چوب خدا صدا ندارد

من عادت ندارم به این مسائل بپردازم چراکه آنقدر جامعه ما مسائل بنیادی و اساسی دارد که جایی برای پرداختن به اینگونه مسائل باقی نمی گذارد ! اما عملکرد افراد و گروه های متعلق به جناح یکدست حاکم فعلی در دوران دولت خاتمی در واکنش به حوادث و رخدادهای آن دوران و دوره حاکمیت دولت اصولگرا که ادعای دینداری و ارزشمداری و…شان گوش فلک را کرده است ناگزیرم کرد که این مطلب را بنویسم . حتما همه یادشان هست که جریان کفن پوشی و تظاهرات ضد دولت خاتمی و اصلاح طلبان در قم و…ازکی براه افتاد و اوج گرفت ؟ پس از سالگرد دوم خرداد و تجمعی که در دانشگاه تهران برای بزرگداشت این حماسه با سخنرانی آقای خاتمی برگزار شد . دلیل کفن پوشی و اعتراض تظاهر کنندگان این بود که چرا این تجمع کنندگان و به ویژه جوانانی که در دانشگاه تهران پای سخنرانی آقای خاتمی آمده بودند در ایام محرم سوت کشیده و کف می زدند ! حالا تصورش را بفرمائید که خبر می رسید که یکی از مدیران درجه چندم دولت خاتمی در یک جایی به ناموس مردم چشمکی زده و نظر ناروایی داشته است ، خوب فکر می کنید این جریان معترض به سوت و کف در آن هنگام چه می کرد؟ و اگر این اتفاق در یک دانشگاه و آنهم توسط یک معاون دانشجویی و فرهنگی اتفاق افتاده بود آنوقت عکس العمل اینان چی می بود ؟ قطعا آنچنان بلوایی علیه دولت خاتمی و اصلاح طلبان براه می انداختند که نگو و نپرس و تا مرز ساقط کردن دولت پیش می رفتند که بله به دولتی که مسئولانش به نوامیس مردم نظر بد داشته باشند نباید مهلت داد و…و البته اینرا هم دلیل محکمی بر ادعاهای خود و شاهدی بر اثبات اتهامات تکراری شان چون لائیک و اهل تسامح و تساهل و…بودن اصلاح طلبان می گرفتند و اینکه با ادامه کار دولت خاتمی دیگر چیزی از اسلام و ارزشها و…باقی نخواهد ماند و خلاصه و علی الاسلام والسلام !

خوب چرخ روزگار همه ارکان ریز و درشت حکومت را بدست نمایندگان این کفن پوشان و سینه چاکان دین و ارزشها قرار داد و با حذف اصلاح طلبان از همه مصادر و مقامات حکومتی ، عالمان بزرگی هم اعلام کردند که مجلس و دولت در دست تایید شدگان امام زمان قرار گرفت و آنها از این پس می توانند راحت بخوابند چرا که دولت ارزشمدار بیدار است و عزم مبارزه با مفاسد از هرنوعش و احیای ارزشها و امنیت اجتماعی و اخلاقی را دارد . در سایه این رخداد بحمدلله جامعه ما دیگر شاهد کفن پوشی و تظاهرات نبود و گروه های فشار و لباس شخصی هم مثل آب به زمین فرو رفتند ! و با رفع موانع ، شرایط مقتضی برای تشکیل دولت اسلامی و ظهور امام زمان فراهم شد و…و حالا از گوشه و کنار خبرهای عجیب و غریب می رسد: اینکه حداقل دو نماینده مجلس هفتم را به اتهام مسائل اخلاقی احضار کرده اند و اینکه یک مسئول در دانشگاهی با دختر دانشجویی خلوت کرده و قصد تعرض به اورا داشته است و…

     من از آنانی نیستم که خیالپرداز باشم و یک هاله قدسی ( که در دولت نهم این هاله خود داستانی دارد ) دور افرادی که در دولت و دیگر نهادهای حکومتی کار می کنند بکشم ، و هرگز هم با گزینش های عقیدتی و سیاسی سفت و سختی که برای استخدام و بگار گیری شهروندان در نهادهای دولتی و حکومتی در سال های پس از انقلاب انجام شده و می شود موافت نداشته و ندارم چراکه فکر می کنم این روش چاره ساز همان خواسته ای که گزینشگران بدنبال آنند نیست وتالی های فاسد بسیار به همراه دارد ، و براین نظرم که بایدبه افراد جامعه و از جمله حکومتگران دید واقعی داشت و اینکه اکثریت قاطع افرادجامعه به لحاظ خصائل انسانی و ایمانی متوسط و جایزالخطا هستند و نباید رخداد بعضی خطاها را امری غیر مترقبه و فاجعه دانست و…و البته در صورت هرگونه رخداد و خطایی مجرمانه هم سرانجام این دستگاه قضایی است که باید اعلام نظر و رای کند . وبه همین دلیل در مورد خودم همواره دعا می کنم که در معرض برخی کارها قرار نگیرم و از خدا مدد می خواهم که مرا از آلوده شدن به خطا و گناه مصون دارد . اما قطعا از افراد و گروه ها ودولت و… که فی المثل در انتخابات مجلس هشتم خیل کثیری ازمسلمانان و یاران امام و انقلاب را بدلیل عدم اعتقاد والتزام به اسلام و جمهوری اسلامی ایران و…ردصلاحیت کردند و برای پرونده سازی راجع به آنان به هر حشیشی متوسل شدند و هر آنکسی راکه غیرخودی می پندارند از هیچگونه پرونده سازی و غور در زندگی خصوصی اش تا گذشته های دور ابا ندارند و…نمی توان به این آسانی گذشت و آن جمله پر مغز خواجه عبدالله انصاری را خطاب به آنان بکار نبرد که ای که خار را در چشم دیگران می بینی چرا درخت را در وجود خود نمی بینی ؟ و از کفن پوشان دیروز علیه دولت خاتمی و سینه چاکان امروز دولت احمدی نژاد باید پرسید پس آن همه غیرت و حمیت دفاع از اسلام و ارزشها و…و ناموس مردم چه شد ؟  و حالا چرا دیگر حتی صدایی از شما در نمی آید؟ آیا ای رفتار دو گانه در دیروز و امروز اینرا به همگان القا نمی کندکه دعوا بر سر خدمت و… نیست و بر سرموضوع دیگری است ؟ و هم دیروز و هم امروز کاری به اسلام و…ندارد ؟ و دعوا بر سر لحاف ملاست ؟ واقعا وقتی من به عنوان یک شهروند و فردی که دل و دیده و اندیشه و سر در گرو انقلاب اسلامی داشته و دارد به این اوضاع و احوال می نگرم جز اندوه و تاسف و تاثر نمی خورم ، و جالب اینکه در حالیکه برخی مقامات دولتی و حکومتی آن کار دیگر می کنند امثال همسر بنده که در پی کار خیر و کمک به مردم است و می خواهد در قالب یک موسسه خیریه رسمی و قانونی کار کند پس از ارائه همه مدارک لازم به اداره مربوطه در وزارت کشور مورد باز جویی محترمانه راجع به همه سوابق و لواحق اش بر خلاف همه موازین حقوقی قرار می گیرد (که ذکر جزئیات آنرا برای بعد می گذارم) و لابد آقایان نگرانند که نکند نهادی مدنی بدست آفرآد ناصالحی بیفتد ؟ و… به نظر می رسد کارگزاران دولت نهم آنقدر ضعیف وبه عالم و آدم بدبین هستند که زیر هرسنگی و درهر سوراخ وسمبه ای بدنبال رد پای یک جاسوس بیگانه ، مفسد ، و…رامی گردندو با نگاهی گاملا امنیتی و پلیسی می خواهند جامعه را اداره کنند و این در حالی است که کرم در درون خانه شان لانه کرده است ! از قدیم گفته اند :” چوب خدا صدا ندارد ” اما به نظر می رسد چوب خدا خیلی هم صدا دارد و قطعا آنهایی که دیروز آنگونه عمل می کردند حالا گرفتار شده اند و باید بدانند که چوب خدا به صدا درآمده است . امثال بنده همه ظلم و جفاهایی را که بناحق بر من و خانواده ام در این دوران رفته است به خدا واگذار کرده ایم و براین باورم که خدا بهترین ناظر و داور بر اعمال ماست و عدالت الهی کار خود را می کند . من صدای چوب خدا را هر روز از گوشه و کنار می شنوم و آنهائیکه که باور ندارند زود یا دیر خواهند شنید !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *