد ، شروع شد . در پی ارسال احضاریه های متعدد برای نمایندگان بحث « مصونیت نمایندگان » به یک بحث داغ در رسانه ها تبدیل شد و مرکز پژو هش های مجلس هم گزارشی را در این باره تهیه کرد . موافقان این موضوع با استناد به اصول ۸۴ و ۸۶ قانون اساسی که صراحت دارد : ” هرنماینده در برابر تمام ملت مسئوول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نماید .” و ” نمایندگان در مقام ایفای وظائف نمایندگی در اظهار نظرخود کاملا آزادند و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند یا آرایی که در مقام ایفای وظائف نمایندگی خود داده اند تعقیب یا توقیف کرد .” و همچنین موادی از قانون آئین نامه داخلی مجلس  بر « مصونیت نمایندگان » تاکیدداشته  و بیان می کردند اگر قرار باشد که با نمایندگان مجلس بواسطه بیان نطرات و دیدگاهشان برخورد شود و مورد پیگرد قضایی قرار گیرند دیگر جایی برای حریت و آزادی و آزادگی نمایندگان باقی نمی ماند و آنها همه محافظه کار و…می شوند و مجلس خاصیت نظارت و پرسشگری و انتقاد کردن و…را از دست می دهد . در آن ایام همه رسانه ها و چهره ها و گروه های اصولگرا مدافع برخورد قضایی و « عدم مصونیت نمایندگان » بودند و با خلط جرم های عادی مثل قتل و سرقت و…با جرم های سیاسی و تسری آن به وظائف نمایندگی  اصرار می ورزیدند که نمایندگان مجلس مثل همه مردم باید در برابر هر سخن و کلام خود به لحاظ حقوقی پاسخگو باشند و این حق دستگاه قضایی است که نمایندگان را بواسطه سخنانشان حتی در نطق های پیش از دستور مورد پیگرد قرار دهد . البته روشن است که در آندوران همه این بحث برای برخورد با نمایندگان اصلاح طلب بود و جالب اینکه غالبا این دادستان تهران ( ونه شاکی خصوصی ) بود که مدعی می شد و نامه احضاریه می فرستاد و سرانجام این داستان هم به بازداشت و زندانی آقای لقمانیان نماینده همدان منجر شد که خود حوادث بسیاری را بدنبال داشت و در نهایت با اعتراض و ترک مجلس توسط آقای کروبی آزاد شد و…

خوب آن روزگار گذشت و با انجام یک انتخابات کاملا مهندسی و فرمایشی برای مجلس هفتم و هشتم افرادی کاملا « خودی » وارد مجلس شدند و تقریبا موضوع « مصونیت نمایندکان » سالبه به انتفاع موضوع شود و دیگر نماینده ای موی دماغ نهادهای حکومتی و افراد مسئول نشود و تاروزهای آخر مجلس هفتم نیزتقریبا این رعایت شد و فقط یک نماینده را بدلیل شاکی خصوصی و مسائل اخلاقی احضار و بارداشت کردند ( البته موارد دیگری هم بود که صدایش را در نیاوردند و برای حفظ آبروی اصولگرایان و مجلس اصولگرا لاپوشانی کردند) ، اما با شروع کار مجلس هشتم ظاهرا چوب خدا به صدا درآمده است بگونه ای که برخورد قضایی با یک نماینده در حوزه مسائلی که به عرصه عمومی و وظائف نمایندگی مربوط می شود این چنین صدای اعتراض اور را درآورده است :” با این اقدام ، حرمت و حیثیت مجلس شکسته شد . تحقیق و تفحص از قوه قضائیه در چارچوب قانونی آن انجام شد ، حال اگر فردی یکسری اکاذیب را مطرح کرد ، آیا می توان به به استناد آن به خانه یک نماینده ریخت ؟” وی حکم بازرسی از منزل خود را به منظور زهر چشم گرفتن از نمایندگان ارزیابی کرده است . به نظرم این نماینده باید به گذشته خود رجوع کند و ببیند این طنابی که بافته اند حالا به گردن خودشان افتاده است ! و دنیای سیاست همین است و به تعبیری روزی با شماست و روز دیگر علیه شماست ! حالا تازه این نماینده « خودی » و مورد تایید همه دستگاههای اجرایی و نظارتی و غیبی و…برای ورود به مجلس بوده است پس وای به حال نماینده ای که یک کمی پرونده اش نقص داشته باشد که اگر کوچکترین قدمی خلاف میل …بردارد کارش با کرام الکاتبین است و…

درایام انتخابات مجلس هشتم مناظره ای داشتم با آقای نادران ، وایشان به تلویح و تصریح بیان داشتند که نمایندگانی که در مجلس ششم به رهبری نامه نوشتند و تحصن کردند دیگر حق ورود به مجلس را ندارند و باید رد صلاحیت می شدند ! بنده به ایشان گفتم اگر نماینده ای بدلیل نوشتن نامه به رهبری برای انتخابات ردصلاحیت شود آیا دیگر نماینده ای جرئت نامه نوشتن به رهبری را خواهد داشت ؟ و در چنین شرایطی تکلیف شهروندان روشن است ! خوب نتیجه چنین وضعیتی چه می شود؟ متاسفانه جریان اصولگرا آنقدر طناب بدور انقلاب و نظام بسته است که حالا کم کم خودشان هم دارند در تور آن می افتند و لابد باید این طناب به گردن یک یک شان بیافتد تا صدایشان در آید ! البته اگر خدا بخواهد به آنها بیاموزد که چه جفایی در حق دیگران روا داشته اند و مصداق « چوب خدا صدا ندارد » قرارشان دهد وگرنه باید منتظر اتفاقاتی دیگر ماند و این یک قانون هستی است که : ” واگرشما ذره ای کار نیک انجام دهید پاداش آنرا می گیرید ، و اگر ذره کار بد و شر انجام دهید نیز نتیجه اش گریبانگیر شما می شود .”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *